Maken-Ki! Battling Venus

Maken-Ki! Battling Venus (マケン姫っ!)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Goblinslayerseason02-E04 720
A Commentary by OSONEREZAHALO

Tags

720
Published on: 2023-11-05
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 162 lines.

هشدار: این انیمه‌ دارای صحنه‌های خشونت‌آمیز و .جنسی بوده و برای افراد زیر 13 سال توصیه نمی‌شود

‫بد تر از این نمیشه!

‫امشب، بهتون هشت‌تا راه یاد می‌دم تا ‫بدون سروصدا گابلین‌ها رو بُکُشین...

پیش به سوی ماجراجویی

‫ا - اون دیگه چی بود؟!

‫یکی داد زد؟

‫هـ - هی! فکر کنم یه اتفاقی افتاده!

‫ساکت شو.

‫دور جادوگر ها یک حلقه درست کنید.

‫اون‌هایی که جلو هستن، سلاح هاشون رو آماده کنن.

‫باشه.

‫هی! همینطور خُشک‌تون نزنه. ‫باید آرایش بگیریم.

‫د - درسته.

‫فهمیدم!

‫تویی که اونجایی! سپرت رو بردار!

‫آماده باش.

‫اگر تا پونزده دقیقه‌ دیگه برنگشتم، ‫باید خودتون از هم مراقبت کنید.

خودمون؟

‫چون به این معنی‌ـه که من کُشته شدم، ‫یا به شدت زخمی شدم.

OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند

مترجم:رضا انتظاری دوست

گابلین کش

‫پس گابلین‌ها بودن.

‫گابلین‌کُش-سان!

‫حالت خوبه؟

‫بله.

‫ا - این...

‫معجزه‌ای برات مونده؟

‫آره. تونستم یکم استراحت کنم.

‫می‌تونم از سه تا استفاده کنم.

‫همه‌ی گابلین‌ها رو می کُشتم .

‫اوه، پس حالت خوبه.

‫آره. اون‌هایی که مسئول‌شون بودم همه خوبن.

‫که اینطور. اکثر بچه‌ها غروب رفتن خونه.

‫قبل از اینکه... تاریک بشه... نه؟

‫خوشحالم که شما دوتاهم حالتون خوبه.

‫ما هم اینجاییم!

‫بچه‌ها!

‫خداروشکر که همه‌تون خوبین!

‫سلام، گابلین‌کُش.

‫امروز تنهایی؟

‫خودت می‌دونی دیگه اون یه زن‌ـه. ‫ یکسری روزها هست که خیلی نمی‌تونه حرکت کنه.

‫بچه های توی مسافرخونه ‫ازش مراقبت می‌کنن.

‫اگر اینجا بیان خیلی بد می‌شه.

‫ببخشید ولی قرار نیست موقع ‫محافظت از اینجا کُشته بشم.

‫به‌هرحال... ما باید... همه‌مون... ‫جمع بشیم... مگه نه؟

‫اون‌هایی که من مسئول‌شون هستم ‫توی میدون وایسادن.

‫پس باید براشون یه پیام بفرستیم.

ما از وضعیت مطلع هستیم. ‫گابلین‌ هستن. بیاین اینجا.

‫باید به بقیه هم اطلاع ‫بدیم و بیاریم‌شون اینجا.

‫من می‌رم.

‫بالاخره اینجا من سریع‌ترینم.

‫خوبه، ممنونم.

‫بسپارش به خودم.

‫خب، پس می‌دونیم که با گابلین‌ها ‫طرفیم، فقط اینکه کی رهبری‌شون می‌کنه؟

‫احتمالاً یه گابلین‌ دیگه. از اونجایی ‫که نقشه دارن ، احتمالاً باید یه شَمَن باشه.

‫مخفیگاه‌شون کجاست؟

‫طوری که من می‌بینم...

‫شک دارم که همه‌شون از یه سوراخ اومده باشن.

‫فکر کنم که همه‌جا کُلی سوراخ دارن.

‫پیدا کردن مخفیگاه‌شون از طریق ‫یکی از اون‌ها سریع‌ترین راه‌ـه.

‫می‌دونی مسیر اصلی کدوم‌ـه؟

‫درواقع، احتمالاً همه‌شون اون داخل به هم وصل می‌شن.

‫اون‌ها احتمالاً از یه سوراخ شروع کردن ‫و قبل از اینکه حمله کنن...

‫از هم جدا شدن.

‫خیلی‌خب، پس حل شد. ‫بیاین از نزدیک‌ترین سوراخ بریم داخل.

‫ولی... هنوز یه... مشکل داریم.

‫قراره با... کوچولوها... چی‌کار... کنیم؟

‫یا باید همینجا بذاریم‌شون، ‫یا با خودمون ببریم‌شون، یا اینکه فراری‌شون بدیم.

‫خب، بهتره شمشیر من رو به بالا باشه تا پایین.

‫من بچه‌ها رو با خودم می‌برم. ‫ شما برین سراغ سوراخ‌ها.

‫مشکلی نیست.

‫چیزه...

‫مشکل چیه؟

‫اِمم... همه‌ی ماجراجوهای تازه‌وارد ‫رفتن خونه دیگه، مگه نه؟

‫آره. همه جز اون‌هایی که باید تمرین ‫شبانه انجام می‌دادن، رفتن خونه.

‫الان کجان؟

خوب منظورت چیه؟

‫چیزه... خب...

‫بهمون بگو.

‫فکر می‌کنم که ممکنه گابلین‌ها ‫دنبال تازه‌وارد هایی که رفتن خونه هم باشن.

‫چی؟

‫منظورم این‌ـه که، با عقل جور درنمیاد.

‫می‌دونم که گابلین‌ها موجوداتی ترسو و احمقن.

‫این چیزی بود که بهم یاد داده بودن.

‫اگر من گابلین بودم، هیچ‌وقت به جایی که ‫پُر ماجراجو های قوی‌ـه حمله نمی‌کردم.

‫پس ما هدف اصلی نیستیم. ‫بهش فکر نکرده بودم.

‫خب... یه پیشنهاد دارم.

‫من، اِمم...

‫می‌رم!

‫ماجراجوهای جدید توی گروه‌مون، اِمم...

‫دوتا جنگجو، یه کشیش و یه جادوگرن...

‫پس اگر یه کشیش‌ـه دیگه مثل من داشته باشن،

‫باید کافی باشه تا اوضاع رو درست کنه.

‫من می‌رم نجات‌شون می‌دم. ‫لطفاً، اجازه بدین برم.

‫شخصاً فکر می‌کنم که ایده‌ی خوبیه.

‫ما باید به مخفیگاه دشمن ضربه بزنیم ‫ولی درعین حال نمی‌تونیم افرادمون رو رها کنیم.

‫ایده‌ی هوشمندانه‌ای‌ـه.

‫اون یه آزمون فوق‌العاده برای ارتقای سطح‌ات هم می‌شه.

‫می‌تونی این‌کار رو انجام بدی؟

‫انجامش می‌دم.

‫که اینطور.

‫پس حل شد.

‫یعنی فردا هم دوباره باید تمرین کنیم؟

‫خیلی سخته این‌کار رو هر روز انجام بدی.

‫دوست دارم به یه ماجراجویی واقعی برم.

‫آره! من توی مبارزه‌ی واقعی بهتر هم هستم.

‫تو اصلاً تاحالا توی مبارزه‌ی واقعی نبودی.

‫نه!

‫نـ - نه!

‫مامان...

‫برین کنار!

‫چطور جرأت کردین؟!

‫چرا وقتی نبودم تصمیم گرفتی که ‫بذاری تنهایی بره؟

‫ناراحتی؟

‫نه بابا... ولی خودت نگران نیستی؟

‫اگر نگران بودن کمک می‌کنه که ‫مأموریتش رو بهتر انجام بده...

‫واقعاً که...

‫دارن میان.

‫چند تا؟ از کدوم طرف؟

‫مطمئن نیستم. ‫ صدا اِکو می‌شه.

‫وقتی برای تردید نداریم.

‫مهم نیست چی بشه، نمی ‌تونیم بذاریم ‫تعداد بیشتری برن اون بالا.

‫کاری‌اش نمی‌شه کرد، ‫گمونم بهتره بریم تو کارش.

‫متأسفانه کُشتن گابلین‌ها چیزی جز ‫دردسر و بدبختی نداره.

‫می‌دونم... مگه نه؟

‫دارن میان. دارن میان. هردوتا دیوار!

‫بخونید و بنوشید، ارواح!

‫بخونین، برقصین و حسابی بخوابین!

‫رویاهای شراب آتش رو بهم نشون بدین!

‫احمق‌ها.

‫گمونم نمی‌تونیم بذاریم ‫هیچ‌کدوم‌شون از ما رد بشن.

‫هیچ‌وقت هم برنامه‌ام این نبود.

‫ساجیتا... ساینوس... اوفرو...

‫دفلکت میسل

‫یه شَمَن!

‫به خودت می‌سپارمش!

‫ماگنا... رمورا... رستینگیتر.

‫کونتر مجیک

‫لطفاً... بیشتر... کار... ‫گردنم... ننداز.

‫خب، این کار خودت‌ـه.

‫قطعاً من تیرانداز بهتری از توئم!

‫آره!

‫بمیر.

‫طلسمی براتون باقی مونده؟

‫آره... معلومه.

‫ما هم همینطور.

‫می‌خوای یه جنگجوی نیش اژدها احضار کنم؟

‫نه.

‫اورکبولگ، یه ایده‌ی ‫وحشت ناک دیگه داری، مگه نه؟

‫آره. برای گابلین‌ها.

‫رفت؟

‫ظاهراً!

‫شاید واقعاً نجات پیدا کنیم.

‫پس اینجایی، هاب لعنتی.

‫هی، بچه‌ها. می‌خواین یه چیز خفن ببینین؟

‫نمی‌دونم چی بهتون یاد می‌دادن،

‫ولی من فقط یه چیز برای یاددادن به شما دارم.

‫مهم نیست با چه دشمنی طرفین، ‫اون‌ها تا زمانی که جسم داشته باشن.

‫پس حتی اگر خدا هم باشن... ‫می‌تونین بازم بُکُشین‌شون!

‫لعنتی! فکر کردم فقط گابلین‌ها فقط تو غارن!

‫خب، می‌بینی که اینجا هم هستن، ‫می‌خوای چی‌کار کنیم؟!

Maken-Ki! Battling Venus subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Maken-Ki! Battling Venus

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left