The first 200 lines.
اون ماشین باید تو فرانسه باشه
تا تو جشنهای "دی-دی" شرکت کنه
به "کوچکترین چرخدنده" خوش آمدید
اولین نظرتون چیه؟
این همه ناکارآمدی هست
این منو دیوونه میکنه
نگاه کنید!
یک "اولیور" استیشن
راستش رو بخواین، این داره کارمو سخت میکنه
میتونین همیشه یه کم کمتر بیاین
خب
اگه با بودنم اینجا اوضاع رو بدتر میکنم
پس واقعاً اینجا به چه دردی میخورم؟
تقریباً سه سال میشه
از وقتی که "کوچکترین چرخدنده" درهاشو باز کرده
این کسبوکار هنوز یه عالمه پول به من بدهکاره
صورتحسابهای بانکی رو قایم میکردم
من اساساً دارم یه باشگاه اجتماعی رو اداره میکنم!
پس، وقت یه تحول بزرگ رسیده
صبحها کارت بزنید، برید سر کار
طلوع یک دوران جدید
اما همه از تغییر خوششون نمیاد
من از همهاش خیلی نگرانم
این قرار نیست به من بگه چیکار کنم!
این یه چیز مسلمه
ما با مهمترین بازسازیمون تا به حال، تاریخساز میشیم
"مونتگومری" یا "چرچیل" تا حالا تصور میکردن شما توش بشینید؟
احتمالاً نه
کار باید سر وقت تموم بشه
اوه، مشتاقه!
میتونیم به سوی یک آینده روشن جدید بشتابیم؟
با من پشت فرمون؟
اوه، اوه، اوه!
من، طبق دستور،
دارم یه مدتی رو دور از کارگاه و از هیاهویش سپری میکنم
در عوض، دارم اون رو با این میگذرونم
که مهمترین وسیله نقلیه زندگی منه
این اولین دوچرخهای بود که داشتم
من عاشقش بودم
باید از یه کتاب کتابخونه یاد میگرفتم چطور سوارش بشم
و پول جمع کردم تا بخرمش
با پولی که از کارم که تخممرغهای مرغها رو جمع میکردم درمیآوردم
در واقع کمتر از دستکشهایی هزینه داشت
که امروز برای سوار شدنش میخوام بپوشم
اما ارزشمندترین چیز تو دنیای من بود
وقت بازی!
و من به این آرامش ذهنی نیاز دارم
ما یه هفته دیگه داریم میریم فرانسه تا رولز رویس "مونتی" رو تحویل بدیم
برای هشتادمین سالگرد یادبود "دی-دی"
وزارت دفاع روی ما حساب میکنه که اون رو سالم به اونجا برسونیم
پس، کلی چیز برای فکر کردن هست
الو؟ هی، ریچارد
سرتیپ مایک
وسط یه کار حساس که نگرفتمتون، مگه نه؟
نه، نه، فقط بین کارامم. چطوری؟
خب، رولز رویس "مونتی" کاملاً زیبا به نظر میرسه
ممنون. و ممنون که به ما اعتماد کردید
اما حالا باید اِاِم، ماشین رو به خود "نرماندی" برسونیم
و این یک رویداد کاملاً فوقالعادهست
بله
چیزی که میخواستم باهاتون در موردش حرف بزنم،
اینه که ما همه برای اون آمادهایم
خب، کی از تیمتون رو مد نظر دارید که بره؟
من تمایل دارم "نیل" رو بیارم چون اون ناظر پروژه بود
"آنتونی"، چون اون مکانیک اون یکی رو میفهمه
و "آیزاک"، در واقع چون اون واقعاً، واقعاً مفیده
و این همونطور که شما درست میگید، مأموریت اصلیه
به خاطر همینه که روی این ماشین کار کردیم
تا در اون زمان در اونجا دیده بشه
توسط مردم عادی و خود کهنهسربازان
پس، دیگه جای وقت تلف کردن نیست
واقعاً اضطرابآوره
اما باید حتماً درست انجامش بدیم
باشه، سرتیپ، ما اونجا خواهیم بود
سرشار از انرژی و آمادهی کار. خداحافظ
این واقعاً هیجانانگیزه
یعنی، راستش رو بخواین،
بیرون آوردن سه نفر از کارگاه،
زیاد به مذاق "جیمی" خوش نمیاد
گمان میکنم، اما امروز بعدازظهر من برای یه جلسه میرم
تقریباً یه جور آزمون، گمان میکنم
با بزرگترین مجموعهدار ماشین اروپا
اون و همسرش با هم
اگه بتونم اونها رو جذب کنم، ممکنه مشتری بلندمدت ایدهآل باشن
آیزاک. بله
ببین، این آخرین خرید منه به نظرم
این خیلی حرفهای به نظر میرسه
به این نگاه کن، میتونیم از این برای فرانسه، برای اون رولز قدیمی استفاده کنیم
یه آشپزخونه بزرگ اونجاست
تنها نقطه ضعفش اینه
یه کم متریکه. آره... یه کم متریکه. خب
پس، میخوره اما نمیخوره. آره، کار رو راه نمیندازه
پس، ما به چند تا ابزار قدیمی هم نیاز داریم
فکر کنم چند تایی دارم
فقط باید یه جعبه ابزار کوچیک و خوب آماده کنیم، محض احتیاط
اوه، به این نگاه کن. اون قدیمیتره
این همونیه که ازش حرف میزنم
و یه دونه دیگه هم داریم
تو تجهیزات رو داری، پسر
فکر کنم این یه مدت طولانی تو گاراژ کسی داشته استراحت میکرده
آها! ببین! منظورم دقیقاً همین چیزای قدیمی بود.
آره، میدونم بهترین قیافه رو نداره، ولی همینه که لازم داریم!
تو این چی داریم؟ وای، تو اینم آچار داریم!
۱۹۲۴؟
ممکنه. عالیه!
ساخت انگلیس، همون چیزی که میخواستیم.
کارمون رو راه میندازه، مگه نه؟
و اینه که، ریچارد قراره به من و تو نگاه کنه...
اگه این خراب بشه، خب؟
تازه یه سرتیپ هم تو ماشینشه!
نمیخواد ضایع بشه.
نه، باید... ما هم دلمون نمیخواد!
وای. واقعا محشره!
من میتونم اینجا محو بشم.
فقط تنوعشون، باورنکردنیه.
باورش سخته...
که این مجموعه شخصی یه نفره.
یک مخترع و کارآفرین،
راجر دادینگ بیش از ۵۰ ساله داره ماشین جمع میکنه.
حالا وقتشه روی خودش و همسرش، اِما، تأثیر خوبی بذاریم.
سلام ریچارد.
اِما؟ سلام؟
دارم تو گاراژتون ول میچرخم.
خوشحالم از دیدنتون. حال شما؟
منم خوشحالم از دیدنتون.
گاراژتون دیوانهکنندهست!
فوقالعادهست.
این یه بینش از ذهن راجره.
آره. و چی تو سر راجره؟
اِم... ماشینه!
اینا میرن بیرون کار کنن؟
واقعاً همینطوره. میرن برای عروسیها.
میرن برای فیلمبرداری.
کلاً چند تا تو مجموعه هست؟
آخرین باری که شمردم، حدود ۴۵۰ تا.
واقعاً!
میتونم برم همسر دیوانهتون رو ملاقات کنم؟
بله، حتماً.
خب، ایشون در طبقه بالا منتظر شما هستن.
با ماشینهای مورد علاقهشون.
ماشینای مورد علاقه؟ خب، کاریش ندارم!
آها! وای خدای من!
استون مارتین لاگونداها! وای!
راجر، خوشحالم دوباره میبینمتون.
حال شما چطوره؟ و شما هم همینطور، خوشحالم از دیدنتون.
من نمیدونم کجای دیگه دنیا...
میتونستم این همه از این ماشینا رو تو یه جا ببینم.
تو کاری که کردم، خیلی خوششانس بودم.
میتونم به خودم حال بدم...
تو خرید این...
ماشینای خوشقیافه.
اما داستان این مجموعهتون، که حالا ۴۵۰ تا ماشینه،
اولین ماشین اونجاست، موریس ماینور.
موریس پدرم، بله.
آیا این نقطه شروع کل این ماجراست؟
بله. دقیقاً، نقطه شروع همونه.
من فقط ماشین رو خیلی دوست دارم.
این حسیه که آدم داره.
و اونا هم محبت دوست دارن.
و حسابی بهت پاداش میدن.
یه جنبه تجاری هم تو این هست.
حدس میزنم حتماً به کلی متخصص برندهای مختلف دسترسی دارید.
اما برای بدنهسازی، متخصص بدنهسازی دارید؟
نه به طور خاص.
اگه ماشینی پیدا شد که کمی کار لازم داره،
یه کار با کیفیت بهتون نشون میدیم.
قیمت مناسب، و بعدش ببینیم چی میشه.
ممکنه این اتفاق بیفته؟
ما خوشحال میشیم که ماشین بعدی رو به شما بدیم.
که کمی به عشق و توجه هموند نیاز داره.
بیا این کارو انجام بدیم!
من واقعاً از اومدن به اینجا لذت بردم، آخه کی لذت نمیبره؟
ولی از دیدگاه کاری هم،
اینجا ۴۵۰ تا ماشین هست.
که گاهی وقتا آسیب میبینن.
و به کسی نیاز دارن که درستشون کنه.
اگه اینا بشن مشتریامون، کار خیلی زیادیه.
خب، حالا کی یه چایی میخواد؟
بله، لطفا. من یه دونه میخورم.
این مهمترین چایی روزه.
اگه میخواستیم این کارو حسابی انجام بدیم،
واقعاً به چند تا لیوان لعابی نیاز داریم.
تا حال و هوای زمان جنگ بگیریم واسه بردن رولز به فرانسه.
اون یکی رو میخوای؟
اوه، ببین! شنیدم زنگزدگی هم خوبه!
ماشین کوچولو و قشنگیه. خیلی قهوهایه.
اما در واقع ماشین نسبتاً مهمیه.
این یه مورد آزمایشی از طرف راجر دادینگه.
لانچیا بتای معمولی.
ماشینی که نسبتاً ظریف و خوشقیافهست و امروز هم عالی به نظر میاد.
ارزون بودن. آره، بودن.
۶۰۰ پوند بودن، الان دیگه نیستن.
چون بیشترشون ۲۰ سال پیش پوسیدن.
اینو یه بازسازی کامل نمیخوان.
نه، منظورمون اینه که...
اگه چند تا لک رو بدنه هست،
یه قیمت مناسب بهش بدیم که سر وقت و طبق بودجه انجام بشه.
قشنگش کنیم. آره.
اگه اینو درست انجام بدیم،
کلی ماشین دیگه هم داره.
No comments yet. Be the first to leave one.