The first 200 lines.
!کشتی غلات از راه رسید - !کشتی غلات رسید -
امروز صبح کشتی شاهزاده شارلوت در اسکلهی ترورو مورد حمله قرار گرفت
بارش ذرت بوده؟
پس، ذرتها مورد حمله قرار گرفتن
از این مردم گرسنه چه انتظار دیگهای میشه داشت؟
شما به جرم شورش و دزدی گناهکار شناخته شدید
جرمهایی که هیچ توجیهی براشون پذیرفته نیست
انبار غله ماههاست که خالی بوده
محصول ناچیز، سردترین زمستان در سی سال گذشته
جمع کردن عدهای شرارتکار به دور خودتون
تصاحب دارایی های بالادستی هاتون بدون هیچ ندامتی
اینها نشانهی بی اعتنایی شما به قانون ـه
که نمیشه اونها را بدون مجازات گذاشت
دیگه چطور باید مردم بیچاره شکمهاشون رو سیر میکردن؟
بدون شک بهای سنگینی هم براش پرداخت کردن
بیستتا کشته
بعضی ها تیر خوردن...بعضی ها زیر دست و پا لگد مال شدن
کشتی شاهزاده شارلوت به وارلگانها تعلق داره؟ - همینطوره -
پس اونها که زنده موندن هم بدبخت شدن
شما رو برای صدور حکم به دادگاه بعدی واگذار میکنم
با توصیه به محکومیت
به پانزده سال تبعید
این عادلانه نیست
!تکون بخور
!آخ
پرودی؟
!برو همه چیز رو آماده کن
من از این کار خوشم نمیاد این کارعاقلانه نیست، این کار درست نیست
!این عاقلانه تر از سپردن خودم به دستهای دکتر چوک ـه
در نبود دوایت، چیزی به گوش راس نمیرسه
و چیزی که ندونه، ناراحتش هم نمیکنه
!عجله کن
جورج وارلگان واقعا رابطهی بین
محصول ناچیز و شورش مردم رو نمیبینه؟
و تصمیم دوبارش برای احتکار؟ آره حتماً
من معدن لژر رو بهت میدم
زمانی بود که معدن پولدارکها توی زمینهای پولدارکها ساخته شد
با امیدهای زیاد و هدفهای سادهای مثل
ایجاد شغل و زندگی شرافتمند برای زنها و مردهای این منطقه
حالا به دست کسی افتاده که ذرهای وجدان در وجودش نیست
که کارگرها پشیزی براش ارزش ندارن و فقط سود میخواد
هدف تاسیس این معدن هدف والایی بود، راس
یه سرمایه گذاری ارزشمند بود
شک دارم اون هم همینطور فکر کنه
دلیل مرگش چی بود، گرسنگی؟
ذاتالریه
،بهم گفتن که هفته ها حالش رو به وخامت داشت اما قبول نکرده خونه بمونه و استراحت کنه
مقصر تنها خودشه
این طور به نظر میاد
،اینجا معدن خوبی بود جورج قبل از اینکه دست تو بیوفته
راس عزیزم، اینجا فقط یه معدن با بازده معمولی بود
اوه، منظورت مس عالیِ قرمزی که داشت؟
محصول گرانبهایی که مختص به این معدن بود؟
به پایان رسیده
رگه های دیگهای هم اونجا هست
اندکی غنی، اندکی سودآورد
با این حال، متوجهام که چرا بهش وابسته هستی
بخاطر خویشاوندانت
هر دو پر هیاهو اما نهایتا عاری از ارزش
،بگو راس ، بگو که از زمینهات برم بیرون اوه، اما صبر کن، نمیتونی
چون زمینی که روش ایستادیم به معدن تعلق داره
و معدن هم به من
شبها چطور سر روی بالش میذاری جورج؟
شاید بهتر باشه از الیزابت بپرسی
راس، بریم؟
دملزا؟
دملزا؟
،کاپیتان راس، بانو دملزا گفت یه ظرف سوپ براش ببرید
...بدون شک این وظیفهی تو
خیلی ممنونم ، مرد من
بذارش اون کنار
حالت خوب نیست؟ - هیچ وقت بهتر از این نبودم -
کار دیگهای نمیخوای براتون انجام بدم سرکار علـّیه؟
خب، شاید بتونی به دخترت سلام کنی
خانم کلاونس پولدارک
دکتر چوک کجا بود؟
برای خبر کردنش خیلی دیر شده بود
چرا اینقدر نق میزنه؟
دکتر چوک میگه بخاطر یکدندگیشه
اون فکر میکنه باید در برابر خواسته هاش مقاومت کنیم
مارتا، تر و خشکش کن
بله، خانم
برای صرف چای به خانه بانو راندولف میرم
شام رو در خونه خودمون صرف میکنی؟
در خانه ترولینها و بعد برای بازی کارت به خانه کاریکزها میرم
دعوتها پشت هم و تعداد زیاد میرسه
با این حال هنوز از جانب گودولفینها چیزی نرسیده
با این وجود که آنتونی جوان رو از بند قانون نجات دادی
باید بیشتر روی این خانواده های اصیل کار کرد
،اما کریسمس در راهه بهانه ای خوب برای یک مجلس رقص
که گودولفینها رو دعوت کنیم
اما قبول میکنن؟
،من باید برم باید در گردهمایی سهامداران معدن لژر حضور پیدا کنم
متاسفانه، بدون حضور راس پولدارک که سرگرمم کنه
چقدر دلم برای اون روزهایی که بهش ترحم میکردم تنگ شده
دریک! بالاخره اومدی! توی سبدت چی داری؟
!وزغ گفتی که عمهت از وزغها خوشش میاد
برای شما هم هدیهای دارم، دوشیزه مورونا
!پامچالهای زمستانی
کجا پیداشون کردی؟
فقط من از جاشون خبر دارم
،اما اگه یه وقت دلتون بازم از اونا خواست دنیا رو زیرو رو میکنم تا براتون پیداشون کنم
عجله کنید
،عمه آگاتا، دریک اومده با یه غافلگیری
عمو جورج از وزغها متنفره
دستور داد تا همه رو از برکه مون بیرون کنن
!فکرشو کن اگه دوباره برگردن
جفری چارلز، مطمئن نیستم عمو جورجت موافق باشه
با بودن وزغها؟ - با بودن مهمونمون -
،عمه آگاتا چیزی بهش نمیگه میگی عمه؟
میدونستی دوست جفری چارلز با برادرزاده من خویشاونده؟
البته که میدونستی
چون دوست جفری چارلز خیلی چیزا بهت میگه
به برادرزادم بگو عمهاش بخاطر کم توجهیهای اون خیلی رنجیده خاطره
نامهای به دستم رسیده
از طرف عضو برجسته پارلمان، آنوین تروننس
همون که باهاش بهم زدی؟ - طوری وانمود کردم که شانس دوبارهای داره -
در عوضش؟ - دریافت اطلاعات در مورد یه افسر بخصوص نیروی دریایی -
و ؟ - با توجه به این نامه -
از نفوذش در نیروی دریایی استفاده کرده
و متوجه شدیم که همه چیز تحت کنترل اونهاست
واقعا؟ - مقامات ما با مقامات اونها درحال مذاکره هستن -
و بزودی، همه افسران آزاد میشن
یعنی تا رسیدن کریسمس؟ - یا شاید کمی بعدش -
آخر سر آنوین به یه دردی خورد
یه نامه دارید دوشیزه خانم - ممنونم -
اوه
من و جفری چارلز باید برای کریسمس به ترورو بریم
پیش عمو جورج؟
کالسکه شنبه میاد دنبالمون
برای چه مدت از اینجا میری؟
شاید دو سه هفته
شایدم بیشتر
،دوست داشتم برای خداحافظی بیام اما باید به مراسم غسل تعمید برم
برای دختر خواهرم، کلاونس
دختر عموتون، ارباب جفری
،اگه قراره کریسمس اینجا نباشیم باید الان یه هدیه بهت بدم
اوه، لازم نیست - نه چرا هست،همین جا بمون -
من چیزی ندارم که به تو بدم - تو اینو بهم دادی -
این با ارزش ترین هدیهای هست که تا بحال گرفتم
هیچ وقت درش نمیاری
و در نخواهم آورد
بفرما، دریک
میتونی وقتی اینجا نیستم برام نامه بنویسی
اوه، ممنونم ارباب جفری
،گونههات سرخ شده مورونا تب داری؟
آیا چشمانت به خاطر دیدن خداونده که برق میزنه؟
نه کاملا، اما با اینحال به همون اندازه برام مقدسه
اما آیا اون دختر ارزش این رو داره که به خاطرش روحت رو به خطر بندازی؟
به گمونم
این کار عاقلانست؟
این اواخر نسبت بهش کم توجه بودم
تو قول دادی از هر چیزی که در ترنویث هست دور بمونی
آگاتا هر چیزی در ترنویث نیست
اون یه پولدارک ـه، و عمهی منه
جورج معدن لژر رو به زانو در آورده
و من خودم رو نمیبخشم اگه آگاتا رو هم به همین روز دچار کنه
پس چه دلیلی داره که برای غسل تعمید دخترم نیاد؟
کالسکه رو فرستادم دنبال مورونا و جفری چارلز
همون طور که خواستی
جفری چارلز، صبر کن - !اگه دوست نداری نیا -
به گمونم هیچ کدوممون نباید بریم
من دارم میرم مورونا، لازم نیست کسی خبردار بشه
،خداوند قادر تو را به خاطر آبی که به ما هدیه دادی سپاسگذاریم
پیش از آنکه روحالقدس در آغاز خلقت به حرکت در آید
فکر شوهرم اینجا با ماست
و به عنوان پدرخوانده خودش حضور نداره
این زمان فقر و گرسنگی
ما را به یاد آن می اندازد که چطوری اجازه دادی تا کودکان بنی اسرائیل
از اسارت در مصر رهایی یابند
و به سرزمینهای پرنعمت رهنمودشان کردی
اینکه چگونه پسرت عیسی با دستان یحیی غسل تعمید شد
و توسط روح القدس به نام مسیح تدهین گشت
مسیح ما را از میان مصیبت ها و محنت های این دنیا راهنمایی کرد
و از اسارت در رنج به زندگی جاویدان هدایت نمود
امیدوارم مزاحمت ما رو ببخشید - مزاحمتی در کار نبود -
شما برای جشن در نامپارا به ما ملحق میشید؟
...اوه، خب
مورونا، بیا بریم - فکر نکنم بتونیم -
،باید به ترورو بریم راستش هین حالا هم دیر کردیم
اما شاید نیم ساعتی بتونید بمونید
متاسفانه فکر نکنم بتونیم
واقعا خیلی دوست داشتم که بیام
کریسمس رو در ترورو میمونی؟ - بله متاسفانه -
عمو جورج به پای سنت نیکولاس هم نمیرسه
و بیچاره عمه آگاتا باید کلا تنها بمونه - واقعا -
برادرم پسر مهربونیه - یه جور خوبیِ خاص در وجودش هست -
جوری که تاحالا ندیده بودم
اون به موقعیت اجتماعی تو میخوره؟
ای کاش اینطور بود
اما اون خیلی پایینتره
این ماجرا عاقبت روشنی نداره
خودتم میدونی
میدونم
این خوبه که از اینجا میری
باعث میشه این پیوند گسسته بشه
به خودم هم همین رو میگم
خدانگهدار، مورونا
بیا، جفری چارلز، خیلی دیرمون شده
کلاهم، روی صندلی جا گذاشتمش
No comments yet. Be the first to leave one.