The first 200 lines.
...آنچه در "100" گذشت
...نسخهی دوم برنامهی من توی هیچکدوم از
.12ایستگاه تشکیلدهندهی آرک نیست
.قرار بود یه ایستگاه سیزدهم هم باشه
اینجا داریم میریم؟
.آدمای اونجا واسه ما تهدید به حساب نمیان
.ما به اون زمینها نیاز داریم
...با از دست دادن منابع مونتودر
مردم آرکیدیا در کمتر از یک سال .از گرسنگی میمیرن
.من اومدم تا بهتون هشدار بدم
،اونا دنبال زمینهاتون هستن
.و برای بدست آوردنش همهی شما رو میکشن
.باید در مورد خواهرت حرف بزنیم
.یکی توی این اردوگاه داره بهش اطلاعات میده
.هر دو میدونیم کیه
.مردم آسمان به روستای اونا حمله کردن
.ما قبیلهی سیزدهم رو محاصره میکنیم
...بهشون فرصت میدیم تا فرماندهشون رو
.از اونجا بیرون بفرستن
...هر کس از مردم آسمان از خط مرزی عبور کنه
.محکوم به مرگ میشه
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. Zirkhaki زیرخاکی
.منفیه
.هنوز پاسخی از تیم "ب" دریافت نشده .حتی یه کلمه
.اگه اوضاع تغییر کرد به من اطلاع بده
.دریافت شد
و؟
قربان، ما ارتباطمون رو با .تیمهای شناسایی از دست دادیم
.چهار نفر بودن
...سه تیم در ساعت 8 صبح از آرکیدیا خارج شدن
.تا گشت روزانه رو انجام بِدَن
...هر کدومشون در فاصلهی کمتر از یک مایلی
.گزارش دادن که با زمینیها روبرو شدن
...طبق دستورات شما، دو تیم عقبنشینی کردن
.و به سلامت به داخل اردوگاه برگشتند
سومی؟
.به ناچار وارد درگیری شده
...فکر میکنم زمانی که ارتباطشون رو از دست دادن
...اونا میخواستن
..حالت دفاعی بگیرن
.زمینیها نزدیک هستن
.از سمت شمال و غرب دارن نزدیک میشن
.به نظر میاد دارن ما رو محاصره میکنن
.هیچ راهی برای ورود و خروج نیست
.یه چیزی تغییر کرده
.قربان، باید این رو ببینید
اونا چی میخوان؟
.یه پیغام آوردن
.قبلاً هم این صحنه رو تجربه کردم
.دروازه رو باز کن
.کاری که میگه بکن
.دروازه رو باز کن
.حرف بزن
.ما دنبال فردی به نام پایک هستیم
چرا؟
،یک ارتش قتل عام شده ...خونِ اونا به زمین جذب شده
.همونجا که اون جون تکتک اونا رو گرفته
.به جنگ مردم آسمان خوش اومدی
.زندگی افرادی گرفته شده .ما هم در عوض به دنبال گرفتن جان هستیم
جونِ من؟
آقا، شرایطتون چیه؟
.با ما بیا، ما هم بیخیال میشیم
چی رو بیخیال میشین؟
...به دستور فرمانده، شما توسط 12 قبیله
.محاصره شدین
...در هر مسیری، جنگجوها منتظر هستن
،تا هر کسی که سعی کنه از مرز محاصره بگذره رو بکشن
و با اونا طوری رفتار کنن که ما با افرادی که .امروز بیرون از دیوارهای شما بودن رفتار کردیم
.ما بدنهاشون رو برای حیوانات نگه داشتیم
.کافیه
.بریم. اونا نمیرن
.من قبلاً این صحنه رو تجربه کردم
...افرادی که اون یونیفرمها رو پوشیده بودن
.خیلی طول کشید تا جون دادن
.بلامی، برگرد. این یه دستوره
،اگه فرماندهتون رو تسلیم نکنید
.جون دادنِ همهتون به کندی صورت میگیره
...بلامی
.کاری که به نفع مردمتون هست رو انتخاب کنید
.هر روز همین کار رو میکنم
.تا الان چیزی نظرم رو عوض نکرده
.دروازه رو ببندید. زود باشین
...دیدهبانهای ما تایید کردن که سه پایگاه دیگه
.درست پشت تپهها هستن
.خب، اونا خودشون رو پنهان نکردن
.کاملاً مشخصه
...چند روز میتونیم بدونِ فرستادن گروههای شکارچی
نیروهامون رو تغذیه کنیم؟
...انبارهای آب و غذا تا همین حالا
.به کمتر از 60 درصد رسیدن
،حالا ، شاید تا وضعیت بحرانی ...یه هفته وقت داشته باشیم
.اگه از الان جیرهبندی کنیم، میشه دو هفته
.از همین حالا شروع کنید
نظرتون در مورد شکستن محاصره چیه؟
،بعد از نمایشی که بلامی امروز راه انداخت
.همین انتظار رو دارن
گذشته از این، تا زمانی که ...کنترل افراد خودمون رو بدست نیاوردیم
،نمیتونیم با زمینیها وارد جنگ بشیم
.و این با "کین" شروع میشه
باید ارتباط زندانیها با بقیه رو ،بطور کامل قطع کنیم
.و نباید تماسی با افراد داخل اردوگاه داشته باشن
،تا جایی که میدونیم ...افرادی از این اردوگاه به کین
...اطلاعاتی در مورد دهکدهی زمینیها داده بودن
.بله قربان
...و از شما میخوام تا
.تیمهای تجسس رو هماهنگ کنید
باید شرایط امنیتی جدیدی رو .برای ورودیهای اردوگاه ایجاد کنیم
...شاید، بهتر باشه هر 12 ساعت
.- رمزهای عبور اصلی رو تغییر بدیم .- خوبه
.خوبه
...با مادرت هماهنگ کن
.ولی این اطلاعات به بیرون درز نکنه
.و بعد موضوع تجسس در درون اردوگاه پیش میاد
میخوای جاسوسیِ مردم خودمون رو بکنیم؟
زمانی که دستورات من قبل از اجرایی شدن ...به بیرون درز میکنه
...نمیتونیم کارهای لازم
.برای دفاع از اردوگاه رو انجام بدیم
...از قدیم گفتن
،دیوار موش داره .موش هم گوش داره
...دیگه نمیتونیم توی وضعیتی باشیم که بخوایم حرس بزنیم
،کی طرف ماست و کی نیست
،نه آشناهای قدیمی شما
.و نه زن، شوهر یا معشوقهتون
،حالا وارد دو تا جنگ شدیم ...و جنگی که داخل اردوگاه هست
.خیلی خطرناکتره
،هنوز نمیتونیم اثباتش کنیم ...ولی کِین و همدستهاش
.اطلاعات رو به آکتیویا رسوندن
...میدونم هیچکدومتون واسه جاسوسی
،از همسایهتون ثبت نام نکردین
ولی "مونرو" و "لاکروی" به خاطر ...اون خائنینی که اینجا
.اونا رو به زمینیها فروختن، کشته شدن
...هر کسی که این کار رو کرده دستگیر میشه
...و نتیجهی کاری که با همنوعان خودش
.یعنی با ما کرده رو میبینه
،حالا هر منابعی نیاز دارین
...و هر فردی رو لازم دارین رو جمع کنید
.تا این کار عملی بشه
.مرخصید
،اگه میخوان این بازی رو بکنن .ما هم باید بازی کنیم
منظورت چیه؟
.برای شروع، دیگه با هم ملاقات نمیکنیم
،الگوهامون رو تغییر میدیم .عادتهامون رو فراموش میکنیم
،هر موقع بیرون میریم .از یه مسیر متفاوت میریم
باید در نظر داشته باشیم .که همیشه زیر نظر هستیم
...یا اینکه دست و پای اون پیک فاشیست رو ببنیدم
.و به زمینیها تحویلش بدیم
،این کار قتل به حساب میاد ،اگه خیانت بودنش رو در نظر نگیریم
.ما همچین آدمایی نیستیم
.شاید باید همچین آدمایی باشیم
.هنوز نه
خب، پس نقشه چیه؟
منظورت چیه که دیگه الکل نداریم؟
تو چه جور مسئول "بار" هستی؟
.اولاً من مسئول "بار" نیستم
.میتونی دوباره بگی
...دوماً، طبق دستورات پایک
...تا زمانی که در محاصره زمینیها هستیم
.تمام منابع باید جیرهبندی بشن
...یعنی غذا
.من گرسنه نیستم
.و آب
.ما کنار دریاچه زندگی میکنیم
.دریاچهای که زمینیها مسمومش کردن
،ما روی پمپ، فیلتر گذاشتیم
،ولی این نیاز ما رو برآورده نمیکنه
.پس یعنی، از الکل خبری نیست
...چقدر مطمئنی که بقایای
ایستگاه 13 به اقیانوس افتاده؟
،من و "ا.ل.ی." مسیرها رو هزار بار چک کردیم
.یعنی واقعاً هزار بار
...ولی واقعاً چقدر احتمال داره
که محاسباتتون درست باشه؟
.بین 75 تا 80 درصد
.به اندازه کافی خوب نیست. باز هم چک کن
.بهت که گفتم، این بهترین حدس ماست
.تو به منابع بیشتری نیاز داری
چطور؟
.باید جمعیت شهر نور رو افزایش بدیم
،هر قدر ذهنها به این سمت برگردن
..."ا.ل.ی." قدرتمندتر میشه و
...و هر قدر به نسخه دوم هوش مصنوعی نزدیک بشیم
،یه مشکل...وقتی اَبی ما رو گوشهگیر کرد
.پایک دستگاه چیپساز رو مصادره کرده
.پس باید اون رو برگردونیم
...چطوری، کی اونقدر دیوونه است که بخواد
.من حتی یه بطری کامل هم نمیخوام
.- فقط یه لیوان بده .- جاسپر، تو مشکل داری
.برو به درک، سینکلر
،میخوام همهی صندوقها چک بشن ،نه اینکه فقط شمرده بشن
.باید تا حد ممکن در مصرف مهمات صرفهجویی کنیم
.خب، اکثر این صندوقچهها نصفه هم نیستن
...نمیدونم صدراعظم گریفین
.با چه تجهیزاتی اینجا رو راه میبرده
.تجهیزاتی که هدفشون آمادهباش و جنگ نبوده
چند کلمه؟
...تو که واقعاً فکر نمیکنی به اندازه کافی
گلوله برای متوقف کردن زمینیها داشته باشی، درسته؟
.باید این کار رو بکنم
...نه. باید خودت رو تحویل بدی
.و این محاصره رو تموم کنی
No comments yet. Be the first to leave one.