The first 198 lines.
« خودتو دوست داشته باش »
قسمت بیستم
تو خیلی خشکلی
همه تون عالی شدین
امروز ما فرشته های نگهبانتیم
اره ماریا
ما سالن مخصوص خودمونو داریم
همونجا جشن میگیریم
خیلی باحاله. حتما خوشت میاد
ـ ممنون ـ تو نمی تونی الکل بخوری
من چک کردم
کوکتل بدون الکل هم هست
خیلی خوبه
تو همیشه باهوش ترینی
از همه تون ممنونم
صبر کن
ایست
اومدی دعوام کنی؟
الکل مصرف نکن و رژیمتو نشکن
احساسات رو کنترل کن
نباید زیادی ذوق زده بشی
قبل از ساعت ده برگرد
من نکات مهمو برات نوشتم
باشه
کسی ازت نخواست مدل بشی؟
مدل مردونه
چی میگی؟ برگرد ببینم
جدی میگم
اون خیلی خوش قیافه است
دکتر بودن یه جور
تلف کردن استعداده
تو اینجوری فکر نمی کنی
درسته
منم
باشه خوش بگذره
میخواستم بدونم
خودت دوست نداری با ما بیای
یا همسرت اجازه نمیده؟
نمی تونم
یادتون باشه
قبل ساعت ده برگردین
بله قربان
ممنون
مامان این برای تو
بیا
به سلامتی
شانگهایو دوست داری؟
دوسش دارم
عاشقشم
خیلی عاشقشم
راستشو بگم
حتی بدون الکلم راضی ام
امیدوارم تو روزهای آینده
مثل امروز خوشحال باشم
شانگهای خیلی خشکله
نمی خوام این دنیا رو ترک کنم
مامان مسئله مریضی نیست
که نمی تونی خیلی بمونی
با اینکه این بدون الکله
انگار مست شدم
امیدوارم روزاهای باقی مونده ی عمرمو
مثل امروز خوشحال باشم
به سلامتی
به سلامتی
به سلامتی بهترین خواهرای دنیا
بیاین یه عکس بگیریم
باشه
دو سه
خانم ها شب تون چطوره؟
پیش خدمت
یه لیوان دیگه
بذار برم براتون بیارم
مامان
اون داره شوخی میکنه
این دوست پسرمه یو تیان
نه
وای خدایا
اشکال نداره
خیلی بد شد
ماریا
اون همکار منه
...امروز مدل لباسش
عین پیش خدمتاست
من فقط همینو داشتم
اون
کلا هیچ استعدادی نداره
ولی بلده برقصه
ما امروز نمی تونیم بخونیم
چرا به جاش نرقصیم
هر سال تو جشن سالانه
اون پادشاه رقصه
همه اشو بلده
رقص خیابونی، تانگو
باله
خودت انتخاب کن
اول بذار خودمو معرفی کنم
من ماریا هستم
ـ بله ـ چطوری؟
از آشناییت خوشبختم
من اسکای هستم
آسمان
مگه نگفتی اون پادشاه رقصه
پادشاه رقص، اسکای
پس بیا بهش نشون بدیم ملکه ی رقص کیه
ملکه ی رقص شن زن
زودباش اسکای
زودباش
موزیک
بریم
من دارم میام
مامان خسته ای؟
من خوبم
من خیلی خوشحالم
دیوونگیه
یو تیان
بدم نیستا
تو فکر اون پیش خدمته
بله
خیلی ناراحت شدم
نمی تونم باور کنم
من یه چیزی رو فهمیدم
خیلی وقته
که ندیدم وقتی تو حرف یه مردو وسط میکشی
یه لبخند رو لبت میفته
میدونی یو تیان ازم جوون تره
ولی
انگار از من بالغ تره
وقتی جوونی
وسوسه های زیادی داری
مثل مهمونی و اجتماعات
ولی اون اصلا وسوسه ی این چیزا نمیشه
اون ساده است
اون شوخ طبع و خندونه
اون خیلی با نمکه
اون روراسته
اره
مادربزرگش آشپزی میکنه
خیلی هم خوشمزه است
لطفا از طرف من ازش تشکر کن
دوست دارم دوباره بخورم
شب بخیر
میخوای تنظیمش کنم؟
خوبه ممنون
شب بخیر
شب بخیر
شب بخیر
جایزه ی امشب نودل داغ و ترش
به چه مناسبتی؟
مامانم گفته تو مرد خوبی هستی
معلومه
خیلی خوب نقش بازی کردم
اجرات عالی بود
ولی راستش
بعد دیدن مادرت
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
من تو وجودش
دانایی، شجاعت
و عزم احساس کردم
تو همین نیرو رو داری
مادر من باحاله
یادمه وقتی دبیرستان بودم
رفتیم خرید
من یه لباس پشت باز پوشیدم
تو مدرسه میتونی بپوشی؟
تو خیلی باحالی
نه گوش کن
چند تا پسر برام سوت زدن
من
من گفتم کارم تمومه
مادرم حتما دعوام میکنه
و دیگه اجازه نمیده ازین لباسا بپوشم
ولی اون رفت سمت پسره
و دعواش کرد
مادرت تربیتت نکرده
باحال نیست؟
از مادرت برمیاد
اون پادشاه میمون های سانگ وو کونگ هست
اون قهرمانته
دکتر بهم گفت
تا آخرین لحظه بهش کمک کنم
ولی من به اندازه ی اون قوی نیستم
من برای هضم این ماجر به زمان نیاز دارم
اون الان بیماره
من الان باید قهرمانش بشم
ولی نگرانم نتونم
تو میتونی
میدونی چرا؟
چون تو دختر مادرتی
و از همه مهم تر
دوست دختر منی
این چه ربطی به تو داره؟
مگه نمیگن
این چیزا
قابل فهمه
ناخودآگاه من دارم بهت قدرت
میرسونم
بعدش من
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.