The first 200 lines.
" دلم بيشتر مي خواد"
" دلم بيشتر مي خواد"
" دلم بيشتر مي خواد"
" دلم بيشتر مي خواد"
" دلم بيشتر مي خواد"
" دلم بيشتر مي خواد"
سلام...من " نيکيل ماتور " م
و اين...داستان منه
من و تنهاييم...دارم بر مي گردم خونه سمرپور ، پايان داستان
پايان داستان
نيکيل؟
تنها اومدي؟
من تنها بودم ، عمو
نيکيل - سلام مامان
مامان ، بيا تو
نيکيل! ولي تو که گفتي اونم داره باهات مياد
بازي تموم شد مامان ، اونو فراموش کن
ولي تو که گفتي...
خواهش مي کنم مامان! ديگه سوال نکن ازت خواهش مي کنم
خيلي خب ، باشه
هيچ سوالي نمي پرسم ، خوبه؟
يه چيزي بگم مامان؟ - چي؟
کاش همه ي دختراي اين دنيا مثل شما فهميده بودن
برگشتن به خونه حس خوبي داره
ميرم وسايل هامو بذارم و بيام
هيچ دوستي نمي تونه بهتر از تو باشه
به هرحال ، اولين عشق هميشه جايگاه خودشو داره
حقه باز! همه ي شما مردا مثل هميد ، مثل هم
و اگه درک نکردي...بدون که اين آخرين خداحافظي مونه
خيلي هيجان انگيزه ، نه؟
من خيلي دارم با هيجان داستانمو ميگم
بر ميگرديم به عقب
توپ رو پاس بده ، اينور
برو ، برو
بزن ديگه...از دستش نده
اينجا! اين طرف ، پاس بده
اينور
دارم بهت ميگم ، اين پسره نيکيل خارق العاده ست
اين ديگه چه جورشه؟ شما داريد از دشمن تعريف مي کنيد؟ - خب که چي؟
تا وقتي دشمن قوي نباشه ، جنگيدن کِيف نميده
راستش من که ميگم اين همسايه هاي کوچيک موچيک رو ول کنيم
و به آمريکا حمله کنيم
چي ميگي؟ - خيلي خوبه قربان
اون جرزن عوضي
اين جرزني يه
بده من بينم
زود باش نيکيل ، زود باش
اين شانس رو از دست نده
زود باش نيکيل ، ما گل مي خوايم
زود باش نيکيل... تو مي توني ، تو مي توني
به چي زل زدي؟
به هر حال داماد آينده مه - خيلي خوبه قربان
زود باش نيکيل ، زود باش بزن
زود باش
اه
لعنتي
نتونستم گل بزنم ولي اون روز يه چيز جديد ياد گرفتم
که موبايل حتي تو مکان هاي شلوغ هم مي تونه مزاحمت ايجاد کنه! بابا دارم ميام
الو؟ سلام نيها
آره آره ، دارم ميام
آره...نه نه
خيلي خب دارم ميام ، تو جايي نرو! نيها؟ نيها؟
لعنتي...اوه! ببخشيد
ممنونم عمو
نيها...سلام
من اومدم نيها...هي نيها ، بهم نگاه کن ديگه
ببخشيد ، ببخشيد نيها مسابقه به وقت اضافه کشيده شد
ولي من هيچ وقت اضافه اي براي تو ندارم! باي
خيلي خب وايستا ، وايستا! گوش کن چي ميگم
توت فرنگي بخور ، خيلي خوشمزه ن
من نميخوام چيزي بخورم! فقط برو گمشو ، خب؟
بابا همينجوريشم باخته م! مسابقه رو باختيم نتونستيم گل بزنيم
دوباره؟ - چي؟
نميشه براي چند لحظه اون فوتبال مسخره رو فراموش کني؟
بس کن نيها! اين ممکن نيست ، منظورم اينه که...
فوتبال براي من فقط يه بازي نيست مسئله ي آبروي دانشگاهمه
تازه شم از وقتي پدربزرگ دانشگاه رو تاسيس کرده
فقط يه رسم پيروي ميشه ، فوتبال
امروزم نزديک بود ببريم
ولي اگه تو زنگ نزده بودي... - بسه
بخاطر همين فوتباله که تو اينطوري فکر مي کني
بجاي اينجا ( مغز ) با زانوهات فکر مي کني حالا گوش کن
امروز بايد از بين ما دوتا يکي رو انتخاب کني من...يا فوتبال
معلومه که...فوتبال
خيلي خب ببخشيد ، بس کن نيها! اين عادلانه نيست چطور بين شما يکي رو انتخاب کنم؟
خودتم ميدوني که امکان نداره
خيلي خب ، پس منو ول کن همينطوريشم نمي خوام وقتم رو هدر بدم
خداحافظ - نيها
فکر بدي هم نيست! آخه حاضر شدنت چهار ساعت طول مي کشه
جشن دانشگاه ساعت 8 ه من 30:7 ميام دنبالت ، باشه؟ باي
هم از جشن دانشگاهتون متنفرم هم از فوتبالش هم از...
دختر عجيبي يه ها! يه بار که شروع به جيغ زدن کرد ديگه تموم نمي کنه
ديوونه...ولي ديوونه ي بامزه
نيکيل ، لازم نيست قهرمان بازي در بياري
نيها زنگ زده ميگه که اون نمياد به مراسم دانشگاه
بيا باهاش حرف بزن - جدي؟
پس با " ريتو ، ميتو و نيتو " هماهنگ کنم بريم چي ميگي مامان؟
ريتو ، ميتو ، نيتو؟ فکر کرده کيه؟ دختر کش؟
بابا من گفته باشم! مي کشمش
دخترم اگه تو نمي خواي بري اونجا خب نرو
چي کار به بقيه داري؟
تو و من مي شينيم تو خونه و فيلم " خلافکارهاي ناورون " رو تماشا مي کنيم
يه فيلم کلاسيکه ، خيلي توپه...توپ
توپ! مامان من دارم بهت ميگم! اگه از اون توپ درست کنيم و بفرستيم لب مرز
دشمن خودش اسلحه هاشو مي اندازه پايين و خودشو تسليم مي کنه
خودتو تسليم کن و نتيجه شو ببين دخترم
بعضي وقتا عقب نشيني کردن ، يه قدم جلو رفتنه
خواهش مي کنم بابا! خودش لجبازترين آدم روي زمينه و اونوقت به من ميگه لجباز
اولش همه ي دخترا لجبازن ولي بعد از ازدواج...
لجبازتر ميشن ، مگه نه؟
ازدواج با نيکيل؟ غيرممکنه
هيچي غيرممکن نيست ، اونم حتما سر به راه ميشه
اون دوستت داره پسرم - ميدوني چيه مامان؟
ميدوني الان با نگاه کردن به صورتت چي برداشت مي کنم؟
چي؟ - که الان بهم ميگي...
که پسرم نيکيل ، يه عروس ماه مثل نيها برام بيار
آره!
اگه من روي کره ي ماه بودم و نيکيل هم آخرين پسرِ موجود اون سياره بود
اون موقع هم باهاش ازدواج نمي کردم
واقعا؟
پس با نيتو ، ريتو و ميتو مشکلي نداري؟
" اين دل"
" اين دل"
" اين دل گستاخ براي تو بي تابه ، اي جان جانان"
" اين دل بي زبان" " چطور دردش رو براي تو بيان کنه؟"
" اين دل"
" اين دل گستاخ براي تو بي تابه ، اي جان جانان"
" اين دل بي زبان" " چطور دردش رو براي تو بيان کنه؟"
" اين دل"
" عزيزم ، اميدوارم اين دلدادگي يه روز"
" برات تبديل به دردِ دل نشه"
" اين دل"
" اين دل"
" عزيزم" " شروع کردي به اومدن تو خوابهاي من"
" به اومدن تو خوابهاي من"
" عزيزم" " شروع کردي به اومدن تو خوابهاي من"
" به اومدن تو خوابهاي من"
" لطفا بفهم اي جان من"
" که اين فقط ديوونگي ايه"
" اين ديوونگيت ، منم داره مثل تو مي کنه"
" عزيزم ، اميدوارم اين دلدادگي يه روز"
" برات تبديل به دردِ دل نشه"
" اين دل"
" اين دل"
" صحبت عشق من و تو...تو و من پيچيده"
" پيچيده"
" صحبت عشق من و تو...تو و من پيچيده"
" پيچيده"
" اين اداهاي تو ، با همه فرق مي کنه"
" اگه کسي ( دختري ) بهت نگاه کنه" " فداي تو ميشه عزيزم"
" عزيزم ، اميدوارم اين دلدادگي يه روز"
" برات تبديل به دردِ دل نشه"
" اين دل"
" اين دل گستاخ براي تو بي تابه ، اي جان جانان"
" اين دل بي زبان" " چطور دردش رو براي تو بيان کنه؟"
" اين دل"
" اين دل"
" اين دل"
" اين دل"
احساس خوبي داره ، مگه نه؟ - آره
من...سمرپور رو دوست دارم
خيلي خب! پس منم ميرم تو عيشت رو خراب نمي کنم
نه نه! خيلي خب بابا ، ببخشيد! غلط کردم
راستش مي خوام ازت يه چيزي بپرسم - زود بپرس ، قبل از اينکه يخ کنم
تو منو دوست داري؟
تا کِي جواب مي خواي؟
همين الان
ببين من دروغ نميگم آخه توت فرنگي هاتو خوردم
اين ديگه چه جورشه نيکيل؟
چيزي رو که توت فرنگي فروشي سمرپور هم ميدونه
تو نميدوني؟
ميدونم ولي مي خواستم براي آخرين بار تثبيتش کنم
آخرين بار؟ مگه فردا قراره به دار کشيده بشي؟
فردا نه ، ولي وقتي باهات ازدواج کردم حتما به دار آويخته ميشم
ازدواج! واقع بين باش نيکس
فکر کن ، فوتبالت...مسئوليت هاي دانشگاه
آخه تو براي همسرت وقت داري؟
من در مورد همه ش فکر کرده م مسئوليت هاي دانشگاه ، چهار ساعت
فوتبال 2 ساعت و 18 ساعتِ مابقي مال تو
جداي از شوخي نيها...بگو ، با من ازدواج مي کني؟
خيلي خب ، ولي به يه شرط
هرچي که باشه ، هرچي تو بگي
بعد از ازدواج ، ما تو سمرپور زندگي نمي کنيم
داري شوخي مي کني ، درسته؟
نيها تو مي خواي سمرپور رو ول کني؟ تو ميدوني که من نمي تونم اين شهرو ول کنم
منظورم اينه که اينجا دانشگاه پدربزرگ منه من بايد بهش برسم
تازه شم اين کوچه ها ، اين فصل
نيها اينجا سمرپوره! تازه شم غروب خورشيد که بعضي وقتا رنگين کمون رو اونجا مي بينيم
تو مي خواي همه ي اينا رو ول کني؟
زندگي فقط رنگهاي رنگين کمون نيست نيکيل
هزاران رنگ داره
دنيا خيلي بزرگه نيکيل ، و من ميخوام همه ي رنگهاشو ببينم
ولي نيها! مامانم اينجا زندگي مي کنه پدر تو اينجا زندگي مي کنه
منظورم اينه که بهتر از سمرپور کجا مي تونه باشه؟
بسه نيکيل! رک بگم ، من از سمرپور خسته شده م
من ديگه نمي تونم اينجا زندگي کنم
نيها؟ نيها به حرفم...
سلام عمو داکو ( داکو: راهزن ) - تو چرا هميشه به من ميگي داکو؟
ساده ست! رامو ميشه رام ، راجو ميشه راج و راکش ميشه راکو
شيطون - نامه ي کيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.