Ms. X

Ms. X

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Ms X S01E04 Blonde Woman Vision Board DSNP WEB-DL DD+5 1 H 264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

other
Published on: 2026-07-13
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫مرسی، خانم جونز.

‫بعدی.

‫خوش برگشتین، آقای رابرتس.

‫رسیدم.

‫ به استرالیایی ها ‫بگو فردا مبینمشون.

‫ تا اون موقع خبرهارو برسون.

‫دیگه زنگ نزن تا تکلیف کانتینر مشخص ‫و ترخیص بشه.

‫فهمیدم.

‫کشورت که شبیه یه مزرعه هست.

‫خب، 25 گوسفند داریم.

‫صحبت نکن.

‫هرزه.

‫خشاب پر رو بردار.

‫و با گلوله‌ها رو به جلو

‫و اعداد رو به عقب،

‫این جوری واردش میکنی.

‫برای نمایش، این خالی رو برمیدارم،

‫گلوله‌ها رو به جلو...

‫عالیه.

‫چه دروغگوی بدی هستی تو.

‫کاشکی هیچوقت ژل نزده بودم.

‫بحران میانسالی داشتن عادیه

‫و ممکنه پیش‌یائسگی باشی.

‫خدای من، نمیخوام بدونم تو از کجا میدونی.

‫چیزایی میخونم.

‫گفته نگهبان تموم کرده. میخوام با دیلن برم.

‫- اشکالی نداره؟ ‫- باشه عزیزم.

‫مامان؟

‫هی.

‫آرایش کردی؟

‫دارم میرم سوار اتوبوس بشم.

‫میگه همه چی با گوشیت کنترل میشه،

‫اما من که نمیتونم بفهممش.

‫برم عینک دیگه‌ام رو بیارم.

‫تموم شد.

‫جا محکم‌تر از کون شتر ‫تو طوفان شن بسته شده.

‫هی، گوش کن.

‫برای پنج صد تا بیشتر،

‫میتونم یه قابلیت غیررسمی نصب کنم

‫که خودم درست کردم برای ترسوندن مزاحما.

‫اگه فریاد بزنی تجاوز، این فعال میشه.

‫پلیس! بیا بیرون با دستات بالا!

‫- پلیس! یخ کن! ‫- عالیه... گراهام.

‫میتونی اضافه کنی.

‫سلام عزیزم.

‫به من نگو عزیزم!

‫داشتم با سگ حرف میزدم.

‫این خودتی که طلاق میخواستی.

‫و حالا وکیلا داریم که میخوان بمکـ...

‫آماده‌ات کردن.

‫مرسی.

‫نصف دار و ندار من رو نمیگیری، باشه؟

‫چرت نگو، دارن.

‫من هیچوقت فقط نصفش رو نمیخواستم.

‫سلام؟

‫هی. فکر نمیکردم بیای.

‫هی. چت شده؟

‫من... خوردم به کمد.

‫چشات باز بود؟

‫داستان درازه. گوش کن، ‫ببخشید اینجوری هول شدم.

‫نه، خدای من، اصلاً اشکالی نداره.

‫- میتونی ماهیم رو ببینی، لبران. ‫- لبران؟

‫آره، آره. مسخره‌س چون اون، خیلی کوچیکه.

‫آره. ببین من... نمیخوام بترسونمت.

‫چرا منو بترسونی؟

‫پلیسه.

‫یه عکس از تو با همون ژاکت دارن

‫که داری از هتل جری میری بیرون.

‫روی دوربین مداربسته‌ست. ‫فکر میکنن تو کشتیش.

‫ببخشید. فقط...

‫من مظنون یه پرونده قتل هستم،

‫و پلیس عکسم رو داره؟

‫خب آره، این،

‫- این منو میترسونه. ‫- عکس تاریه.

‫- دقیق معلوم نیست تویی. ‫- اگه برم زندان چی؟

‫اگه برم زندان چی؟

‫اول از همه لبران چی میشه؟

‫گوش کن. فقط باید

‫فقط باید از شر ژآکت خلاص شی، باشه؟

‫نه. چی؟ نه.

‫- به هیچ وجه. مال بابامه. ‫- آره.

‫اگه پلیس بفهمه اون کت

‫دقیقاً جلوی در بوده درست ‫قبل از اینکه جری، میدونی...

‫نه. نه راهی نداره.

‫- یعنی، اصلاً نه. ‫- تو آخرین نفر اونجا بودی.

‫اون زن بلوند خوشگل چی؟

‫اونم باید ژاکت مورد علاقش رو میداد؟ نه!

‫اسکار، فقط از شر ژاکت خلاص شو،

‫بعدش هیچ چیزی تو رو به عکس ربط نمیده.

‫- مگه اینکه پیداش کنم. ‫- خدای من.

‫بعد میتونم خودم ببرمش پیش پلیس.

‫چطور میخوای پیداش کنی؟

‫- اسمش رو هم نمیدونی. ‫- درسته، ولی میتونم،

‫احتمالاً اون یه مجرمه یا در ارتباط با مجرما.

‫پس فقط باید

‫عکسای زنای بلوند دستگیر شده رو نگاه کنم.

‫بس کن. فقط بسوزونش.

‫- به این حرفا گوش نمیدم. ‫- لعنت بهش!

‫و دیوونه‌ای اگه فکر کنی ‫من اون ژاکت رو میسوزونم.

‫- باید برم سر کار. ‫- نه، نه، نه.

‫صبر کن. یعنی چی سر کار؟

‫باید راجع به این عکس حرف بزنیم.

‫میا، صبر کن.

‫آرنا؟

‫- هی. ‫- چی داریم؟

‫یه دونده امروز صبح چیزی تو رودخونه دیده

‫اوایل امروز صبح.

‫ساعت ۷:۱۷ خبر داده.

‫یکی از ماشینای ما ‫تو اون حوالی ساعت ۷:۲۶ رسیده.

‫اینو پیدا کرده.

‫خدای من.

‫یه گلوله تو سر.

‫به نظر یه آدم‌کشی حرفه‌ هست

‫کسی دست زده بهش؟

‫فقط برای بیرون کشیدنش از آب.

‫چرا پاسپورتش رو همراه داشته؟

‫بذار این رو تو سیستم بررسی کنن.

‫به محض اینکه آدرس گرفتی برام بفرست،

‫خانواده‌ش رو خبر میکنم.

‫باشه.

‫لعنتی، اوضاع داره بیرحمانه میشه اون بیرون.

‫پرستار جدیدمون اومد.

‫خوش اومدی، خوش اومدی. چطوری؟

‫جا افتادی؟

‫آره. آره.

‫شنیدم با دستکش لاستیکی رفیقی.

‫ببخشید. بریجت گفت تو امدادگر بودی.

‫آره. یه مدت، تو زندگی قبلیم.

‫خب، امیدوارم اینجا ‫برات زیادی خسته‌کننده نباشه.

‫میدونی، پانادول و چسب زخم پخش کردن.

‫برام عالیه،

‫میدونی، بعد از همه چی. پس...

‫آره. آره.

‫خواستم بگم خیلی برامون متاسفم بابت جری.

‫آدم هیچوقت نمیدونه تو دل آدم چیه، مگه نه؟

‫آره. واقعاً نمیدونی.

‫از رو من معلوم نیست،

‫ولی منم، میدونی، افسردگی داشتم.

‫- آره. ‫- آره.

‫طلاقم بود که منو از پا درآورد.

‫همسرم همه چی رو برد.

‫حالا تو یه آپارتمان استودیویی یه تخته خوابم،

‫برگشتم به بیست سالگیم.

‫این جا، تنها چیزیست که براش زندگی میکنم.

‫واقعاً.

‫چشمت چی شده؟

‫انگار مشت زدن توی صورتت.

‫ببخشید. میرم.

‫خوش اومدی و خوش آمدی.

‫بله، این خوش‌آمدگویی رسمی اینجاست.

‫خب. ممنون همه.

‫پنجشنبه یادتون نره، ‫گروه مطالعاتی ساعت ۳:۳۰.

‫میخوام چند اسم دیگه رو تخته ببینم، لطفاً.

‫و کتاب‌هاتون رو فراموش نکنید

‫دفعه بعد بیارید، لطفاً.

‫تکلیف‌ها جمعه تحویل هستن.

‫اگه تمدید میخواین بیاین پیش من.

‫هی، فقط خواستم بگم ممنون

‫خیلی ممنون بابت کمکت برای سخنرانیم.

‫و میدونم قهوه دوست داری، پس اینم...

‫باشه. ممنون.

‫نیازی نبود این کار رو بکنی.

‫اوم، یه تغییراتی بر اساس یادداشت‌هات دادم.

‫پس تو، سرت شلوغه؟

‫خوشحال میشدم دوباره مرور کنی.

‫اه! من یه جلسه وسط ناهار دارم.

‫گوش کن، من.

‫این هفته یه جلسه قرائت از کتابم دارم.

‫چرا نمیای؟

‫بعدش سخنرانیات رو مرور میکنیم.

‫آره، خیلی دوست دارم. عالی میشه، اوم. بله.

‫- آره. ‫- عالیه.

‫باز هم ممنون بابت بن‌ت.

‫خیلی با محبت بود.

‫سلام.

‫میتونم کمکت کنم؟

‫بله.

‫یک خوزه رابرتز رو میشناسی؟

‫جوس.

‫خودمم، من جوس رابرتسم.

‫باشه. من یه کارآگاه از پلیس اوکلند هستم.

‫خوبه.

‫اشکالی نداره بیام تو؟ ‫فقط چند تا سوال دارم.

‫بله،

‫ولی بهتره از زنم بپرسم.

‫ببخشید، دیر کردم اسپایدز.

‫هیچوقت ازدواج نکن رفیق.

‫قسم میخورم، اون زن، ‫انگار که، اعصابمو خرد میکنه.

‫خب اون مرد کجاست؟

‫فکر کردم قرار بود اینجا باهامون ملاقات کنه.

‫- شاید جت‌لگ داره؟ ‫- نه.

‫نه، الان وسط روزه.

‫چقدر استراحت نیاز داره؟

‫وقتی از هواپیما پیاده شد چه شکلی بود؟

‫نمیدونم.

‫یعنی چی نمیدونم؟

Ms. X subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left