The first 200 lines.
.خیلی خب 640، بیا بیرون
!یالا! بیا بریم
!بیا بریم دیگه
.راه بیفت
.در رو برای 640 باز کنید
.برید کنار
همینهاست؟ - فکر کنم آره -
فکر میکنی یا مطمئنی؟ - چیزه... مطمئنم -
...موجودی حسابت 345
.آهان، ببخشید. ممنون
چطور تونستی این بلا رو سرم بیاری؟ تو که همین چند وقت زدی پیش دهنم رو سرویس کردی
!حرومی
!میکشمت
!دخلت رو میارم
.پیترسون 640
میدونی که چرا زد ناکارت کرد؟
.نه
.پنج سال تموم منتظر سلول تک نفره بود
داشت نوبتش میشد و سلول رو .دادن به تو چون معروفی
.وقت بستن در سلولهاست
.میبینمت راهپلهای
.ببندش
مایکلِ عزیز
هفته گذشته دوستی قدیمی بهم سر زد .و مشتاق بازدید از موزه لوور بود
...قدم زدن توی موزه یادم انداخت که
تو الان که منتظر تجدیدنظر توی حکمت .هستی از نعمت آرامش بی بهرهای
.مهلت زیادی نداریم
مطمئن باش که ما داریم تا جایی که میتونیم سریع کار میکنیم
تا داستانت رو به گوش مردم جهان برسونیم
و در نهایت دادگاهی که لیاقتش رو .داری برات جور کنیم
در ضمن، گفته بودی از کتابخونه زندان .راضی نیستی
پس برات یه چیزی فرستادم .تا مغزت رو مشغول نگه داری
.با عشق، سوفی
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سـحـر
«راهپـلـه»
!صبح بخـیر سوفی - صبح بخـیر -
دیشب خونه رفتی؟
.معلومه که رفتم - قهوه؟ -
کی رفتی؟ - .وقتی کارم تموم شد -
آخرین حلقه قسمت چهار رو فرستادی برای صداگذاری؟
.همین الان پیک بردش - اِ! ایول -
.بعدا میبینمت - !فعلا -
.فقط یه نگاه به صورتم بنداز
...میفهمم چی میگی مایک، واقعا
...نه، نمیخوام - .میفهمم چی میگی -
.اصلا نمیخوام چیزی رو بفهمی
.فقط میخوام نگاهش کنی
،هر چی بیشتر اینجا بمونم .احتمال کشته شدنم بیشتر میشه
کی میفهمیم درخواست تجدیدنظرمون رو قبول کردن یا نه؟
.مایک، میدونی که منم نمیدونم .ممکنه فردا باشه
.ممکنه سه ماهِ دیگه باشه
پس شد سه ماه. سه ماه باید زنده بمونم؟
.قطعا بیشتر از این بشه، شوکه میشم
.اصلا قرار نبود کارم به اینجا بکشه .یعنی اصلا قرار نبود این اتفاق بیفته
.قرار نبود اینجوری باشه
.مایک، میدونم. میدونم
ما توی درخواست تجدیدنظرمون .با توقیف کامپیوتر مایکل مخالفت کردیم
.خلاف قانون اساسی بود
بدون اون دادستانی هیچ حقی نداشت بحث .ایمیلها و اسکورتها رو پیش بکشه
.آره بابا. کاملا مطمئنیم
.آره
.البته، میتونی ازم نقل قول کنی .امیدوارم ازم نقل قول کنی
.برای همین هم بهت زنگ زدم
.بفروش بره - کلش رو؟ -
.مامان عاشقشون بود
اوضاع کار و بار چطوره؟
این فیلمسازها چه کاری بهت دادن؟
میدونی، فقط کارهای مبتدی
اینکه تلفنها رو جواب بدم و برنامه ریزی کنم
ولی آخرین تدوینگرشون ...این کارها رو هم انجام میداد پس
از لس آنجلس خوش میاد؟
.خوبه
.مردمش از چیزی که فکر میکنی، مهربونترن
.رینو فقط یه روز باهات فاصله داره
.مارتا هم همینطور
،هر وقت خواستین استراحت کنید .قدمتون روی چشم
بعید میدونم رئیس مارتا .یه روز هم بهش مرخصی بده
الان کارش چیه؟ - .یه کاری تو مایههای خدمات مشتری -
!چیه مگه؟
...مارتا همچین هم
آدم خدماتگرایی نیست - آدم دوستداشتنیای نیست -
...اون - !سلام سلام -
!سـلام - !سلام -
!بالاخره اومدی
.سلام رفیق - .سلام -
.سلام
.بیا بشین. غذا هنوز سرد نشده
.ایول
میرم واسه خودم آبجو بریزم. کسی میخواد؟
.گمون نکنم آبجو داشته باشیم
.چندتایی آوردم
.سلام - .سلام -
دارم پاستا درست میکنم. میخورِی؟
.همین امروز از کارم استعفا دادم
.وای گندش بزنن
چی شد مگه؟
هیچی. فقط واقعا دلم نمیخواست .دیگه اونجا کار کنم
حالت خوبه؟ - .آره بابا -
دروغها درباره گرایش جنسیش، شاهد آلمانیش
.همین الانش هم توی تدوینش توازن رعایت شده
...قصد توهین ندارم
هر مدرک بیشتری دال بر بی گناهی یا .مجرم بودن، توازنش رو به هم میزنه
.مایکل گناهکار شناخته شد
ما هم قرار نیست !جوری رفتار کنیم که غیر از اینه
.باید از غضروف شکسته هم حرف بزنیم
باید؟ نه. چرا باید ازش حرف بزنیم؟ .داستان غضروفه دیگه اضافیه
.برای همین از همون اول اون صحنه رو کات کردیم
ژان، میدونم از تماشای دعوامون لذت میبری ولی نمیخوای چیزی بگی لعنتی؟
.میخوام حرفهای جفتتون رو کامل بشنوم
،دکتر رَدیش توی جایگاه شاهد وایساد زل زد تو چشمهای دیوید رودولف و گفت که
با صد در صد قطعیت پزشکی .باور داره کتیلین خفه شده
آره، همون زنی که با همین قطعیت گفت
زدن تو سر کتلین
اونم با سلاحی که آقای دوان دیور با اطمینان .کامل گفت حتما مایکل ازش استفاده کرده
در حالی که در حقیقت !داشت تو گاراژ خاک میخورد
این قسمت زیادی طولانی شده. اگه ...داستان غضروف رو اضافه کنیم
.باید یه چیزی رو کات کنیم چی رو میخوای حذف کنی؟
.آره. خیلی کنجکاوم جوابت رو بشنوم
میدونی، ما بدون کمک تو هم قبلا اسکار بردیم
وقت سر و کله زدن .با همدیگه رو نداریم. وقت نداریم
دنیس، دارم ازت میپرسم: چی رو کات میکنی؟
.اون صحنهی مایکل و کلیتون ...صحبتهای شاعرانه درباره سن و سال، غرور
نه، نه، نه. من اون رو کات نمیکنم. اون .صحنه مهمی برای درک مایکله
چه گیری دادی به درک کردن مایکل؟
!اون یه دروغگوئه
گندش بزنن! هیچکس همچین آدمی رو !درک نمیکنه! موضوع همینه
.خب اون شخصیت اصلی مجموعهست. همین
آره. اونم مجموعهای که ما آخرش رو !میدونیم. اون گناهکاره
اعضای هیئت منصفه میگن براساس شواهد عینی مجرم شناختنش
مخصوصا با استناد به شهادت رَدیش !درباره شکستگی غضروف
این همون تصوریه که از همون اول دادستانها از مایکل توی ذهن بقیه ایجاد کردن
ما نمیتونیم از هیچ نوع افترایی حمایت کنیم. درسته؟
اون لیاقتش رو داره که درست و منصفانه به تصویر کشیده بشه
درست؟ بعد اونوقت میدونی چی درسته؟
.تو حتی این یارو رو نمیشناسی
ولی میشناسم. مدتیه داریم .برای هم نامه مینویسیم
چی؟
چند وقته؟
.پنج، شش ماه
!وای گندش بزنن
.خودتون رو جمع و جور کنید
شماها دو سال از شراب اون مرد خوردین .و به جوکهاش خندیدین
.من فقط دارم براش کارت پستال و کتاب میفرستم
کتاب؟
چه کتابهایی؟
.در جستجوی زمان ازدسترفته
واسهش کتابهای پروست رو میفرستی؟
!پروست آخه؟
!آهای راهپلهای
هنوز کارم باهات تموم نشده، شنیدی چی گفتم؟
شنیدی چی گفتم، هان؟ .هنوز کارم باهات تموم نشده
!بشین سر جات - !هنوز کارم باهات تموم نشده -
!بشین سرجات
.بشین پشت میزت
مایکل عزیز
.از دریافت آخرین نامهت خیلی خوشحال شدم
همینطور که میخوندمش صدات رو که در چند سال گذشته باهاش آشنا شدم، میشنیدم
که چیز عجیبیه چون تو روحت هم خبر !نداره من چه شکلیام یا صدام چه جوریه
تو وقتی نامههام رو میخونی چه صدایی میشنوی؟
صدای بریژیت باردو یا پهپه له پیو؟
آره، مستند داره خوب پیش .میره. مرسی که پرسیدی
روز و شب دارم کار میکنم تا تمومش کنم
و مطمئنم وقتی مردم دنیا ببیننش
.به درخواست تجدیدنظرت کمک میکنه
میخوای با اون خودکاره سوراخ سوراخم کنی، راهپلهای؟
.تو این فکر بودم که بزنم خودمو خلاص کنم .بوم، بوم، بوم
نظرت چیه؟
اگه این کار رو بکنی، منو مجبور میکنن بیام تمیزکاری کنم
قضیه تمبرها رو میدونی دیگه، نه؟
.بهتر از پولن
پنجاهتا تمبر 37 سنتی بیار محوطه
و ما مشکلاتت رو برات حل میکنیم
.یا نیار. تصمیم با خودته
کلمنت، متصدی فعلی، پیترسونِ رماننویس را] [.با اکثریت آرا شکست داد
.بابت نتیجه انتخابات متاسفم مایکل
.میدونی که بهت رای دادم
اِ، پس تو بودی؟
.واقعا ناامیدم کردی
.باورم نمیشه نامه منو باز کردی
خونه خودمه، نامهها هم مال خودمه
!بحث رو هم عوض نکن! قضیه جدیه
.تولین بورسیهت رو میگیره
.خب معذرت میخوام
ببین بابا من الان دارم تمام تلاشم رو میکنم
!باشه خب معذرت خواهیت فایدهای نداره خانومی
!این نمرات خندهداره
اصلا داری تو نیواورلئان چه غلطی میکنی؟
گردنبند جمع میکنی؟ - چندش! نه -
ببین بابا، من واقعا حس میکنم یه مشکلی دارم
.همیشه مشکلاتی داشتم
دوستام فکر میکنن که اختلال یادگیری دارم
مارجیِ و ننهمنغریبم بازیهاش. اینی که میگی صرفا یه اصطلاح پزشکی برای تنبلیه
.که موافقم همیشه تنبل بودی
چرا اینقدر افتضاح باهام برخورد میکنی؟
...زنگ میزنم به مامان. نمیخوام - .بفرما زنگ بزن -
.من و کتلین هم نظریم
و حدس بزن چی شده؟
پول بلیت هواپیمات رو نمیدیم !که روز شکرگزاری برگردی خونه
!بابا بس کن
No comments yet. Be the first to leave one.