The first 200 lines.
میدان تیانانمن
مرد تانکها
:نویسنده، تهیه کننده و کارگردان آنتونی توماس
میدان تیانانمن، پکن بزرگترین فضای عمومی در جهان
.در مقیاسی فوق انسانی بنا شده است
بناهای یادبود عمومی در اطراف
و فضای وسیع و خالی از درخت در میانه
.پیش از قدرت حاکمیت، از بیمعنایی فردیت خبر میدهد
.اینجا جوّ ملتهب است
،با وجود همراه داشتن اجازهنامه و مراقبان دولتی .فیلمبرداری ما مرتباً مختل میشود
،سربازها، پلیسها، لباس شخصیها .همه از ما مدارکمان را میخواهند
.مقامات اینجا از دوربین هراس دارند
.چون قدرتش را میدانند
:خودشان صدها از آن را به سمت میدان نشانه رفتهاند
.دوربینهای خودشان
،دوربین چیز خطرناکی محسوب میشود :دلیل مشخصی هم دارد
.اینجا میتواند مثل انبار باروت باشد
در یکی از شبهای ژوئن ۱۹۸۹
.میدان تیانانمن منطقهای جنگی بود
ارتش چین با دستور تصرف میدان تیانانمن
.از چهار جهت به سمت پکن هجوم آورد
شهروندان غیرمسلح و دانشجویان
با تانکها، نفربرها و سربازان مسلح .به سلاحهای نیمه خودکار روبرو شدند
تا ۵:۳۰ صبح چهارم ژوئن ۱۹۸۹
.مأموریت ارتش پایان یافته بود
کمکم سپیده میزد
و پکن، میدونین که چقدر مهآلوده
قبل از طلوع
وقتی روشنایی ذره ذره از دل تاریکی بیرون مییاد
و تنها چیزی که دیده میشد .هیکل هیولاوار تانکها بود
.و من فقط اونجا وایساده بودم و نگاه میکردم
تی. دی. آلمن" در این هتل پکن اقامت داشت"
که دید وسیعی از خیابان "شانگان" دارد
.که مستقیماً به میدان تیانانمن منتهی میشود
خبرنگاران و عکاسان غربی برای ثبت وقایع شبهای سوم و چهارم ژوئن
اغلب زیر شلیک گلوله روی این .ایوانها چمباتمه زده بودند
،بعد، در ظهر پنجم ژوئن وقتی ارتش خود را در تسلط کامل میدید
اتفاق عجیبی در خیابان شانگان افتاد
.درست همین پایین
.تانکها جولون میدادن. تحریک کننده بود .مثل یه رقص تحریک کننده بود
،اونا فقط عبور نمیکردن .بلکه هی دور میزدن
.خدا میدونه چرا این کار رو میکردن
و بعد لحظهای رسید
که شما رو محسور و شیفتۀ خودش کرده
.و دنیا رو تکون داد
،اونجا وایساده بودم و داشتم پایین رو نگاه میکردم ،و اون تانک داشت میاومد جلو
با تفنگ رو به جلو
«!و اون مرد رفت جلو و گفت: «وایسا
.بیاندازه عجیب بود
،شما ممکنه اون رو فوقالعاده شجاع به حساب بیارین .ولی شاید اینطور نبود
اون شاید فقط یه آدم معمولی بود
که از اونچه که طی چند روز گذشته دیده بود بیاندازه منزجر شده بود
!و گفته بود: «خب! دیگه بسه
من میرم و فقط میرم که «.جلوی اون ستون تانک وایسم
.تانک از روی اون رد نشد
بلکه سعی کرد دورش بزنه
،و اونوقت اون مرد پرید جلوی تانک
،و تانک به یه طرف دیگه چرخید .و مرد دوباره پرید جلوش
،اونا چند بار این کار رو تکرار کردن و بعد تانک موتورش رو خاموش کرد
و اونوقت به نظرم همۀ تانکها موتورشون رو خاموش کردن
.چون واقعاً رفتار آرومی بود
وایسادن جلوی ستونی از تانکها
،تنهای تنها
.خودش بود و خودش با کیسههای خرید توی دستش
رفت بالای تانک
!توی دریچه داد زد: «از اینجا برو
«!جای تو اینجا نیست
،ما دقیقاً نمیدونیم اون چی گفت .ولی واضحه که چی میخواست بگه
و من شروع به گریه کردم
.چون تیراندازیها و کشته شدنهای زیادی رو دیده بودم
.برای همین مطمئن بودم که این مرد رو زیر میگیرن
یادم مییاد با خودم فکر کردم .نباید گریه کنم، وگرنه دیگه نمیتونم ببینم
.ولی میخوام ببینم
اون موقع داشتم فکر میکردم ،این مرد هر لحظه ممکنه کشته بشه
.و اگه اینطور باشه، من نباید فرصت رو از دست بدم
.این چیزییه که اون داره جونش رو براش میده
.مسئولیت من اینه که هر چه دقیقتر ثبتش کنم
،بعد، اون مرد پرید پایین
،و تانک موتورش رو روشن کرد
،و اون مرد دوباره پرید جلوش .و با خودم گفتم الانه که زیرش بگیره
متوجه شدم که نیروهای امنیتی از روی پشتبوم ساختمونای دیگه
.دارن با دوربین دوچشمی نگاهمون میکنن
،برای همین رفتم تو ،فیلم رو از دوربین بیرون آوردم
.و گذاشتمش توی یه قوطی فیلم
رفتم به دستشویی، در مخزن سیفون رو ،برداشتم و فیلم رو گذاشتم اون تو
.و دوباره در مخزن رو گذاشتم
مدت کوتاهی بعد، شاید ۱۰ یا ۱۵ دقیقه بعد
.نیروهای امنیتی پیداشون شد
اونا یه حلقه از فیلمهایی رو ،که شب قبل گرفته بودم ازم گرفتن
.و فکر کردن همهش همون بوده
حدود یه روز و نیم بعد
تونستم از در پشتی هتل خودم رو به اتاقم برسونم
.و خوشبختانه توی اون مدت کسی سیفون رو نکشیده بود
پس یکی از مشهورترین تصاویر قرن بیستم برای - ...مدتی توی مخزن سیفون دستشویی شناور بوده
توی مخزن سیفون دستشویی شناور بوده و... - .ممکن بوده یکی سیفون رو بکشه، آره
تصاویر این رویارویی شگفتآور تبدیل .به نمادی از آزادیخواهی شد
و تا همین حالا بر روی تیشرتها .و پوسترها چاپ میشود
بوش پدر شجاعتش را تحسین کرد .و دیگر رهبران دنیا نیز او را ستودند
او سرمشقی برای میلیونها تن دیگر شد .و زندگیهای بسیاری را تغییر داد
در تمام سالهای مطالعاتم دربارۀ نقض حقوق بشر
هرگز این مردی رو که جلوی .تانکها وایساد فراموش نکردم
،فقط من نیستم که اون رو فراموش نکردم .دنیا هم فراموشش نکرده
من سالها عمرم رو در اردوگاه کار اجباری گذروندم
.و در اردوگاه کار هم با حاکمیت مبارزه کردم
.اون تصویر تأثیر مهمی بر من داشت
دقایقی پس از این عمل اعتراضی باورنکردنی
مرد تانکها توسط کسانی که ،نمیدانیم از مهلکه بیرون برده شد
و ناپدید شد. و هنوز ما از سرنوشت او .و اینکه او که بود چیزی نمیدانیم
اما چه چیزی از تصویرها دربارهٔ او دستگیرمان میشود؟
.اون اصلاً مثل یه دانشجو نبود
شبیه کسی بود که داره میره سر کارش
یا داره از سر کار برمیگرده خونه
.و سر راه خونه خرید کرده
.در حقیقت اون برای مردم عادی قد علم کرده بود
تظاهراتی که با حرکت اعتراضی منفرد مرد تانکها به اوج خود رسید
پنج هفته قبلتر با تظاهرات انبوه دانشجویان آغاز شده بود
و در بیشتر رسانههای غربی همچنان به .عنوان پدیدهای دانشجویی تلقی میشد
.ولی ماجرا مفصلتر از اینها بود
دانشجوها حرکتی را آغاز کرده بودند
،و اندکی بعد تقریباً همه در اعتراض به فشارها
.فساد دولتی و ۴۰ سال سرکوب بیرون ریختند
در میدان تیانانمن، در خیابانهای پکن و در سرتاسر چین
.دهها میلیون مرد تانکها دیده میشد
.تمام کوچه پس کوچههای کشور شاهد شورشی آزادانه بود
در پکن، یک دهم مردم به خیابون اومده بودن
شامل همۀ پیرها، همۀ بچههای کوچیک
.خیلی عظیم بود
.یه جشن اعتراضی بود
.همۀ گروهها با پرچمنوشتههاشون اومده بودن بیرون
.نوشته بودن: «ما خبرنگارهای پکن هستیم .ما آزادی مطبوعات میخواهیم
«.ما حق بیان حقیقت میخواهیم
دکترها، پرستارها، آدمهای علمی و .نظامی رو میدیدین که تظاهرات میکردن
.ملوانهای چینی هم توی تظاهرات بودن
،و من با خودم گفتم این غیر عادییه پس دیگه کی باقی مونده؟
.انگار فقط رهبران ارشد اونجا نبودن
و از شهرهای سرتاسر کشور صدها هزار معترض .به سمت پایتخت حرکت کردند
دانشجوها تظاهرات را آغاز کرده بودند
به امید زدودن فساد و سوءاستفاده از دولت .و ترغیب به آزادی بیان
.آنها به دنبال اصلاح بودند، نه انقلاب
ولی وقتی جنبش به طبقۀ متوسط سرایت کرد
و بعد به کارگران و کشاورزان
.صورت مسأله عوض شد
تغییر از خیزش دانشجویی به خیزش کارگری
.چیزی بود که دولت چین رو واقعاً وحشتزده کرد
.اونا حس میکردن که میتونن با دانشجوها کنار بیان
هر چی نباشه دانشجوها برای سالیان .سال درگیر اعتراضات بودن
ولی چیزی که برای ثبات و بقای حزب کمونیست خطر داشت
.درگیر شدن کارگرهای عادی در اعتراضات بود
بیستم می، پیش از ملاقات رسمی وفاداران حزب
.نخستوزیر "لی پانگ" در پکن حکومت نظامی اعلام کرد
نظامیان شهر را اشغال کردند .و به تظاهرات میدان تیانانمن خاتمه دادند
کمونیستها هرگز در طول حکومت ۴۰ سالۀ خود
.مردم و ارتش را در چنین موقعیتی قرار نداده بودند
.نمایش عظیمی از قدرت بود ،طبق اکثر گزارشها تعداد ۳۰۰ هزار نظامی
.بیشمار تانک، نفربر، یه عالمه .همهشون از هر گوشه به سمت شهر میاومدن
مردم مثل سیل بیرون ریختن و صرفاً با تعداد .بیشمارشون خیلی راحت خیابونها رو بستن
.صحنهای که من به چشم دیدم باورنکردنی بود
،تا فاصلۀ بیش از دو کیلومتری که میدیدم بیشمار کامیونهای نظامی پشت سر هم
.کاملاً با دهها هزار نفر محاصره شده بودن
زنهای جوان، خانهدارهای میانسال، کارگرهای پیر و .بازنشسته میگفتن: «جای شما اینجا نیست
.ببخشید، اینجا شهر ماست. هیچ مشکلی هم نداریم
«.دست از سرمون بردارین
تعداد ۳ یا ۴ کاروان نظامی اصلی در حومۀ پکن وجود داشت
که نه میتونستن به سمت میدون تیانانمن برن
.نه میتونستن برگردن
مردم اونا رو همونجا متوقف کرده بودن و مجبورشون ،کرده بودن به گوش دادن به یه بحث ۲۴ تا ۴۸ ساعته
.دربارۀ اینکه چرا اونا نباید چنین کاری بکنن
!برادر سربازم
تو اصلاً چیزی دربارۀ کاری که ما میکنیم میدونی؟
.برادر سربازم، تو باید از مردم دفاع کنی
.مردم خیلی زرنگ بودن
بچههاشون رو میآوردن و ازشون :میخواستن که به سربازها بگن
«چطوری عمو سرباز؟»
:سربازها متأثر میشدن و میگفتن «.ما مردم خودمون رو نمیکشیم»
،چهار روز پس از تلاش برای ورود .ارتش به پایگاههایش بیرون از شهر بازگشت
.پکن شادمان بود
.ماجرا به خوبی تموم شد و این پیروزی بزرگی بود
.ولی از طرف دیگه تحقیر بزرگی برای رهبران بود
اونا شکست خورده بودن و وجههشون رو از دست داده بودن
.و تصمیم گرفتن دیگه نذارن چنین چیزی تکرار بشه
طی ۱۰ روز بعد .رهبر ارشد "دنگ ژیائوپینگ" طرح تازهای ریخت
نیروی عظیمی با حمایت تانکها .پایگاههای خود را در سراسر چین ترک کردند
در شب سوم ژوئن نیروی مهاجم عظیمی از همه .جهت، اما بیشتر از سمت غرب به حرکت دراومد
این بار با مهمات جنگی
و این بار با این دستور مؤکد که میدون تیانانمن .باید تا صبح چارم ژوئن پاکسازی شده باشه
:دستوری که به سربازها داده شده بود این بود «!بدون خونریزی! از خونریزی خودداری کنید»
:ولی دستور دیگه که سفت و محکم بود این بود
«.میدان باید تا ۶ صبح پاکسازی شده باشد»
،مردم برای جلوگیری از پیشروی ارتش تمامی راههای اصلی و تقاطعها را
بوسیله اتوبوس، کامیون و دیگر وسایل نقلیۀ سنگین .و هر چیز دیگری که در دسترس بود مسدود کردند
.زرهپوشها اومدن و شروع کردن به کنار زدن اتوبوسها
بعضیها به اتوبوسها کوکتل مولوتف پرتاب کردن
.و اتوبوسها آتیش گرفتن
بعد از ساعت ۹:۳۰ سربازهای بیشتری اومدن .و تیراندازیها شروع شد
.اولین تیراندازیها همه رو غافلگیر کرد
.مردم انتظار چنین چیزی رو نداشتن
.اونا بدون هدف به همه طرف شلیک میکردن
.مردم همه عصبانی بودن
مردم نمیفهمیدن که چرا این کشور و ارتشش
.ارتش خلق، مردم خودش رو سلاخی میکنه، مردم پکن رو
No comments yet. Be the first to leave one.