The first 200 lines.
پلیس نیویور دکتر مارتین ویتلی رو دستگیر کرد
که حداقل با 23 قربانی در ارتباط بوده
. از اینجا ببرینش بیرون
ممنون
امروز خیرهکننده شدی
ممنون
بچهها چطورند؟
....اونا
. میتونیم از پسش بر بیایم
... یه وکیل دارم اورت استرلینگ
اون منو مطمئن کرده ، که با منابع ما
هیچ اتهام جنایی ای وجود نداره غیرقابل نفوذه.
. بس کن من برمیگردم
پیشه تو و بچه ها
گفتم بس کن
فکر میکردم زندگی خوبی داشتیم
هنوزم میتونیم
مادر بهم یاد داد که ازدواج طولانی
، یه زن خیلی چیزا رو کنترل می کنه
که اون فداکاری میکنه
باید قربانی همه چیزت میشدم
و تو این کارو کردی واسه همین ه که ما از پسش بر میایم.
اینجا رو ببین
. "از اینجا به بعد" مارتین تو هیچوقت بیرون نمیری
تو قراره توی یه قفس باشی
fبرای بقیه عمرت.
بعد از کاری که کردی
من هیچ وقت به اینجا بر نمیگردم.
هیچ کدوم از ما این کار رو نمیکنیم
میفهمی؟
هیچ وقت.
مالکوم
مراقب باش، مالکوم
چند نفر دیگه مردن؟
و چرا نمیتونی به خاطر بیاری؟
. قفلها رو عوض کرده
قفلها رو عوض کردی؟ !! !! !!
مالکوم جواب بده
، بخش امنیتی دوست دارم بهت یادآوری کنم که
که تو و اون بدبخت طوطی فقط مستاجر هستین
. که خودم صاحب این ساختمون هستم …
در رو باز کن
حالت خو به؟ !!
خوب، پس وقتشه.
درو باز کن، می شه؟
هوم
با توجه به این نمایش. انگار تو هم به یکی نیاز داری
من خوبم
این محدودیت ها به وضوح بی فایده هستند
مامان . من برای یه تخت خواب سفارشی می گردم
چرا اینجایی؟
پدرت رو می بینی
من مشاور پلیس نیویورک هستم
ثابت کرده برای پرونده های من مفیده
اوه، پس تو الان یه تیم هستی؟
پدر و پسر، حل کردن جرائم
. چقدر برای هر دوتون خوشحالم
قصدی برای برگشتن ندارم
این دقیقا چیزیه که اون میخواد همون چیزه
همیشه ی رابطه میخواست
، برای کنترل کردن تو تا ذهنت رو آلوده کنه.
منو کنترل نمیکنه
من که فقط دیدمت
از پنجره پریدی بیرون
میدونم که فکر میکنی این خاطرات واقعی هستند.
نیستن
. پس خاموشش کن
من از کتاب ها لذت میبرم
. جین هم جواب میده
من جواب میخوام
و فقط دو نفر هستن تو دنیا که
بتونن حلش کنن
یه قاتل سریالی محکوم به قتل و تو، مامان
من علاقهای ندارم. برای تجدید خاطرات گذشته.
و به خاطر خدا به خاطر سلامتی روانی تو
تو هم نباید.
. سلامتی ذهنی من خوبه
، من از فردا کلید جدیدی میخوام
یا اینبار بد قاطی میکنم
. سلامتی روانی من از بین رفته
داره ساییده میشه
شاید از نقطه ترمیم کردن گذشته باشه
این … این خوب نیست
# ضربان قلب باقی مونده # مثل این بود که جنب و جوش داشته باشی
تو 11 سالگی
واسه همینه که تو هنوز هم قبول میکنی که منو تحتتاثیر قرار بدی.
سرت داد زدم چون قصد داشتی معامله رو اعلام نکنی
و چون خیلی واضح ترتیبش دادی
قصد ندارم که یه روانشناس رو ببینم
خیلی ممنون بخاطر گروه سن بالات.
خب ما که آبنبات رایگان نداریم،
اوهوم.
....ام
نظر حرفهای شما چیه؟
تو حافظه سرکوب شده؟
این در مورد کابوس های شماست؟
دختره تو جعبه؟
. میدونم چرا هیچوقت پیداش نکردن
پدرم؟
فکر کنم به من مواد زده
با کلروفرم یا ...
یا یه آرام بخش مشابه
برای … نمی دونم چقدر طول می کشه
کلروفرم؟
زیادی بوده؟
مطمئن نیستم.
تو مد مارک تجاری ،
مارتین کاری کرده که دور حقیقت درجا بزنم
پدرت رو دیدی؟
بخاطر این که بتونی
به بیماری پی تی اس دیت غلبه کنی
پیشنهاد میکنم تا حد امکان از مارتین ویتلی
فاصله بگیری
. ببخشید باید برم .
کار پلیسی پلیس؟
ما حتی در این مورد صحبت هم نکردیم.
چرا مرخص شدی؟ "توسط" اف. بی. آی
ریشه ابجو
امروز فقط بهتر میشه
. "برای تو،" گیل
. و برای تو
. و برای تو، یه لیمو ترش
استاد جورج هولتون
یه تیر بزرگ تو دانشگاه یه عالمه نامه بعد از اسمش.
. چشماش رو ببین
ها
در اوایل قرن ۱۹
داروی آزمایشی با اثرات جانبی مشابه. تولید شده
آه ، خب ، این میده خسارت به عصب بینایی زده
ممکنه به مغز آسیب رسونده باشه به همین راحتی. ، اوه، آقای برایت
صبح بخیر گیلاس؟
این مورد علاقه منه.
. متاسفم متوجه نشدم که ما داشتیم یک هدیه کوچک رد میکردیم.
من آماده نیستم. . می تونم برم یه چیزی بردارم
دلیل مرگ؟
هنوز دارم روش کار میکنم
تنها زخم ها سایشهای کوچیکه
روی مچ و مچ پا.
در حال عمل انگار اینجاها پر کار بودن
و اینکه اسیب های داخلی کشنده بودن
پس کار قاتل زمان بر بوده
تو ی جای دیگه و امن
یه قربونی رو اینجا ول کردن
. کارآگاهها، یه چیزی پیدا کردیم
. بریم ببینیم چرا
ما پارک ریورساید هستیم
بالاتر از خیابونه 123 ،
که در آن ، در ساعت 7 صبح امروز ،
پلیس جسد دکتر جورج هولتون رو پیدا کرده
در این موقع، پلیس نیویورک به هیچ وجه اظهار نظر نمی کنه
در مورد هر مظنون احتمالی ، اما ما در صحنه خواهیم ماند
در انتظار نظراته بیشتر
پلیسهای عزیز "
وقتی اومدن سیاه شد
اونا حقیقتو گفتن
گلهای وحشی اونجا رشد میکنن؟
دیدمشون
. بهشون بگو که دیدمشون "
بهشون بگو که الان همه چیز سیاه شده.
خوشحالم که همه اینا رو روشن کرده
... خب، یه نگاه به
خط موازی تو نوشته، پراکنده شدن،
شاخ و برگ ها، عدم ثبات.
اینجا هیچی با عقل جور در نمیاد
. خب، برای اون مهمه
که به ی بیمار روانی جدی نگاه میکنیم
میتونه یکی از بیمارا سابقه هولتون باشه
احتمالاً
اما این امتیاز برای خالص بودن
شاید یه بیماری روانی پیش رونده
که ممکنه شامل توهمات یا اوهام باشه
ممکنه قاتل یه آدم متوهم و رمال باشه
اینجور تدما معمولا فک میکنن
در راستای انجام دستورات الهی و قدرت های برتر آدم میکشم
یا صدا جذاب
خدا ... یا شیطان.
خوب ، برایت درست بود.
این بیشتر از صدمه زدن به به عصب بینایی ه
این برش می ره دور سرش.
احتمالا با اره یک چهارم اینچ تو عمق. جمجمه رفته
قاتل جمجمه این مردو از بین برده
. تو که هر روز نمیبینی
جمجمه رو از بین برده
این دیگه چه معنی میده؟
اصلا نظری ندارم
مغز قربانی با جراحی برداشته شده
شما الان با کسی روبرو هستین که
یک درک اساسی از آناتومی جمجمه. داره
. این خوشمزه ست
... پس، دلیل مرگ اینه که
هیچ مغزی؟
طرف به خاطر این نمرده
طرف به خاطر اون نمرده
حمله ناگهانی قلبی
اون بخاطر حمله قلبی مرد؟
نتیجه حمله قلبی ه
انسداد شریان کرونر - سایپرز ،
قلب قربانی ما سالم بود ،
حتی برای سن اون عالی هم بوده
یه چیز دیگه قلبش رو متوقف کرده
No comments yet. Be the first to leave one.