The first 200 lines.
این زندگی منه
خانم کیم یونهی. آقای کو سه جون قسمت بیست و سوم
صبر کن اینا همونایی هستن که راجبشون بهم گفتی؟
بله ممنون که اومدین. خوش اومدین
منم بهتون خوشامد میگم
شما که میخواستین بیاین چرا بهمون خبر ندادین؟
خیلی منتظرتون بودیم
میخواستیم بعد از اینکه میزمون رو آماده کردیم بهتون زنگ بزنیم
ما تصمیم گرفتیم عضو تیم بشیم
همونطور که گفتین، ما به هر حال اخراج میشیم
پس باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا اوضاع رو تغییر بدیم
شما گفتین وقتی آدم چیزی برای از دست دادن نداشته باشه از هیچی نمیترسه
شاید بخاطر همین واسم یه انگیزه شد که بیام اینجا
خیلی نگران بودم که شما دوتا عضو تیم ـمون نشین
وقتی پای آدما میاد وسط، خیلی خوش شانس میشم دقیقا
از وقتی منو دیدی...
منظورم اینه، طرز رفتار با آدما رو خوب بلدی
راستی، ایشون کی هستن؟
آه، بذارین خودمو معرفی کنم
من دست راستِ مدیر آن نام جینم
قراره نقش بزرگی توی تیم داشته باشم
مدیر لی سانگ هیونم
راستی، طراحمون کجاس؟
هنوز نداریم
هنوز طراح پیدا نکردین؟
نه. فعلا داریم تلاش می کنیم...
یه طراح با استعداد که تو آمریکا درس خونده رو استخدام کنیم
به زودی تصمیم میگیریم،
پس لازم نیس شما دونفر نگران باشین
دارین سعی میکنین یه نفر رو استخدام کنین؟
پس یعنی هنوز قطعی نشده؟
گوش کنید پدربزرگِ مرحومم یه چیزی بهم گفت
"اگه تو مسیر درست حرکت کنی،"
"با آدم خوبی آشنا میشی"
میدونم که اون طراح، عضو تیم ـمون میشه مطمئنم
چه خوشگله
باید تو بخش مردونه باشه آره، حق با توئه
سلام
این خیلی عالیه آره
این یکی هم خیلی قشنگه
آه، ایناهاش
ببخشید
ما یه کت یقه برگردون مثل این میخوایم
و یه طرفِ کت دکمه داشته باشه
نظرتون چیه؟ این خوبه، آجومونی؟
آره، حتما، حتما
راستی، یقه برگردون چیه؟
وقتی لبه یقه اینطوری به یه طرف برگردونده شده باشه،
بهش میگیم یقه برگردون
این روزا خیلی طرفدار داره
و مدلِ "یه طرف دکمه دار" بهتر از "دو طرف دکمه دار" ـه
خیلی جلف نیس
درسته، درسته
می سپرمش به خودت من هیچی نمیدونم
پس یه کت شلوار مشکی و شطرنجی
و خاکستری تیره هم خیلی خوبه
اگه کت و شلوار هم جدا باشن خیلی خوب میشه
و موقعی که کراوات نمیزنه اگه روی پیرهن اینجوری ژاکت بپوشه،
خیلی قشنگ میشه
آیگو
واقعا مشخصه که رشته مد خوندی
بعد از اینکه واسش کت شلوار خریدیم،
بهتون کمک میکنم کراوات، دستمال جیبی، و کفش هم بخرین
بله، بله. لطفا کمکم کن
صبر کن
سونگ جو، باید برم دستشویی
آه، باشه من تو فروشگاه دور میخورم. باشه
سلام
ببخشید، میشه اینو ببینم؟
قشنگه
این بهش میاد
خانم یانگ
آیگو، بسه دیگه
اگه یه کت شلوار دیگه واست بخرم از خنده می میرم
ممنون. ممنون. خیلی ممنون
همیشه باهام بد حرف میزنی
اما همیشه اینطوری هوامو داری
خانم یانگ، وقتی پولدار بشم،
هر چقدر بخوای برات کیف پول مارک دار میخرم
کیف پول مارک دار؟
آیگو، من همچین چیزی لازم ندارم
ای بابا. هیچوقت ندیدم یه زن...
بگه از کیف پول مارک دار خوشش نمیاد
شنیدم قیمت هر کدوم از اون کیفا هزار دلاره
احتمال داره روش خط و خش بیفته
از ترس اصلا نمیتونم با خودم ببرمش بیرون
آیگو. اگه همه زنا مثل تو بودن،
مَردا هیچ نگرانی نداشتن
آه، راستی
مامان، به سونگ جو گفتی عضو تیم ـمون بشه؟
آره، بهش گفتم
اما وقتی حرفشو پیش کشیدم، اصلا هیچ حرفی نزد
فکر کنم بخاطر اون روباه مکار و پسرِ عوضیشه
تو گفتی تمام تلاشتو میکنی که متقاعدش کنی
آیگو، حالا چیکار کنیم؟
یعنی باید بدون طراح مسابقه رو شروع کنیم؟
بدون طراح چطور میتونیم...
تو مسابقه مد رقابت کنیم؟
چرا انقدر منفی بافی؟
اینطوری نام جین رو نگران میکنی
فقط نام جین نیس که نگرانه
منم نگرانم
فقط بخاطر اینکه دلم برات میسوخت باهات مهربون بودم
نکنه اشتباه برداشت کردی؟
تو آدم از خود راضی و بدبختی هستی
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
اونجا هستن
جونگ جین آه، اینجا داری چیکار میکنی؟
فکر کردم شاید بتونم اینجا ببینمتون
اگه امروز نبودین، فردا بیام اگه فردا نبودین، پس فردا بیام
میخواستم انقدر بیام تا بتونم ببینمتون
تو دقیقا...
چجور آدمی هستی؟
نمیدونین چه حسی داره...
از روی بیچارگی و فقیر بودنت...
هیچ راهی بجز ازدواج کردن با مردی که ازش متنفری، نداشته باشی. اینو نمیدونین نه؟
حتی نمیتونم گزارش مردی که بدون اطلاعم منو به عقد خودش در آورده رو بدم
چون ممکنه به خانواده ـم صدمه بزنه
نمیدونین چه حسی داره، نه؟
داری راجب چی حرف میزنی؟
نکنه اون مرد...
بدون اطلاعت ازدواج رو ثبت کرده؟
درسته
چرا وقتی هیچی راجبم نمیدونین...
باهام مثل یه ولگرد رفتار میکنین؟
من...
من از اونجور آدما نیستم
من از اونجور آدما نیستم!
اگه میشد،
خانواده ـم رو دور بندازم
دورشون مینداختم
وقتی همه چی رو ول کردم،
نمیدونستم چیکار کنم یا چطوری زندگی کنم
خیلی نااُمید و بیچاره بودم همون موقع بود که با شما آشنا شدم
شما باعث شدین بخوام دوباره زندگی کنم
شما بهم گفتین دوباره بلند بشم و بذارم تموم دنیا اسمم رو بدونن
پس چرا ازم بدتون میاد؟
چرا ازم متنفرین؟
نباید بخاطر فقیر بودنم ازم متنفر باشین
میگن آدم سه تا چیز رو نمیتونه قایم کنه فقر...
عشق و عطسه
هر چقدرم که سعی کنم مخفیش کنم،
چهره زشتش رو نشون میده
فقر و عشق
دیگه نخور
جلومو نگیر
دیگه نخور. مست شدی
من همه چی رو ول کردم
حتی دوست دوران بچگیم رو ول کردم
یعنی این کارم خیلی اشتباه بوده؟
من هیچوقت ازت بدم نیومده
ازت متنفرم نشدم
فقط...
عصبانی بودم
اما نمیدونم...
چرا عصبانی شدم
ببخشید، مدیر چویی
ممنون
جونگ جین آه
وقتی مست بودی یه آدم متفاوت شده بودی
چی؟
غُر میزدی و بدرفتاری میکردی
فکر میکردم میخوای یه مشت بهم بزنی من؟
امکان نداره
معمولا وقتی مست میشم میخوابم
فقط نخوابیده بودی
خروپف میکردی و دندون قروچه داشتی
امکان نداره
متاسفم که...
بدون اینکه توضیحت رو بشنوم قضاوتت کردم و در موردت اشتباه فکر کردم
من...
هیچوقت مشکل مالی نداشتم
اما همیشه از لحاظ عاطفی کمبود داشتم و تنها بودم
واسه همین میتونم درک کنم...
چه احساسی داری
خیلی وقته که شب نیومدم اینجا
هوای شب عالی نیس؟
اوه، اومدی؟
آره. داری چیکار میکنی؟
فردا اسباب کشی میکنیم
دیروز وسایل با ارزش رو جداگونه بسته بندی کردم
تو هم باید چیزای مهم رو بسته بندی کنی
فکر کنم عکسمون با پدر...
برات با ارزشه
معلومه که با ارزشه
این تنها عکسیه که سه تامون با هم گرفتیم
شاید برای تو خیلی با ارزش باشه، اما برای من نه
چرا همچین حرفی میزنی؟
خاطراتی که از پدر دارم،
فقط به اندازه همین عکسه
خب، وقتی فقط چهار سالت بود اون فوت کرد
پس احتمالا اونُ خیلی یادت نمیاد
اون هیچوقت من، تنها پسرش رو رو کول نکرد...
یا تو مراسم های مدرسه، مثلِ مراسم فارغ التحصیل شرکت نکرد
و تو تموم این سالها اونُ تو قلبت نگه داشتی
فکر نمیکنی خانواده ـمون از لحاظ عاطفی کمبود داره؟
به نظر من...
فقر عاطفی...
خیلی بدتر از فقر مالیه
اگه فقر مالی داشته باشی میتونی پول در بیاری
No comments yet. Be the first to leave one.