Long Day's Journey Into Night (Di qiu zui hou de ye wan)

Long Day's Journey Into Night (Di qiu zui hou de ye wan)

地球最后的夜晚

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Long Days Journey Into Night 2018 CHINESE 1080p BluRay H264 AAC-VXT
Long Days Journey Into Night 2018 CHINESE 1080p BluRay DD5 1 x264-EA
A Commentary by mjd_sol
BluRay Version

Tags

BluRay
x264
1080
Published on: 2019-07-08
Downloads: 68
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

،هر وقت مي‌ديدمش

مي‌دونستم

.که دوباره دارم خواب مي‌بينم

به محض اينکه آدم ،بدونه داره خواب مي‌بينه

اون لحظه تبديل ميشه .به يه تجربه‌ي خروج از بدن

.گاهي وقتها آدم توي هوا شناور مي‌مونه

توي خوابهام

هميشه با خودم ميگم

.نکنه بدنم از هيدروژن ساخته شده باشه

اگه اينطور باشه

پس خاطراتم هم

.بايد از سنگ ساخته شده‌ باشن

خواب چي داشتي مي‌ديدي؟

.خواب يه نفر که ديگه نيست

،هر وقت که ديگه کم مونده فراموشش کنم

.دوباره خوابش رو مي‌بينم

عشقت بود؟

،فکر کنم

.ولي هيچوقت نه اسم واقعيش رو فهميدم، نه سنش رو

و نه چيزي

.درباره‌ي گذشته‌ش

مثل داستانِ

.اون کتاب سبز رنگه

.بهت گفته بودم نري سر وقت وسايل من

.مي‌خواستم بيشتر در موردت بدونم

!لو هونگ‌وو

اگه پدرم نمي‌مُرد، ممکن نبود هيچوقت

.برگردم به کايلي

الان ديگه انگار همه چي

.با مرگ يه دوست شروع شد

،بهش مي‌گفتن گربه‌وحشي

.هميشه هم به خاطر قمار قرض بالا مي‌آورد

،آخرين باري که ديدمش

تو بردنِ يه بار سيب که مي‌خواست

همون شب به يه نفر به اسم .زوئو هونگ‌يوان بفروشه، بهش کمک کردم

.اون موقع تازه از زنم جدا شده بودم

.يه مقدار هم فراموشکار بودم

سيبها رو وقتي تحويل دادم

.که ديگه خراب شده بودن

،بعداً، دوست زن سابقم ،يه افسر پليس به درد بخور

بهم گفت که جسد گربه‌وحشي .تو واگنِ معدن پيدا شده

وقتي داشتم جاي سيبها رو تميز مي‌کردم

.يه اسلحه پيدا کردم

،بعد از اون

.هميشه خودمو جاذب خطر ديدم

،پدرت قبل از اينکه بميره

هميشه مي‌نشست جلوي اون ساعت خراب .تنهايي عرق مي‌خورد

.نمي‌تونستم جلوشو بگيرم

،توي وصيت‌ نامه‌ش

،اون ماشينو داده به تو .رستوران هم به من

از نظر تو که مشکلي نيست، آره؟

يه بار بهم گفت که تو .همه‌ي اين مدت داشتي تو غربت کار مي‌کردي

درسته؟

.يه کازينو رو مي‌گردوندم

.مي‌خوام تغييراتي توي رستوران بدم

تو جاي ديگه‌اي واسه موندن داري؟

.بهتره اسمشو عوض نکني

.اين اسم مادرم بود

«رستوران فنگ»

در طول هفته‌ي آينده کايلي شاهد بارش مداوم»

،و سنگين باران خواهد بود

که در برخي نقاط با طوفان «.و رعد و برق نيز همراه خواهد شد

خطر زمين لغزه و گِل‌لغزش» ،در اين مناطق بسيار بالاست

«.لطفا در معابر و جاده‌ها احتياط کنيد

«تاي ژائومي، 8270957-0851»

،بعد از اينکه گربه‌وحشي مُرد

.روحش رو توي قطار ديدم

شايد هم از يه تونل طويل رد شده بوديم

.و من خيالاتي شده بودم

.چله‌ي تابستون بود

.اون روز خورشيد درست وسط آسمون بود

،زوئو هونگ‌يوان از کايلي غيبش زده بود

.ولي رد معشوقه‌ش رو زده بودم

،اگه اين هم خيالات نباشه

يادم مياد که قطارو

.به خاطر يه زمين لغزه نگه داشتن

آتيش داري؟

.نمي‌دونم کجاست

.پليس هم دنبالشه

خيال کردي ازت ترسيدم؟

شماره‌ي مشترک مورد نظر» «.در شبکه موجود نمي‌باشد

لطفا شماره را بررسي کرده» «.و دوباره تماس بگيريد

.يه کارت تلفن بده

50يا 100 يواني؟

.فرقي نمي‌کنه

نمي‌دونم

که يه کاراگاه

چطوري از يه زن عجيب .حرف مي‌کشه

.نهايتاً، بردمش به رستوران فنگ

مادرم يه بار بهم گفته بود

،وقتي يه نفر داره غذا مي‌خوره .حواسش پرت‌تر از اونه که دروغ بگه

.گربه‌وحشي از همون بچگي‌هاش دروغگو بود

توي معاملات خطرناک

،از اسم من استفاده مي‌کرد

همينطور با مخفي کردن اسلحه‌ .سعي مي‌کرد از طرف پول زور بگيره

.ديگه زياد ازش سؤال نکردم

،فکر مي‌کردم داستان ديگه تموم شده

.ولي تازه شروع شده بود

،اون شب موقع شام

.آرايش اون منو ياد عکسي از مادرم انداخت

يادمه که توي تقويم نوشته بودن

امروز خورشيد هنگام ظهر» «.در بالاترين نقطه‌ي آسمان قرار دارد

،بعد از اون

،روزها کوتاهتر ميشن ،و شبها طولاني‌تر

.گفتي بعد از اينکه غذا خورديم مي‌تونم برم

چرا هنوز دنبالمي؟

فکر مي‌کنم

.خيلي شبيه يکي از آشناهاي مني

.من گول اين حقه‌هاي قديمي رو نمي‌خورم

چي مي‌خواي؟

.جدي گفتم

.وقتي کوچيک بودم غيبش زد

،اون روز رو يادم مياد

.نزديکي‌ها يه آتيش بود

!بگير، نگاه کن

،يادمه که به يه دليلي

،توي عکس

.آرايش اون هم به‌هم ريخته بود

،قطار هي تکون مي‌خورد

.باعث شد گند بزنم به صورتم

تو اهل کايلي نيستي، مگه نه؟

از کجا مي‌دوني؟

.لهجه‌ت

!من لهجه‌ي کايلي‌اي دارم

.اسمت

.اسمتو با گويش کايلي بگو

.وان چيوون

.وان چيوون

.شبيه اسم هنرپيشه‌هاي سينماست

چقدر مي‌خواي دنبالم بياي؟

امروز خيلي ترسوندمت؟

چطوري مي‌تونم برات جبران کنم؟

.ميوه‌ي پوميلو مي‌خوام

اين وقت تابستون پوميلو از کجا بيارم؟

.بيا يه قرار بذاريم

،من يه پوميلو وحشي پيدا مي‌کنم

تو هم کمک مي‌کني .يه آرزو به حقيقت بپيونده

الو؟

لو هونگ‌وو

اون شماره‌اي که مي‌گفت در شبکه موجود نيست .مال يه زندان زنان توي گوئيانگ هستش

اتفاقي افتاده؟

.چيزي نيست

.فقط ميرم ملاقات يه دوست

راستي

شوهرت مي‌تونه برام وقت ملاقات بگيره؟

.حتما

.خوبه

تاي ژائومي؟

تو تاي ژائومي هستي؟

.خودمم

تو وان چيوون رو مي‌شناسي؟

.نه

قبلاً يه عکس رو به آدرس رستوران فنگ پست کردي؟

.يادم نمياد

.اين عکس رو

.پس کتاب سبزش رو گذاشته براي تو

.اون موقع فقط 15، 16 سالمون بود

،قبل از اون هيچوقت چيزي ندزديده بوديم

خيلي وقت بود که .زاغ سياه خونه رو چوب مي‌زديم

،بعدش بالاخره، يه روز

ديديم که زن و شوهره ،از خونه اومدن بيرون

.بنابراين اون شب، در خونه رو شکستيم و رفتيم تو

،اون چراغ قوه رو گرفته بود دستش

.و باهاش اطرافو روشن مي‌کرد

بهمون گفت که فهميده

.اين خونه مي‌تونه دور خودش بچرخه

،براي همين همه‌مون نشستيم زمين

،و مثل يه مشت احمق .ساکت سر جامون مونديم

.وقت زيادي رو سرِ صبر کردن تلف کرديم

.بعدش رفتيم سر وقت وسايلشون

چند تا حلقه و گردن بند پيدا کرديم ،با يه مقدار طلا و پول

،ولي درست همون موقع .زن و شوهره سر رسيدن

.بدجوري وحشت کرده‌ بوديم

.نمي‌دونستيم چيکار کنيم

،اون لحظه

تصميم گرفتيم

هر کدوم قيمتي‌ترين چيزي که .مي‌تونيم رو برداريم و فرار کنيم

وقتي وسط جنگل خواستيم ،غنيمتي‌ها رو تقسيم کنيم

ديديم

.اون فقط يه دونه کتاب آورده با خودش

.نشستيم تو جنگل و خونديمش

.يه داستان عاشقانه بود

،فقط تونستيم نصفشو بخونيم

.ولي خيلي خوشمون اومد ازش

بعدش اون گفت که مي‌خواد کتابو نگه داره

.بده به کسي که خيلي دوسش داره

اين عکس چي؟

اينو از کجا آوردي؟

.اون بهم داد

.داستانش يکمي خنده داره

.آقاي تک‌ خال، تو راه کايلي بهمون کلک زد

.اونو فروخت به يه مرد کچل

.مرتيکه از آواز خوندنش خيلي خوشش مي‌اومد

،وقتي با اون مرده رفت .ازش پرسيدم که ناراحته

،جواب داد

«چرا ناراحت باشم؟»

«.با اون، مي‌تونم برم سينما»

فقط يه ذره ناراحت بود که

.چرا عکسي از خودش نداره که ببره

.نمي‌دونست که قراره تبديل به چي بشه

More Farsi Persian subtitles for Long Day's Journey Into Night (Di qiu zui hou de ye wan)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left