The first 162 lines.
هشدار: این انیمه دارای صحنههای خشونتآمیز و .جنسی بوده و برای افراد زیر 13 سال توصیه نمیشود
بد تر از این نمیشه!
امشب، بهتون هشتتا راه یاد میدم تا بدون سروصدا گابلینها رو بُکُشین...
پیش به سوی ماجراجویی
ا - اون دیگه چی بود؟!
یکی داد زد؟
هـ - هی! فکر کنم یه اتفاقی افتاده!
ساکت شو.
دور جادوگر ها یک حلقه درست کنید.
اونهایی که جلو هستن، سلاح هاشون رو آماده کنن.
باشه.
هی! همینطور خُشکتون نزنه. باید آرایش بگیریم.
د - درسته.
فهمیدم!
تویی که اونجایی! سپرت رو بردار!
آماده باش.
اگر تا پونزده دقیقه دیگه برنگشتم، باید خودتون از هم مراقبت کنید.
خودمون؟
چون به این معنیـه که من کُشته شدم، یا به شدت زخمی شدم.
OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند
مترجم:رضا انتظاری دوست
گابلین کش
پس گابلینها بودن.
گابلینکُش-سان!
حالت خوبه؟
بله.
ا - این...
معجزهای برات مونده؟
آره. تونستم یکم استراحت کنم.
میتونم از سه تا استفاده کنم.
همهی گابلینها رو می کُشتم .
اوه، پس حالت خوبه.
آره. اونهایی که مسئولشون بودم همه خوبن.
که اینطور. اکثر بچهها غروب رفتن خونه.
قبل از اینکه... تاریک بشه... نه؟
خوشحالم که شما دوتاهم حالتون خوبه.
ما هم اینجاییم!
بچهها!
خداروشکر که همهتون خوبین!
سلام، گابلینکُش.
امروز تنهایی؟
خودت میدونی دیگه اون یه زنـه. یکسری روزها هست که خیلی نمیتونه حرکت کنه.
بچه های توی مسافرخونه ازش مراقبت میکنن.
اگر اینجا بیان خیلی بد میشه.
ببخشید ولی قرار نیست موقع محافظت از اینجا کُشته بشم.
بههرحال... ما باید... همهمون... جمع بشیم... مگه نه؟
اونهایی که من مسئولشون هستم توی میدون وایسادن.
پس باید براشون یه پیام بفرستیم.
ما از وضعیت مطلع هستیم. گابلین هستن. بیاین اینجا.
باید به بقیه هم اطلاع بدیم و بیاریمشون اینجا.
من میرم.
بالاخره اینجا من سریعترینم.
خوبه، ممنونم.
بسپارش به خودم.
خب، پس میدونیم که با گابلینها طرفیم، فقط اینکه کی رهبریشون میکنه؟
احتمالاً یه گابلین دیگه. از اونجایی که نقشه دارن ، احتمالاً باید یه شَمَن باشه.
مخفیگاهشون کجاست؟
طوری که من میبینم...
شک دارم که همهشون از یه سوراخ اومده باشن.
فکر کنم که همهجا کُلی سوراخ دارن.
پیدا کردن مخفیگاهشون از طریق یکی از اونها سریعترین راهـه.
میدونی مسیر اصلی کدومـه؟
درواقع، احتمالاً همهشون اون داخل به هم وصل میشن.
اونها احتمالاً از یه سوراخ شروع کردن و قبل از اینکه حمله کنن...
از هم جدا شدن.
خیلیخب، پس حل شد. بیاین از نزدیکترین سوراخ بریم داخل.
ولی... هنوز یه... مشکل داریم.
قراره با... کوچولوها... چیکار... کنیم؟
یا باید همینجا بذاریمشون، یا با خودمون ببریمشون، یا اینکه فراریشون بدیم.
خب، بهتره شمشیر من رو به بالا باشه تا پایین.
من بچهها رو با خودم میبرم. شما برین سراغ سوراخها.
مشکلی نیست.
چیزه...
مشکل چیه؟
اِمم... همهی ماجراجوهای تازهوارد رفتن خونه دیگه، مگه نه؟
آره. همه جز اونهایی که باید تمرین شبانه انجام میدادن، رفتن خونه.
الان کجان؟
خوب منظورت چیه؟
چیزه... خب...
بهمون بگو.
فکر میکنم که ممکنه گابلینها دنبال تازهوارد هایی که رفتن خونه هم باشن.
چی؟
منظورم اینـه که، با عقل جور درنمیاد.
میدونم که گابلینها موجوداتی ترسو و احمقن.
این چیزی بود که بهم یاد داده بودن.
اگر من گابلین بودم، هیچوقت به جایی که پُر ماجراجو های قویـه حمله نمیکردم.
پس ما هدف اصلی نیستیم. بهش فکر نکرده بودم.
خب... یه پیشنهاد دارم.
من، اِمم...
میرم!
ماجراجوهای جدید توی گروهمون، اِمم...
دوتا جنگجو، یه کشیش و یه جادوگرن...
پس اگر یه کشیشـه دیگه مثل من داشته باشن،
باید کافی باشه تا اوضاع رو درست کنه.
من میرم نجاتشون میدم. لطفاً، اجازه بدین برم.
شخصاً فکر میکنم که ایدهی خوبیه.
ما باید به مخفیگاه دشمن ضربه بزنیم ولی درعین حال نمیتونیم افرادمون رو رها کنیم.
ایدهی هوشمندانهایـه.
اون یه آزمون فوقالعاده برای ارتقای سطحات هم میشه.
میتونی اینکار رو انجام بدی؟
انجامش میدم.
که اینطور.
پس حل شد.
یعنی فردا هم دوباره باید تمرین کنیم؟
خیلی سخته اینکار رو هر روز انجام بدی.
دوست دارم به یه ماجراجویی واقعی برم.
آره! من توی مبارزهی واقعی بهتر هم هستم.
تو اصلاً تاحالا توی مبارزهی واقعی نبودی.
نه!
نـ - نه!
مامان...
برین کنار!
چطور جرأت کردین؟!
چرا وقتی نبودم تصمیم گرفتی که بذاری تنهایی بره؟
ناراحتی؟
نه بابا... ولی خودت نگران نیستی؟
اگر نگران بودن کمک میکنه که مأموریتش رو بهتر انجام بده...
واقعاً که...
دارن میان.
چند تا؟ از کدوم طرف؟
مطمئن نیستم. صدا اِکو میشه.
وقتی برای تردید نداریم.
مهم نیست چی بشه، نمی تونیم بذاریم تعداد بیشتری برن اون بالا.
کاریاش نمیشه کرد، گمونم بهتره بریم تو کارش.
متأسفانه کُشتن گابلینها چیزی جز دردسر و بدبختی نداره.
میدونم... مگه نه؟
دارن میان. دارن میان. هردوتا دیوار!
بخونید و بنوشید، ارواح!
بخونین، برقصین و حسابی بخوابین!
رویاهای شراب آتش رو بهم نشون بدین!
احمقها.
گمونم نمیتونیم بذاریم هیچکدومشون از ما رد بشن.
هیچوقت هم برنامهام این نبود.
ساجیتا... ساینوس... اوفرو...
دفلکت میسل
یه شَمَن!
به خودت میسپارمش!
ماگنا... رمورا... رستینگیتر.
کونتر مجیک
لطفاً... بیشتر... کار... گردنم... ننداز.
خب، این کار خودتـه.
قطعاً من تیرانداز بهتری از توئم!
آره!
بمیر.
طلسمی براتون باقی مونده؟
آره... معلومه.
ما هم همینطور.
میخوای یه جنگجوی نیش اژدها احضار کنم؟
نه.
اورکبولگ، یه ایدهی وحشت ناک دیگه داری، مگه نه؟
آره. برای گابلینها.
رفت؟
ظاهراً!
شاید واقعاً نجات پیدا کنیم.
پس اینجایی، هاب لعنتی.
هی، بچهها. میخواین یه چیز خفن ببینین؟
نمیدونم چی بهتون یاد میدادن،
ولی من فقط یه چیز برای یاددادن به شما دارم.
مهم نیست با چه دشمنی طرفین، اونها تا زمانی که جسم داشته باشن.
پس حتی اگر خدا هم باشن... میتونین بازم بُکُشینشون!
لعنتی! فکر کردم فقط گابلینها فقط تو غارن!
خب، میبینی که اینجا هم هستن، میخوای چیکار کنیم؟!
No comments yet. Be the first to leave one.