The first 192 lines.
بميريد
!بس کن! بسه
!نه! بسه، سون او گونگ
!نه
!نه
سون او گونگ
چي شده؟ درد داري؟
به خاطر من درد ميکشي
چي؟
اون چي بود؟
مطمئنم که افتاد همينجا
اون مرده بود، ولي دوباره رفته
اين ديگه چيه، داداش؟
حالا که بهش فکر مي کنم، توي دنيا تو تنها کسي هستي که ميتونه منو بکشه
چون اگه بهم بگي بمير، ميميرم
قدرت اعظم زخمي شده
فکر کنم من بهش صدمه زدم
دير يا زود
اين اتفاق ميفتاد
معذرت مي خوام
هيچي نگو و تکون نخور
حالتون خوبه؟
لازم نکرده که يه زامبي درب و داغون بهم دلداري بده
فقط ساکت باش
بيا فقط چند دقيقه
ساکت بشينيم
درد دارين؟
درد ندارم، فقط شوکه شدم
اينقدر حرف نزن و ساکت باش. حالم که جا اومد، درمونت مي کنم
!نه! بسه، سون او گونگ
!نه! نه
قراره قدرت اعظم به دست سام جانگ بميره؟
مثل اينکه واقعا اون منو ميکشه
سون او گونگ يه دفعه اي چش شد؟
چون تو بهش دستور دادي تمومش کنه، و اون خلافشو انجام داد
به قلبش فشار اومده
قبلا حتي اگه قرار بود به خاطر من درد بکشه
فقط احساساتش جريحه دار ميشد، هيچوقت واقعا زخمي نميشد
و اينکه مگه اون خيلي قوي نيست؟
هيچي نميتونه بهش صدمه بزنه
يه زماني اينطور بود، ولي حالا قدرت اعظم زخمي شده
تو اينکارو باهاش کردي - من؟ -
به خاطر گوم گانگ گو، ساده تر بگم
عشقش به تو
باعث شده قلب سنگي اون ميمون، نرم بشه
پس، به خاطر گوم گانگ گو، ضعيف شده؟
اين يه ضعف کشنده س. ممکنه به خاطرش بميره. البته
چيزي که ميتونه اونو بکشه
تنها عشق عميق سون اوگونگ
به توئه
يعني ممکنه من بکشمش؟
الان ديگه خوب شدم. سون او گونگ، ممنونم
اينو بخور، معده تُ آروم مي کنه
اين خيلي با ارزشه. خيلي از سرت زياده
اينجا سوريوم دونگه؟ - آره -
خونه ي منه
خواهر، کجاست؟
احتمالا اونم خيلي شوکه شده
چي شده؟ درد داري؟
خواهر ناراحته
چون بهش وصلم، خيلي خوب ميدونم چه حسي داره
اون خيلي ناراحته
زامبي، اگه همينجور حرف بزني، زخمايي که به زحمت خوبشون کردم، دوباره برميگردن. ساکت باش
من ديگه زامبي نيستم. اسممو پيدا کردم
اسمم جونگ سه را ئه
اسمم خوشگل نيست؟
اونقدرا هم خوشگل نيست
خانم جونگ سه را
ميخوام به جو پال گه هم بگم که اسممُ پيدا کردم
درسته، اون داداشته
بله، بايد زود برم ديدنش
شما هم بايد بريد ديدن خواهر
چه جين بوجا باشي، چه جونگ سه را، در هر دو صورت خسته کننده اي
بيايد با هم بريم، سون او گونگ
باشه. بريم، خانوم جونگ سه را
ديگه چيه؟
بعدا، لطفا منو اينجا توي سوريوم دونگ بسوزونيد
جاي خيلي خوبيه
اونکارو مي کنين؟
يه خدافظي مجلل برات آماده مي کنم
ممنون
بو جا کجا رفته؟ اصلا بهم زنگ نزده
خدافظي کردنش مثل کسي بود که ميخواد بره يه جاي دور
بيخودي نگرانم. يعني چيزي شده؟
وقتي خدافظي کرد، رفتارش خيلي عجيب بود
اوه. بايد باهاش ميرفتم
زامبي قبلا مُرده، پس حتي اگه خودشم بخواد، نميتونه بميره
وقتي با دادن انرژي بهش کمک نکنين
گفت قراره با قدرت اعظم، جايي بره
نکنه، اون ميخواد بو جا رو بسوزونه؟
جو پال گه نگران زامبيه؟
چطوري خوکي اينهمه به اون زامبي علاقه مند شده؟
شاهزاده، الان حسوديت شده؟
اصلا مگه ميشه اختاپوس عاشق خوک بشه؟
جو پال گه، خيلي ازت ممنونم
وقتي بهم گفتي خواهر کوچيکه خيلي خوشحال شدم
بو جا - جو پال گه -
خدا رو شکر. ترسونديم
من که کاري نکردم
در دسترس نبودي. اصلا نميدونستم چه اتفاقي برات افتاده
نزديک بود 5050 رو بزنم
جو پال گه، من اسممُ پيدا کردم
واقعا؟
جونگ سه را با گوشي مادرش تماس گرفت
بعد از اينکه اونا فهميدن، گفتن که خودشون بايد بهش رسيدگي کنن، ولي داشتن فرار مي کردن
اون، اونطور نيست. اون دختره ي مرده، دوباره مرد. اين دفعه ام، غيبش زد
بله - همينطور چيزاي عجيب ميگن -
گفتي اون به گوشي مادرش زنگ زده؟
پس باهاش تماس بگير
اگه اين دفعه هم نمرده باشه، دوباره سر و کله ش پيدا ميشه
...ببخشيد - داداش الان خونه نيست -
فکر کنم سوريوم دونگ باشه
شما ميتونين منو ببرين اونجا؟
اگه ميخواين اونو ببينين، پس فقط ميتونين صداش کنين، نه؟
چون ميترسم چيزيش بشه، نميتونم اونکارو کنم
هيچکس نميتونه بدون اجازه ي ايشون وارد سوريوم دونگ بشه
خيلي متاسفم
سوريوم دونگ
ميدونم راهش کجاس، ولي نميدونم چطوري بايد برم داخل
لطفا بذار بيام داخل. بيا حرف بزنيم
چکار کنم؟
هوي
درد ميکنه؟
منم به خاطر تو خيلي درد داشتم
حالا بي حساب شديم
ميدوني، هميشه بهم ميگي از اين کارا نکنم
ولي هميشه هم خودت شروع مي کني
مثل اينکه درد کشيدنم ارزش داشت
چاي گرمه، پس يکم بخور. چيزاي گرم دوست داري، مگه نه؟
هي، گرسنه ت نيست؟
ميخواي برات يه چيزي بيارم بخوري؟ - نميخواد -
هي، پس ميخواي يکم ميوه برات بيارم؟
چرا به جاي اينکه بگي عزيزم، همش ميگي، هي؟
وقتي مي گي، هي، منظورت به کيه؟
اسمتُ نمي گم چون نميخوام به خاطرش درد بکشي
وقتي اونجا اسمتُ صدا کردم، يهو قلبت درد گرفت
پس، ديگه هيچوقت نميخواي اسممُ صدا کني؟
اوه، پس ميخواي قراردادمونُ فسخ کنيم؟
يعني ميخواي کمکم کني و گوم گانگ گو رو دربياري؟
ميخواي برات درش بيارم؟ - واقعا؟ -
نميتونم اينکارو کنم
هنوز بهت نياز دارم و مجبورم بازم صدات کنم
گفتي که خيلي دوستم داري
ولي فکر نکنم اونقدر زياد دوستم داشته باشي، که اينو دربياري
...ميدوني، من - آفرين جين سون مي، کار خوبي کردي -
حتي اگه مثل کاري که الان کردم، بخوام احساساتت رو تحريک کنم، بازم همينطوري باش
بهت هشدار ميدم
چون من
عاشقتم
هي، فکر نميکني داري زياده روي مي کني؟
چرا؟ چيه مگه؟ - يکم بخور -
خيلي شوره
ببخشيد، حواسم سر جاش نبود براي همين فکر کنم به جاي شکر، نمک ريختم
يکي ديگه برات درست مي کنم
فکر ميکنيد سون اوگونگ بهش ميگه که اون ناقوس مرگه، نه عشق؟
به فرض که سام جانگ اونو با ناقوس عشق اشتباه گرفته
و همينطور بيشتر و بيشتر عاشقش شده. اين به نفع او گونگه
هيچوقت نميخواد بهش بگه
فکر نميکنين که نميتونه چيزي بگه چون نميخواد قلب سام جانگ به خاطر اشتباهش بشکنه؟
ميدوني که سون اوگونگ يه عوضي خودخواهه
وقتي حرف از عشق باشه اون هيچوقت نميبازه
ما وانگ، انگار دارين اون سون اوگونگ عوضي خودخواه رو تشويق مي کنين که نميره
چرا منو به اون ميچسبوني، ها؟
خيلي ازش عوضي متنفرم
واقعا ازش متنفرم
بله، ما وانگ
سون اوگونگ، به خاطر ساريونگ
بيشتر سعي مي کنه سام جانگُ فريب بده
چون عوضيه
بهم گفت بندازيمش توي دريا، چون خيلي ازش متنفره
داداش، اين يکم ترسناکه
اسمم جونگ سه را ئه
جونگ سه را؟ واي، اسمت به اين قشنگي بود
اونوقت من اسم مسخره ي جين بوجا رو روت گذاشتم
و حالا خيلي به خاطرش شرمنده م
جين بو جا هم خيلي عالي بود. بو جا
خيلي باحاله
جو پال گه، شما ميتوني تا هر وقت که دلت بخواد منو با اسم بو جا صدا کني
پس همينطوري خواهر کوچيکه م، جين بوجا بمون
باشه، خواهر کوچيکه ت جين بوجا ميمونم
چي شد؟ - فکر کنم به خاطر اينه که امروز صبح دستمو دوباره جاانداختم -
الان خوبم
يکم براي امروزت نگهدارنده کنار گذاشتم، بذار برم برات بيارمش
همينجا صبر کن، باشه؟
مامان
الو
شما جونگ سه را هستي؟ ميدونستم زنده اي
شما؟
من کسي ام که الان از مادرت مراقبت مي کنه
ميخوام يه جاي آروم ببينمت، ميتوني بياي؟
...بو جا، برات اينو اوردم
کجا رفت؟ بو جا، بو جا
No comments yet. Be the first to leave one.