The first 194 lines.
این دوربین خیلی قدیمیه
مال پدرم بوده
مادرت حالش چطوره؟ - خوبه -
میتونی منتظر بمونی؟ "یه کم طول میکشه "جونگ هیون
"وون بین" - "شین ها گیون"
مگه چقدر کار داره؟
چون فقط شکسته زیاد طول نمیکشه
پس منتظر میمونم، هیچ عجله ای ندارم
"کیم هائه سون" - "لی بو یونگ
اون یه دختر ساده و مهربون بود
و اون یکی هم پسری بود عاشق عکاسی
اونا عاشق هم میشن و ازدواج میکنن و بچه دار میشن
..ولی به دنیا اومدن بچه اصلا براشون خوش یمن نبود
از اون به بعد زن دیگه هیچوقت به کلیسا نرفت
و مرد هم دیگه هیچ عکسی نگرفت
مرد بدون اینکه به زنش چیزی بگه بچه رو بُرد و یه جایی رهاش کرد
ولی زن رفت و بچه اش رو پیدا کرد
...بعد از اون
مرد بخاطر بیماری هر روز ضعیفتر شد تا بالاخره مُرد
..درست بعد از مرگ مرد زن میفهمه که حامله است
..اون با خودش عهد میکنه که
دیگه یه زن ضعیف و ساده نباشه
بلکه یه مادر قوی باشه
و این بچه رو هم به خوبی بزرگ کنه
و اینطوری .. 1سال بعد، من متولد شدم
« بــرادر بـزرگ مــن »
1-2-3-4-5-6-7-8-9-10
آره، درسته هیچوقت قسط هاتو یادت نره ها، فهمیدی؟
مادرم به مردم وام میداد
..و موقع سررسید قسط هاش همیشه ما رو هم همراه خودش میبرد
یعنی موقع گرفتن بهره پولهاش
و من از این کارش متنفر بودم
!"هی!! مادر "دو شیک
دو شیک" عقب افتاده بود"
..مردم همیشه شکایت داشتن که اون و برادرم
باعث بدنامی محله هستن
منم نمیتونستم سرزنششون کنم
!من یه زالو اَم؟ !پس قسط هاتو به موقع پرداخت کن
!فقط یه هفته دیگه هم برام دردسر درست نمیکنیا
!فهمیدی یا نه؟! هان؟ زنیکه ی عوضی
..برو به درک کثافت آشغال - !ببند اون گاله رو -
!بریم! به چی زُل زدین
!دو شیک"! "دو شیک"! بیا اینجا" - گوشهاتونُ بگیرین -
به اراجیفش گوش ندین
!تو داری جون ما رو میگیری !داری ما رو میکُشی
لقب مادرم "شبح پول" بود
اون تحت هر شرایطی مطمئن میشد که قسط ها حتما پرداخت بشه
..و این پولی که با اینهمه مشقت به دست میومد
..تا قِرون آخرش خرج عملهای متعدد برادرم میشد
بیمار آماده است، دکتر لطفا چند لحظه منتظر بمونین
نمیترسی که؟
..بعد از اینکه عملت به خوبی تموم بشه
مامانت..هرچیزی بخوای برات میخره
!هر چیزی که بخوای
برای عملت باید شجاع باشی، خُب؟
همه چی به خوبی پیش میره - اتاق عمل آماده است -
نگران هیچی نباش
!مامان
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟ - چی؟ -
اگه من به جای او عمل بشم میتونی برام یه جفت کفش نو بخری؟
..چیزی که "سونگ هیون" از بدو تولد باهاش آشنا شده بود
سینه مادرش نبود بلکه سوزن سرد یک سُرنگ بود
شاید از دید بقیه کار خیلی راحتی به نظر بیاد
ولی برای اون روزها طول میکشید تا بتونه مقداری از شیر مادرُ بخوره
چون اون یه "لب شکری" بود
که در پزشکی بهش "کام شکافته" میگن
..و این یه ناهنجاریِ
مادرزادیه
!خدای من! چقدر تو خِنگی
جاش تا چند روزِ دیگه خوبِ خوب میشه
!مادرجان - بگو چیه؟ -
..اینجا رو هم میتونی یه کاری کنی خوبِ خوب بشه
نه..من نمیتونم اونو خوب کنم
میدونی چرا؟
..چون این یه نشونه ایه که خدا فقط به فرشته هاش میده
و برای همینم از بین نمیره
!بیا بغلم ببینم پسرکم
!پسر عزیزم
سونگ هیونِ" من پسر خیلی خوبیه"
همیشه حرف مامانشُ گوش میکنه
نمره هاشم خیلی خوبه
من همیشه احساس میکردم زیادیم
بعداً "سونگ هیون" دو تا عمل دیگه هم کرد
و همونطور که مادرم همیشه آرزو داشت ما به یه مدرسه رفتیم
با اینکه "سونگ هیون" 1 سال از من بزرگتر بود
اما هر دومون توی یه کلاس بودیم
!بمیر! پسره ی آشغال
!گوش کنین عوضیا
این یه چشمه از عصبانیتم بود
!دفعه دیگه این بلا رو سرِ همتون میارم عوضیا
!شنیدین که؟
!اون حساب همتونُ میرسه، آشغالا
!"صبر کن منم بیام "جونگ هیون
!ساکت! ساکت
ما همگی عضو "انجمن ادب و هنر" هستیم
ما فرصتهایی براتون به وجود میاریم که بتونین با دخترای خوبی ازدواج کنین
از شماها...کی میخواد عضو بشه؟
من! من همه جوره با شماهام
تو که قیافه ات شبیه بابابزرگاست
مطمئنی جزو دانش آموزای اینجایی؟
!هی، با تواَم
تو قیافه خوبی داری
بیا تو انجمن ما دخترای خوبی رو برات جور میکنیم
!برو به جهنم عوضی - دیگه این مسخره بازی رو تمومش کن -
اینجا.."کیم سونگ هیون" کیه؟
تو توی مسابقه مقاله نویسی برنده شدی؟
پس بیا تو انجمن ما
من با یکی هستم
با کی؟
هی لعنتی! خیلی داری سر و صدا میکنیا
مزخرف نگو - !من که نیستم -
بِدش ببینم
این دیگه چه کوفتیه؟
!همش آشغاله
تو دوباره شاگرد اول شدی، نه؟
مامان..حتما دوباره به وجود این پسر نازنینش افتخار میکنه
..تو توی درس خوندن کارت حرف نداره
و منم توی دعوا عالی اَم کتک کاریم هم خیلی خوبه
!چه برادرهای فوق العاده ای هستیما
!به چی میخندی، عوضی؟
برو دیگه
مامان منتظره - معلومه که منتظره -
!منتظرِ کارنامه تو
!سونگ هیون"! برو خونه..برو دیگه"
آقای راننده، میشه یه کم دیگه هم صبر کنین؟ !بیاین بچه ها! زود باشین دیگه
!خدای من
قلبم تقریبا وایساد
یه ضربه فنیِ عالیه، نه؟ !"چو می ریونگ" از دبیرستان دخترانه "هیانگ دو"
خدایا..اون یه دختر دست نیافتنی ـه
چطور؟
برادرش یه دیوونه ی به تمام معناست
فقط کافیه نزدیک دختره بشی اونوقته که مُردنت حتمیه
انجمن ادب و هنر" رو یادته؟"
این دختره عضو اون انجمنه؟
پسر خیلی جذابیه، نه؟ - !آره، منم دیدمش -
مگه اون یه بزن بهادر نیست؟ - دبیرستان "دونگ سانگ" توی مُشتشه -
راست میگی؟ یعنی هم خیلی جذابه و هم یه بزن بهادر؟
خیلی خوب میشد اگه میتونستم باهاش قرار بذارم
خُب سعیت رو بکن
آساکو" و من 3 بار همدیگه رو ملاقات کردیم"
ولی نباید برای سومین بار همدیگه رو میدیدیم
من قراره آخر این هفته به "چون چئون" برم
اونجا واقعا فوق العاده است
..شاید دیگه هیچوقت نتونم
دوباره اونو ببینم
..و برای همیشه از دستش بِدم
..و نتونم ببینمـــ !ایش -
!مغزمو خوردی
حالا ببینیش یا نبینیش مگه فرقی هم میکنه؟
آساکو".."آساکو"! مگه این "آساکو" معشوقه اته؟"
اه..داشتم یه خواب خوب میدیما
حالا باید دوباره سعی کنم خوابم ببره
چرا یکی از اونا رو به من نمیدی؟
یه دوایی چیزی که باهاش بتونم بدون درس خوندن وارد کالج بشم
خوشمزه است
اون یه فالگیر خیلی معروفه
گفت که "سونگ هیون" به دانشگاه ملی سئول میره
!آخه دانشگاه سئولم شد دانشگاه
این کلی برام آب خورده ها بگیر امتحانش کن
بیا
خدای من! تو هرچی بپوشی بهت میاد
!پسرِ خوشتیپ خودم
!اِاِ..اینکه مارک گرونیه - معلومه -
!من که سوءهاضمه گرفتم! سوءهاضمه
کاش که این پسره هم یه کم شبیه تو بود
!هی، خوشتیپ
اون ژاکت "بِربِری" رو بِدش ببینم
جونگ هیون"! این "بِربِریِ" اصل نیست"
!خودم میدونم
یه چیزی رو میدونی؟
جنس اصل توی تن تو تقلبی به نظر میرسه ولی جنسای تقلبی توی تن من انگار اصلِ اصلن
گرفتی یا نگرفتی چی گفتم؟
کجا داری میری؟
لازم نکرده تو بدونی
سلام به همگی
من "کیم جونگ هیون" از دبیرستان "دونگ سانگ" هستم
و در این روز زیبای یکشنبه
باعث افتخارمه که با شما هستم
امیدوارم خاطرات خَفنی رو در کنار هم بسازیم
..بخصوص از این طرف
!در کنار نفر چهارم
اسمتون "چو می ریونگ" بود؟
خانم "می ریونگ"! خوشوقتم
"آسپیرین" اثر "چو می ریونگ"
چون یه کمی مریض بودم..تو رو جویدم آسپیرین
..تو تلخی وجود تو
من یه حقیقتُ دیدم
اوه سر من! دیگه درد بسه
اوه سر من! دیگه درد بسه
چون آنفولانزا داشتم..تو رو جویدم آسپیرین
..تو تلخی وجود تو
من یه حقیقتُ دیدم
عالیـه
آنفولانزا! دور شو
No comments yet. Be the first to leave one.