The first 200 lines.
* آخرین عشق من *
باید برم دستشویی
اَه ، نمیشه یه بارم زنگ هشدارتو عوض کنی؟
بذار فقط یک دقیقه ی دیگه هم بخوابم ، باشه؟
بخاطر همینه که میگم شب زود برگرد خونه
چرا هر شب مشروب میخوری؟
!هی
مامان
سلام بیول ، بیدار شدی
مامان ، دلم درد میکنه
دلت درد میکنه؟
بیا اینجا ، بابایی حالتو بهتر میکنه
بیا اینجا
دلت درد میکنه؟
دست بابا شفاست
و شکم بیول هم پرِ پره
!نخیرم
نیست؟
از صبح کله سحر تنت میخاره ها
!به نفعته زودتر بیای بیرون
چرا این روزا اینقدر تا دیروقت بیرونی؟
از کجا میدونی؟ تو که خودت دیروقت برمیگردی خونه
هنوز هم اون کنسرت ها رو راه میندازی؟
هی ، کیم وو جو زود باش
دلم درد گرفت
بابا
باید قبل از خوردن دعا کنی
باشه- من دعا میکنم ، باشه؟-
باشه
خدایا ، متشکریم که این غذای خوشمزه رو به ما دادی
این غذا رو میخوریم و لذت میبریم
آمین
وو جو بشین بخور
نه خوبم
باید یه چیزی بخوری
بابا ! بابا
چیه؟
اون روح غذایی که قبلا گفته بودی دروغ بود ، مگه نه؟
!دروغ نبود
فقط از این خونه رفت
چرا؟
چون الان تو دیگه میتونی غذاتو بدون اینکه روی زمین بریزه بخوری
بخاطر همین روحه دیگه چیزی واسه خوردن نداشت رفت پیش یه خانواده ی دیگه که بچه کوچولو دارن
یعنی دیگه برنمیگرده؟
نمیدونم
برمیگرده؟
!آره برمیگرده
واقعا؟- !آره-
باید قبل از شروع کارای ایمنی رو انجام بدی
معذرت میخوام
من درستش میکنم- اگه اتفاقی بیفته چی؟-
ببخشید
بله کارگردان
کارگردان چوئه
بله
من همیشه برای خدمت رسانی حاضرم
بله ، همون جای قبلی؟
باشه ، سر ساعت اونجام
بله
باز خواست بری؟
امروز باید زود برم
...این حرومزاده بازم داره
اون باید هزینه ی ساخت و ساز و بده پیمانکارا دیگه دارن عصبانی میشن
همش میخواد پول مشروبشو ما بدیم
خیلی خوب
امروز وقتی دیدمش بهش میگم
به بقیه چه که خارج از کشور درس خونده
کارگردان به دنیا نیومده که
شرط میبندم اصلا درسش هم خوب نبوده
همش بخاطر پدر و مادر پولدارشه
هی
تو چرا اینقدر ناراحتی؟
چون حسودیم میشه
بعضی آدما هیچ وقت نگران اخراج شدن نیستن
فقط تمام وقت مشروب میخورن و کلی زن دور خودشون جمع میکنن
این یکی درست شبیه کیونگ سویی ئه که گریه کنه
هی ، کجایی؟ امشب برنامه داریم
گفته بودی برای فیلم برداری ازمون میای
یکم بستنی هم بیار
هی ، کیم دال نیم
باز داری برنامه راه میندازی؟
اتفاقی شماره تو گرفتم
من زیاد تو مرتب کردن خوب نیستم یکم به هم ریخته ست ، نه؟
این؟ اگه این بهم ریخته ست که پس من کل زندگیم بهم ریخته ست
همینو بگو
واو ، همه شون کار خودته؟ به عنوان سرگروه؟
آره- خدای من-
به اندازه ی کافی واسه فروش خوب هست
همین الانشم هست
من فقط خرج کارای بعد از مدرسه ی بچه ها رو در میارم
اینو ببینید
از روی این میشه فهمید چطور شخصیتی هستی میبینید چقدر ظریف کار کرده؟
بزرگترا باید خبرا رو پخش کنن
تو داری به خواهر شوهرت کمک میکنی؟
از کجا فهمیدی؟ من منیجر بازاریابیشم
به سلامت
بله ، ممنون
خداحافظ
آفرین
اوه دال نیم یه لحظه- چیه؟-
حالا میتونی بشینی- این کارا چیه؟-
چرا که نه- خز بازی-
من باحال نیستم؟
زیاد مطمئن نیستم
دیگه با بودجه ی خودمون نمیتونیم از پسش بر بیاییم
دیگه بودجه نداریم رو زمین کار کنیم
تو حتما دستت بازه ، یه کاریش بکن
به اندازه ی کافی تو این شغل تجربه داری
پیمانکارا رو مجبور کن کارشونو انجام بدن
آخه چند بار میتونم این کارو بکنم
دیگه دارم دیوونه میشم
بی خیال آقای کیم تو که نمیخوای شغلت همینجا تموم بشه؟
اینقدر احمق نباش
من گفتم بیای اینجا تا خوب به نظر برسی
از این حرفا اینجا نزن
بیا بریم تو مشروب بخوریم
اوقات تلخی نکن- خواهش میکنم ، لطفا-
کارگردان- هی آقای کیم-
بیا اینجا بشین
کجا رفته بودی آقای کیم؟
فقط چند لحظه داشتیم حرف میزدیم
متشکرم
این چه حرفیه ، من متشکرم
تو با مین هیوک من خیلی خوبی
حرفشم نزنید واقعا
کارای ساخت و ساز خوب پیش میره؟
بله ! همه چیز خوبه
نگران هیچی نباشید- خوبه-
برای من اهمیت زیادی داره میدونی دیگه نه؟
بله
هیچ مشکلی نیست
من بهترین تلاشمو میکنم نگران نباشید
به سلامتی کارگردان به سلامتی
!چهره ساز ما آقای کیم
بله بله
بیایید بترکونیم یه آهنگ بخون
کارگردان چهره ساز نه
!لحظه ساز
اینو گفتم؟
بی خیال مهم نیست ، خوبه
چهره ساز ، لحظه ساز همه با هم
آقای کیم ! آقای کیم
"اسم آهنگ بعدی : "مثل پرنده ها
"مثل پرنده ها"
"نور خورشید به مردم می تابه"
"تاریکی میاد و همه ی شهر رو در برمیگیره"
" و من آواز میخونم"
"من چشمامو باز میکنم"
"خودمو بین ساختمونای خاکستری میبینم"
"من میخوام این شهر خفقان آور رو ترک کنم "اما نمیتونم
"پرنده ها رو نگاه میکنم که پرواز میکنن"
"من میخوام درست مثل اونا پرواز کنم"
"آزاد ، زیر آسمون آبی"
"من میخوام با پرنده ها پرواز کنم"
چرا من یه چهره سازم؟
واسه کی؟
...اون حرومزاده ها
میخوان ببینن من یه بارم عصبانی شون کنم؟هان؟
"این شهر خفقان آور..."
"من میخوام باهاشون پرواز کنم"
باز مشروب خوردی؟
الان بچه ها رو بیدار میکنی
بوی الکل میدی
از کی تا حالا بچه ها برات مهم شدن؟
باز شروع نکن
روشنش کن ببینم
چطور میتونی هر شب مشروب یخوری؟
فکر میکنی خودم خواستم بخورم؟
افتخار میکنی هر شب مست میکنی دیر میای خونه؟
دیگه به حرفام هم گوش نمیدی
نه نه ، ببخشید ، بیا عزیزم
بس کن ، برو بیرون
بیرون بخواب
دال نیم بیدار میشه
هنوز اینجایی؟
!بیرون
درو ببند
باشه
لعنتی
بابا
بیدار شو
باز انداختت بیرون؟
بیرون ننداختم
خودم از قصد بیرون خوابیدم تا مامانت راحت تر بخوابه
باید یه تابلو بزنم اینجا روش بنویسم
"تخت بابا "
بیا اینجا
!نکن
بیا اینجا- چیکار میکنی-
دال نیم ، پاشو دیگه
!آخ
هی ، کیم بیول نیم
مگه بهت نگفتم به وسایل من دست نزن
اینطوری سر خواهرت داد نزن ، بچه ست
هیچوقت طرف منو نمیگیری
من بخاطر اون هر شب تو هال میخوابم
...واقعا که
بابا
عزیزم- ببخشید ، یه لحظه صبر کن-
!عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.