The first 192 lines.
در سال 2017 شخصی یه شمع برداشت و به خیابون رفت
پنجاه هزار نفر تو هفتهی اول
هفتهی بعدش سیصد هزار نفر بودن و هفتهی بعد یک میلیون
هوای سرد نتونست این حرکت رو متوقف کنه
و 16,852,360 نفر طی چهار ماه تو خیابونها راهپیمایی کردن
این رقم برابر با یک سوم کل جمعیت کره جنوبیه
این امر منجر به استیضاح رئیس جمهور فعلی شد
و شرکت مشهور جهانی بوق علناً به خاطر ارتباط مشکوک خود
با فساد رئیس جمهور عذرخواهی کرد
این اتفاقات به اخباری جهانی تبدیل شدن
و عدهای بهش لقب میدون نبرد دموکراسی دادن
و عدهای دیگه به کشوری تشبیهش کردن که هنوز درگیر جنگه
همچنین زمینههای نگران کنندهای داشت
ولی چیزی وجود داره که هیچ رسانهای تو دنیا بهش توجه نکرده
"اولین کسی که مراسم شمع نورانی رو شروع کرد کی بود؟"
این فیلم بازسازی وقایع بین سالهای 1992 و 2023 رو) (براساس مدارک و شهادتها نشون میده
به منظور جلوگیری از مسائل حقوقی) (مثل افترا و زیرپا گذاشتن آبروی افراد
نام شخصیتها و سازمانها تغییر کرده) (ولی بقیهی موارد همه واقعیست
پست فراخوان برای مراسم شمع نورانی اولین بار تو سال 1992 به صورت آنلاین ظاهر شد
پس دقیقا سی و یک سال پیش بود
اون موقع آنلاین شدن یک دقیقهی کامل طول میکشید
و بعد از وصل شدن خط تلفن خونه بی استفاده میشد
با این وجود کاربرانِ مسافرِ سیستم بی بی اس "بر فراز کوهها و آن سوی آبها"
به نزدیک پنج هزار نفر میرسیدن مردم به کمک خطوط تلفن به بی بی اس وصل میشدن و) (فضای آنلاینی ایجاد میشد که باهم در ارتباط بودن
سیستم بی بی اس به لطف مدیری که دانش سفر گستردهای داشت خیلی بزرگ شد
نام کاربری مدیر "شیطان" بود
ولی هیچکس نمیدونست که اون یه نوجوون شونزده سالهست
میخوای کل روز با کامپیوتر بقیه رو گول بزنی؟
تو ولگرد کوچولو
خط تلفن ما کل روز مشغوله- همین الان روشنش کردم-
تا به حال دربارهی "ارتباطات کامپیوتری" شنیدین؟
سرویسیه که کاربرا اطلاعات رو از طریق خطوط تلفن به اشتراک میذارن
این سرویس از اوایل ماه آینده به یه سرویس پولی تبدیل میشه
روزی
یه مجلهی اقتصادی بزرگ کل شبکهی اینترنت رایگان رو خرید
و پولی بودنشو اعلام کرد
اگه مجبور باشیم پول بدیم کامپیوتر رو قطع میکنم
!لعنتی
ای ولگرد، ادبت سر میز شام کجاست
بزرگترین سهامدار این مجله از گروه بوق بود
شرکت پیشرو هم نمایندهی اتحادیه صنایع کره بود
اتحادیه صنایع کره، اتحادیهایه که فقط بیست شرکت برتر در اون پذیرفته میشن
و اکثر اونا صاحب رسانههایی برای کنترل افکار عمومی هستن
به همین دلیل سهامدارها با احتیاط رفتار میکردن
از الان به بعد گروه بوق رو "مانجون" میگم
برای جلوگیری از دعوای افترا دست و بالم بستهست
به هرحال هیچکس تو کره نتونست به حد اونا برسه
ولی شیطان مطمئن بود که میتونه با هرکسی بجنگه و پیروز بشه
حتی اگه دشمنش رو نمیشناخت
پسر، گاز اشک آور اذیتت نمیکنه؟
اون زمان نماد اعتراض کوکتل مولوتف بود)
پسر، تو به کامپیوتر معتاد شدی- ولی اون چیزی نمادینتر پیدا کرد-
به بابات میگم و اونم کامپیوتر رو میندازه تو آشغالا
این اولین مراسم شمع نورانی تو جهان بود
ببخشید اتفاقاً تو شیطان نیستی؟
آره
ولی افراد زیادی جمع نشدن
اینترنت اون موقع خیلی کند بود
یه ماه بعد ارتباطات کامپیوتری به یه سرویس پولی تبدیل شد
و بی بی اس شیطان برای همیشه خاموش شد هر سیستم بی بی اس رو افراد یا گروههای کوچیک) (درست میکردن و بقیه میتونستن بهشون وصل بشن
بیست و چهار سال بعد
کسی که اولین شمع رو نورانی کرد یی سونگ چول شی بود
اون برگزار کنندهی فستیوال
و مدیر سابق سیستم بی بی اس برفراز کوهها" بود"
و کسی که وبسایت مراسم رو برای دورهم جمع کردن مردم ساخت
برادر یی سونگ چول شی یی سونگ ووک شی بود
گفته میشه یی سونگ ووک شی به شدت تحت تاثیر برادرش بوده
و در نهایت یه دانش آموز راهنمایی جمعیت 16,852,360 نفر رو به خیابونا کشوند
به خاطر اینکه اینترنت به اندازهی کافی سریع بود
و قدرت جهانی، مانجون، سرانجام به طور علنی برای عذرخواهی ظاهر شد
من شخصا دربارهشون تحقیق کردم و حرفهی خبرنگاریمو به خطر انداختم
درسته، من یه خبرنگارم
و این داستان با رویکرد این مرد شروع شد
ووسونگ دیتا یه شرکت متوسط بود
و تنها فروشندهای بود که برای نسل بعدی گیرندهی های پَس رقابت میکرد
مشکلی نیست؟- نه-
دوباره چک کن رفیق
باشه
پای حقوق انحصاری با بازدهی سالانه به ارزش پنجاه میلیون دلار وسط بود
یه هفته قبل از آزمایش
مقامات بزرگراه سرعت رو به دلایل ایمنی به 150 کیلومتر در ساعت افزایش دادن
ولی ووسونگ مخالفت نکرد
مشکلی نیست؟- همه چیز خوبه-
فناوری ووسونگ سرعت رو تا 300 مجاز میدونست
آماده برای آزمایش، آماده برای آزمایش
ما دربارهش کاملا مطمئنیم میتونیم سرعت رو به 250 برسونیم؟
بدون هیچ سودی فقط خطرناکه
پس 200 چطور؟
هرطور مایلی
باشه
!200 ، 200 بریم برای
چی؟
!سیگنال شکست خورد
چی؟ چی شد؟
فرکانس افت کرد
چطوری؟
بریم ناهار بخوریم
...شت
چی شد؟ تو چیزی رو به هم ریختی؟
ببخشید
میشه دوباره با سرعت کمتر امتحان کنیم؟
البته، این کارو بکن
در نهایت ووسونگ تو آزمایش شکست خورد
همه چیز خوبه؟
و یه فروشندهی بدون فناوری که واجد شرایط رقابت نبود
آزمایش رو پشت سر گذاشت و شش ماه بعد برنده قرارداد شد
این عکس تو پیست گرفته شده
آره؟
اینا به فرکانسمون پارازیت میدادن
یه چیزی نگه داشتن
عکس دیگهای دارین؟
به سختی تونستم اینو به دست بیارم
مطمئنم احساس میکنین در حقتون ظلم شده
من این موضوع رو بیشتر بررسی میکنم و بعدا بهتون زنگ میزنم
توسعه این فناوری پنج سال طول کشید
چطور یه فروشنده بدون هیچ فناوریای میتونه تو مدت شش ماه توسعهش بده
از هر کی میخوای بپرس !این با عقل جور درنمیاد
پس خودم بررسیش میکنم و بهتون زنگ میزنم
این فروشنده یه شرکت تابعِ مانجونه
اونا کارمندها و فناوری منو دزدیدن
مانجون؟
قرارداد گیرندهی های پَس) (آزادراه گیونگ بو
همونطور که میدونین مقاله نوشتن دربارهی مانجون سخته
با خبرنگار دیگهای صحبت کردین؟
نه
به هیچ وجه
نمیگم که میخوام مقاله بنویسم فقط میخوام تحقیق کنم
نمیتونم؟
چرا درباره چیزی تحقیق کنی که مقالهای دربارهش نمینویسی؟
بخش فرهنگ! اون لطفی که ازت خواسته بودم- اگه چیزی پیدا کردم مینویسم-
دو تا بلیط تو بخش آر؟
اس؟- نه آر-
به خاطر اینه که یه مخبر رو دیدم و اون قبلا با خبرنگارای دیگه صحبت کرده بود
چی میشه اگه ما وقت تلف کنیم و بقیه خبر داغ و دسته اول رو به دست بیارن
...تو پسر
آخرین داستانت رو تموم کردی؟
...اون یکی
یه کم بیش از حد رو راست و بی پردهست
پس تو هم رو راست بنویس
و سخت تلاش کن تا سردبیر بشی و هر چی خواستی بنویسی
مرخصی
اون یه خبرنگاره
آره
باشه
وقتی یکی خبرنگار میشه داستانهای دیوونه وار زیادی میبینه
ولی همهی اونا مقاله نمیشن
یه مقاله مثل یه رمان سریالی بی پایانه
همهشون داستانهای متفاوتی به نظر میرسن ولی یه روایت و جریان مشترک دارن
اساس همهی داستانا اختلافه
اختلاف با کی
قهرمان کیه و رقیبش کیه؟
رقیب مسئول اصلی بود که دادهها رو باهاش به اشتراک میذاشت
طرف قراردادهای مانجون تو اون آزمایش دخالت کردن
و قهرمان داستان مدیر عامل ووسونگ با یه بدهی چهار میلیون دلاری باقی موند
تا حالا رازی رو فاش کردین که هیچکس ازش خبر نداشته؟
این هیجان منحصر به خبرنگار هاست
مسیر یه خبرنگار تاریک و تنهاست
ولی شجاعت اون دنیا رو تغییر میده
این ماموریت یه خبرنگاره
فریاد مدیرعامل شرکت کوچیک) (بعد از خرج کردن بیست میلیون دلار
کی بهت اجازهی نوشتن اینو داده؟
...خبر داغیه که نمیشه از دستش داد
میخواستم حداقل یه نمای کلی ازش بنویسم
...ستایشهای من واقعا روحیهی تو رو تقویت کرده
من کاملا تحقیق کردم و مدارکی هم دارم
مدرک واقعی؟- آره-
مطمئن شدی؟- آره-
دردسرها رو گردن میگیری؟
گردن بگیرم؟
چرا؟ مطمئن نیستی؟
نه میگیرم
این گزارش ویژهست
نه
این گزارش ویژهی منحصر به فرده
آقای پاک مقاله قراره صبح منتشر بشه
نیازی به تشکر نیست
من تماس گرفتم بگم خبرنگارای دیگه هم باهاتون تماس میگیرن
لطفا به تماساشون توجهی نکنین
نه نه فقط اسم منو بهشون بدین و مصاحبه نکنین
همین کارو انجام بدین
دیگه لازم نیست نگران باشین
البته
داستان ما کل کشور رو پر میکنه
فهمیدم شب بخیر
بله
خوش شانسی که داستانت به خاطر دستگیری سلبریتی موادی تو خاک دفن شد
...چه حرومزادهی مغروری
واقعا منو تو شرایط سختی قرار دادی
...تو و اون پارازیت دهندهی فرکانست
اینا برات شبیه تجهیزات پارازیت دهندهان؟
ظاهرا اونا عکسایی رو برای بازاریابی میگرفتن
دربارهش مطمئنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.