Release info

A Happy Event BluRay 720p 1080p
A Commentary by anewage
Translated By : anewage

Tags

BluRay
720p
720
1080
Published on: 2012-03-11
Downloads: 43
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یک اتفاق مبارک

از اینجا شروع شد

نه...از قبلش

هیجانیه - چی؟ -

این فیلم آدمو میخوب میکنه سرجاش

!چه باهال

اولش اینجاس؟

دختر حشری ای به نظر میومد

"فیلمای "در حال و هوای عشق ..."من فرشته نیستم"

خب؟

باید حتماً فیلم "خرخره عمیق" رو ببینی تا بفهمی چی میگم؟

یک داستان عاشقانه, با چه چيزي شروع میشود؟

اولین ملاقات؟

اولین بوسه؟

...اولین

دوست دارم

خوشحال و با محبت

بدون داشتن هيچ مشكلي

یک لبخند میتواند ضربان قلبم را تقویت کند

کوچکترین نگاه

ما آزاد بودیم, بدون هیچ مشکلی

که اون روز, اون گفت

میخوام بچه دار شیم

بدون هیچ میلی, بدون هیچ عشقی

:و بدون عصبانیت, بهش جواب دادم

بیا انجامش بدیم

درواقع, اینجا جایی بود که همه چیز شروع شد

خوبی؟

خب, قضیه به این مهمی چیه؟

..."باب"

.تو بهم گفتی که باید باهم حرف بزنیم پس حرف بزن

ما باید باهمدیگه صحبت کنیم

گوش میدم

میخوای ولم کنی؟

نه اصلاً

بابا هیشکی کیفتو نمیدزده

آخه چرا هی به کیف ـت نگاه میکنی؟

میدونستی که بسته های فریود" برای آلت تناسلی زنها ساخته شده؟"

حالا چرا بحث رو بردی به آلت تناسلیت؟

منظورم اونی نبود که میخواستم بهت بگم

تو حامله ای؟

مطمئنی؟

فکر نُه ماه بعد رو کردم

همون موقعی که برای بچمون رویا هایی داشتیم

,احساس کردن حرکاتش حرف زدن باهاش

نوازش کردنش

سرم داره گیج میره

9ماهی که تماماً پر بود از شادی

الان چیزایی که برات ضرر دارن

پنیر , تخم مرغ, گوشت قرمز

کالباس,انواع فرآورده های گوشتی و... هستن لازم به ذکر هم نیست که بگم

...حرف مادرت, و همچنین مادر شوهرت

و همچنین حرف هرکی که... ...میشناسی و بچه دار هست

به حرف هیشکی گوش نکن

همین كار باعث میشه همه چی خوب پیش بره

...زایمان تو میفته به

اوایل مارس...

پنجمش

.ماه مارس برات خوبه دیگه؟

باربارا"؟"

"بله, بله, آقای "تروفارد

من روت حساب باز کردم, عزیز

ما که تا ابد نمیتونیم رو این موضوع وقت صرف کنیم

شما 9 ماه وقت داری تا پایان نامه ـت رو ارائه بدی. باید به کارمون بیاد

اگه همه چی خوب باشه, میتونیم شما رو استادیار بکنیم

"تحقیق درباره کتاب فلسفه و منطق "ویتنگستین و نظریه های دیگه ـش

عنوان پایان نامه دکترای من بود

ولی من تو عالم خودم داشتم سير ميكردم

شما حالتون خوبه؟

البته من خوبم

به نظر گیج میاین

یه جور متفاوت شدین

حتی ظاهرتون هم عوض شده

.شما منو یاد "گرگور سامسا*" میندازین نام شخصیت خیالی رُمان مسخ)* (دگردیسی" اثر فرانتز کافکا است"

همون رُمان "دگردیسی"؟

حالا, بگین ببینم چیو دارین قایم میکنین؟

"هیچی آقای "تروفارد قسم میخورم

اینا همش خیالاته

قسم میخورم بابا تو فعلاً چیزی نمیتونی ببینی

همون کارو میکنیم که باهم قرار گذاشتیم باشه؟

چیه؟ چی شده؟

مشکلی هست؟

چیزی نشده عزیزم

پس چرا ذُل زدی؟

تازه موچینی کردی؟

نه, چطور؟

یه چیزت فرق میکنه

جدی؟

لُپ هات تپل تر شدن

بسه دیگه

فکر میکنی من اینارو متوجه نشدم؟

الکل و سیگار و پنیر, که استفاده نمیکنی

حاملگیت رو داری مخفی میکنی؟

خیلی کار بچه گونه ایه

مامان,من که از اولش بهت گفتم چیزی نیست

.عزیزم دیگه دروغ نگو که حالا چند ماه گذشته؟

تو دردسر افتادی دختر کوچولو

حالا حرفمو باور کردی؟

تاسف انگیزه, هرکاری میکنی که بهم نگی

به نظرت من دارم بچمو مست میکنم؟

"مست کردن" همیشه حرفای قلمبه میزنی

وقتی که من حامله بودم, جات خالی هم مشروب خوردم, هم سیگار کشیدم

.حالا فقط سیگار نبود که کشیدم تو هم که الان از منم سالم تری

من تو 12 سالگیم سیگاری شدم پس عامل این چیه؟

منو مقصر این کارت نکن

تو 12 سالگیت, با اون احساسات نوجوونیت و اون عینک های مسخره که میزدی

سیگار کشیدن, تنها راهی بود که بتونی پسرارو جذب کنی

ولی تو اون عینک هارو برام انتخاب میکردی

تو خیلی زشت بودی

حداقل با اون کار, باهوش به نظر میومدی

و عینک جوش هاتو میپوشوند

میشه بریم؟

خیلی حساسی

...مامانت

فکر کنم, خبر داشته باشه درسته؟

نه معلومه که نه

میدونستم

باورم نمیشه که نگفتی بهش

تو قول دادی

چیکار میتونستم بکنم؟ تو که میشناسیش

از صدام میفهمه چی میگم

آخرین بارت باشه همچین حرفی میزنی

عزیزم, تو میتونی از مادرشوهرت بخوای که از بچه ـت مراقبت کنه

بلاخره من شدم مامان بزرگ شِپِشو دیگه

من هیچوقت برادرزاده ـت رو هم ندیدم

کاتیا" حتی امکان داشت" بچه هاشو به درخت ببنده, اما به من نده

دقیقاً

خودم میخواستم بهت بگم - کِی؟ -

بعد از تولدش؟

من میرم اونجا

شما مطمئنین که آمادگیشو دارین؟

شما حتی از نظر مالی هم مستقل نیستین

پس فكر ميكني چرا من تو یه دانشکده مونده بودم؟

حالا جای خوبشم اینه که تو ون دانشكده من سوتین ـمو تو دهه 70 سوزوندم

بابا بیخیال من یکی شو هیچ زنی سوزونده نشده

چی شده؟

اون حامله ـست

تبریک میگم

چیه؟ تو اونجا بودی مگه؟

و موفق باشی

...تو, یه مادر باشی !بیچاره بچه

دقیقاً واسه همینه که من دهنمو تا به اينجا بسته نگه داشتم

امکانش هست که من اصلاً حس مادرانه نداشته باشم

بچه ها هیچوقت دوسم نداشتن

من بچه هارو احمق و مزاحم فرض میکنم

وقتی بچه بودم, میخواستم هرچه سریعتر بزرگ شم

.من میرم مدرسه .تو, فیلم اجاره میدی

مجله های خنده دار میخونی

این یکی خنده دار نیست این "رازآلود" ـه

که توش هم "گشت کننده نقره ای" هست

شریف ترین و رنج کشیده ترین ابرقهرمان در کهکشان

نه حالا جداً, یه نگاه به خودمون بنداز

ما کاملاً وظیفه نشناسیم

با این وضع میتونیم یه بچه هم نگه داریم؟

تو بی تجربه ای

حتي داستان "بازمانده" هم تو رو به گریه میندازه

ممنون از توجه بالایی که نسبت به این داستان ها داری

میتونستی با گفتن دیالوگِ بازگشت به آینده" هم سخنرانیتو انجام بدی"

عالی بود "اسکات",حق با توئه

"بیخیال "نیکو جدی دارم میگم

نظر تو چیه؟

من که میگم عالیه

"فضایی"

آخرین مرز. اینها سفرهای فضایی" ...فضاپیمای سازمانی هستند

ماموریت 5 ساله آن...

این است که جهان های تازه... ...و عجیب را مکاشفه کند

به دنبال یک زندگی جدید... ...و یک تمدن تازه باشد

مردانه وار به جایی برود... "که تا بحال هیچکسی روی آن قدم ننهاده

جنین

جمجمه سر, بدن

*کیسه های آمینوتوئیک

و اعضای تناسلی

هرکدوم رو میخواین بگین تا بگم

دم گوشم بگو دیگه خانوم دکتر, باشه؟

دیوونه شدی؟ به نظرت اگه تو خودت تنها بفهمی همه چی حل میشه؟

شما چند هفته واسه فکر کردن راجب این، فرصت دارین

اون چیز کوچولو که داره حرکت میکنه چیه؟

اون صربان قلب پسره ـست

واسه همینه که من همیشه !دو تا کاندوم میبندم

"تونی" بابا ما بار اولمونه که داریم اینو میبینیم

یکم ادب داشته باش

من قبلاً موم هم بین اونا میزاشتم

آقا بیخیال ما شو

نه, بگو چرا کاری میکردی که اینهمه بی معنیه؟

معلومه خب

فکر کن اولین کاندوم پاره شد

بعدش دختره داد میزنه: پرده ـم تحریک شده

مثل یه آژیر میمونه

"محترمانش میشه "پردم تحریک شده

...به نظر من تو باید میگفتی - آتیشِ کُ...س"؟"

نه، حالا جدی شوکه نشدی؟

...فهمیدن اینکه من تو شکمم یه چیزی دارم

!میتونه منو مستقيم به دیوونه خونه بکشونه...

درسته که ترسیده بودم

احساس مالک بودن رو داشتم

انگار یه چیزی درون من ساکن شده

یه غریبه

یه غریبه که داره به بدنم دستور هم میده

یه موجودی که داره به تو با سلیقه و علاقه خودش دستور ميده

هر روز صبح منو بیدار میکرد

More Farsi Persian subtitles for A Happy Event (Un heureux événement)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left