The first 200 lines.
.چارلی"، بسه. من واقعاً باید برم"
فکر میکردم که کارآگاه خصوصی .شبها و توی سایه کار میکنه
...ما تازه بیدار شدیم. تازه اول صبحه
.اوه، لعنتی، ساعت 11 .من باید برم سر کار
.بعداً میبینمت
در این مدت، تو میتونی
.دنبال لباس زیر گم شده من بگردی
خب، لباس زیرت از زمان .شام دیشب گم شده
بیشتر پلیسها میگن اگه تا 12 ساعت ،اول نتونی پیداشون کنی
.پس دیگه اصلاً نمیتونی پیداشون کنی
."هی، "چارلی
."سلام، "مگی
."سلام، "جوردن
چه خبر؟
هنوز داری به مشتریت خیانت میکنی؟
.اون به تو خیانت نکرد
.این یه سوتفاهم بود
چارلی"، اون من رو دور زد" .و نزدیک بود که اخراج بشم
،برای اینکه بتونم شغلم رو نگهدارم باید چهار هفته توی بازپروری
.برای اعتیاد به هروئینی که ندارم بمونم
هی، تو تونستی کارت رو نگهداری
و ما حالا میدونیم که تو .به متادون آلرژی نداری
.باشه، من این رو به تو میسپارم
.چارلی"، بعداً میبینمت"
."بای، "جوردن - ."مگی" -
.آه، خدایا، من حوصله این رو امروز ندارم
شرمنده بابت این. نمیدونستم .اون قراره تا این مدت اینجا بمونه
...ما امروز صبح سه بار سکس داشتیم
.چارلی"، من نمیخوام درباره این چیزی بشنوم"
میگذاری عذرخواهیم رو تموم کنم؟
.و اون خیلی عالی بود
خب، چیزی هست که لازم باشه بدونم
قبل از اینکه امروز با گروهت جلسه بزارم؟
خب، "اد" اخیراً
،رفته تو کار جمله کلاسیک ،"این چیزی که اون زنه گفت"
پس سعی نکن جمله ،کی میخواد اول شروع کنه؟" رو بگی"
چون بهت قول میدم که ."این چیزی که اون زنه گفت"
تو خوبی؟ - ..."من تازه فهمیدم که "شان -
.یه کار دیگه توی استریپ کلاب پیدا کرده
اوه، توی کلاب جامع آقایان ممتاز با پرستیژ کار پیدا کرده؟
.چونکه اونجا در اصل جنده خونه هست
.نه توی کلاب روباه تراشیده کار گرفته
.اوه، اونجا خیلی دوست داشتنیه
استریپ کلاب محیط خیلی بدی برای مردیه
که سابقه خیانت به دوست دخترش .با استریپرها رو داره
.اونم توی جایی که کار میکنه
،ببین، میدونم که الان ناراحت هستی
پس مشکلی نداری که امروز به گروه من رسیدگی کنی؟
.اوه، آره. آره، من خوبم .من حرفهای هستم
،و شاید تا حالا به اندازه کافی نگفتم
من واقعاً به خاطر اینکه برای رسیدگی به بیمارهات بهم اعتماد کردی
.در حالی که مجوزت موقتاً لغو شده، تشکر میکنم
.خب، تو کارت عالیه
ببین، "لیسی" چند روز پیش بهم پیامک داد
.که دوست داشت که با تو میرفت به دبیرستان
آره، اون گفت که توی مراسم رقص آخر سال .حتماًروی سرم خون میریخت
.این حقیقت نداره
.اوه، آره. خون میریخت. اینجاست
.من باید پیامکها رو تا آخر بخونم
.برو بگیرشون
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
خب، امروز حالتون چطوره؟
.این چیزی که اون زنه گفت
باشه، "اد"، "چارلی" درباره این بهم گفت
.و خوب، تو یه جورایی اشتباه داری ازش استفاده میکنی
.این چیزی که اون زنه گفت
.باشه، در واقع این بهتر بود
بگذریم. "نولان"، چرا تو شروع نمیکنی؟
خب، همه چیزی خوبه به غیر از اینکه من نمیدونم با زندگیم چیکار کنم
و من هر روز زیر
.هر شکستی که میخورم نابود میشم
.اوه و یه ایکس باکس جدید گرفتم
کسی چیزی داره که به این اضافه کنه؟
.بله، "لیسی" به من خیانت کرد - . نکردم
،این ربطی به بحثمون نداره .ولی جالبتر به نظر میرسه
پس بگذار ادامش بدیم. چه اتفاقی افتاده؟
...خب، من با "اکندی" سر قرار بودم
.واو، از خانواده "کندی"؟ کدومشون
.آوه، نه. "اکندی" اسمشه
.اکندی مامباسو". اون آفریقاییه"
،به هر حال، ما توی بار هستیم ،همه چیز عالیه
،و این از ناکجاآباد یهو پیداش میشه
،اشاره میکنه که من توی گروه مشاوره کنترل خشم هستم
که مثل گلوله وارد رابطه بین .من و "اکندی" میشه
.کاش از این استعاره استفاده نمیکردم
.متاسفم، قضیه مشاوره یهو از دهنم پرید
این جای تشکرشه که .براش کار پیدا کردم
پاتریک" بهت کمک کرد که کار گیر بیاری؟"
.این کار فقط برای یک باره
من قراره توی یکی از کلاسهای هنر
.توی مدرسه فشن اون یه مدل لباس پوشیده باشم
.این حقیقت نداره
،اون قراره جلوی هنرمندها ژست بگیره .ولی اون قراره یه مدل برهنه باشه
.من میدونم میخوام با زندگیم چیکار کنم
.من میخوام هنرمند بشم
پاتریک"، دقیقاً برای همین" .بهت گفتم که چیزی نگی
.متاسفم، یهو از دهنم پرید
.این چیزی که اون زنه گفت
.فکر کنم الان فهمیدم که این جمله یعنی چی
،لیسی"، از بین این همه کار توی دنیا"
چرا تو میخوای که یه مدل برهنه باشی؟
،توی اون کلاس کلی طراح لباس هست
و اگه یکی از اونها معروف بشه من میتونم الهه شون باشم
یا میتونم همراهشون باشم یا بهترین دوستشون باشم
که وقتی که دارن لامبورگینی جدیدشون رو
.به میله میبندن، توی آپارتمان پاریسشون بمونه
میدونی که توی اون کلاس مردهایی هستن
،که دوست دختر و زن دارن
و اگه کسی به جذابی تو رو ببینن ،که با کون لخت جلوشون نشسته
،درحالی که داری کونت رو تکون میدی
.وقتی برن خونه از زنشون متنفر میشن
من فقط قراره لباسم رو .دربیارم و روی چارپایه بشینم
!این مثل همونه
آه، "جوردن"، میتونم توی آشپزخونه باهات حرف بزنم؟
.یه سوال آشپزی دارم
وقتی داری اسپاگتی درست میکنی و اون یهو دیوونه میشه
،و سر مردم داد میزنه تو چیکار میکنی؟
اونجا چه خبر بود؟
روانشناس کنترل خشم اون کسی نیست .که باید عصبانی بشه
.من عصبانی نبودم
"من فقط داشتم از مزایا و معایب لخت شدن "لیسی
مثل یه گوشت پشت شیشه قصابی
در حالی که زن قصاب توی خونه داره کیک برنجی میخوره
تا بتونه وزن کم کنه و توی فصل گرما .لباس شنا بپوشه، میگفتم
.اشتباه از من بود. فکر کردم که صدای داد شنیدم
...رفیق، من همین الان توی یه استریپ
.بازار کار گرفتم
.اوه، بیخیال. این فقط یه کاره
تو فکر میکنی من میخوام تمام وقتم رو
اطراف یه مشت زن جذاب لخت بگذرونم که بدن فوقالعادهای دارن؟
.نه، من ترجیح میدم با تو باشم
ببخشید، من میخوام برم خونه
.و کلی روغن کرچک بخورم
رفیق من نمیگم که امشب ،قرار نیست سکسی داشته باشی
.ولی امشب اون همش در حال ریدنه
میدونی، تا حالا ندیده بودم .جوردن" اینجوری عصبانی بشه"
اون واقعاً متقاعد شده که .شان" بهش خیانت میکنه"
فقط برای اینکه بدونی، تو لازم نیست .این نگرانی رو درباره من داشته باشی
.چونکه تو بهم اعتماد داری. ممنونم
نه، چونکه نمیتونی ازم چیزی .رو مخفی کنی
من کارآگاه خصوصی هستم. من کارم اینه .که برم دنبال مردهایی که خیانت میکنن
.من همیشه دو قدم از تو جلوتر خواهم بود
.باشه، باشه، پیاده شو باهم بریم
ببین، من نمیخوام لاف بزنم چونکه ،کل این موضوع به نظرم ناخوش آیند میاد
ولی به غیر از یه بار
،که به قیمت خونه و نصف پولهام تموم شد
.من خیانت کار خوبی بودم
متاسفم، "چارلی". میدونم ،که فکر میکنی که خیلی باهوش هستی
.ولی من یه حرفهای هستم
.من هر بار میتونم ازت باهوشتر باشم
واو، تو اینقدر مطمئنی .که ازم باهوشتری
خب، فکر کنم فقط یه راه هست .که بتونیم متوجه بشیم
واقعاً، فقط یه راه؟
.چونکه من دارم به دو راه فکر میکنم، ولی ادامه بده
.بزار ببینیم میتونم مچت رو بگیرم
اگه بتونی از خودت و یه زن عکس بگیری
توی هر هتلی توی شهر
،تا فردا شب
...بیست و چهار ساعت دیگه تا ساعت 8 شب
.و اون عکس رو قبل از اینکه پیدات کنم برام بفرستی، تو برندهای
.این اتفاق نمیافته
.پس تو فکر میکنی میتونی تعقیبم کنی
.خب، حدس بزن
.من حتی الان اینجا نیستم
.این تصویر سه بعدی من از "چارلی"ـه
واقعاً؟
تکنولوژی خیلی قدرتمندیه، مگه نه؟
.اینجا اتاق شماست، خاخام
.ممنونم، پسرم
مطمئنی که کسی تا اینجا ما رو تعقیب نکرده؟
.بله - .خوبه -
چونکه توی انجیل نوشته که "همانا ".نباید کسی رو تا اتاق هتل تعقیب کنید
.بفرما - .اوه، نه، نه، نمیتونم قبول کنم -
مخصوصاً به خاطر اینکه من .یه سوال مذهبی دارم که ازتون بپرسم
.آم... باشه
دایی من یه معلم عبری توی معبدمونه
.و من و اون یه اختلاف نظری داریم
.شاید شما بتونی درستش کنی
.آه، یا مسیح
متاسفم. اون چیه؟
نظر شما درباره این ادعا چیه که
موسی بن میمون درباره پیش نیاز بودن توبه .برای رسیدن به رستگاری گفته
،از یک مرد خردمند شنیدم که
این تو نیستی که باید" ،از من سوال بپرسی
".این منم که باید از تو سوال بپرسم
کلید مینی بار کجاست؟
.هی، "چارلی". واو، خودت رو ببین
.فقط بیا تو
.بزن قدش، خاخام
ممنون که توی این وقت کم اومدی .تا این عکس رو بگیریم
."تو خیلی عالی هستی، "لیسی - .البته، مشکلی نیست -
.واو، تو واقعاً میخوای همه کار کنی تا توی این برنده بشی
خب، میخواستم مطمئن بشم که .مگی" من رو تعقیب نکرده"
برای همین پول ماشین اجارهای رو نقد دادم
.و توی دو تا هتل دیگه اتاق اجاره کردم
و لباس گروه زیزی تاپ رو پوشیدی؟
.آره و لباس گروه زیزی تاپ رو پوشیدم
من هنوز نمیدونم که این چرا اینقدر برات مهمه
.که بتونی ثابت کنی از این زنه باهوشتری
No comments yet. Be the first to leave one.