The first 200 lines.
مي يونگ، ميشه واقعا بشي خونواده ام؟
دنيل
وقتي رفتم پاريس، اون اوايل
براي يه مدتي
نه دست و دلم به کاري مي رفت، نه مي تونستم به چيزي فکر کنم
با اين حال تو هيچ وقت بهم فشار نياوردي
فقط خيلي آروم کنارم موندي
...فکر مي کردم "اين شخص هم يه دردي مثه درد من داره
"ولي داره از پسش خيلي خوب بر مياد
واسه همينم فکر مي کردم
که بايد باهات مهربون باشم
...اگه
اگه قرار باشه دوباره خونواده کسي بشم
اون يه نفر تو خواهي بود
ولي هنوز
مطمئن نيستم اين حسي
که به دنيل دارم از روي
يا عشقه
حق ندارم باهات اينجوري باشم
ولي از اونجايي که
صادقانه ازم درخواست ازدواج کردي
پس حتما توقع جوابي ُ داري که از صميم قلبم باشه
خيلي خب
فهميدم چي مي خواي بگي
شرمنده ام
بجاي اينکه شرمنده باشي، ازت يه خواهشي دارم
از اين به بعد، مي خوام باهات مثه يه مرد واقعي رفتار کنم
پس خواهشا بهم يه فرصتي بده که بعدا افسوسشو نخورم
تا وقتي نمايشگاه دوسالانه تموم ميشه پيشم بمون
اگه بعد از اتمام نمايشگاه بازم نتونستم قلبت ُ بدست بيارم
براي هميش برات مثه يه دوست خوب باقي مي مونم
باشه
...مي يونگ
ميشه واقعا بشي خونواده ام؟
...اون موقع بود که فکر کردم
بايد باهاش مهربون باشم
ولي هنوز
مطمئن نيستم اين حسي که به دنيل دارم از روي
قدرشناسيه يا عشقه
فهميدم
فهميدم چي مي خواي بگي
...شرمنده ام، دنيل
احساسي که بهت دارم
همش در حال عوض شدنه
اولش، همينکه از نظر تو يه آدم خوبي مي يومدم برام کافي بود
ولي الان ديگه مي خوام پيش خودم نگهت دارم
...:::(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس:::...
گان، چرا با غذات بازي مي کني؟
هان؟
من از اون دست آدما نيستم که هر چي گيرشون اومد بخورن
اگه واقعا غذا خرودن من براتون مهمه بايد يه تغيير تو غذاها بديد. هميشه يه چيز درست مي کنيد
يعني چي؟
تو معمولا سر غذا غُر نمي زني
مادربزرگ، نوش جونتون هر چي مي خواين بخوريد
يه وقت نکنه براي لاغر کردن رژيم بگيريدا
پيغامم وقتي خصوصي مي شن خيلي عالين مادر بزرگام وقتي چاقالون
مادربزرگام وقتي چاقالون
اين حرفا چيه مي زني؟
شب زود برگرد خونه
موفقيت شرکتمون بخاطر زحماتيه که من دارم مي کشم
آهاي عوضي، غذا خوردن ديگه بسته، بايد بري سرکار
داره خودش ُ تو کار کردن غرق مي کنه
کِي مي خواد دوباره به حال عادي و نرمالش برگرده؟
،چون زندگي مشترکش خيلي زود از هم پاشيد داره سعي مي کنه با کار کردن فراموشش کنه
از اون جايي که خيلي زود اسم طلاق اومده تو شناسنامه اش، براش متاسفم
خيلي سعي کردم يه زن براش پيدا کنم
ولي هيچ کدومشون مثه مي يونگ نميشن
مادربزرگ، راستش ُ بخواين، چند روز پيش مي يونگ ُ ديدم
خيلي خوشگل تر شده بود، حتي "کلوپاترا" هم توي خوشگلي به پاش نمي رسه
- سلامت بود؟ - بله
در ضمن هنوزم ازدواج نکرده
واقعا؟
هنوزم چشمات همون شکلين
هنوزم همون چشماييو داري که وقتي عروسم بودي داشتي
خيلي خوشحالم که دوباره ديدمتون، واقعا خوشحالم
وقتي فهميدم برگشتي کره، نمي دوني چقدر دلم مي خواست ببينمت، ولي
ولي شک داشتم که تو هم
از ديدن من خوشحال بشي
اين چه حرفيه که مي زنيد؟
من بايد اول به شما زنگ مي زدم، شرمنده ام
ازت ممنونم
صرفنظر از اتفاقايي که افتاد، از اينکه مي بينم به همچين جايي رسيدي خيلي خوشحالم
تنها چيزي که باعث خوشحال تر شدنم ميشه اينه که دوباره عروسم بشي
هنوزم از ديدن گان اذيت ميشي، مگه نه؟
اي واي
خودم مي دونم بخاطر
اون توافقنامه طلاق و تصادف، روبه رو شدن باهاش برات راحت نيست
مادربزرگ
رابطه و نسبت
من و اون ديگه تموم شده
مي يونگ، شيطون آشنا بهتر از شيطون غريبه ست
همه مردا لنگه همن
- ...گان از همه - مادربزرگ
معذرت مي خوام
شما توي سن نسبتا بالا شروع به نقاشي کشيدن کرديد
چيزي خاصي تو زندگيتون باعثش بوده؟
يه موقعي بود که خيلي سختي مي کشيدم
يه شخصي بهم پيشنهاد داد که نقاشي بکشم
همون طور که اون شخص گفت، نقاشي کشيدن خيلي تو تحمل سختيام بهم کمک کرد
و حالام که به همچين جايي رسيدم
مي خوام ازتون يه سوال شخصي بپرسم با کسي قرار مي ذاريد يا قصد ازدواج داريد؟
!جناب مديرعامل
!جناب مديرعامل، جناب مديرعامل، جناب مديرعامل
- !وا - خيلي احمقي
احمق کمته، گيج هم هستي
!آقاي تاک، فوق العاده احمق و گيجي
بفرماييد
ليست نهايي براي همکاري با هنرمندان
...راستي منشي تاکـ مون براي راست و ريس کردن کارا حرف نداره ها
کارم عاليه
...ولي
چرا، چرا اسم الي کيم تو اين ليست نيست؟
آخه شما دفعه آخري خيلي مصرانه مي گفتيد نه، الي کيم ُ از ليست حذف کنيد
- واسه همينم ليست به هنرمند لي بورا و هنرمند شين سوزي محدود شد - ...آه
!واه...بد محدودش کرديا
- لازم نبود انقدر حرف گوش کن باشي - چي فرموديد؟
هان هيچي، ميگم کارت خوب بود
راستي منشي تاک، عجله اي به اين کار نيستا
برو شخصا با اين افراد ملاقات کن و نقاشيايون ُ ببين و گزارشش ُ به من بده
- چون مي خوام کم کم در اين مورد تصميم گيري کنم - ...آه، باشه، راستي
...اون نقاشي که آوردم خونه اتون
...مال بانو، اُه نه
مال بانوي سابقه، مگه نه؟
آهاي، منشي تاک، چون ازش خوشم اومده بود خريدمش، باشه؟ هيچ دليل ديگه ايم وجود نداره
اگه از چيزي خوشم بياد و نخرمش که مسخره تره، نيست؟
مسخره ست مگه نه؟ مسخره
مسخره ست
- مديرعامل - چيه؟
چرا وقتي نتونستيد توي اين سه سال فراموشش ....کنيد، خودتون ُ بهش نشون نمي ديد و
سعي نمي کنيد دوباره بدستش بياريد؟ چرا اينکار ُ نمي کنيد؟
در حالي که داريد آهنگ "اشتباه مي کردم، تو تقدير مني ُ" مي خونيد، اينکار ُ بکنيد، باشه؟
آخه راستش ُ بخواين، مريضيتون که ديگه پيشرفت نکرده
منشي تاک
فعلا که به اندازه کافي خوشبخت هست، در آينده هم خوشبت مي مونه
در ضمن الان يه آدم خيلي خوب کنارشه پس دليلي نمي بينم که
بخوام پريشونش کنم و در ضمن قصدشم ندارم
حق ندارم پريشونش کنم
مديرعامل؟
مي دونيد که يه جلسه با مديرعامل جئونگ جائه هيونم که مديرعامل آژانس هنريه داريد؟
مي دونم
پس حتما اينم مي دونيد که يه برنامه آخر هفته ِ بازديد از باغ پرورش گياه براي تحقيق روي مواد تشکيل دهنده اشون داري؟
آره مي دونم
پس حتما مي دونيد الان داريم کجا مي ريم، مگه نه؟
!مي دونم، مي دونم، مي دونم! آدم گير، مي دونم
پس الان داريد کجا مي ريد؟
- منشي تاک، گوش کن ببين چي مي گم - بله؟
منشي تاک، خيلي بدي. خيلي بدجنسي. اعصابمو خُرد مي کني
اصلا ببينم، مگه دمبت به دمب من بسته شده که همجا دنبال من مي ياي؟
همينجوري پيش بره لابد مي خواي باهام سر قرار هم بياي
يعني نيام؟
!منشي تاک ِ زامبي
!برو اونو، گمشو، برو
!گان
امروز همون روزيه که سگ کوچولو رو از دست دادي
دوباره مي خواي بري بشيني اونجا؟
.:::کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"sub-opus"به تيم ترجمه :::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
...گان
سگ کوچولو، مامان برگشته
ماماني خيلي دير کرده
مگه نه؟
ماماني حتي يه لحظه ام تو رو فراموش نکرده
من هميشه با ياد تو زندگي کردم
سگ کوچولومون خودش اينو مي دونه، مگه نه؟
واسه چي اومدي اينجا؟
خب، همين جوري....اومدم ديگه
نياز نبود خودت ُ به زحمت بندازي و بياي اينجا
منظورت چيه؟
من خودم تا آخر عمر با ياد و خاطره سگ کوچولو زندگي مي کنم
پس جناب لي گان، جنابعالي مي تونيد با خيال راحت همچيز ُ فراموش کنيد و به زندگيتون ادامه بديد
آهاي، خانم کيم مي يونگ. مشکلي نيست، من فراموش مي کنم
ولي خيلي جالب نيست که شما فراموشش کنيد. اين چرت و پرتا چيه مي گي؟
- حالا بايد چيکار کنم؟ - سگ کوچولو بچه منه
بچه منم هست
شما که اون موقع همجوره بي خيال سگ کوچولو و
،از اونجايي که تو خيلي کله شقي
گان گفت مي خواد حضانت بچه رو به تو واگذار کنه تا اين قضيه ديگه تموم بشه
تمام و کمال حضانت بچه ام ُ واگذار مي کنم
احساسي که بهش داشتيد، شُديد
الي کيم، اينکه حتي اسمتم عوض کردي معنيش اينه که مي خواي يه زندگي جديدي ُ شروع کني
پس با اين وضع، فکر نمي کني تجديد اون خاطرات عجيب
اونم تو همچين جايي، مسخره باشه؟
اگه الان بچه اي به اسم سگ کوچولو وجود داشت، بهت مي خنديد
کلي بهت مي خنديد
اهميتي نداره اگه هزار بار ديگه به دنيا بيام و زندگي جديدي ُ شروع کنم
و يا آدم جديدي بشم، براي اينکه هيچ وقت ياد سگ کوچولو رو از زندگيم پاک نمي کنم
در هر صورت مجبور نيستي همچين کاري بکني
بهتر من ديگه برم
فقط ظاهرش تغيير کرده وگرنه هنوزم همون آدمه
سگ کوچولو! بيا با بابايي يه چيز خيلي شيرين بخوريم
!بفرماييد
بنظر که خوشمزه مياد، مگه نه؟
سگ کوچولو! بابايي امسال هم ازت معذرت مي خواد
خوبه
اهميتي نداره اگه هزار بار ديگه به دنيا بيام و زندگي جديدي ُ شروع کنم و يا آدم جديد بشم، براي اينکه
هيچ وقت ياد سگ کوچولو رو از زندگيم پاک نمي کنم
در هر صورت مجبور نيستي همچين کاري بکني
لي يونگ جا، اوضاعت رو به راهه؟
بخاطر دفعه قبل واقعا شرمنده ام
نمي دونم چه حکمتي داره که هر موقع سعي مي کنم اون !نقاشي بهت برگردونم يه همچين اتفاقايي مي يوفته
بنظر مياد اون نقاشي بيشتر دلش مي خواد پيش تو بمونه تا پيش من
No comments yet. Be the first to leave one.