The first 200 lines.
.من يک اسـ ـپر هستم
دختر فضايي ادعاي شکستناپذير بودن کرد و .بعد از بهتر شدن حالش به داخل زمين برگشت
.دومين باخت رو هم امروز آورديم
...و، روز بعدش
اون چيه؟
.نميدونم
کَچرمون، ناکامورا سان اونو با خودش آورد و .گفت که فاميل ـشونه
اينجور که من شنيدم، دردسر درست کرده و .از خونه فرار کرده يا همچين چيزي
واقعا فاميل ـشه؟
!استرايــک
تو چي، انتقالي؟
تو باهاش چه رابطه اي داري؟
اون؟
.پسر دايي ـشم
اوه؟
اذيتت ميکنه؟
.يه ذره
!استرايــک
،دو ماه رو تو کلاس با اون "چيز" گذروندم
.ولي حتي قبل از اون هم دخترا بهش حسودي ميکردن
.فقط يه نگاه اون موها و قيافه بنداز
!استرايـــک! بَتربيرون
!پسر دايــــي
.بدو بدو دو دو دو
.امروزم باختيم
.هانازاوا سان باعث شد که نتونيم امتياز بگيريم
،با اين شرايط، تا وقتي که هانازاوا سان از تيم شون نره .کار تميز کردن زمين به عهده ما باقي ميمونه
.خسته نباشي
.امروز واست ساندويچ آوردم
...چيزه، مائکاوا سان
چي شده يهويي؟
.ميخواستم دوباره ازت تشکر کنم
.با اينکه به تيم کمکي نميکنم ولي بابت غذا ممنونم
.همونطور که از انتقاليِ دخترکُش انتظار داشتم
...چيزه
...وسط جمله ـت يه کلمه اضافه کردي که نميتونم نديده ش بگيرم
اونا مهم نيستن، فکر نميکني بايد بري به اون کمک کني؟
.کُـ .. مکـ .. ـم .. کُن .. پسر .. دا .. يي
!ردش کن بياد
!اون دخـ ـتره يه فضايي ـه
!ادعاهاي الکي ـت رو بس کن
!اون همراه ماست
!اينجوري انگليسي و ژاپني رو باهم قاطي نکن
.به عنوان دو فضا - يي، بايد با هم دوست بشيم
!تو که گفتي اسپر هستي
.اون که ربطي به فضايي بودن نداره
.فضا - يي هم هستم
.پس همينجور چيزاي جديد به داستان ـت اضافه ميکني
!داستان نيست
!من وا - قعا فضا - يي ام
.راستي، شنيدم از خونه فرار کردي
.برگرد خونه
.ها ها ها
.من اينجا کار دارم
.نفهــم
براي من اهميتي نداره ولي کار رو به زور به من
واقعا از کجا اومدي؟
از فضا
گفتم که، از فضا اومدم
...هي ببين
چيه، نفهم؟
.لازم نيست به فضا بري
.همين الان هم ذهن ـت زمينُ ترک کرده
!نفهــم
!اصــلا حرفاي منو با - ور نداري
.بهتره کم کم شروع به معمولي حرف زدن بکني
.اينجوري نفست بند مياد
.بايد خودت تنهايي بتوني ترتيب اينجور چيزا رو بدي
...تُشکم رو نياوردم
.فقط موقع خواب به تُشکت تکيه کن
...پـ .. پس
.به پسر دايي تکيه ميکنم
.همين الانشم به اندازه کافي به من تکيه ميکني
.آره
.پس بيشتر تکيه ميکنم
.دستاي پسردايي سرده
.اون بخاطر عرق کردنمه
الان داري تو پارک تمرين ميکني؟
.امروز ناکاجيما اينجا نبود
...نکنه دوست پسر سابق ـشه
.دارم يه سري تمرينات مخفي انجام ميدم
ميشه بيام تماشا؟
.محکم سرجام منتظرت ميمونم
تووا سان هم مياد؟
،اگه بگم که
ميخواد بياد، اشکال داره؟
تووا سان و من خيلي عالي با هم کنار ميايم .پس فکر کنم چيز فوق العاده اي ميشه
.ولي متاسفانه شرايط تغيير کرده و نميتونم امروز ببينمت
خُب، بيسبال باحال بود؟
.يه ذره
.که اينطور
.وقتي برگشتم، تا شب ميگيرم ميخوابم
.خيلي خوب ميشد اگه اون اسپر هم سوار دوچرخه بشه و برگرده فضا
.ولي چون نميتونن، اينجا گير کردن و ادعاي فضايي بودن ميکنن
.تا ابد درون اين شهر زنداني ان
.پسر دايي
!نـ .. نيوا کون
ها؟
.اسم پسر دايي، نيوا
خُب، آره ولي چي ميخواي؟
...نيوا کون
ميخواي اداي ريوشي سانُ در بياري؟
يه صحنه عجيب و غريب هم اختراع کردي يا نه؟
!صحنه نيست! فکر کنم
.خُب، خُب، خُب، خُب
.ايشون که جناب آقاي نفهم هستن
!اينجا چيکار ميکني؟
.سايه بانِ فوق العاده اي بود! نتونستم جلوي خودمو بگيرم
،وقتي مردم اين سياره به سياره من اومدن
.چنين تختخوابهاي تنگي روي سفينه شون داشتن
...پس يه جورايي واسم حس آشنايي رو داره
اينجا کاري داري؟
.اگه آره، برو زنگ در حياط رو بزن
.من فقط ستارهاي گمشدهام که دنبال جايي براي خوابم
.منو نديده بگيريد
واقعا فکر ميکني ميتونم يه دختر فراري و کسي که دزدکي اومده تو خونهمون رو نديده بگيرم؟
.عجب پسر شکاکي هستي
با اين رفتارت، هيچ وقت نميتوني يه پديده .ماوراطبيعه رو به چشم ببيني
.صبرکن، انگار داري عادي حرف ميزني
.دارم از دستگاه ويژه ترجمه جهاني استفاده ميکنم
پس گلوت درد گرفت؟
تصميم گرفتم با کسي که وجود فضاييها و .پديدههاي ماوراطبيعه رو انکار ميکنه، سر و کله نزنم
چيه؟
(سوماکين : اسم يه هيولا (؟
.سوماکين
فکر کردي با اون ميتوني منو شکست بدي؟
...وقتي پاي استفاده از تکنيکهاي ويژه وسط مياد
.و قراره از جادوي سنگي استفاده کنيم، من بهترين درک حسي رو فضا دارم
اون چيه؟
!تلسکوپ ـه
...تـ .. تلسکوپ
!کدوم يکي از شما به ستاره ها علاقه داره؟
!من
!هوي
مثل ستارهاي ميموند که انگار نورش بدون ردپايي .تو اين منطقه در حال چرخش بود
.ممکنه امشب، شروع واقعي تابستون امسال باشه
،عوضي! نميفهمي که آسيب رسوندن به من زندگي ـت رو به اندازه همين تابستون کوتاه ميکنه؟
!فکر کردي من کي ام؟
،خُب، از اونجايي که خيلي مهربونم
.اين بازيگوشي رو ميبخشم
بيادبي پسر دايي رو هم همينطور. وقتي به آينده ـت نگاه ميکنم .يه ذره دلم به حالت ميسوزه، بخاطر همين ميبخشمت
.اونو نفهمي در نظر ميگيرم
.هوي، من يادم نمياد با تو يکي فاميل بوده باشم
اسمت "پسر دايي" ـه، نيست؟
.نه بابا، نيوا ماکوتو ام
!چـــــي؟
.عجيبه ولي مطمئنم با اون اسم صداش زدن
...اين روي کارم تاثير ميذاره ولي بهرحال
...چيزه
.من هم خودمو معرفي ميکنم
.اسم من "هوشيميا ياشيرو" ـه
.يه اسپر و فضاييِ واقعي ام
.واسه کار خاصي به اين سياره اومدم و هدفم خوشگذروني نيست
!و از آشنايي ـتون خوشوقتم
!باز کن
!هي! بابا
...پسر دايي
.نگرانش نباش
.بهتره با اينجور آدما درگير نشيم
.باشه پس
پس بلاخره تسليم شد؟
.شب بخير
...آره
الو الو، نيوا کون ـي؟
.و تو هم ريوشي ساني
!ريوکو صدام کن
.اوه، واقعا ريوشي سان ـه
!ريوکو صدام کن! صدام کن
چي شده؟
.چشمام ميرن و نميتونم بخوابم
عصري زيادي چُرت زدي؟
!عجب فکر بي خواب و خيالي
...صبرکن، نميتونم بخوابم پس خوابي نميبينم
الان باهوش حرف زدم؟
!اي بابا، ممنون، ممنون
.راستش الان بيشتر از حالت معمولي استرس دارم
...که يعني دو تا مفهوم دا
من بيشتر به اين شکل جديد حرف زدنت علاقه دارم .تا اون صداهايي که از خودت در مياري
!بابا زبونم رو گاز گرفتم
راجع به چي اينقدر استرس داري؟
...خُب، ميدوني
...اين اولين باريه که پاي تلفن با تو ام
...اوه، آره
.بخاطر همين قاطي کردم
.انگار يه "نيوا کون" تو گوشم دارم
به نظرت "واااااو" نيست؟
...خُب، يه جورايي
...و چيز ديگه اينکه
.هفته بعد تيم بسکتبال يه بازي داره
آه، طبق قولم، بيام واسه تماشا؟
!مشکل، همينه
.آه، راستي. بابت صبح معذرت ميخوام
.يه اتفاقاتي افتاد
...نه، اشکال نداره
ولي مشکل بازي چيه؟
،راستش، ميخواستم بيشتر تمرين کنم و همه چيزمو عالي کنم
،و بعد از اينکه بازيم خوب شد، وارد زمين بشم
!ولي تا اون موقع ممکنه بازي هاي تيم بسکتبال تموم شده باشه
.بخاطر همين استرسي شدم
.اون که چيزي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.