Berlin Station

Berlin Station

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Berlin Station S02E04 CentaurSub iSubtitle ir
Berlin Station S02E04 XviD AFG
Berlin Station S02E04 480p x264 mSD
Berlin Station S02E04 720p HEVC x265 MeGusta
Berlin Station S02E04 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Berlin Station S02E04 WEB H264 TBS
Berlin Station S02E04 720p WEB H264 TBS
Berlin Station S02E04 1080p WEB H264 TBS
A Commentary by mohammadreza1369
▶️⏩ارائه ای از سنتور ساب و آی سابتایتل - مترجمین: مرتز ، محمدرضا⏪◀️

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2019-04-26
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫برلیناستیشن

... بزرگ‌ترین ترس من

‫از یک خاطرس

‫ادامه بده

‫... توی خونه ای که بزرگ شدم

‫یه راه طولانی شنی داشتیم.

‫۹۲ یارد طول، ۲۷۶ پا

‫عادت داشتم بشمارمشون

‫، و از پنجره اتاقم

‫می‌توانستم ماشین‌ها را ببینم. ‫همان طور که می‌آمدند و می‌رفتند.

‫، یادمه که داد و فریاد شنیدم

‫و مادرمو دیدم

‫ماشین ناپدید میشه

‫و بابام میگه که یادم نمیاد

‫سرعت ماشین زیاد میشه ‫چون من فقط

‫سه سالم بود

‫که حافظم هنوز از شنیدنه داستان....

‫هنوز تصاویرش

‫روشنه

‫. و خیلی آزار دهنده

‫از شجاعت تو ممنونم.

‫چیزی که شما توصیف می‌کنید

‫ترس از جداییه

‫رها شدن، از دست دادن.

‫ما از طبیعت درخواست ‫ یه درک عمیق‌تر میکنیم

‫سلول‌های این برگ.

‫"توی" تقسیم سلولیه، تقسیم کنیم

‫کروماتیس جدا می شود ‫برای رشد برگ،

‫در حال رشد با نور خورشید.

‫، بذار ما و تمرین هامون نور شما باشیم

‫و چیزی برای ترسیدن وجود نداره.

‫تو یک برگ مخصوص هستی.

‫(برلین - ۲۰۱۷)

‫اه ‫. اینم از این

‫ممنون ‫. خیلی خب

‫تو گفتی یه چیز جدی داری

‫تا حرف بزنیم، ریچارد؟

‫... از اونجایی که من اولین بار تو رو تو عملیات جانبی

‫پیچوندم

‫می‌خواستم با واشنگتن ملاقات کنم

‫که اجازه دسترسی به امنیت رو دوباره برقرار کنه

‫بالاخره نور را دیدند.

‫ما داریم به چیزهای بیشتری نگاه می‌کنیم ‫. فقط یه شغل محلی داره …

‫شما به کاخ سفید توصیه می‌کنید

‫روی پروژه‌های خاص از اینجا

‫با یک نشان سفارتخانه به چکمه.

‫این حقیقت یا شایعه ست؟

‫کاخ سفید ‫باور نمیکنه که داستان

‫کامل رو میگیره

‫من به اونا گفتم که اگر کسی باشه ‫بتونه فتنه را پر کنه

‫بین سیا و دولت، این تویی

‫یک دقیقه صبر کن

‫فک می‌کردم بی بی الان با دوربین و کابل

‫تمام دفترای شما رو پر کرده باشه،

‫اونم بعد از این که والری ادواردز رو تو پی اف دی دیدن

‫کی می‌دونه؟

‫به من که هیچی در مورد کارای پایگاه نگفتن

‫در جبهه.

‫راجبش حرف بزن ‫یک سلول تروریستی خانگی.

‫آه، پرشو آتیش زدن

‫خیلی زود اومدم؟

‫نه بشین

‫با همکار قبلیت اشنا هستی ‫استیون فراست؟

‫نمیدونم چی بگم

‫اوه گوش کن

‫من شمارو تنها میذارم

‫نه بیخیال ضرر نداره

‫دوستان قدیم ‫و همکاران جدید متقاطع

‫بشینید

‫من و استیون در حال بحث و گفتگو درباره ی

‫گرانشن ، شعر تی اس الیوت بودیم

‫با شما آشنا هستم

‫البته "بیابان آینه" البته.

‫در مورد استیون ‫در جنگل گم شد

‫همش به خاطر اینکه اون تغذیه شد ‫یک داستان توسط سرپرستان شما

‫به جای حقیقت

‫یک خطر تاسف‌بار از این کار.

‫یک عادت بد سیا.

‫حالا توجه منو جلب می‌کنه

‫که پایگاه شما به دفتر من گزارش می‌ده

‫رکوراست بگم

‫چرتو پرته

‫از طرف من ‫ببخشید

‫چرا درمورد ‫یکی از افسران پرونده شما صحبت نکنیم که

‫بدون برنامه ریزی تو یکی از ‫دفاتر پی اف دی حضور پیدا کرده

‫افراد من تو انواع رویداد ها هستن

‫به منظور حفظ ‫پوشش سفارت

‫نه بعد از اینکه به شما گفتم که بمونید ‫خارج از انتخابات آلمان

‫اونا این کارارو نمیکنن

‫به اون نگاه نکن.

‫اره اون به دعوت من امده

‫اما من اسم والری ادواردز رو تو لیست ندیدم

‫من اشتباه کردم که در اینجا نگرانم؟

‫سفیر درخواست می کند ‫ساده به عنوان روز

‫و رئیس پایگاه ردش میکنه؟

‫... خب، اگه دولت دستور داده باشه

‫معذرت می خوام.

‫فکر کردم صندلی رو از دست دادی ‫تو این فهرست

‫زمانی که مجبور به بازنشستگی ‫زودرس شدی

‫خب،متاسفم که ‫اعتبارت رو که با شهرتت میاد

‫خریدار نیستم

‫منظورم کسی ه که پرش می کنه ‫از پایگاه به پایگاه

‫یه کم بیشتر منو تو این نگرانیکه ‫از روی کنجکاویه میذاره

‫بزار برات اسون کنم بی بی

‫چون میدونم بعضی وقتا اطلاعات

‫باعث میشه آدمای باهوش ‫کارای احمقانه بکنن

‫، تو بهم بگو واقعا داری چیکار می‌کنی

‫. وگرنه با پرواز بعدی خونه ای

‫بعدش میتونی به کاخ سفید توضیح بدی

‫چه کاری با پول مالیات آمریکا کردی

‫جلوی یه شخص غیر نظامی، ریچارد؟

‫فکر نمی‌کنم.

‫اما ممکنه انتظار داشته باشی ‫تا انتهای روز در جریان قرار بگیری

‫یا میتونی با اولین پرواز بفرستیم بیرون

‫اون فقط نیست که سوار هواپیما میشه.

‫دوستت کیرچ ‫صندلی پنجره ای خواهد داشت

‫. تو … تو درست جا می مونی

‫. من عصبی نیستم عصبی هستی؟

‫شرط می‌بندم که عصبی هستی

‫میخوای باهات بیام تو؟

‫نه نه ‫معلماتو ببینم؟

‫قطعا نه

‫مطمئنی؟ ‫اره

‫خیلی خب

‫روز خوبی داشته باشی

‫ما هنر صنایع دستی رو جشن گرفتیم

‫هر کدوم از این قطعات هنر دسته

‫این زیبا نیست؟

‫زیباست

‫آقایون و خانمها، متاسفانه آلمان ‫شغل های زیادی رو صادر میکنه

‫که یعنی صنایع دستی آلمانی ‫به شدت تحت تهدیده

‫اگه میخواستی از پیگیری ‫ مبارزات انتخاباتی دیدن کنی

‫میتونستی فقط بخوای

‫فرصتی نبود که با هم ملاقات کنیم

‫مشکلی پیش اومده؟

‫هارد دیسک که ما گرفتیم ‫از دفتر کاترینا

‫ما این فایل ها را رمزگشایی کردیم ‫اما یک حساب وجود داره

‫ما نمیتونیم دسترسی پیدا کنیم.

‫شما سیا هستید

‫منظورت چیه که نمی تونی بهش دسترسی پیدا کنی؟

‫از اون سخت افزاری ‫محافظت میشه

‫وقتی به اون حساب دسترسی پیدا کنیم

‫خیلی دیر میشه

‫فقط بهم بگو چی نیاز داری

‫. کاترینا یه کارت هوشمندانه داره

‫به نظر کارت اعتباری میاد ‫با یک تراشه.

‫ما باید به اون کارت دسترسی پیدا کنیم

‫همه کاری که باید بکنی

‫و یک کپی به ما ارسال خواهد شد

‫یک مرتبه قراره جاسوس باشم؟

‫ واقعا نمی تونم بهت بگم

‫همه چیز تغییر کرده

‫ما این فرصتو داریم ‫تا اثبات کنیم کاترین

‫و اتو گانز در حال برنامه ریزی برای حمله هستند.

‫منظورت چیه؟ ‫برای چرخش انتخابات.

‫. یه کاری کنن مثل تروریسم به نظر برسه

‫فردا ما اتو گانز رو می گیریم

‫درحال خرید مواد منفجره

‫به احتمال زیاد توسط پی اف دی تامین می شود

‫و حسابهای نامعلوم

‫کاملا کنترل شده توسط کاترین

‫دوربین ها در همه جا وجود داره

‫مطبوعات، کارکنان کمپین

‫حتی اگر من می خواستم

‫امروز نمیتونم نه

‫تو تنها نیستی، جوزف.

‫ازت میخوام بهم اعتماد کنی

‫من … من باید برم ‫قبل اینکه شک کنن

‫کلید

‫ارماندو دیگه کدوم گوریه؟

‫یک هفته است که برگشتی.

‫خبری ازش نداری؟ ‫نه

‫سرمایه خودت؟ ‫یه روزی زنگ میزنه

‫از سفر بدون اسکریپت به اسپانیا.

‫من دارم یک مهره رو از دست میدم

‫بعد تو داری هکتور دجین رو ‫برمیگردونی به بازی

‫استر انتخابی نداشتم

‫اگر الان من اینجا واستادم

‫به خاطر کاری که انجام دادس

‫.. خب، حداقل یکی از ما ‫. مراقبش باشه

‫تو اونو تحت نظر گرفتی؟

‫دیوونه نیستم

‫میتونه بهم صدمه بزنه ‫خودت میدونی دنیل

‫امروز بعدظهر قراره ‫با گانز ملاقات کنیم

‫فردا در مقابل مبادله.

‫و هدف؟ ‫. بهم بگو که این همه چیز رو میدونی

‫دارم روش کار میکنم ‫گانز کارت هارو نگه میداره

‫خیلی نزدیک به جلیقه بود.

‫دختر چی؟

‫این یه نمونه از دستوره؟

‫و "سمتکس" درجه یک

‫شماره سریالش از داستان پوششیت حمایت می کنه

‫اگه اون اطراف را جستجو کنه.

‫و بقیه چی؟

‫فردا ویل از کولونی می رسه

‫اگه یاد گرفته باشی ‫چه برنامه‌ای برای منفجر کردن ه

‫من نمیتونم ریسک کنم که این رو تو خیابون داشته باشم

‫بدون تصویر کامل.

‫ببخشید

‫دخترس

More Farsi Persian subtitles for Berlin Station

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left