The first 84 lines.
Rsajad & PaSsIoN & GH_Porya كاري مشترك از
اولين ماموريتم
! برگشتم
! صاحب خانه
! خوش امدي
! امروزم برنده شدي , موسوبي سان
! اره ! اين دهمين باره که دارم مسابقه ميدم
. تسوکيومي سان , تو هم کارت خوب بود
...اينجا , اه ه ه
الان ماهياتو بهت ميدم
! هميشه بهتون ميگه , ميتونم خودم بخورم
ديگه عادي شده , باهاشون خيلي .ح.ا.ل. ميکنه
! هوي... ماتسو سان
...راستي , موسوبي چان
بله ؟
...يه بارم بزار تسوکيومي ببر...ه
! قبول نمي كنم
کوسانو به خاطر کوچيک بودنش به کنار
به لحاظ قانوني "زن مشروعش" منم
اين هيچ معني نميده اگر به خاطرش مبارزه نکنم
بزرگش نکن , اينطور نيست ؟
هيچم بزرگش نکردم
اين برامون بهتره به خاطر اينکه هممون زنتيم
مشکل چيه , کو چان ؟
! من هم زنتم
!!! بنابراين منم ميخوام تو مسابقه خريد شرکت کنم
...با اين ميشه يازهمين مسابقه
...اون خيلي جديه
. اما يه مشکلي وجود داره
اون هرگز تنهايي بيرون نرفنه و بقير از اين نميتونه برنده بشه
او حتي ميتواند با موقعت هاي خطرناک روبرو شود
اما هر چيز بهش گفتيم بي فايده بود و ميخواد مسابقه بده
کو چان هميشه ميخواسته به همه کمک کنه
به خاطر اينه که کوچيکه . اون ميخواد همه تلاششو بکنه فقط همه اونو قبول کنند
. احساسشو درک کردم
راست ميگي
اما اون تنهاست ... نگرانشم
اگه دوست داري , تا کمکش کنيم
چي گفتي ؟
رفتم
من هم رفتم
! م...منم رفتم
مواظب باش
! کو چان , تلاشتو بکن
...پس
بياين مسابقه خريد رو شروع کنيم
موسوبي , ميدوني چيکار کني , درسته ؟
باش ! بايد با کوچان باشم و بزارم ببره , درسته ؟
باش , ميخوايم از مسابقه الان عقب بمونيم
! مفهوم شد ! بهترين کارمون رو انجام بديم
سيستم شروع به کار کرد
مهم نيست کجا ميره , هرجا بره بهتون ميگم
خوشحالم ميبينم همه براي کو چان سخت تلاش ميکنند
. همه اينا بخاطر تو , ساهاشي سان
اه ؟
اينا بخاطر تو که همه با هم هستن
همشون بچهاي خوبي هستن
...صا...صاحبخانه
! کو چان راهشو گم کرده
صاحبخونه بايد نقشه رو داخل سبد گذاشته باشه , درسته ؟
! نقشه تو سبد دستي شه ! نقشه
به نظر مياد نميدونه نقشه تو سبدشه
چه خبر ؟
کوسانو مسيري که بايد بره رو اشتباه ميره
نميتونيم خودمون رو بهش نشون بديم
موسوبي , بايد يه کاري کنيم
حتما
اه ؟
. اين مسير مسدود شده : لطفا از يک مسير ديگر برويد
!! حتما
بهتره به نقشه اي که همراته يه نگاه کني , تا راهتون رو پيدا کني
من نه تنها اين مشکلو حل کردم , حتي استفاده از نقشش هم بهش گفتم ! بدون اينکه بدونه کيم . عاليه
! خوب بود , موسوبي
پس با اين کار شما مشکلو حل کرديد و هويتتون هم اشکار نشده ؟
. اون دوباره به راهش ادامه ميده , ميخواد بره مغازه
....طبق نقشه
! اه ! يه گربس
اون وارد کوچه شد
به نظر مياد دنبال گربس
چي گفتي....؟
به نظر مياد هر لحظه ممکنه سرنگون بشه
...اگه ادامه بده...خ..خطرناک
...اون دوباره از مسيرش منحرف شد
! ...خفه شو ! الان وقت اين حرفا نيس
No comments yet. Be the first to leave one.