The first 200 lines.
عمو، خاله
بهتره زیر قولتون نزنید
باشه باشه خیالت راحت
راستی
محل کارمون جابجا شده جونگ شین
اومدی سئول یه سر بهمون بزن
با غذای چینی مورد علاقه ات ازت پذیرایی میکنم
عزیزم
به نظرت این روزها همه چیز بر وفق مرادمون پیش نمیره؟
کم کم دارم میترسم
نکنه یهویی خیلی خرپول بشیم
نترس
یادت نیست اون فالگیره توی میاری چی گفت؟
توی این مدت قراره تغییر بزرگی توی زندگیمون رخ بده
خدای من
هی خانوم اوه
یانگ جا یکم برام الکل بیار
دوباره با عمت دعوات شده؟
باید به یه پیرمرد پولدار معرفیت کنم؟
میتونی تئاترت رو نگه داری؟
یه مرد جوون پولدار نمیشناسی؟
فکر میکنی مردای جوون دنبال آدمی مثل تو میگردن؟
اونها یکی مثل منو میخوان
راست میگی حق با توعه
گفتی یه عمه داری که توی گوانگجو یه تئاتر اداره میکنه درسته؟
آره دختر عمه ی مامانمه
اسمش چیه؟
عمه گئوم اوک، چا گئوم اوک
شنیدم عمه تنها زنی توی کشور بوده که توی صنعت تبلیغ فیلم فعالیت داشته
حتی مامان و بابا هم نمیتونن جلوش کاری کنن
مشکل این دختر کوچولو چیه؟
تو دیگه کی هستی آجوما؟
اگه نمیخوای آسیب ببینی بهتره دخالت نکنی
تو دختر آقای اوه همونی که تئاتر رو میچرخوند هستی؟
اما تو عمه منو از کجا میشناسی؟
فرمانده مترجم: ساجی تیم ترجمه اختصاصی کانال تلگرام kdrama_k_world@
منظورم معاون مدیره
خیلی نگران هستن راجع به اینکه
شما موقع جابجایی براتون مشکلی پیش نیاد
میدونم
اما منظورت از اینکه گفتی معاون مدیر چیه؟
شنیدم که از ارتش خارج شده
دوباره به جای دیگه ای منتقل شده؟
بله ایشون رفتن به نامسان
اگه توی نامسان باشه
پس یعنی ترفیع خیلی بزرگی گرفته؟
ما قبلا مکانی توی سئول برای اقامت شما آماده کردیم
هرچیز دیگه ای نیاز داشتید بهم بگید
نه ممنون
..شما
نگران چیزی هستید؟
نه
من پیامی برای پسرم توی سئول گذاشتم
و داشتم فکر میکردم ممکنه اون بیاد پیشم
یعنی وقتی مادرش به سئول نقل مکان کنه نمیخواد بیاد ببینتش؟
میاد مگه نه؟
چطوره؟ خوشت اومده؟
بله
به لطف تو من تونستم همچین خونه خوبی رو با کمترین قیمت توی بازار بخرم
خیلی ممنونم
حدس میزنم چئول وونگ هنوز نیمده پیشت درسته؟
گفته فعلا خونه خودش میمونه
دانشگاهش از اینجا یکم دوره
میخواستم درست و حسابی اونو بهت معرفی کنم اوپا
مطمئنم به زودی همدیگه رو میبینیم
اما مسئله مهم تره اینه که تو نمیخوای یه شغلی واسه خودت دست و پا کنی یئو جین؟
این شرم آوره که بزاری مدرک یه دانشگاه معتبر همینجور گوشه خونه خاک بخوره
این مدرک مال خیلی وقته پیشه
اتفاقا من میخوام یه شغلی بهت پیشنهاد بدم
دوست داری به پشنهادم گوش کنی؟
هی، تو بیدار شو
گفتم بیدار شو
سر صبحی داری چیکار میکنی؟
اونم جلوی در تئاتر مقدس
حتما با قطار صبح زود اومدی
برای تسویه حسابت اومدی؟
خب...نه راستش
خانوم نظرتون در مورد یه نوشیدنی کله صبحی چیه؟
...منظورم اینه
نظرتون چیه باهمدیگه یه نوشیدنی خماری بزنیم؟
...این
این کوگناک خدمت شما، برای خریدنش خیلی زحمت کشیدم
فکر میکنید باری این اطراف هست که سر صبحی باز باشه؟
نیاز نیست خیلی دور بریم
داری بهم میگی تئاتر نامهائه رو بخرم؟
بله
من به بانک ۷۰ میلیون وون بدهکارم
و یه سری بدهی های دیگه هم دارم
لطفا تئاتر رو با این بدهی ها بخرید
اگه بدهی هات رو پرداخت کنم
تئاتر رو ارزون تر بهم میفروشی؟
بله
چرا؟
با اینکه نتونستم سر قولم بمونم
اما بازم شما بهم اعتماد دارید
هرچند
احساس میکنم حتی اگه بهتون بگم که بعدا اون تئاتر رو دوباره ازتون میخرم
شما بازم اون تئاتر رو بهم پس میدید
این دختر جوون
یه جوری حرف میزنه انگار تموم مارها رو به عنوان غذا خورده
من کاری انجام نمیدم که به ضررم باشه
تو فیلم پدر خوانده
ویتو کورلئونه یه دیالوگ داره که میگه
من اونو مجبور میکنم
و پیشنهادی بهش میدم که نمیتونه رد کنه
راستش تئاتر بهونه است و شیرینی اولیه است
من خودم معامله واقعیم
من خودمو بهتون میفروشم خانوم
تو کوکی سختی هستی مگه نه؟
تو چه ارزشی داری؟
من میدونم شما از اینکه فقط یه فرد برای ترویج صنعت سرگرمی توی جیئولا دو هستی راضی نیستی
شما باید شخصی بشید که به کل کشور زیر سلطه اش هستند
من بهتون کمک میکنم
هی
انگاری تو
فیلم زیاد نگاه میکنی
از اونجایی که مثل تو فیلم ها بهم پیشنهاد دادی
من واقع بینانه جوابت رو میدم
گمشو
ممنون بابت نوشیدنی که خریدی
صبر کنید
خانوم
خانوم
من پیشنهادی رو رد کردم که نمیتونستم رد کنم
بازم چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
معذرت میخوام
برای چی؟
به خاطر غرورم
شما بگید چیکار کنم. هرکاری که بگید انجام میدم
واقعا؟
خب پس، برای من
من بهت پیشنهادی میدم که بتونی ردش کنی باشه؟
..اما
وقتی پیشنهادم رو میگم که جلوم زانو بزنی
اینجا؟
میتونی قبول نکنی
لطفا بهم بگید
اول
وقتی زمان مناسبش برسه
من بدهی های تو رو پرداخت میکنم و تئاتر رو ازت میگیرم
دوم
تو برای من کار میکنی
به عنوان یه خدمتکار
گفتم که میتونی پیشنهادم رو رد کنی
انجامش میدم
مامان
بیا بیرون
شنیدم چند روز گذشته پانسیون نرفتی
و از وقتی من به سئول اومدم حتی یه بارم دیدن من نیمدی
ببخشید
اگه میخواستی این کار رو انجام بدی به اندازه کافی انجامش دادی
حتی مجبور شدی خدمت سربازی هم بری
دست از اعتراضات بردار
و برای امتحان وکالت درس بخون
دوو هاک هم دقیقا همین حرفا رو بهم زد
دوو هاک دیدی؟
بله
حالش چطوره؟
نمیدونم
به نظر میرسه یکمی عوض شده
از این به بعد دیگه باهاش قرار ملاقات نزار
ارتباطت با اون هیچ سودی برات نداره
مگه ما
همین الانشم بهم دیگه مرتبط نیستیم؟
یه ارتباط جدایی ناپذیر
چئول وونگ
لطفا برگرد خونه
به زودی میام دیدنت
عین احمق ها صحبت نکن
تو هیچ جوره به دوو هاک وصل نیستی
...اون یه جنایتکار محکومه که مرتکب قتل شده و تو
یه دانشجو با یه آینده روشنی فهمیدی؟- چرا اینجوری رفتار میکنی؟-
مامان
آسمون و زمین میدونن
من و توام میدونیم
تو میخوای
مرگ مادرتو ببینی؟
چئول وونگ
فکر میکنی
من به امید کی زنده ام؟ هاا؟؟ مترجم: ساجی تیم ترجمه اختصاصی کانال تلگرام kdrama_k_world@
میگم ما چرا هنوز اینجوری اینجا نشستیم؟
فکر میکنی پیدا کردن یه مکنده به این راحتی هاست؟
زمان خیلی نقش مهمی داره
اگه بیشتر از این طول بکشه باید بیخیالش بشیم
بیاید فقط یکم دیگه منتظر بمونیم
...کارش تقریبا تموم شده
پس قبل اینکه به اینجا برسیم باید مکنده رو پیدا میکردی هیونگ
ببین چه بلایی به سرمون اومده رسما به فنا رفتیم
هیونگ
بفرمایید
این کیه؟
خب
یه آدم شرور و بد
برامون فرق نداره آدم شرور باشه یا یه فرشته
پول داره؟
خیلی چیز ها داره
هرچقدر حریص تر باشه راحت تر گیرش می اندازیم
ساختمونش رو دوست دارم
اما خیلی گرونه مخصوصا اینکه باید همش رو پیش پرداخت بدم
نمیشه یکم قیمتش رو پایین تر بیارید؟
No comments yet. Be the first to leave one.