Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Heroes Season 4 Episode 8 Translated By Mehrzad
A Commentary by lostmehrzad

Tags

other
Published on: 2009-11-04
Downloads: 18
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

فکر ميکنم يکي رو پيدا کرديم .که ميتونه کمکمون کنه گذشته رو درست کنيم

.ازت ميخوام که منو به گذشته بفرستي

،تو هديه ي کمياب داري .اينو ميدوني

،که اشتباهات زندگيت رو جبران کني .که کارهاي اشتباه رو جبران کني

.تو هيچ وقت نميتوني گذشته رو تغيير بدي

.اين هميشه خيلي بده

.همه چيزا به هم وصل هستن .اين اثر پروانه ايه

من يه ورودي جديد براي ليست کارهايي که بايد بکنم .پيدا کردم

.بيخيال ليست شو هيرو ...من بايد اشتباهاتي که تو زندگيم کردم

.رو جبران کنم !شناور شدن تو زمان تو رو ميکشه

.من يه بار يه دوستي داشتم

،ميدونست داره ميميره ولي اين موضوع باعث نشد که

.از زندگيش دست بکشه

.اسمش چارلي بود

!اوه خداي من

.باورم نميشه اونو از ليست جا انداخته باشم

تو بهم قول دادي .که توي تخت بموني

!چارلي

.کون قشنگي داري پسر

تکون نخور، اونا لباس هاي باباي منه .که داري ميدزديشون

اوه، معذرت ميخوام .ولي موضوع مرگ و زندگيه

سرنوشت منو فرستاده اينجا که زندگي کسي رو نجات بدم

.زندگي زني رو که عاشقشم

عاشقشي؟

.همچين چيزي وجود نداره

.اوه، چرا، داره

.اسم عشق من چارليه

.تو قبلاً اين داستان رو شنيدي

.پسرا با دخترا آشنا ميشن

هي، همه چي مرتبه بچه ها؟

روي ژاکتت چيه؟

معنيش اينه من به اينجا تعلق ندارم"، درسته؟"

.پسرا عاشق دخترا ميشن

.عاليه .آماده اي بريم ديسکو

.دختره ميميره

پسره در زمان سفر ميکنه و برميگرده .تا اونو نجاتش بده

،چارلي قلب من بود .اون دنياي من بود

.خوشحالي اي بود که پس از سال ها تجربه کردم

من هر کاري ميتونستم انجام دادم .و سعي کردم زندگيش رو نجات بدم

.ولي زندگي يه داستان منصفانه نيست

،مهم نيست من چقدر تلاش کردم ،مرد مغزها، سايلار

.هميشه اونو ميکشت

،وقتي اون مرد

.يه بخشي از خودم رو گم کردم

.بدترين شکستم اون موقع بود

حالا من در زمان برگشتم .که دوباره تلاشم رو بکنم

که چارلي رو نجات بدم .و اين بار مرد مغزها رو شکست ميدم

مرد مغزها چيه؟

.چيزي نيست

بهت اطمينان ميدم .اون ديگه به کسي آسيب نميزنه

.من آدم خوبه هستم

.آدم خوبا کلاه سفيد سرشون ميذارن

.آدماي بد کلاه سياه ميذارن

ممکنه بريد کنار من برم تو؟

.اون يه کلاه سياه سرش بود

.اوه، پسر

آرنولد چطوره؟

.داره ميميره

.ممکنه امشب باشه .يا شايدم زودتر، نميدونم

،خانواده ي من دارن از ترس ميميرن .قبرستان خانوادگيِ ما داره بزرگتر ميشه

.ما به هيرو ناکامورا نياز داريم

.گفتي داري روش کار ميکني

.تا اون موقع خيلي دير ميشه

.ما همين الان بهش احتياج داريم

.اين آسون نيست

.اوه، بيخيال تو ميتوني يه سيب رو متقاعد کني

.که سيب نيست، پرتقاله

.ميدونم

.ما به اون نياز داريم که گذشته رو درست کنه

اين فقط...من نميدونم .چطوري بايد اونو متقاعدش کنم

،زمان هاي از دست رفته .اميدهاي از دست رفته

.و تمام موضوع همينه

.اون عاشق شده

.اسمش چارليه

.يه مشکلي هست

.اون مرده .سه سال پيش مرده

.اين يه مشکل نيست .اين يه...فرصته

.بيشتر هم هست

.خيلي بيشتر هست

حالا چطوري ميخواي برگردي اونجا؟

از دوست در حال مردنم تقاضا ميکنم .که دوباره کمکم کنه

.تو نميتوني اين کار رو بکني

.ما هممون بايد يه چيزي رو فدا کنيم

،زمان هاي از دست رفته .اميدهاي از دست رفته

.و تمام موضوع اينه

اين گرمت ميکنه؟

.خب، اگه بدي ممنون ميشم

.اوه، ساعت قشنگيه

،اون يه، آم يکي از انواع سايلاره، درسته؟

ميدوني، اين نوع ساعت بعد از اون ساعتي که

فرمانده جان پرشين با خودش

.از جنگ جهانيِ اول آورده شد، ساخته شده

تو کلکسيونري؟

.من...نه

نه، من فقط...درباره اون توي مجله خوندم

.و يادم موند

،خيلي کاراست که مغز من اين اواخر انجام ميده

.همه چي رو يادش ميمونه

همه چي رو؟

.خودم شدم اطلاعات عموميِ خودم

خيلي خب، کي جايزه ي صلح نوبل رو در سال 1964 دريافت کرد؟

.شاه مارتين لوتر

درسال 1986 چي؟ .الي وايزِل

بيشترين علت مرگ و مير چيه؟

.سکته قلبي

بهترين غذا توي مِنو چيه؟

.(کلوچه هاي تاهيتي (واقع در جزاير پلينزي

،کوکتل ميوه ،با دسر نارگيل

.خيلي خوشمزه ست

فکر ميکني مغز نابغه اي که داري

بخاطر اون لخته ي خونيه که توي مغزته؟

تو از کجا....؟

.منم يه هديه دارم

...ميتونم ببينم چيزهاي مختلف چطوري کار ميکنن

.و اينکه وقتي خراب ميشن چطوري درستشون کنم

،يکي بهت نگاه کنه

.مثل روز براش روشنه

،آم، و من ميخوام اون کلوچه هاي تاهيتي رو امتحان کنم

.خيلي ازت ممنونم

.حرکت هوشمندانه ايه، اينجوري قايم شدن

...تو، همون آدمي هستي که توي کارناول بودي .مرد پروانه اي

.ما بايد با هم حرف بزنيم هيرو !همين الان

.نه، من اينو نميگم ساندرا

البته که ميخوام براي جشن .بازگشت به خونه اونجا باشم

،نميخوام کلير رو نا اميد کنم

ولي کنترل برنامه ي کاريِ .من با خودم نيست

من....من تو راه برگشت .شير ميخرم

و سبزيجات براي مهمونا، درسته؟ .باشه

.دوست دارم، خداحافظ

.ببخشيد دير کردم

.ترافيک بعضي وقت ها خيلي بي شرم و حيا ميشه

!بازگشت به خونه، هورا

همه چي خوبه؟

.آره، خوبه

.چونکه صورتت رو اونطوري کردي

.من صورتم رو طور خاصي نکردم

.چرا کردي .من اصلاً اهل اين کارا نيستم

.چرا هستي

،هر دفعه که به ساندرا دروغ ميگي

،ابروهات ميره بالا .و اين خط ها اينجا ظاهر ميشن

.اي کاش ميتونستم بهش حقيقت رو بگم

اي کاش ميتونستم بهش بگم دليل اينکه

جشن بازگشت به خونه رو از دست ميدم بخاطر اينه که دارم سعي ميکنم

يه قاتل زنجيره اي .با قدرت هاي خارق العاده رو بگيرم

ميدوني چيه؟

،دارم سعي ميکنم زندگي دخترمون رو نجات بدم

.و حتي نميتونم اينو بهش بگم

.دروغ گفتن خيلي بده .آره، بده

،مخصوصاً به خانواده ات ،منظورم اينه که

اي کاش ميتونستم به مامانم بگم که

اون بارِ پسر خواهرم از بين رفت بخاطر اينکه

،يه مردي ميتونست با دماغش تير اندازي کنه

.ولي نميتونم خب، بهش چي گفتي؟

.دروغ گفتم

.فکر نميکنم دروغ گفتن بهم بسازه

.اين خوبه

چي خوبه؟

،قادر بودن به اينکه ،ميدوني

،ازت خيلي محافظت نشه ...زياد روي

فقط اين خيلي خوبه که دوستي داشته باشم .که بتونم باهاش حرف بزنم

پس قضيه همين بود؟ حرف زدن 2 تا دوست با همديگه؟

تو به اين چي ميگي؟

.لاس زدن

،الان خيلي وقته .تو اينو نميفهمي

.نه، نيست

ما الان 2 ماهه که . با هم صبحونه ميخوريم

.مايل ها دورتر از شهر

.منظورم اينه که، اون کلوچه ها خيلي هم خوب نيستن

.نه، نيستن

...من و تو .ميتونيم درباره همه چي با هم حرف بزنيم

.اين بيشتر از دوستيه

،و تو هم يه کابوي هستي ،که هيچ وقت بهش اشاره اي نميکني

،پس من اين ابتکار جديد رو برميدارم ...و من

.يه اتاق مسافرخونه رزرو کردم

ديوونگيه، نه؟

.يا شايدم نيست

.بله

.نه، نه، نه، نه .الان ميام اونجا

.تا من برسم اونجا هيچ کاري نکنين

.ايتان با نقاشي هاي آيزاک رفته دفتر

.برو .توي دفتر ميبينمت

تو هم يه مسافر زماني؟ منو داري تعقيب ميکني؟

اينجا چيکار ميکني، مرد پروانه اي؟

،ولي سؤال اينه که تو اينجا چيکار ميکني؟

.من اينجام که چارلي رو نجات بدم

و چرا بايد يه همچين کاري رو انجام بدي؟

تو گفتي من من بايد اشتباهات زندگيم رو بوسيله ي مواجه شدن

.با پروانه هاي درست، جبران کنم

.اين بزرگترينشه .اين بهترينشه

من اينجام هيرو، که مطمئن بشم تو بزرگي و شکوه کاري که داري ميکني

.رو درک کني

.که ازت محافظت کنم

.اين به سادگيِ اون يکي که درست کردي نيست

.ببين

.تو توي يه مسير خاصي قرار گرفته بودي .همه قرار گرفته بودن

.سايلار و پيتر و کلير

من دارم يه فداکاري بزرگ ميکنم

.که مطمئن بشم تو موفق ميشي هيرو

.اينجا و اين مکان مال کار منه

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left