Salem

Salem

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Salem S03E02 WEB-DL 720p 1080p
A Commentary by MMasoudM
هماهنگ با نسخه وب. من فقط سینک کردم

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Published on: 2016-11-13
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در "سیلم" گذشت...

‫هیچ کسی نیست که بتونه جلوی من رو بگیره

‫- چه خبر از مری؟ ‫- اون مُرده

‫فعلاً ادامه میدیم... بخاطر اون

‫وحشت خارج از اینجا، پناهنده‌ها رو ‫به سیلم سوق میده

‫که به زودی، همه‌شون، ‫از جمله پدر عزیز خودم،

‫شمع‌های سوزانی خواهند بود که ‫مراسم من رو روشن میکنن

‫اصلاً نمیدونی چی در انتظارته

‫نیروی نظامی رو رهبری کن ‫تا منم تو رو تبرئه کنم

‫خواهرم به خطر بزرگی که شما ‫رو تهدید میکنه پناه داده، ارباب...

‫کاتن متر

‫کاتن

‫نترس

‫فقط من و خودتیم

‫با این عزیز میشیم سه تا

‫کاری که تو و ساحره‌های اسکس،

‫با برگردوندن شیطان انجام دادین...

‫حالا، ببین آنچه من میبینم

‫تو و مری سیبلی زمین ‫رو به شیطان تقدیم کردید

‫حالا هم تو و مری سیبلی باید ‫اون رو پس بگیرید

‫اینجا چی داریم؟ ‫یه پرنده‌ی کوچولو برای آشیانه‌ی کوچیک من؟

‫دیگه هیچوقت مجبور نمیشی ‫با عموت سروکله بزنی

‫تو اینجا کار میکنی؟

‫محله فاحشه‌ها

‫کسی اسم این مرد رو میدونه؟

‫برادر، بالاخره اومدی

‫ما هممون میدونیم که این تنها شانسمونه

‫اگه مردگان رو بیدار کنی،

‫هیچوقت نمیفهمی واقعاً چی رو بیدار کردی

‫جان

‫نه!

‫جان!

‫جان؟

‫جان!

‫جان، کجایی؟

‫من اینجام، جان

‫اون کجاست؟

‫- نه! ‫- متأسفم خواهر

‫نه، از سر راهم برو کنار!

‫هیس، هیس

‫حالا دیگه چه بلایی سرم آوردی، ‫ملکه‌ی سلیطه‌ها؟

‫فقط روحت رو از دیوار سکوت عبور دادم،

‫همین تو به زندگی دوباره محکوم کرد

‫و تو رو در خونه‌ی اشک‌هات تا ابد گرفتار کرد

‫با تمام سرعت فرار کن، مری سیبلی

‫هرگز نمیتونی از سیلم فرار کنی

‫تو توسط قدرت زندگی ‫درخت نخستین

‫احیا شدی

‫حالا تا ابد محصور به قلمرو ریشه‌های اونی...

‫محصور به سیلم

‫الان این قراره جهنم شخصی من باشه؟

‫شما من رو برگردوندید و روحم رو ‫به سیلم میخکوب کردید که

‫فقط زجر کشیدنم رو ببینید؟

‫نه، فرزندم

‫این مجازات نیست، بلکه یه موهبته

‫این فرصت به تو داده شده ‫که تمام گناهانت رو جبران کنی

‫گناهان من؟

‫ای فاحشه‌ی کثیف دروغگو!

‫گناهان من، گناهان تو هستن

‫ما همه مسئولیم

‫ما با همدیگه شکار ساحره‌ها ‫تبدیل به شکار شکارچیان ساحره‌ها کردیم

‫و عدالت رو در حق همه‌ی خواهرانمون اجرا کردیم

‫خواهرانی که در دوره‌ی قبل سوختن و دار زده شدن

‫ولی شیطان دروغ گفت،

‫و اون فقط و فقط عدالت رو ‫برای خودش به ارمغان میاره

‫و مرگ و بردگی رو برای بقیه

‫حقیقت داره. من خودم دیدمش

‫شیطانی که تو رو برای به دنیا آوردنش ‫هدایت کردیم،

‫این سرزمین رو به بردگی درمیاره ‫مگه اینکه ما جلوش رو بگیریم

‫- ما باید... ‫- ما؟ ما؟

‫نه

‫نه، اگه میخواین اینا رو جبران کنین،

‫پس باید بدون من جبرانش کنین!

‫در تمام بهشت و تمام زمین

‫تو تنها کسی هستی که میتونی نابودش کنی

‫تو و اون در یک جسم بودید

‫تو جسمش رو در رَحِم‌ـت شکل دادی

‫من قبلاً تنها کسی که تو این ‫دنیا دوستش داشتم رو نجات دادم

‫خب، عذر میخوام که اینو بهت میگم

‫ولی فداکاری تو سرانجامش هیچ بوده

‫هیچکس رو نجات نداده، بخصوص جان آلدن

‫اگه میخوای جون عشقت رو نجات بدی،

‫کشتن خودت کافی نیست

‫باید پسرت رو بکشی

‫ترجـمه از حسـین ‫H o s s e i n T L

‫ای حیف نون احمق

‫من مری رو نکشتم. نجاتش دادم

‫چی؟

‫با درست کردن یه سوراخ تو گردنش ‫و خالی کردن تمام خون بدنش؟

‫تو لیاقتش رو نداشتی

‫چی؟

‫به اندازه‌ای خون براش باقی گذاشتم که زنده بمونه،

‫که از سیلم آزاد بشه... حتی از من

‫حتما درحالی که دو دستی به زندگی ‫رقت‌انگیزت چسبیده بودی تو رو پیدا کرده

‫و آخرین قطرات خونش رو حرومِ تو کرده

‫تو اون رو کشتی، فرمانده

‫انگار که گلوش رو بریده باشی

‫باید امروز صبح نجابت به خرج میدادی ‫و میذاشتی دارت بزنن

‫آقایون!

‫آقایون، لطفاً!

‫نجات سیلم متکی به ‫شانه‌های دو نفره

‫و من نمیتونم بذارم یکی از ‫شما این دو رو تبدیل به یک کنه

‫فرمانده آلدن، تو به من قولِ ‫سربازانِ ورزیده دادی

‫بهشون نیاز داریم

‫ممکنه دشمن همین الان ‫پست دروازه‌ها باشه

‫همه‌ی دشمن‌ها تو جنگل نیستن

‫پس همه‌چیز به اینجا ختم میشه

‫امید بزرگ طایفه‌های کاتن و متر،

‫تبدیل شده به اسباب دست ‫ساحره‌ها و عاشقان اهریمن

‫خواهش میکنم

‫- بذار بزنم ‫- نه

‫نمیتونم... و اجازه نمیدم که ‫خودت رو نابود کنی،

‫نه میذارم اونا نابودت کنن

‫زمان، بهمون راه رو نشون میده ‫فقط اگه تو بهش اجازه بدی

‫زناشویی واقعیمون هنوز شروع نشده

‫بچه‌هایی که ممکنه در آینده داشته باشیم...

‫اگه میخوای تحمل کنم، ‫یه نوشیدنی نیاز دارم

‫و براون جنکینز بیچاره رو غرق کنی؟ فکر نکنم

‫متوجه نیستی که تو... هممون ‫تو چه خطری هستیم

‫قدرتی که الان به سیلم فرمانروایی ‫میکنه خیلی بیشتر از قدرت منه

‫و کلاً نیتش شومه

‫باید بهم اعتماد کنی و اینو بدونی که ‫هرکاری میکنم برا تو ـه

‫برای حفاظت از تو، برای آینده‌مون

‫من در دستان تو هستم

‫دستان اون نه، بلکه ‫در دستان ارباب تاریکی هستی

‫به کاتن دست بزن

‫تا این دیوارها رو با دل و روده‌ت رنگ کنم. ‫اون پسر هم به درک

‫ارباب کوچولومون فقط با شوهرت کار داره

‫مردم ترسیده‌ان

‫باید صحبت‌های کشیش کاتن متر رو بشنون

‫و اینکه مردم ترسیدن ‫برای شیطان چه اهمیتی داره؟

‫حتی بی‌رحم‌ترین قصاب هم میدونه ‫که نباید بذاره گاو از چیزی که در انتظارشه خبردار بشه

‫ترس گوشت رو فاسد میکنه

‫من به اون خدمت نمیکنم

‫ترجیح میدم بمیرم

‫اولین لحظه‌ای که اجازه داشته باشم ‫خودم رو میکشم

‫حرفت رو باور نمیکنم

‫بنظرم من و تو بیشتر از این حرفا ‫شبیه همیم

‫و جفتمون میدونیم که شهادت ‫فقط برای نادون‌هاست

‫نادون‌هایی که رویای یه مرگ باشکوه رو دارن ‫که براشون تضمین میکنه یادشون تا ابد زنده‌ست

‫شخصاً، ترجیح میدم که ‫به جای یادم

‫خودم تا ابد زنده باشم

‫و بنظرم تو هم در اعماق ‫وجودت با من هم‌نظری

‫اگه من اشتباه میکنم و ‫تو میخوای خودت رو به شهادت برسونی،

‫این فرصت رو تو سرای جلسه به دست میاری

‫حرف اشتباه رو بزن تا بمیری

‫حرف درست رو بزن تا زنده بمونی

‫در هر صورت قربانی‌ها خورده میشن

‫فقط این خدمت کوچیک رو بهش بکن،

‫اونم به تو و خواهرم اجازه میده ‫تا ابد با هم خوشبخت باشین

‫این فرصت ماست

‫فرصت؟

‫یه فرصت برای نابود کردن ‫تمام ارزش‌هایی که تو زندگیم داشتم

‫میخوای من بشم بزِ رهبر گله ‫و مردم خودم رو به سمت ذبح شدن هدایت کنم

‫نه، میخوام زنده بمونی

‫بیشتر مردان به همون صورت ‫که متولد شدن از دنیا میرن... با درد

‫ولی درد این مرد حتماً ‫خیلی استثنایی بوده

‫تمام استخوان‌های بدنش...

‫له شدن

‫پس مرگ مشکوکیه؟

‫خب، تو محله‌ی فاحشه‌ها همه ‫مرگ‌ها مشکوکن

‫این با بقیه چه فرقی داره؟

‫هر مردی... حتی یه مرد بدبخت...

‫حتی یه مرد شرور... ‫لایق یه مرگ با احترام هست

‫- بنظرم برای بدست آوردن احترام حداقل اسمش لازمه ‫- اون رو میتونم برات حل کنم

‫بیشتر از یه بار براش بخیه زدم

‫نیک لند... قمارباز، ‫دزد، دائم‌الخمر و دلال دختر

‫فامیلی چیزی هم داشت؟

‫الیس

‫بهت اطمینان میدم یه قطره ‫اشک هم براش نمیریزه

‫- چرا؟ ‫- بهت گفتم دلال دختره. دلال الیس‌ـه

‫من کاربرد بهتری برای اون دست‌های ‫باارزش میشناسم

‫مری!

‫نه، امکان نداره

‫ولی امکان داره، عشقم

‫چطور؟

‫من دفنت کردم

‫من دنیای دیگه رو دیدم، جان

‫اونجا زندگی وجود نداره، عشق وجود نداره

‫ما فقط اینجا و این لحظه رو داریم

‫باشه، پس بیا فرار کنیم

‫میتونیم قبل از اینکه ‫کسی بیدار بشه فرار کنیم

‫جان، من هیچوقت نمیتونم از اینجا برم

‫جادویی که من رو زنده کرد ‫من رو اینجا زندانی کرده

‫باید باقی عمرم رو تو سیلم سپری کنم

‫هر کاری که باید انجام بدی، ‫با هم انجامش میدیم

‫بهم بگو

‫واسه صحبت در مورد اون وقت هست، ‫فعلاً چیزی که نیاز دارم صحبت نیست

‫جان

‫من اون طرف دیوار خواب رو دیدم

‫زنده بودم و مُردم و دوباره زنده شدم

‫و الان، تنها چیزی که میخوام ‫اینه که تو رو درون خودم حس کنم

‫میتونی اینکارو بکنی؟

‫بذار شیطان یه شب دیگه ‫هم به دنیا حکومت کنه

‫داری کجا میری؟

‫جایی که فقط من میتونم برم

‫نه

‫تنهایی نه

‫کمکی از دست تو برنمیاد، جان

‫من جسم اون پسر رو ساختم

More Farsi Persian subtitles for Salem

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left