The first 200 lines.
داستان ما از شهري به اسم " خواهش " شروع ميشه ، شهري که ميشه براحتي اونو روي نقشه پيدا کرد
يه کمي جلوتر از " دهلي " و يه کم عقب تر از " چاندي گر " و يا...
اصلا ولش کنين! همون طور که بعضي وقت ها " خواهش " مي تونه درون دل تون وجود داشته باشه
همون طور هم بعضي وقت ها يه داستان هايي مي تونه حقيقت داشته باشه
بعضي از واقعيت ها ، فقط داستانند و بعضي از داستان ها هم...واقعي اند
مثل داستان ما که از خونه ي شماره سه در اين خيابون شروع ميشه
جايي که پرفسور " آرون چاترجي " ، همسرش " ريا" و پسرشون علاءالدين با هم زندگي مي کنن
بله شما درست شنيدين ، " علاءالدين"
آرون اسم پسرش رو علاءالدين گذاشت
چون معتقد بود که داستان علاءالدين حقيقت داره
اون ميگه که ميشه با پيدا کردن چراغ علاءالدين ازش به نفع انسان ها استفاده کرد
و امروز آرون داره ميره که اون چراغ رو پيدا کنه
آرون
آرون ديرمون شده ، اون وقت تو آروم اينجا وايستادي؟
خداحافظ ، پدر
خداحافظ ، پدربزرگ
علاءالدين خيلي کوچيکه بردنش به کوهستان کار درستي نيست
پدر جون
پس چه فايده که اسم شو علاءالدين گذاشتيم؟
هرچه قدر زودتر به ماجراجويي عادت کنه بهتره
نگران نباش
آرون ، زود باش ما رو از بلاتکليفي در بيار
ميگي چرا ما رو جاي به اين دوري آوردي؟
همسرم ، نگاه کن
پرفسور " ناظر " و محاسبات من ميگن که اين ) چراغ علاءالدين ( يه جايي همين اطرافه
فرض کن که اون چراغ رو پيدا کردي
و اون جن هم ازش اومد بيرون
تو اول از همه چي ازش مي خواي؟
ساده ست
اينکه ، من و تو علاءالدين خوشبخت شيم و هميشه با همديگه باشيم
علاءالدين
پس " جن " ت کجاست؟
علاءالدين
پس " جن " ت کجاست؟
من علاءالدين قصه ها نيستم
من نمي تونم جن احضار کنم
اما اسمت علاءالدينه ، مگه نه بي عرضه؟
پس ، خرف نزن و مالشش بده
اوه ، علاءالدين عزيز
جن ت نيومد
بلند شو
چراغ رو شکستي؟
خواهش مي کنم قاسم
بذار برم
وقتي جن از توي چراغ بيرون اومد ميتوني بري " آلو" ) آلو: سيب زميني / کنايه از بي عرضه (
فهميدي؟
يه چراغ ديگه بيار
نمي خوام چراغ رو مالش بدم ، بذار برم
زود باش ، زود باش ، زود باش
برو کنار
بگيريدش! بگيريدش! نذارين فرار کنه
آلو ) سيب زميني ( رو بگيرين و قيمه قيمه ش کنين
علاءالدين ، علاءالدين! پس جن ت کجاست؟
آلو ، وايستا
صبر کن
علاءالدين ، علاءالدين
پس جن ت کجاست؟
علاءالدين ، علاءالدين
پس جن ت کجاست؟
علاءالدين؟
بالا
آلو
هي! هي! بگيريدش
بگيريدش
هي ، هي ، چي کار مي کنين؟
هي ، آلو
آلو
ببخشين ، ببخشين
آلو
متاسفم
وسايل مو ريخته
اون وقت ميگه متاسفم
من مي دونم کجا ميشه پيداش کرد
آخه خانم مرجانه ، مگه من چي کار کرده م؟
تو در مورد غذاي مرجانه چيزي گفتي؟
آره! غذايي که پخته ، مزخرفه
بدترين غذاي دنياست
حتي نمي تونه يه تخم مرغ رو درست آب پز کنه
نبايد اينو مي گفتي - چرا؟
تخم مرغي که سفارش داده بودي رو هم با خودت ببر
واسه اين!
آلو
قاسم ، نمي خوام چراغ رو مالش بدم
به به! اسمت علاءالدينه اون وقت از مالش چراغ متنفري؟
واسه آلو يه چراغ بيارين
بيارين ديگه
تو چه جور آدمي هستي؟
داخل غذا مي خوري ، بيرون از قاسم کتک مي خوري
کتک بخورم ، خيلي بهتره که اين غذا رو بخورم
چي شد؟ انجام شد يا نه؟
انجام شد ، خانم - بذار ببينم
عاليه
به به! بالاخره
چاي در " چاي پيوجي " ) چاي بنوشيد (
چاي با شکنجه ، پسر
موضوع رو عوض نکن
چرا مي ذاري قاسم بهت زوربگه؟
چرا به خاطر خودت ) باهاش ( مبارزه نمي کني؟
که چي بشه؟
فايده ي مبارزه براي خودم چيه؟
من که قرار نيست واسه نجات دنيا مبارزه کنم
اگه قرار باشه فردا واسه نجات دنيا مبارزه کني اين طوري فرار مي کني ، هان؟
توي زندگي
بايد توي زندگي واسه هر چيزي آمادگي داشته باشي
چرا؟ - چرا؟
چون که
زندگي مثل يه رستورانه
جايي که هر کس يه ميز به دست مياره
ولي صورت غذا به دست نمياره
و اين که تو تقدير هر شخص چه غذايي نوشته شده رو
هيچ کس نمي دونه علاءالدين چاترجي
مثل توي " چاي پيوجي " ) اسم رستوران مرجانه (
خيلي بانمکي
وقتي قاسم چراغ آورد که مالش بدي
همين طوري بخند
اين خيلي بدجنسه
و بالاخره
بياين درباره ي اون شهاب سنگي صحبت کنيم که
شايد شگفت انگيزترين رويداد زندگي مون باشه
دانشمندان ادعا کرده اند که اين شهاب سنگ هر يک ميليون سال يک بار
از روي کره ي زمين عبور مي کنه
بله ، هر يک ميليون سال يک بار
خب ، حالا ميريم تا با آقاي پرفسور
اَبو ناظر از دانشگاه خواهش در اين مورد صحبتي داشته باشيم
پرفسور ناظر به اخبار " دايلي " خوش اومدين
پرفسور ناظر آيا اين امکان داره که يه شهاب سنگ
بعد از يک ميليون سال دوباره برگرده؟ آيا اين امکان داره؟
خب ممکنه هر کي بشنوه ، باور نکنه
ولي چند روز پيش در اين مورد پژوهش هاي گسترده اي شده
آزمايش هاي زيادي هم صورت گرفته
تمام نتايج نشون ميده که
اين شهاب سنگ بعد از يک ميليون سال داره مياد
پرفسور ناظر ، از اونجايي که مي دونيد ما زياد در مورد اين شهاب سنگ نمي دونيم
اطلاع زيادي ازش نداريم
آيا امکان داره اين شهاب سنگ به کسي آسيب بزنه؟
آيا اين شهاب سنگ خطري هم داره؟ - آخه يه شهاب سنگ چه خطري مي تونه داشته باشه؟
هنوز نميشه توضيح داد که اين پديده مي تونه خطري...
لينگ ماستر
لينگ ماستر؟!
رينگ ماستر ) ارباب حلقه (
رينگ ماستر هرگز اجازه نميده برق ) بيجلي: برق / نور ( روي دوستانش بيفته
تو هم که دوست خودمي
مگه نه ، دوست من؟
متشکرم
آهان
راستي تو داشتي جايي مي رفتي ، نه؟
آه ، جاسمين
بفرما داخل
دوستان
مي خوام به همه تون همکلاسي جديدتون رو معرفي...
خب ، داشتم مي گفتم
جاسمين از آمريکا به اينجا اومده
توسط برنامه ي تبادل دانشجوها
جاسمين
به دانشگاه " خواهش " خوش اومدي
من از همه ي هنرمندان بزرگ اينجا مي خوام که لطفا...
لطفا روي ايشون تاثير خوبي بگذارين
بله آقا
در ضمن ، جاسمين
شماره تلفن تو به هيچ کسي نده
ااااااااا
آهان ، قبل از شروع درس
امروز تولد يکي از همقطارهامونه
دوستان
بياين همه براش آرزوي سلامتي کنيم
علاءالدين ، تولدت مبارک - آلو
تولدت مبارک
تولدت مبارک ، علاءالدين عزيز
تولدت مبارک
اون دختره دل منو دزديد و رفت
دختره رفت ، دختره رفت
اون دختره دل منو دزديد و رفت
دختره رفت ، دختره رفت
منو ديوونه کرد
منو مجنون کرد
منو ديوونه کرد
منو مجنون کرد
اين چه دلباختگي ايه؟
اون دختره دل منو دزديد و رفت
دختره رفت ، دختره رفت - واي
ببخشين
آهنگش يه طوريه که
لازمه اين جوري برقصي
اوه! تولدت مبارک - متشکرم
من جاسمين م
مي دونم ، من علاءالدينم
مي دونم
همون که تو قصه هاست؟
نه ، نه! هرگز
چاترجي ، علاءالدينِ تو داستان نه
علاءالدين چاترجي
علاءالدين متاسفم ، بخاطر من دماغت
دماغم؟
نه ، نه! اين که تقصير شما نيست
يه ستون اونجا بود
و اشکال همه ي ستون ها همينه
که
که هر جايي سبز ميشن
به نظرم داشتي منو نگاه مي کردي و...
شما رو؟ من؟ نگاه مي کردم؟
No comments yet. Be the first to leave one.