The first 200 lines.
بچه ها وقتي عمه ليلي وقت زايمانش شد
مارشال يه جايي بود که يه کمي ناجور بود
"توي "آتلانتيک سيتي با عمو بارني
و مست تا جايي که . مثل "يودا" (شخصيتي در فيلم جنگ ستارگان ، يعني نا مفهوم ) حرف مي زد
...بچه اومد
...بابا مي شم من
...بيمارستان برسيم ما الان بايد
باشه، ببين، يه چيزي حدود 4 ساعت بايد واسه راننده صف وايسيم
،به علاوه ي اين که ما اصلاً تو شرايط رانندگي نيستيم !پس ماشين مي ره کنار
.وايسا! نگران نباش! يه تاکسي مي گيريم تا ايستگاه قطار
!آره موفق باشين !تاکسيم گيرتون مياد
!"غير ممکنه به خاطر اون "چيز بزرگ
بچه ها به خاطر گذر زمان يادم نمي ياد
اون "چيز بزرگ" اون آخر هفته تو "آتلانتيک سيتي" چي بود
همايش دختراي پيشاهنگ بود؟
،نه همايش فيلم پورن (سکسي) بود؟
همايش امور فکري و تخيلي بود؟
يادم نمياد
!ما تو "آتلانتيک سيتي" گير افتاديم- ...سيتي آتلانتيگ گير ما افتاديم-
علي و نوشين با افتخار تقديم مي کنند قسمت هاي 23 و 24 کد جادوگري
AliXrX & NoO$hiN : مترجمين ||..::..: 9MOVIE :..::..||
،خب، ليلي !همه چيز درست مي شه
!ما وحشت نمي کنيم !ما وحشت نمي کنيم
!احساس مي کنم آروم تر شدم- .پاشو ببريمت بيمارستان
.هنوز نمي تونم برم .با دکتر "سونيا" حرف زدم
،تا وقتي فاصله ي بين دردام 4 دقيقه نشه
.بستريم نمي کنن
،باشه اگه سر وقت نرسيدي
.خودم هواتو دارم ،وقتي 13 سالم بود داشتم يه پسره رو بوس مي کردم
،بابام مچمو گرفت. منو فرستاد استبل خانوادگيمون
.واسه فصل زايمان اسب ها وقتي يه کُره اسب رو ميبيني
،که به زور داره از کانال زايمان مياد بيرون !ديگه خودتم دلت نمي خواد با خودت ور بري
،خلاصه، من دستام استخوني بود !مي تونستم تا آرنج برم تو
... ساعتم رو موقع به دنيا آوردن "سياهه" گم کردم
!باشه بس کن !!!من حيوون مزرعه اي نيستم
!اوه، شروع شد- آروم باش دختر! حبه قند مي خواي؟-
!اوه باشه
!نگران نباش ليل
مثل اين که بعضيا دقيقاً مي دونن يه زن تو چنين زماني
! چي نياز داره
!يه ايميل خفن اعلاميه ي زايمان
،يه مرد
،يه زن
،و بهترين دوستشون
،عازم يــــــــه سفر افسانه اي
رحم ليلي داره منفجر مي شه و ما از همه تون مي خوايم
که در اين گشايش بزرگ سهيم باشين
!تو اين رو واسه هيــــچکس نمي فرستي
.چيزي که الان من نياز دارم اينه که حواسم از درد پرت شه
.فقط يه داستان واسم بگين
چه داستاني؟- .مهم نيست هرچي-
بدترين تاکسي سواري عمرمون چطوره؟
.شيشه تون رو واستون تميز کنم !نه-
! هـــــي به تاکسي من دست نزن
!اوه! اوه! خدا
!آآآآآخ
!ما قالب تهي نمي کنيم !ما قالب تهي نمي کنيم
!چهار دست و پا شو !بين 4 تا پاي عقبت بيشتر باز مي شه
!بس کن من يه حيوون مزرعه نيستم
.اما اون حبه قند ها رو بده
،خب، گوش کن! يا من تو رو به بيمارستان مي رسونم
!يا تو اين راه مي ميرم ،و اگر موفّق شدم
!فقط در ازاش يه چيز مي خوام
.بذارين من اسم وسط بچه تون رو انتخاب کنم
،چون من نشستم فکر کردم !فوق العاده ترين اسم وسط ممکن رو پيدا کردم
چي هست؟
...صبر کن براش
...دارم صبر مي کنم
...صبر کن براش
...گفتم دارم صبر مي کنم
صبر کن براش- چيــــــــه؟-
!نه، اسم همون "صبر کن براش" هست
...مثلاً فکر کن اسم کوچيکش باشه !اوه، چه مي دونم، بارني
!اون وقت ميشه: بارني "صبر کن براش" اريکسون
!چه قـــــــدر باحاله
...اين
!باحال ترين اسم وسط ممکنه
!مي دونم !خب، گوش کن
.من يه نقشه اي دارم که ما رو به "نيويورک" مي رسونه
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که .اون موتورسيکلت رو تصاحب کنيم
!و من دقيقاً راهش رو مي دونم
!بيا
!"اوه، سلام "جودي
!خيلي خوبه !ايميل تد رو گرفتي
نه من نگران نيستم که ،لگن ميانيم خيلي تنگ باشه
!و... و نوه تون گير کنه اون جا
.من بايد برم
!فکر کردم اون ايميل احمقانه رو پاک کردي
.خب، تصادفاً فرستادمش
خوشش اومد؟ !آره
.فقط هي واسم داستان تعريف کنيد
!باشه! باشه! يه دونه دارم واست "مرحله ي دوم (عشق بازي) با "نيل يانگ
،من معمولاً امممم... وقتي مي رم به مرحله ي دوم تعريف نمي کنم
!اما من همين الان يه شب جادويي رو با "نيل يانگ" گذروندم
.الان هم تو اتاقمه
جدّاً؟- !اوه، خداي من-
!آروم باشين! نترسونينش
رابين؟- هان؟-
.اين "نيل يانگ" نيست
!اوه، خدايا
اوه، داريم گند کاريا رو به رخ مي کشيم؟ !منم مي تونم به رخ بکشم
،تد يادته وقتي ما باهم بوديم ،اون مهموني رو داديم
،و يکي ازون پيش غذا ها درست حسابي هضم نشد
.آه... به نظرم آشنا نمياد
:من اسم اين داستان رو مي ذارم "تد و بحران ساندويچ کوبايي"
... تد از دستشويي اومد بيرون شکل
"جو فريزر" "بعد از "تريلا مانيلا
اه، اين بوي چيه؟
!اوق
،بعد من خواستم يه دوست دختر عالي باشم سعي کردم کمکش کنم
!شماها همه تون ديوونه شدين .من هيچ بويي حس نمي کنم
حالا به هرحال، کي دوست داره بره رو پشت بوم؟
...اما بعد
!اوني که انکار کرده، کار خودشه
!آرررره بايد مال همون "ساندويچ کوبايي" باشه نه عزيزم؟
!اصلاً باحال نبود، تد
!انقباض
باحال نبود، تد؟
!فقط همين جوري داستان بگين
حتي واسم مهم نيست قبلاً هم شنيده باشم
!فقط بگين واسم "اون در کجا باز مي شد؟"
.باشه
!هي! تاحالا متوجه اون در نشده بودم
کنجکاوم به کجا مي خوره؟
!تد- !تد-
.نه، نه، نه، بذاريد بره ...بذاريد
...واو
...نرو- ...نه-
...راب
...اوه
...واو
!بابا، واي خدا
،بذار حدس بزنم !تو ايميل تد رو گرفتي
...من تو راهم شاهزاده- ...بابا، وايسا! نه، نيا-
!لعنت بهت، تد
،من مشکل نداشتم به عمّم، به دختر عمو هام ،پسر عموهات
،اون کسي که رابين فکر مي کرد "نيل يانگ" ه !ايميل بدي
،اما بابام يه شخص کاملاً نامناسبه که تو هر موقعيت پزشکي
!اين دور و اطراف باشه
وقتي 7 سالم بود، بايد
لوزه هامو عمل مي کردم
!بابايي، من مي ترسم
!شاهزاده، منم بودم مي ترسيدم .من راجع به اين عمل جراحي تحقيق کردم
،هر چيزي ممکنه بشه !ممکنه اين قدر خون ريزي کني تا بميري
...ممکنه فکّت رو به خاطر عفونت بردارن...
!و بعضي اوقات بيهوشي ممکنه ديگه عمل نکنه
.درست مثل ازدواج من و مامانت
...حتماً ميدوني که ما داريم طلا
!نگران اين نباش !راجع به اين، بعد جراحي حرف مي زنيم
!آروم بگير دختر
،باشه واسه بار آخر مي گم ...من يه حيوون
!اصلاً... ادامه بده
.باشه قبول دارم کل اين "فکر بردن موتورسيکلت" احمقانه بود
.به خصوص واسه اين که اصلاً داشتيم رو ماشين اشتباه بازي مي کرديم
. نقشه ي جديد! تا 5 دقيقه ديگه دم ورودي مي بينمت
!بپر بالا مارشال !امشب، ما يه سواري اساسي مي کنيم
اينو بردي؟
!نه دقيقاً ... حالا مي بيني، من
...برو کنار
.اميدوارم مارشال نزديک باشه .قند بهم بده
!من تو راهم، ليلي پد
بچه ها عمو مارشالتون
تو زندگيش با دشواري هاي زيادي رو به رو شده
اما هنوز بالا رفتن از اين 2 تا پله رو ياد مي کنه
وقتي اون قدر مست بود که از همه ي دفعه هاي ديگه بد تر بود
يه داستان درباره ي مارشال بگين .دلم براش تنگ شده
!فهميدم "افسانه ي شلوار نفرين شده"
!سلام بر و بچ
خب من ديگه دارم درباره ي اين شلوار نگران مي شم
!تازه داري مي شي؟
،نه از وقتي اينو گرفتم، اتفاقاي وحشتناک
!واسم افتاده ،شست پام ضرب ديد
...از قطارم جا موندم- .اين شلوارو پوشيدي-
،اون زنه تو فروشگاه تاناکورا گفت که چندين ساله
!هيچ کس زياد سعي نکرده بپوشش !باورتون مي شه؟
.آره
مي دونين اين يعني چي؟
!اين شلوار نفرين شده است
اين چيه تو جيبش؟
!يه سرنخه
مارشال داد نوشته رو ترجمه کردند
که اونو به سمت عميق ترين بخش هاي قلب "محله ي چيني ها" هدايت کرد
...بالاخره تو
.مردي که از راه رسيد
خشکشويي، ميشه 21.5 دلار
!اون کت شلوارو يادمه
!شکل دوست خيالي يه بچه کوچولو شده بود
کجاست؟
اون موقع عمو مارشال مي دونست فقط يه شانس داره
"که از "آتلانتيک سيتي بره بيرون
به يه راننده تاکسي رشوه بده
ماشيني که پول مي ده
مارشال خيلي مست بود
"اما قسم مي خوره که "اي تي ام شروع کرد اين جوري کردن
!بسه منو نزن ،فقط به خاطر همين
.عمراً واسه تولد پسرت نمي رسي خونه
!نــــــه
چه خبرا داداش؟
ببينم تو چجوري؟ ...با حراست
.توضيح مي دم
No comments yet. Be the first to leave one.