The first 54 lines.
سلام
يه زمستون سرد ديگه
هديه اي که نميتونم بندازمش دور
...با يکم دو دلي
آروم گلوله ي برف رو ميذارم زمين
برف مياد؟
برفي مثل پارسال همين موقع
که از توش خاطرات خوب شکوفه ميزنه
...هر وقت ميدرخشن
قلبم آروم آب ميشه
تو رو يادم مياد که اين اطراف ميچرخيدي
نميدونم سمت کي رفتي
بخار نفس سردم توي هوا پخش ميشه
...زمستون عشق تو رو
ميخونه
زمستون عشق رو ميخونه
عشق تــــــــو رو
سلام
سلام
...جاي نفس هامون
روي پنجره ي اتوبوس ميمونه
...و با شوخ طبعي
يه نقاشي روي بخار پنجره ميکشم
هنوزم اونجاست؟
توي همون نقطه و همون مکان
از اونا خاطرات خوب شکوفه ميزنه
...هر وقت ميدرخشن
قلبم آروم آب ميشه
تو رو يادم مياد که اين اطراف ميچرخيدي
نميدونم سمت کي رفتي
بخار نفس سردم توي هوا پخش ميشه
زمستون خود عشقه
...باد سردي
ميــــــــــــــــوزه
عزيزم وقتي دونه هاي برف اطرافمون پروازميکنن
روزايي که دلتنگشونم
آدمي که دلتنگشم
...توي لبخندم
ميدرخشه
ميدرخشـه
ميدرخشــه
ميدرخشـــه
ميدرخشــــه
ميدرخشـــــه
ميدرخشــــــه
ميدرخشـــــــه
ميدرخشــــــــه
ميدرخشـــــــــه
ميدرخشــــــــــه
ميدرخشـــــــــــه
ميدرخشــــــــــــه
ميدرخشـــــــــــــه
ميدرخشــــــــــــــه
ميدرخشـــــــــــــــه
No comments yet. Be the first to leave one.