The first 187 lines.
صبح بخیر میناتو سان
سکتم دادی
صبح بخیر میناتوسان
تو خیلی سحر خیزی
تقصیر توعه میناتو سان
چون تو بهم خبر ندادی
نمیبینی؟
من وسط تمیزکاریم
خیلی زود بیدار شدی
ساعت ۶ صبحه
خود به خود اینجوری میشه
وقتی که ۳۰ سالت میشه
حتی یه ذره هم خوابم نبرد، چون استرس داشتم
نمیتونم به شین بگم
شین
گشنمه
صبحونه امروز گردن توعه
باشه، فورا درست میکنم
زندگی مشترک ما اینجوریه
...یا میشه گفت
زندگی مشترک ما شروع شده
« @fojanshi ترجمه اختصاصی تیم فوجانشی» مترجمین:Kim, Moonchild, Aysan ویراستار:Lollifer
خرید خونه رو انجام دادم
مواد تازه خریدم
و مایحتاج روزانه
شین
موهای بهم ریختت
واقعا خیلی کیوتی
بعدا یه عکس میگیرم
یه عکس با پیژامه
خیلی نازه ،تحریک کنندست
شین
صدای قلبت خیلی بلنده
ببخشید
تو واقعا یه پسره خوشتیپ ناامیدکنندهای
!شو کون
آسوکا، چی شده؟
نتایج ازمون ازمایشی
اومده
خیلی تلاش کردم
نمره بی گرفتم
باید نمره ات ای باشه
قول قوله
اگه بتونم باهات قرار بزارم، بهتر امتحان میدم
باید بیشتر تلاش کنی
اگه میخوای سر قرار بری
اما - آسوکا -
فقط کنارم بودنت کافیه
خودت اینو گفتی نه؟
شو کون دوستت دارم
...پس لطفا
بزار پیشت باشم
...خب
ممکنه گفته باشمش
...به هر حال
فعلا رو درست تمرکز کن
راجب قرار گذاشتن بعدا فکر میکنیم
چی؟
ما تو رابطه ایم
چیه؟
اومدی دوباره درباره شو سان حرف بزنی؟
عاره
ولی هنوز نفهمیدم چطوری
فکرمو جمع و جور کنم تا ببینم چی میخوام بگم
توام همینطور
به نظر مشکل دارین
با اکیراسان اتفاقی افتاده؟
...من
من الان با میناتوسان زندگی میکنم
...واقعا
باهم زندگی میکنین؟
بعضی وقتا فکر میکنم شاید همش یه رویاست
وقتی بیدارمیشم میناتو سان پیشمه
وقتی برگردم خونه میناتوسان اونجاست
وقتی که باهم میگذرونیم بیشتر شده
...اما
میخوام بهش نزدیک تر بشم
میخوام بیشتر راجبش بدونم
میخوام بیشتر بهم نگاه کنه
میخوام بهم بگه عاشقمه
میخوام هر صبح ببوستم
میخوام روی یه تخت بخوابیم
خودخواه که نیستم نه؟
کاملا خودخواهیه نه؟
شین تو شدیدا به اکیراسان نیازمندی
باهم زندگی کردن بیشتر از کافیه بودنه
من حسودم میدونی
باعث میشی همهی عشقای اول بد بنظر بیان
نباید بهت میگفتم هانابوسا
بدجور زدم تو پرش
با اینکه کاملا درکش میکردم
آسوکا
اوه میزوکی چان
چیکار میکنی؟
خب من اینجا دانشجو ام
که اینطور
مشتاق دیدار
چرا اینجایی؟
خب
همینجوری
میشه چند لحظه صحبت کنیم؟
خب
حتما
کلید یدکی که اونقدر می خواستیش که حتی روی برگه ارزو ها نوشتی
شین تو خیلی به آسوکا سان نیاز داری
شاید
من خونم
خوش برگشتی شین
درست وقت شام
ممنون بابت غذا
میناتوسان توی پیشبند
برو دست و صورتت و بشور بیا
چشم
هی شین
شنبه اینده کاری داری؟
نه بیکارم
چطور؟
یه جشنواره اون روز تو بازار هست
دوتایی بریم؟
اگه نخوای نمیریم
امکان نداره که نخوام
قطعا میخوام برم
که اینطور
پس، شنبه ی بعدی
وقتت رو خالی کن
باشه
...یک فستیوال
...یعنی اینکه
میتونم میناتو سانو تو یوکاتا ببینم
من یوکاتا ندارم
بریم یکی بخریم
فردا بریم بگیریم
نمیخوام
خوبه، نیست؟
چک حقوقم و گرفتم
برات میخرمش
پولت رو هدر نده احمق
خودم میتونم یوکاتام رو بخرم- من خوشحالم-
خیلی برای فردا هیجان دارم
هیچوقت نگفتم که یکی میخرم
پر زرق و برقه
کدوم؟
این یکی، بعد
کدوم رو بگیرم؟
میناتو سان
همه شون کیوتن
اینجوری هیچوقت نمیتونم تصمیم بگیرم
ببخشید منتظرت گذاشتم
فوق العاده شدی
خیلی بهت میاد
طبیعیه
یکی مجبورم کرد که همه شون رو امتحان کنم
بریم، میناتو سان
بریم
درواقع، شین
یوکاتا خیلی بهت میاد
آزار دهنده ست
میناتو سان
غرق نگاه کردنم نشو بیا سریع بریم
من بهت خیره نشدم
من اصلا بهت خیره نمیشم
زدم به خال، آره؟
باشه، ولت میکنم میرم شین چان
برام صبر کن، میناتو سان
واو، چه پرجنبوجوش
بله
میخوای چیزی بخوری؟
چون خیلی مهربونم مهمونت میکنم
خیلی ممنونم
بریم- اره-
لبخند بزن
بگو سیب
شین
قشنگه
کیوت ترین چیز جهان
عالیه
ممنونم- مرسی-
خوشمزه ست
یکم میخوای ؟
نه
چرا؟
اینجا رو اشتباه رفتی
قبلاً انجامش دادیم، از این فرمول برو
اسوکا، گوش میدی؟؟
چیه؟
میتونی ببینی نمیتونی؟؟
دستت رو گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.