Love is Blind

Love is Blind (Love Is Blind)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Love Is Blind S09E09 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 9 Love Is Blind 2020 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قراره جشن بگیریم

قراره کف رو بلرزونیم

تا صبح می‌رقصیم

می‌خوای اسموتیت رو درست کنی؟ آره

خوبه. فقط هشت اونس مرغ می‌زنیم

و اون مرغ رو چطوری می‌پزی؟ اصلاً پخته نیست

شوخی می‌کنم. فقط می‌پزمش

همین حدود. یه بسته کوچیک کریستال لایت توش بریز

ام. بعد فقط مخلوطش می‌کنیم

اوه، بوش میاد. بوی مرغ میده. کی اهمیت میده؟

خب بعدش می‌گیم "به سلامتی"، بعدم همش رو سر می‌کشی

نه. عمراً

این خیلی حال به هم زنه

وای خدای من، بافتش!

آره، بعضی وقتا یه کم ماسه‌ای میشه

اوه!

سبیلش. نمیتونم

این

اه! اه! اه! فکر کردم ما داریم...

دلم نمی‌خواد تا آخر عمرم دیگه اینو ببینم

فقط باید هر روز صبح ببینیش

برای پنجاه، شصت، هفتاد، شاید حتی هشتاد سال آینده

خب این حدود ۳۵۰ کالریه و

۵۵ گرم پروتئین. حسش کن

حسش کن

می‌بینی؟ این طبیعیه. می‌دونی که...

فکر کنم این کمتر طبیعیه. می‌تونی مثلاً شیش تا تخم‌مرغ هم درست کنی

ولی این خیلی سریع‌تر از درست کردن شیش تا تخم‌مرغه

اه

نمیدونم چی رو نمیدونم

اما می‌دونم که بهتره بمونی تا بری

تو هیچوقت نمیدونی چی رو میتونی کنترل کنی

اما بهتره آماده باشی و حواست به جاده باشه

این تمیزه؟

از اون پیتزاهای "هول فودز" که بهت گفته بودم، یکی گرفتم

آره؟ همین الان هوس اون پیتزا رو کرده بودی؟

حس می‌کنم هر وعده‌ای که می‌خوریم پیتزاست

پیتزا و شامپاین. اینا چیزای ماست

آره

نفس کشیدن سخته

زانو زدم، نمیکشی منو بالا؟

امروز، واقعاً به کمک نیاز داشتم تو سالنم

چون داریم کلی چیز درست می‌کنیم

چطوری دختر؟ و خب...

یه کارگر ساختمونی خیلی بانمک دارم. بگو چطوره، باشه؟

داره عالی کار میکنه. لباس بامزه‌شو ببین

باید بفهمم میشه اینجا چسب زد یا باید میخ بکوبی

واقعاً نمیدونم دارم چیکار میکنم، پس باید بفهمیم

و اون مدام ازم میپرسه که میدونم یا نه

خب

همینه که هست

ممنون بابت کمکت. آره. بله. مشکلی نیست

قول میدم فقط یه بار مجبور شیم این کارو بکنیم. بذار برگردم سر کارم

اوه!

خوب جمعش کردی. باشه. فقط داره سعی میکنه منو بندازه

هوم

اوه آره

یکی دم دره. کیه؟

ام، نمیدونم. بذار ببینم. بذار ببینم

عزیزم، زندگی خوبیه

پس آره، یه چیزی رو برام پست ویژه کردن

میخوام تو بازش کنی. حتماً

باشه. داشتم بازش می‌کردم، اما...

بوم!

سنگینه

اوه، برام اسکیت خریدی!

اونا؟ آره

اینا خیلی نازن البته

این یه هدیه‌ی خیلی بافکر بود. ممنون. اوه آره. بله

ببینش. الان پایه‌ام انجامش بدم

من مچ پاهای کوچیکی دارم

یک، دو، سه

باشه. باشه

باشه

باشه!

کمکم کن! عزیزم، مستقیم برو! بیا اینجا

عزیزم... من که نمیتونم

باشه، باشه، عالی بود. واقعاً عالی بودی

برای عهد بستن، آماده‌ای؟

یه جورایی میخوام این کارو شروع کنم. آره

بزن بریم!

میخوام اینو با سرعت تمام برم. بیا

آماده‌ای؟ آره

برو!

اوه خدای من

من دارم همه‌ی کارا رو اینجا میکنم. نه، تو نیستی!

اوه اوه!

سلام سلام!

برای این آماده‌ای؟ آره. خیلی آماده‌ام

فوق‌العاده هیجان‌زده‌ام که با جردن خونه ببینم

سلام!

سلام!

داشتن یه خونه‌ی خوب چیزیه که واسم خیلی خیلی مهمه

این یکی از چیزاییه که قطعاً براش کم نمیذارم

منظورم اینه که، برای بیشتر چیزا کم نمیذارم

میخوام همه‌چی رو در مورد این جستجوی خونه بشنوم

آره! خب، منظورم اینه که میدونی من تو لس آنجلس خونم رو دارم

آره

و حالا که نامزد کردیم داریم فکر می‌کنیم مرحله‌ی بعدی چیه

قدم‌های بعدی

آره، حداقل سه تا خواب، یه اتاق کار.

جردن، تو از خونه کار می‌کنی؟ جردن خیلی ساده‌ست.

آره، اگه باشه...

از خونه کار می‌کنی یا رفت و آمد می‌کنی؟ من میرم دفتر.

باشه، پس مگان تو از خونه کار می‌کنی.

آره. باشه.

پس قطعاً یه دفتر کار رسمی. آره، آره.

این محشره. آره، من مشکی رو دوست دارم.

می‌دونی که من عاشق لوسترم. درسته، درسته.

و اینجا هم دفتر کار رسمیمون رو داریم. درهای فرانسوی.

کفپوش‌های پهن از چوب بلوط سفید داریم. عالیه!

یه پذیرایی رسمی یا نشیمن هم این طرف، سمت چپ داریم.

این خیلی قشنگه.

بودجه‌تون برای این خونه جدید چقدره؟

حدوداً یک و نیم تا دو.

باشه. اووم...

خب...

هی.

خب این خونه خودش شش تا خواب و هفت تا حمام داره.

وای! بله، خونه بزرگیه.

حدوداً ۵۶۰۰ فوت مربعه. خیلی بزرگه.

باشه. پنجاه و شش؟ این دیگه...

این خیلی بزرگه. چهار تا رومبا می‌خوایم.

پس این خونه حدود دو میلیون می‌شه، اینو در نظر داشته باشید.

البته، متریال استفاده شده و اندازه خونه واقعاً خوبه.

خب ما با شش تا اتاق خواب چیکار کنیم؟

خب، مهمون داری. بچه داری. می‌تونی یه اتاق ورزش داشته باشی.

آره. کلی کاربردای مختلف.

وقتی میایم اینجا، اتاق غذاخوری رو داریم.

وای. درها به سمت بیرون باز می‌شن.

اونجا هم حصار حریم خصوصی رو دارید.

که بعد شما رو به حیاط خلوت می‌بره.

بعد آشپزخونه... اینو خیلی دوست دارم.

کانترهای کوارتز، لوازم آشپزخونه استیل ضد زنگ دارید.

این یخچاله؟ آره.

سه تا فر.

این چیه؟ برای نونه؟ آره.

این که دیگه خیلی نونه!

فقط می‌گم، نمی‌دونم این همه فضا رو برای چی استفاده کنم.

خیلی زیاده. اینجا جاییه که همه چی جور میشه.

یه وان قشنگ. وای خدای من، عاشق وانم.

میز توالت کوچیکت. وای چه کمدی!

من حدوداً سی تا مشکی دارم...

وای خدایا. ما می‌تونیم اینجا ورزش کنیم!

سی تا تی‌شرت مشکی که دقیقاً اینجا جا می‌شه.

من دیوونه‌شم. خوبه!

باشه، خب پس زیرزمین اینجاست.

حس می‌کنم اینجا بار هم داره. اوه آره.

یه اتاق خواب دیگه هم اینجا داریم. با حمام اختصاصی.

هر سه تا اتاق خواب بالا هم حمام اختصاصی دارن. همه‌شون حمام خودشونو دارن.

سقف بلند. آره. خیلی بزرگ.

دو تا اتاق خواب دیگه، که اونام حمام اختصاصی دارن.

اندازه‌اش یه کم کوچیک‌تره. آره.

این به اندازه کل آپارتمان منه!

باشه، من می‌ذارم شماها حرف بزنید. لذت ببرید. عجله نکنید.

باشه. ممنون. به زودی باهاتون حرف می‌زنم.

نظرت چیه؟ من الان می‌تونم بیام تو این خونه زندگی کنم.

هیچی رو عوض نمی‌کنم. فقط می‌گم "مبله کردنش چقدر هزینه داره؟"

چون قرار نیست که مبلمان آیکیا بذاری اینجا.

باید بری سراغ رستوریشن هاردور.

فرق چندانی نداره.

فقط نمی‌خوام مثل یه بار مالی باشم، می‌دونی؟

چون من اساساً چیزی برای ارائه ندارم، می‌دونی؟

نمی‌گم دست و بالم تنگه، ولی از نظر مالی خیلی محتاطم.

فرض کن خونه لس‌آنجلس رو می‌فروشیم که ۱.۵ (میلیون) ارزش داره و اونو می‌ذاریم اینجا.

و بعد شاید جفتمون برای ۵۰۰ هزار دلار باقی‌مونده وام بگیریم.

نمی‌دونم. باید واقعاً حساب و کتاب کنم.

فکر کنم این خونه برای چیزی که ما نیاز داریم، یه کم زیاده.

نمی‌خوام احساس کنی که داری بیشتر از توانت هزینه می‌کنی یا فراتر از وسع مالیت قدم برمی‌داری.

آره، و من قطعاً...

حالا که بودجه رو می‌دونم، می‌ترسیدم بپرسم.

فکر نمی‌کنم اون حس کنه من دارم به خرج اونم.

ولی خودم حس می‌کنم سربارم، می‌دونی؟

اینکه اون داره فقط راجع به خریدن خونه برای ما حرف می‌زنه...

و اون میگه، "من حلش می‌کنم. نگران نباش."

فکر کنم این برای هر مرد کارگری سخته که بپذیره.

چون من همیشه تأمین‌کننده بودم و حالا یکی دیگه داره وارد عمل می‌شه.

ولی نمی‌خوام اون سطحش رو پایین بیاره.

و شاید به خاطر اینکه با من باشه، زندگی‌ای رو که می‌خواد نداشته باشه و سازش کنه.

پس می‌خوام، می‌دونی، کاری کنم که احساس کنه اینجا خونه خودشه.

و من هم نان‌آور اون باشم.

هنوز لوکا رو ندیده ولی همیشه...

لوکا در صدر افکار و برنامه‌هاشه.

و من از قبل می‌دونم که این برام یه دنیا ارزش داره.

باشه. ممنون. خداحافظ.

خداحافظ. خوشحال شدم از آشناییتون.

فکر کنم هرکسی خیلی خوش‌شانسه که تو این خونه زندگی کنه، می‌دونی؟

اون خیلی شیک بود.

چون حتی تو بدترین روزها...

من برای تو می‌جنگم.

و قول می‌دم که...

من که اونجا موهامو درست نمی‌کنم، چون می‌دونم مامانت آرایشگره.

من می‌گم "چی اگه چیزی..." عالی به نظر می‌رسی.

میگم، چی اگه بگه، "آنی اون تار موهات بیرونه"؟

نه، عالی به نظر می‌رسی.

هی. سلام.

چطوری؟

خوشحالم می‌بینمت. حالت چطوره؟ خیلی خوشحالم می‌بینمت.

سلام آنی. سلام.

از دیدنتون خوشحالم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left