The first 200 lines.
ای جان، این آهنگِ منه
هی
خودِ جنسه. آخیش
اووه-اوه-اوه
صبحِ کلهسحر و سروکله زدن با ماشین، ایول
اوووه
لوکریشیا جلو چشمم نیست
هر غلطی دلم بخواد میتونم بکنم
چون بالاخره این تعمیرگاه مالِ خودمه
یه روزِ قشنگ
روزِ قشنگ
لوکریشیا، دیگه بهت نمیگما
لعنتی، زن و شوهرا بعد یه مدت واقعاً شبیه هم میشن
بنی، چه مرگته پسر؟ صدای این آهنگ تا تو خیابون میاد
خب، پس برگرد همونجا تو خیابون
چون داری وسطِ آواز خوندن من میپری
روزِ قشنگ، روزِ قشنگ
قشنگ
حداقل میتونی تظاهر کنی که مثلاً حرفهای هستی؟
وقتی ضامنِ وامِت شدم، خودم رو انداختم تو هول و ولا
و میترسم لوکریشیا از اون بالا پرتم کنه پایین
میدونم اون هیکلِ گندهت بالای هیچ درختی نیست
خب، حداقل میتونی تا وقتی ما نرفتیم صدای آهنگ رو قطع کنی؟ پشتِ سرمه
خب، اگه اینطوریه، صداشو بیشتر کن
چون نمیخوام صدای جیغجیغِ اون لاشخور رو بشنوم
چشمای تو رو هم از حدقه درمیارم
آره، درشون بیار. اونطوری دیگه ریختت رو نمیبینم. زود باش درشون بیار
اومدم دنبال ماشینم، الاغ
این همون کسیه که بهش ایمان داشتی؟
تو اول باورش کردی. نه، خواهرم مجبورم کرد
واسه همینه که همیشه چهارچشمی میپامش
تو مَردِ این کار نیستی
داشتم سعی میکردم مثل خودت به خونواده کمک کنم
چند بار دیگه باید معذرتخواهی کنم؟
باشه، شرِک
خرت رو بردار برگرد به مرداب
خودم ردیفش میکنم
میدونی که، اینجا هنوز تعمیرگاهِ منه
نه خیر، نیست. این تعمیرگاهِ منه
حالا اون ۳۰ درصدِ فزرتیت رو بگیر و همونطور که باید، خفه خون بگیر
فقط برگه معاینه فنی رو بده من تا گورم رو از اینجا گم کنم
نمیشه
دستگاه میگه که تو "نامعتبری"
"نامعتبر"؟ یعنی چی آخه؟
آره، فکر کنم این زبونِ دولتیه واسه "علیل"
نوشته "نامعتبر"، جنابِ باسواد
یعنی تعمیرگاه جوازِ کسبش رو از دست داده
خب، کجا رفته؟
تو بگو، جنابِ ۷۰ درصدی
مدارک تمدید رو فرستادی؟
یا ابوالفضل
مدرک؟ اصلاً نمیدانستم باید مدرکی چیزی میفرستادم
ای خدا
میدونم. همیشه خودم این کار رو میکردم
اما حالا که دیگه تعمیرگاهِ توئه
خودت باید انجامش میدادی
و چون انجام ندادی
دیگه نمیتونی به عنوان یه واحدِ صنفی کار کنی
حالا تو صاحبِ ۷۰ درصدِ هیچی هستی
بازم از ۳۰ درصد بیشتره
نا-نا-نا-نا-نا
مثلِ سنگ محکم
محکم، محکم، محکم، محکم
خیلهخب، دارین استرسم میدین
بایدم بترسی
چرا بالای سرم واستادین انگار که دیر اومدم خونه؟
بنی، هر چی زودتر این مدارکِ تمدید رو ردیف کنی
تعمیرگاه زودتر باز میشه
داریم سعی میکنیم مطمئن شیم که مو رو از ماست میکشی بیرون
آره داداش، ولی تو کلمهی "آپشوز" نه "م" هست نه "س"، افتاد؟
ولی تو "احمق" تا دلت بخواد هست
چرا رجینا داره به من زنگ میزنه؟
ما تو آشپزخونهایم
آه، خوبه. اوم
میشه یه لحظه بیاین اینجا؟ باید با همهتون حرف بزنم
صداتو از همینجا هم میشنویم. نمیبینی سرمون شلوغه؟
من صورتم رو سیاه کرده بودم
نفهمیدم. میشه دوباره بگی؟
اوه-اوه
اگه میخوای مثلاً خونوادگی باشه، اون هیکلِ گندهت رو بردار بیار اینجا
لعنت بهش
همیشه یه گندی تو این پذیرایی بالا میآد. از این اتاق متنفرم
مامان، چیزی شده؟ چرا ما رو کشوندی اینجا؟
خدا کنه باز حامله نباشه. من اصلاً حوصله بچهداری ندارم
من که فکر میکنم قراره خونه رو از دست بدیم
ببین، دخترِ خودمه دیگه
اگه همیشه آماده باشی، دیگه لازم نیست آماده شی
خب، مشاور تبلیغاتیم این عکس رو از من پیدا کرده
یا خدا. واقعاً صورتت رو سیاه کرده بودی
حق با توئه. من مَردِ این کار نیستم
خواستم بهت بگما
شبیه دافی داکی شدی که نوکش کنده شده
این خونواده هیچوقت رنگِ بهشت رو نمیبینه
خب، وقتی سال اول دانشکده بودم
دانشگاه از رید روسو دعوت کرد که تو انجمن دانشجویی سخنرانی کنه
رید روسو؟ همون که تو دهه ۹۰ میخواست ادای "دیوید دوک" رو دربیاره؟
آره، خب، انجمن دانشجویان سیاهپوست گفت: "ابداً"
اما دانشگاه گیر داد به آزادی بیان و از این حرفا
واسه همینه یه عدهمون تصمیم گرفتیم اعتراض کنیم
نمیتونستین یه هشتگ بزنین یا محلهی خودتون رو آتیش بزنین؟
میدونی، کارهای معمولی
نه نه، این رو به خورد من نده
من هنوز سالهای زیادی رو باید با مامان بگذرونم. هنوز میخوام دوسش داشته باشم
یه فکرِ سریع
تو جلسه بعدیِ تراپیت
شاید بد نباشه در مورد نژادپرستیِ مخربت حرف بزنی
آه
سیاهپوستا که نمیتونن نژادپرست باشن
رجینا، خودت که میدونی اینا همش شر و وریه که جلوی سفیدپوستا میگیم
اونا از یه نژادپرستِ واقعی دعوت کرده بودن که واسمون سخنرانی کنه
ما هم داشتیم عقایدِ کلیشهایش رو میکوبیدیم تو صورتش
داشتیم مسخرهش میکردیم
چرا هی میگی "ما"؟
من که غیر از تو کسِ دیگهای رو تو این عکس نمیبینم
اوهوم
شبِ قبلش همه کلی حرفِ گنده میزدن، ولی روزِ موعود هیشکی نیومد
حتی به من نگفتن که نمیآن
حتی کارول آدامز هم نیومد، در حالی که ایدهی لعنتیِ خودش بود
میبینی؟ واسه همینه که ما سیاهپوستا... اوه نه، نه، نه
تو حق نداری چیزی رو که داریم علیهش میجنگیم
تبدیل به خودِ مبارزه کنی
باید یه چیزی بگم تا کمپینم رو نجات بدم
واقعاً واجبه؟ اصلاً چرا باید کمپینت رو نجات بدی؟
چرا ندم؟
چون شبیه یه جاسوسِ نفوذی شدی
هی پسر، اون جاسوس هنوز مامانته
واو. انگار ما هم قرار نیست پامون به جهنم برسه
گوش کنین، من این رو بهتون نگفتم که بپرسم هنوز کاندید بمونم یا نه
آهان، پس فقط گفتی که آبرومون رو ببری. گرفتم
نه خیر، جنابِ زبوندراز
دارم بهتون میگم که در جریان باشین
فکر میکنیم که شورای شهر، استیونز، هم ممکنه این عکس رو داشته باشه
اون آدمفروشِ وروجک یه کنفرانس خبری راه انداخته
مرتیکهی فاسد
ببین، مگر اینکه عکسی از اون آدمفروش تو لباس "کو کلاکس کلان" داشته باشی
واقعاً نباید بهش فحش بدی
گوش کن، آدمِ من عکس رو پیدا کرد
پس میتونیم فرض کنیم که تیمِ اونا هم دارنش
باید یه فکری به حالش بکنم
اگه تو فقط انصراف بدی... ما... لازم نیست هیچ کاری بکنیم
و از اینجا اسبابکشی کنیم
حداقل... حداقل یه مدتی برو مسافرت
هی رجینا، تو که همیشه وسطِ کار جا میزنی
تو از همه چی دست میکشی. از این یکی هم دست بکش
من که نمیگم ول کن. فقط میگم با یه اسمِ دیگه کاندید شو
واو. دلیلی که اون کار رو کردم دقیقاً همون دلیلیه که الان کاندید شدم
من همیشه سعی کردم یه کارِ خوب انجام بدم
فکر میکردم خونوادهم این رو میفهمن، اما
مثل همیشه، ممنون بابت حمایتتون
فکر کنم یکیمون باید بره باهاش حرف بزنه
یه لحظه وایسا. چرا ما باید عذاب وجدان بگیریم؟ اون احمقیه که صورتش رو سیاه کرده
آره دیگه. ببین، این کارا رو میکنه ولی سکسِ سه نفره بیاحترامیه
فکر کردی کیا تو این اتاق هستن؟
خیلهخب. بذار این رو هضمش کنم
دیدی؟ مدارک رو تحویل دادم. لازم نیست شماها بمونین
چرا، لازمه
چون اگه کارِت رو درست انجام ندی
اون ۸۰ هزار دلار ضرر میکنه و زندگیِ آرومش رو از دست میده
چون الان دارن از خوشحالی تو خونه بندری میرقصن
میدونی چیه فرانک؟
خیلهخب. همه چی مرتب به نظر میرسه
بسیار خب. پس یه دونه جواز میخوام با پنیر دوبل، کاهو و گوجه
شما چی میخورین؟ چیزی میخواین؟
با پست براتون میفرستیم
اوه، نه خانم
من همینجا واستادم، خب؟ تمبرتون رو حروم نکنین
آقا، چهار تا هفت هفته طول میکشه تا صادر بشه
میدونستم
و توِ احمق هم بهش اعتماد کردی
چی؟
واسه ببخشید دیگه دیره
صبر کن، یعنی چهار تا هفت هفته نمیتونیم اینجا رو باز کنیم؟
اون همچین حرفی نمیزنه. تو همچین حرفی نمیزنی
دقیقاً دارم همین رو میگم
به محض اینکه جواز بیاد، میتونین کارتون رو شروع کنین
اوه، این دیگه چه مسخرهبازیه
چهار تا هفت هفته؟ خودم ردیفش میکنم
پرینتر که همونجاست. در رو باز کنین بیام تو خانم. لطفاً
بنی، بنی، بنی، این بروکراسیه
بروک... چه مرگیشه؟ اون دیگه چیه؟
مراحل رو زیاد میکنن تا نونشون آجر نشه
بفرما، تحویل بگیر فرانک
محاله بتونه از پسِ قسطای بانک بربیاد
دستهچکت رو دربیار
من اون جوازِ بوگندو رو نمیخوام. میخوام یواشکی باز کنم
یا خدا
غلط میکنی
بنی، اگه یکی لومون بده چی؟ اگه بازرس بفرستن چی؟
اگه قدت هم نرمال بود چی؟
چرا داریم در مورد چرندیاتی که هیچوقت اتفاق نمیافته حرف میزنیم؟
بنی، همین الانشم یه ماه تعطیلیم
اگه بدونِ جواز موقعِ کار کردن مچمون رو بگیرن
تا روزِ قیامت تختهش میکنن
یواشکی
فرانک
جنابِ وکیل
قضیهی کارِ یواشکی رو براش توضیح بده
منظورم اینه که، واقعاً حس میکنم شانس دارم
پس اینکه خونوادهم دارن واسه هیچی فشار میارن که انصراف بدم
اوهوم
No comments yet. Be the first to leave one.