The first 200 lines.
زیرنویس از لاهیتا
بریم، بل
این میوه، فرزند این درخته بل
مادر و دختر
خانواده
هر درختی اینجا به یکی دیگه مرتبطه
نمی دونم داشتن چنین یقین و اطمینانی چه حسی داره
این که واقعا به کسی تعلق داشته باشی چه حسی داره
تو به زودی خواهی فهمید، مگه نه؟
حالا باید به فکر اسمی برای بچهی تو باشیم
درسته، دیرم شده
بریم. یالا، برو
!چه ضربهای !اینجا!اینجا !دارمش
!برو گیلبرت !بدو
!آفرین! بگیر، بگیر، برو !آرره
مودی! بدو بدو
چقدر سرده !اینجا، اینجا
.سلام .سلام آن
چارلی، بدو بگیر اونو
روبی تو قرار بود بازی رو پوشش بدی
گیلبرت، پاس بده اینجا! کو تیترها؟
اصلا میدونی چند چنده؟
این فقط روزنامهی مدرسهاس، دیلی تلگراف که نیس
ما اصلا در مورد مسابقه مقاله لازم نداریم !همهامون اینجاییم
اون مشغول دید زدنه همونه که میدونی
!بیادب! پررو
جوزی! حسابی چشم بیلی رو گرفتیا
اوه، منم دارم تلاش میکنم باهاش کنار بیام
با چی؟ با اینکه ممکنه بشه خواهر جوزی
!شوهر! خواهر شوهر
خیلی خب
خودم مقاله رو مینویسم
این هفته کی کاپیتانه؟ گیلبرت
و؟ .یکی دیگه
دایانا
!مودی بپا
دلت نمیخواد برای مودی بیچاره به رحم بیاد؟
میدونی که خانوادهی من همچین اجازهای نمیدن
پولدارتر از اونی که زن کشیش بشی؟
مگه روبی بازی رو پوشش نمیده؟ روبی سرش شلوغه
!مشغول یه شخص خاص
!به من نگاه کرد
مستقیم بهم نگاه کرد و !لبخند زد
!تو توهم زدی ...روبی بلایت
گیلبرت! اینجا اینجا گرفتم
Mi'kmaq زبان زیاد دور نشو عزیزم اینجا خطرناکه
این چوب مسخره امسال حسابی برام کوتاه
مرد باش، تقصیرو گردن بگیر
چوبت داغون نیس، تو داغونی اوه! اونا اینجان
حالا خواهیم دید چطوری حرفاتو پس می گیری بیلی جون
اوه... متشکرم
سلام. عصر بخیر
اگر اشکالی نداره، میخوام یه چوب سفارش بدم
اینم پولش
بله، برات درست میکنیم وقتی حاضر شد میاریم
خب پس کی باید منتظرش باشم؟
وقتی حاضر شد
سلام
من خیلی دوست دارم دربارهی شما و چوب های فوقالعادهای که می سازین یه مقاله بنویسم
ممکنه؟
م...قا..له چیه؟
من در مورد شما و کارتون سوال میپرسم
و می نویسمش تا بقیهی مردم هم بخونن
مثل این
Mi'kmaq .اگر مردم زیادی اینو بخونن بهت سفارش میدن چوب درست کنی
که اینطور. خوبه. باشه
میشه برای شروع بیام خونه ی شما
که بتونم... هی
برام یه چوب درست کن
در عوض این
Mi'kmaq تو که خوب می دونی با مرد سفید در نیفت
حواستو جمع کن سرخ پوست
Mi'kmaq وقت رفتنه
وحشیا. متاسفم
اون خیلی گستاخه
اشکالی نداره که من هنوزم بیام دیدنتون؟
یه راه طولانیه و آسونم نیس
هرچیزی که ارزش داشته باشه زحمت هم داره
از این طرف، پشت حصار
از سمت اقیانوس به سمت درخت مرده برو
آب باریکه ای رو که جریان داره پیدا کن
به سمت بالاست آب انقدر برو که اطرافت درختهای سبز ببینی
در کنار آب به سمتی برو که خورشید پایین میره
تا جایی که زمین وسیع و صاف میشه
خانهی ما آنجاست
مثل یک بهشت شاعرانهاس
جات تو مدرسه امسال خالیه. بقیه پسرا خیلی نابالغن
من خیلی زود تو کار وارد شدم
شرط میبندم پدرم خیلی زود بازنشسته میشه
و همهی کارا رو به من میسپاره
!تو حتی نمی تونی جمع بزنی !حقیقت نداره !حقیقت نداره
.حریم خصوصی لطفا جین
پشت سر ما راه بیا
تو قراره همراهی کنی نه استراق سمع
عزیزم، این مسیر ناهمواره
اجازه بده
!تو پیدامون کردی !دقیقا همونطوری بود که گفتی
از مسیر و گشتن دنبال سرنخ ها لذت بردم
این، بِله دوستم
میتونی لمسش کنی اذیت نمی کنه
اسم تو چیه؟ کاکوِت
کاکوِت
معنی هم داره؟
من عاشق اینم که اسم های شما برمیگرده به شخصیت صاحبش
اسم من از روی
ستاره ایه که تو دریاست. ستاره دریایی؟
باید خیلی انعطافپذیر باشی
اسم تو چیه؟ آن
آن خالی مایه تاسفه که بگم هیچ معنی خاصی نداره
خب، اگر من بزرگتر تو بودم و می تونستم روی تو اسم بذارم
میذاشتم ملکیتااولامون
با قلبی شجاع و دلیر
اینکه چشمهات بازه و قلبت طلب میکنه
این شجاعت واقعیه
چیز بدی گفتم؟
.نه، من.. من عاشقشم. ممنونم
میشه به من بادش بدی؟ ملکیتااولامون
ملکیتااولامون !درسته
میخوای الان چوبها رو ببینی؟ !میخوام همه چیو ببینم
چه چیزهایی معامله می کنین؟
ما رو به خاطر سبدهامون میشناسن
من عاشق سبد بافتنم
.اونا به طرز قابل توجهی پیچیدهاند
...مدل مورد علاقه من
جیکجیشه
شما میگین جوجه تیغی
برام بگو شما چی می خورین؟ ماهی، خرگوش و مارماهی
صیادهای ما همیشه مشغولند
من یه جا خوندم که اسم خونههای شما ویگوامزه درسته؟
.بله، اونا رو پوست حیوانات و پوزست درخت غان درست میکنیم
.مال ما رو پدرم ساخته
!اینم از چوب ها
شما با چه همسازی ای با طبیعت زندگی میکنین
ممنون که اجازه دادین بیام
خواهش میکنم
Mi'kmaq این همونه کاکوت؟
.مادرم، برادر کوچکم و خواهرم
Mi'kmaq هنوزم می ترسی اگه این کارو بکنم؟
.مادرم میگه موهات شبیه خاکه
.من فکر می کنم شبیه آتیشه
از بابت تعریفتون خیلی ممنونم
الان به خاطر اینا، بیشتر از موهام خوشم میاد
من عاشق بند موهاتم من هم معمولا موهامو مثل موهای تو می بافم
منم عاشق شال گردن رنگارنگ توام
بی عیب و ایرادم نیس خودم بافتمش
منم اینا رو خودم درست کردم
عوض کنیم؟ عوض کنیم؟
Mi'kmaq سلام به همپی. دلتون تنگ شده بود؟
صیادهامون بعد از سه روز برگشتن
مادر من مسئول پختن غذاست
Mi'kmaq خوشحالم که برگشتیم ولی از شکارمون راضی نیستم
صیرمون خیلی کم بود
شکار کافی پیدا نمیشه
قطار با خودش یه عالم شکارچی میاره
بیشتر در مورد زبانتون به من یاد بده
چه کلمهای برای "خانواده" دارین؟
...کلمه های ما .مثل مال شما نیست
...زبان ما اون چیزیه که می بینیم و
توجه می کنید؟ درک میکنید؟ مشاهده میکنید؟
.مشاهده .من پدر و برادرمو مشاهده میکنم
میبینی؟
منم این کارو می کنم
خیلی چیزا مثل همه
ما میگیم Wula na nikamaq
این یعنی کسی که به او متصل هستم، چ ون به هم خیلی شبیهیم
پس خانواده میشه این
عالیه
همهی اعضای خانوادهات موهای آتشین دارند؟
...من، اوم
!تمام شد. چه قشنگه
یه آینه داری؟
...ام
یه چیزی که خودتو توش ببینی؟
بیا
خنده داره که مردم چقدر سریع به تفاوت ها اشاره می کنند
وقتی ما تو این همه چیز به هم شبیهیم
شبیه
.برای شام باید یه کارایی بکنم
اوه، منم، باید برم
.سلام .آن
.دیر کردی .ببخشید
خدایا، اینا چیه تو موهات؟ شبیه کافرا شدی
و شال گردنت کو؟
چند تا میکماک موقع مسابقه هاکی اومدن و منم باشون معامله کردم
سرخپوس ها؟ ترسوندنت؟
اونا آدمهای دوست داشتنی ای هستن
بافنده های خوبی که هستند اینو براشون قائلم
عجل کن و برای شام دست و روتو بشور
برای آخر هفته آرد لازم دارم
مم. جری رو فردا می فرستم بگیره
تو چرا مثل گربه چشایر نیشت بازه؟
همینطوری
تو باید یه کاری کنی بیلی یه بار دیگه تا خونه همراهیت کنه
و بعد من دعوتش کنم که بیاد اینجا
من نگرانم که چشم مارگارت هم دنبالش باشه
اکبیری فسقلی هر حرکت اونو تو مسابقه دنبال می کرد
بقا÷ش عزیزدلم. قلابتو چنان محکم بنداز که نتونه فرار کنه
اما اون که دیگه مدرسه نمیاد. چطور می تونم؟
زمان ما، یه تابلوی "اطلاع رسانی" داشتیم
تو در مورد کسی که دوست داری اطلاع می دادی
No comments yet. Be the first to leave one.