The first 200 lines.
گاهي وقتها فکر ميکنم اصلا چرا گذشته وجود داره؟
هر دفعه، سر هر پيچ گذشته سر راه قرار ميگيره
اي کاش يه پاک کن داشتم که ميتونست که هر ردي از گذشته مونده رو پاک کنه
ولي متاسفانه وجود نداره
گذشته هرگز کم رنگ نميشه
و کاري که انجام شده تا ابد روي آينده تاثير ميذاره
"غـــيــرقــانـونــي"
موضوع يه چيز ديگهست؟
درمورد باباته؟
گوش کن، تو يه وکيلي تو يه شرکت حقوقي کار ميکني
اون موکلـته تو وکيل مدافعشي
فقط کاره، همين
ميدونم، مامان و لازم نيست نگران من باشي-
اين کارت خيانت به من نيست جدي ميگم
احساس گناه بايد آخرين چيزي باشه که به ذهنت مياد
فقط برو و پيروز پرونده شو و من رو سربلند کن، خب؟
من نيراج شيکاوات هستم دخترها هميشه بهم پيشنهاد بيرون رفتن ميدن
هر روز حداقل 10 تا دختر جديد ميخوان باهام حرف بزنن
سه تاشون از خودشون عکسهاي لختي فرستادن
و اصلا حتي لازم نيست که خودم بگم بفرستن
پارسال يه دختر شروع کرد به پاييدن من
مجبور شدم عليهـش حکم رعايت فاصله بگيرم
من تشنهي رابطه نيستم برام مثل يه بوفهست
من انتخاب ميکنم چه روزي چه غذايي بخورم
تجاوز و سکس ربطي بهم ندارن
چرا بايد تجاوز کنم؟ اصلا تو به حرفام گوش ميدي؟ شما-
چي؟ تو نه، شما-
من وکيلـتم، نيراج
اون همينجوري حرف ميزنه
نيراج، کسي رو ميخواي که به جات حرف بزنه؟ نه-
پس آکشي، ميشه لطفا با موکلـم حرف بزنم؟ ميتونيم ادامه بديم؟
چرا بايد به اون دختر تجاوز کنم؟- وارتيکا-
اسمش وارتيکاست
هيچ نيازي به تجاوز به وارتيکا نداشتم
هيچ وقت کسي نياز به تجاوز نداره
داداش، اين چه وکيليـه برام گرفتي؟ داره همه حرفام رو ميپيچونه
من وکيلـتم نه کسي که وسط ورزش تشويقت ميکنه
اينقدر مثل بچهها نق نزن- نيهاريکا، داري زياده روي ميکني-
تو متهم به تجاوزي دادستان با سوالاش کبابت ميکنه
اگه اينقدر حساسي پس تو زمان نامناسب اشتباه واکنش نشون ميدي
من قراره براي تو بجنگم بايد تمام حقيقت رو برام تعريف کني
بريم سراغ کارمون؟ بيايد ادامه بديم
اولين باري که وارتيکا رو ديدي کي بود؟
حدود 3 ماه پيش نيراج آخر شب به بار اومده بود
مرسي
زياد نميخندي اينجا خوشحال نيستي؟
نه، آقا. همچين چيزي نيست خيلي خوشحالم. اين شغليه که آرزوش رو داشتم
اگه خوشحالي پس بخند آدم خبر نداره کي عاشق لبخندش ميشه
آقا، بايد بار رو مرتب کنم اگه اشکال نداره، اجازه هست؟
بايد از خدات هم باشه که دارم يه چيزي بهت ياد ميدم
به عنوان يه مسئول بار شخصيتت خيلي زمخته
وقتي مخالفت کردم که ازش چيزي ياد بگيرم اون ميخواست يه چيزي ازم ياد گبيره
طريقه ميکس کردن نوشيدنيها
بيشتر سودا بريزم؟ اوه نه
خيلي متاسفم. لطفا اين رو بگير
بايد يکي از اينارو بپوشي
حالم بهم خورده بود
و وقتي اين کارش تکرار شد با مرکز در ميون گذاشتم
اون بدون اجازه من، من رو ناجور لمس ميکنه
داداش، من خودم دهنم وا مونده بود
بهش گفتم اگه مشکلي داره بايد بياد و با خودم حرف بزنه
پس اون ازت شکايت ميکنه، و مرکز ميفرستش پيش تو؟ آره-
...سازمان شما کميته ويشاکا نداره
جايي که کارمندها بتونن درمورد آزار جنسي شکايت کنن؟
اين يه چيزا اجباريه اين رو ميدوني؟
سازمان ما خيلي مشهوره
از اون جاهاي پست نيست که هر روز زنها اذيت بشن
داره جدي ميگه؟
يه روز باهاش تو آسانسور بودم
ساکت ايستادم آسانسور رو بين طبقه 13 و 14 نگه داشت
قربان، من اون روز فهميدم که اين مسئله تمومي نداره
نيراج به اين آسوني فراموش نميکنه که ازش شکايت کردم
خانم، اين رو ببينيد لطفا داخل آسانسور دوربين مداربسته داريم
اگه آقا شيکاوات گناهکار بود حتما اينجا ضبط ميشد
وقتي وارد آسانسور شدم سرگرم گوشيم بودم
نميدونستم که وارتيکا اون توئه اگه ميدونستم شايد وارد نميشدم
اون اول بهم سلام کرد
و آسانسور اصلا متوقف نشد
قربان، اونها فيلم دوربينها رو دستکاري کردن
ميخواستم مجددا شکايت کنم ولي از يه جاي ديگه بهم پيشنهاد کار شد
قبل از رفتن، ميخواستم به بقيه دخترايي که اونجا کار ميکردن، هشدار بدم
بخاطر همين يه وبلاگ نوشتم
فقط براي هشدار دادن به اونا؟
اون رواني بود بخاطر همين اون وبلاگ رو نوشت
اون کارم فقط يه خدمت اجتماعي نبود ميخواستم به نيراج يه درس حسابي بدم
ولي دو روز بعد از صاحبکارهاي جديدم بهم تلفن شد
و بهم گفتن که کار رو به يه نفر ديگه دادن
و تو فکر ميکني به خاطر نيراج اينطوري شد؟
وقتي براي ديدنشون رفتم بهم گفتن هيچ جاي خالي براي يه وبلاگ نويس ندارن
اونا گفتن: اول دوره کارآموزيت باهايپريون رو تموم کن بعد ببينيم چي ميشه
فکر کردم بدون کارآموزي هيچ آينده اي ندارم
و فقط 45 روز بيشتر نبود بخاطر همين چيزي نگفتم
نيراج، چرا بخاطر وبلاگ ازش شکايت نکردي؟
يه وبلاگ ناشناس بود چرا بهش جنبه تبليغاتي ميدادم؟
اون اصلا به من اعتماد داره؟
من کاملا حرفات رو باور ميکنم
ولي توي دادگاه اونا ميتونن ازت يه سوال بپرسن
اگه دختر ديگه اي جاي تو بود اون اين کار رو ول نميکرد؟
يا يه خرده بيشتر مراقب نميبود؟
مسئله مراقب بودن نيست، آقا اونا ميخواستن من بترسم
شب هشتم آگوست چه اتفاقي افتاد؟
شب هشتم آگوست چه اتفاقي افتاد؟
اين فيلم دوربين مداربسته اون شبـه
که دختره از اتاقت بيرون مياد
انگار خيلي ترسيده
نميدونم چرا ترسيده
اون روز به مهموني گولاتي رفته بودم ميتوني بهش زنگ بزني و بپرسي
واقعا مست بودم زود برگشتم خونه و بيهوش شدم
نميدونم کِي و چطوري وارد اتاقم شد
اين عاديه؟
هر کسي هر وقت بخواد ميتونه وارد اتاقت بشه؟
آقا، وقتي همه چيز انجام شد
مردم اسمهاي زيادي روت ميذارن
ولي اون شب وقتي داشت براي خودم اتفاق ميافتاد
هيچ اسمي نداشتم، قربان
فقط يه چيز بود
ترس
شب هشتم آگوست ترسيدن رو ياد گرفتم
...دروغه و داستان سوختگيهاي سيگار
بزرگترين دروغ دنياست...
خب، چه گزينههايي داريم؟ نميدونم-
منظورت چيه نميدوني؟
يه ادغام 4 بيليوني به نتيجه اين پرونده بستگي داره
آکشي جيتلي، وکيل شرکت
فکر ميکردم ازم بپرسي که حسـم ميگه اون دروغ ميگه يا راست
خب، تو که دروغ سنج نيستي ولي من اون رو از بچگي ميشناسم
فقط شناختن آدمها از بچگي مجوز شخصيت نيست
نيهاريکا، تو ازش سوال نميپرسيدي داشتي بهش حمله ميکردي
آکشي، بايد بهش اعتماد کنم
نه، نيهاريکا فرقش همينه. اونه که بايد بهت اعتماد کنه
آزار جنسي، فيلم دوربين مداربسته
...يه پست اينترنتي توسط قرباني
واقعا ميخواي از اين بحث عليه من استفاده کني؟
فقط چون تفنگ دستش بود حتما گلوله رو شليک کرده
سعي نکن با منطق و فلسفه مچـم رو بگيري
نيهاريکا، نيراج از اونجور پسرها نيست، خب؟
سالهاست که ميشناسمش اون بميره هم به هيچ زني تجاوز نميکنه
پس، اون چجور پسريه؟
خيال ميکني روي پيشوني متجاوزها برچسب احتياط زده؟
اونها همگي آدماي نرمال و محترمياند
فقط اينه که براي يه لحظه پيش خودشون فکر ميکنن ميتونن قسر در برن
اينها آدمهايي اند که تشنه قدرت ان
اونا زنها رو يه خرده پست تلقي ميکنند
و حدس بزن چيه؟ رفيق تو همه جاخاليها رو تيک زده
اگه اينطوري فکر ميکني پس چرا اين پرونده رو قبول کردي؟
اصلا ميتونم درمورد اين پرونده بهت اعتماد کنم؟
آخر سر، برگشتيم سر مشکل اعتماد کردن
من وکيل نيراج هستم
تمام سعيم رو ميکنم تا بهترين دفاعيات رو بشرا آماده کنم
بايد کنترل کردن همه چيز رو تمومش کني
بايد بهم اعتماد کني
تلويزيون پر از پوشش خبري پرونده نيراجه
خب...بلاييه که پسرت سر خودش آورده
همراه با پسر من دختر تو هم درگيره
دختر من؟
آخرين باري که دخترت رو ديدي کي بود؟
چرا اين رو ميپرسي؟
واضحه که بهم دروغ گفتي
وکيل نيراج کسي نيست جز نيهاريکا، دختر تو
واقعا فکر کردي از پسرم دفاع ميکنه؟
چطور خودت رو راضي کردي؟
فکر کردي چون خواهر ناتنيـشه ازش دفاع ميکنه؟
نيهاريکا يه وکيل فوق حرفه ايه
آره، اون دختر منه ولي هيچ ربطي به پرونده نيراج نداره
سوريا، نميدونم داري به خودت دروغ ميگي يا به همه مون
اين براش فرصتيه که تلافي کنه
و داري اين فرصت رو دو دستي بهش تقديم ميکني
سلام
ببخشيد، يه خرده دير کردم
اشکال نداره ميدونم ترافيک سنگينه
آره چيزي ميخوري؟-
صبحونه خوردي؟
ما براي صبحانه خوردم اينجا نيستيم خب، بگو چرا ميخواستي من رو ببيني
سرنوشت ميتونه داستان سراي عجيبي باشه، نيهاريکا
هرگز فکر نميکردم که پسرم متهم چنين پرونده اي بشه
...و دختر خودم بس کن-
لطفا بس کن
اون واژه رو به زبون نيار
من نه مال تو ام نه دخترتم
بيايد به رابطه وکيل و موکليمون بچسبيم آقاي شيکاوات
شايد اين بهتر باشه
و اگه فکر ميکنيد ميخوام با دفاع اشتباه از نيراج برنامه انتقام بچينم
اون فکر رو خاک کنيد
ولي اگه بهم اعتماد نداريد
ميتونيد با جناب جي.جي حرف بزنيد و يه وکيل ديگه استخدام کنيد، مهم نيست -نه
براي اينکار، تو بهتريني اين رو ميدونم. بهت اعتماد دارم
خوبه
يه شرط دارم، آقاي شيکاوات
غير از شما و همسرتون هيچکس از رابطهمون خبر نداره، درسته؟
درسته
خب، ميخوام بهم قول بدين که موضوع همينطور ميمونه
برام زمان زيادي برد
يه عالمه اشک
کلي شجاعت
که اون گذشته رو تو قلبم دفن کنم
اگه بخاطر شما و همسرتون گذشته برملا بشه
اين پرونده رو ول ميکنم
قسم ميخورم راهم رو ميگيرم و ميرم اين اتفاق نمياُفته-
هيچکس چيزي نميفهمه
بهت قول ميدم ممنونم-
No comments yet. Be the first to leave one.