The first 200 lines.
هیچ قدرتی تو ستارهها نیست
واقعاً باور داری چیزی به اسم سرنوشت وجود داره؟
تروومن از ناکجا اومده ولی حالا داره مردم رو جذب میکنه
شاید یه داستان پشتشه
شاید یه بیگانه باشه نه تروومن انسانه
همه راجعبه نشونه طالعشون حرف میزدن ولی من یکی ندارم
کارایی دارم که باید انجام بدم کارای شگفتانگیز
نورهای باستانی نابودت میکنن
اگه یه جهان دیگهای وجود داشته باشه چی؟
که قوانین فیزیکش فرق داشته باشه و طالعبینی توش واقعی باشه
خب حالا میتونیم شروع کنیم
این برنامه تلویزیونی داره پخش میشه
روی همه کانالهای دنیا
چجوری جلو تروومن رو بگیریم؟ نمیتونین جلوشو بگیرین
به آینده خوش اومدین
سارا جین باید نابود بشی
.دکترهو فارسی با افتخار تقدیم میکند
ماجراهای ساراجین
@DRWHO_FARSI
مترجم: رائین لایق پور
هیچی اتفاقی نمیافته هیچی اتفاقی نمیافته
نه کلاید کلاید لنگر میدونم هنوز اون تویی کلاید
اون کلاید واقعی به حرفم گوش بده
یادت بیار چیارو پشت سر گذاشتیم
هیچی اتفاقی نمیافته هیچی اتفاقی نمیافته
هیچی اتفاقی نمیافته
هیچی اتفاقی نمیافته هیچی اتفاقی نمیافته
آفرین تو نمیخوای بهمون آسیب بزنی
کلاید بیحرکت باشین همتون
کلاید، بیا دیگه، داری چی کار میکنی؟ ساکت
من یه پیام دارم برای دنیا نترسید
یه اتفاق فوقالعادهای در جریانه خیلی زود تمام ستارههای جهان
برای اولین بار توی ۱۳ میلیارد سال توی یه ترکیب کامل قرار میگیرن
مسیر باز شده نورهای باستانی دوباره میدرخشن
برگزیدهها...
خب رسماً دیوونه شده البته اگه قبلاً نبود
زنگ میزنم شرکت کابلی
دیگه نمیخوام بابت این مزخرف پول بدم
این سرنوشت توئه نه نه نه
جهان داره تغییر میکنه زمانش همین حالاست
نورهای باستانی دارن به شما میتابن اولین فرزندان من
فقط کافیه رها بشی
احساس شادی میکنی چیزی واسه ترسیدن نیست
چی گفتی گیتا؟ زندگی برات راحتتر میشه
وقتی به حرفام گوش میدی فقط ریلکس کن
و بذار نورهای باستانی وارد ذهنت شن
گیتا البته، میفهمم
چی رو میفهمی؟ من جزو اولین برگزیدههام
وقتی شروع میکنی به پذیرش قدرتشون
من نورهای باستانی رو میپذیرم
بیرون برید بچههام خونههاتونو ترک کنین
دور هم جمع شید خواهر و برادرتونو پیدا کنین
دست همو بگیرین به حلقه ملحق شید الان برید
من باید برم
میدونم دنبال چی هستی گولشو نمیخورم
همین الان تمومش کن شوخی بسه
نباید متوقفش کنم باید برم
خواهش میکنم بگو داری شوخی میکنی ناراحت نمیشم
میتونی به همه بگی باورم شد فقط بگو داشتی دستم مینداختی
گیتا؟ باید برم
کلاید تو میتونی ردش کنی میدونم که میتونی تو گفتی جزو گروه منی
هیچوقت فکر نمیکردم ولی حق باتویه
ما یه تیمیم رو هم حساب میکنیم
هیچوقت به هم آسیب نمیزنیم عقب بایست
هشدار دادم سارا جین
نابودت میکنم
دستور گرفتی از تروومن که باهام برخورد کنی؟
بالاخره فهمیدی آره پس رانی و لوک رو آزاد کن
چی؟ سارا جین؟ من که نمیرم نه، میری، همین حالا
اون میتونه رد شه من کمک میگیرم
حالا نوبت توئه لوک مامان، من نمیذارم تنها بمونی
دستور منه
کلاید، یادت میاد دیشب چی گفتی؟
طالعبینی چرت و پرته اشتباه میکردم
اون موقع نمیفهمیدم تروومن باهات چی کار کرد؟
متأسفم که شماها نمیتونین اون چیزی که من حس میکنم رو حس کنین حداقل هنوز
لوک، برو دارم وارد سیستم میشم، ریاستارت
حلقهها دارن شکل میگیرن
اگه نتونستین یکی پیدا کنین بچههام، ادامه بدین
یه دوست پیدا کنین، دستشو بگیرین حلقه خودتونو بسازین
گیتا، نمیذارم بری مامان
تو دیگه نه
رانی، نترس این بهترین اتفاقی بود که برام افتاده
گیتا، تمومش کن گیتا، بمون اینجا
دارم میرم به سمت سرنوشتم میترسونیم
اصلاً خندهدار نیست تنها نیستم، نگاه کن
جون، بس کن دیگه جون؟
فرزندان جوزا
شما فقط اولینهایی هستین که به نورهای باستانی میپیوندین
الان وقتشه که سرطانیا هم وارد حلقه بشن
برید بیرون و به برادرای جوزای خودتون ملحق شید
من نورهای باستانی رو میپذیرم
داره چی میگه؟ جوزا، بعد سرطان
داره همه نشونههای طالعبینی رو یکییکی میگیره
بیا بریم دنبال یه حلقه آره، همه با هم
دارن چی کار میکنن؟ برگرد رانی
تو خونه بمون و نذار هیچکس بیاد تو
قول بده قول میدم
خیلی زود همه نشونهها میافتن دست من
وقتی نورهای باستانی بهوجود بیان من پادشاه جهان میشم
کلاید، این چیزی که تسخیرت کرده، بیگانست
از هر چیزی که تا حالا دیدیم بیگانهتره
از قبل بیگ بنگ میاد از یه جهان دیگه
چیزی رو که نمیفهمی فکر میکنی بیگانست
سارا جین تو همیشه میگی دنیا خیلی چیز داره که بیشتر مردم هیچوقت نمیفهمنش
پس چرا این نه؟
ولی این باعث شده نوکر تروومن بشی واقعاً اینو میخوای؟
تروومن برگزیدهست منم همیشه دنبالش میرم
و اون دستور داده که نابودت کنم
تو منو میشناسی هیچوقت تسلیم نمیشم
با این چیز میجنگم میفرستمش برگرده
اگه مجبور باشم نابودش میکنم مامان مواظب باش
میدونم دارم چی کار میکنم لوک برو کنار
میتونی انجامش بدی؟ از تروومن دستور داری
میخوای جلوی منو بگیری که از اینجا برم؟ بیا جلو
سارا جین اون مامانمو گرفته خیلیا دارن همینجوری میرن
میدونم نمیتونی انجامش بدی باید متوقفت کنم
کلاید نه فکر کن داری چی کار میکنی
کلاید من دوستتم نباید این کارو میکردی
نباید مجبورم میکردی سارا جین نمیتونی آسیبم بزنی
متأسفم
چی کار داشتم میکردم؟ کلاید آره
این دیوونهبازیه همش به خاطر اون مرده تو تلویزیونه؟
لیندا زنگ میزنم به پلیس
قدرتش رفت دیگه تحت کنترلش نیستی
یعنی همه چی تموم شد؟ مامانم، اونم خوب میشه؟
متأسفم احتمالش کمه
خبرگزاریها دارن گزارش میدن از سراسر دنیا
از وقتی پخش زنده شروع شد بعضیا انگار هیپنوتیزم شدن
از خونهها و محل کارشون راه افتادن رفتن بیرون
و این خبر هم الآن تأیید شد
رئیسجمهور از کاخ سفید خارج شده و ظاهراً
دست زن نخستوزیر قزاقستانو گرفته
وقتشه فرزندان اسد، به حلقه ملحق شید
من نورهای باستانی رو میپذیرم
با جوزا شروع کرد داره گسترش پیدا میکنه، همه رو میگیره
اون یه دنیای پر از برده میخواد
شاید نورهای باستانی تو اون جهان قدیمی مردم رو کنترل میکردن
الآنم میخوان ما رو کنترل کنن از طریق تروومن
مامانم اونجاست یکی از اوناس چیکار کنیم؟
دولت هیچ کاری نمیتونه بکنه دنیا داره نابود میشه
پس ما چهار نفر چه غلطی میتونیم بکنیم؟
ما کلایدو نجات دادیم میتونیم گیتا رو هم نجات بدیم
میتونیم همه رو نجات بدیم ولی کلایدو چطوری نجات دادیم؟
نورهای باستانی از بیگ بنگ جون سالم به در بردن
پس کلاید چطوری تونست جلوشونو بگیره؟ به من نگاه نکن
تو باید یه چیزی بدونی انگار تو خواب بودم
نمیتونم باور کنم اون حرفا رو زدم
وقتی قدرت ازت رفت چی حس کردی؟
انگار هیپنوتیزم شده بودم
بعد یهو خود واقعیم برگشت
انگار اون کلاید هیپنوتیزمشده خاموش شد
متأسفم سارا جین نه، تقصیر تو نبود
باور کن من میدونم تحت کنترل بودن چه حسی داره
ما نمیدونیم چطوری نجاتت دادیم چطوری دوباره این کارو بکنیم؟
همیشه یه امیدی هست رانی صبر کن
من هلت دادم میدونستم نمیتونی بهم آسیب بزنی
همین بود دیگه بازم گیج شدم یعنی چی؟
مجبورت کردم کاری بکنی که عادی نمیکردی
اون کلاید واقعی با نورها جنگید و آزاد شد
باید همین کارو با تروومن بکنم
بچلونمش یه گوشه
مجبورش کنم روبهرو بشه با کاری که داره میکنه
آره همینکارو باید بکنیم بجنبیم
کلاید دوستته ولی تروومن نه چطوری میخوای بهش برسی؟
امتحان میکنم ولی اون داره همه نشونهها رو میگیره
هممونو میگیره صبر کن
داره از برنامه پخش خودش استفاده میکنه که انرژیشو بفرسته همهجا
چطوری؟ دستش روی تمام تلویزیونهاست
آره، از همون تئاتر کنترلش میکنه
پس اگه برق تئاترو قطع کنیم چی؟
اگه دوربین نداشته باشه نمیتونه چیزی پخش کنه
ایده مسخرهایه؟ نه، عالیه، بجنبیم
خب؟ خبری شد؟ هنوز سیگنال ندارم
فرزندان جوزا باید به برگزیده ملحق شن
ما دایره درونی هستیم باورم نمیشه
اینجا حلقه تشکیل میدیم تا آقای تروومن رو محافظت کنیم
فرزندان میزان، به حلقه ملحق شید
پلیسا کجان؟ باید الان اینجا میبودن من...
من نورهای باستانی رو میپذیرم
این دیوونگیه من میرم دنبال کمک
فرزندان عقرب، به من ملحق شید
دایره درونی، اولین زیردستای من فرزندان جوزا
نترسید همه زندگیمون داشت به این لحظه میرسید
هیچوقت انتخابی نداشتیم زندگی من منو کشوند اینجا
همه اون سالای تلفشده رسیدن به همین لحظه
ولی ته دلم همیشه میدونستم یه چیزی فرق داره
خاص بودم برگزیده
چطوری از بینشون رد بشیم؟ باید یه کاری بکنیم
من میبرمتون تو نه کلاید
من جوزام، جزو دایره درونیام باید من برم
نمیتونم ازت بخوام این ریسکو بکنی تو نخواستی، من خودم داوطلب شدم
بجنبیم
فرزندان قوس، به حلقه ملحق شید
خیلی زیاد شدن وقت زیادی نداریم
من انجامش میدم
باید یه جوری احمق به نظر بیای یه جورایی خلسهای
آره یهکم ترسناکش کن باشه بریم
کلاید، مجبور نیستی بری یه راه دیگه پیدا میکنم
راه دیگهای نیست خیلی خطرناکه
No comments yet. Be the first to leave one.