Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Sleepy Hollow S04E06 HDTV x264-SVA
Sleepy Hollow S04E06 720p HDTV x264-SVA
Sleepy Hollow S04E06 720p HDTV x264-AVS
Sleepy Hollow S04E06 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Sleepy Hollow S04E06 HDTV x264-AVS
A Commentary by StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
Published on: 2017-02-12
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫مالکوم درایفس

‫هربرخوردِ فراطبیعی ایی که داشتیم ‫به درایفس برمیگرده

‫تو روحت رو به شیطان ‫فروختی و حالا داری

‫آثار باستانی قدرتمندی رو جمع میکنی ‫تا شرارت بیشتری رو مرتکب بشی

‫جون افرادِ بی گناه هم به درک

‫گفتی دیدی اون مردی که باهاشه ‫یه چیزی رو برمیداره

‫صبح میبینمت

‫سنگ فلاسفه

‫میخواستی با فریب دادن خودِ مرگ ‫معامله ات رو دور بزنی

‫اگه هرگز نمیرم، روحم رو هم از دست نمیدم

‫جورج واشنگتن، تیکه های سنگ فلاسفه رو ‫تو قوی ترین تقاطع های خطوط لای، مخفی کرده

‫اونجا آخرین تیکه رو پیدا میکنیم

‫کجا؟

‫سلیپی هالو

‫بیسکویت دریایی، گوشت های تیکه شده ی فلفلی

‫تعدادِ بیشماری از آجیل، غلات ‫میوه ی خشک شده و نوشیدنی

‫تدارکاتی که اینجا جمع شده، برای یه ‫سفرِ جنگلی به مدت یک سال کفاف میکنه

‫همش 72 کیلومتر از خروجی ــه ‫سلیپی هالو فاصله داریم

‫چیپس واسمون کافیه

‫چیپس

‫تو زمان خودم، در سفر جاده ایی ‫به بیش از یه کارت اعتباری نیاز بود

‫نیاز به مهارتِ شکار،

‫گذاشتنِ تله، پوست، دل و روده ‫و آماده کردن یه لاشه

‫ساختنِ یه "دودخانه" فراهم کردن ‫نمک، سرکه و کاسنی بود ‫(کلبه ایی کوچک برای پُختن غذا با دود)

‫اینجوری یه "سلیم جیم" درست میشد ‫(نوعی اسنک-گوشت یا سوسیس خشک شده)

‫دُم راکون ات رو هم دم در یه نگاهی بنداز "دنیل بون" ‫(گردشگر و سیاست‌مدارِ مطرحِ اهلِ آمریکا)

‫دانشِ دوره ی مستعمراتی ‫اونقدری نبود که بتونه یه شگفتی که...

‫بهش میگن "یخِ آبی میوه ای" رو درست کنه ‫(نوعی نوشیدنی)

‫فکر کنم این چیزیه که بهش میگن انجمادِ مُخ

‫میشه خواهش کنم...

‫اگه مالی بفهمه که من از این ‫شربتِ ذرت با فروکتوز بالا ‫(نوعی نوشیدنی)

‫که از تو دستگاه ها درمیاد ‫میخورم، من رو میکُشه

‫ولی حالا که درایفس میخواد ‫سنگ فلاسفه رو جمع آوری کنه،

‫از این لذت های جزئی نمیشه چشم پوشی کرد

‫درایفس ممکنه یه قدم عقب باشه ‫ولی ما یه قدم جلوتریم

‫اگه بتونیم قبل از خودش ‫آخرین تیکه ی سنگ رو پیدا کنیم،

‫نقشه اش، نقشِ برآب میشه

‫واقعاً این چیزه میتونه جاویدانش کنه؟

‫قدرت تبدیل کنندگیش بی نظیره

‫ولی یه محدودیت داره،

‫نمیتونه از هیچی، چیزی به وجود بیاره

‫برای همین، اگه درایفس زندگی ابدی بخواد،

‫سنگ باید از جونِ بقیه ی انسان ها، نیرو بگیره

‫و قیمتِ جاودانگی میشه ‫جونِ هزاران انسان بی گناه

‫جوب!

‫جوب!

‫کدوم گوری هستی؟

‫من شاهزاده ی تاریکی را فرا میخوانم

‫طبق بند های قرارداد خونی مان،

‫تمنا میکنم که مرا به خدمتگزاری ‫که به من عطا کردی، راهنمایی کنی

‫جوب!

‫جوب!

‫جوب!

‫ممنونم مالکوم

‫واقعاً...ناخوشایند بود

‫لعنتی جوب

‫بند های قراردادم کاملاً واضح بودن

‫تو برای همیشه باید درکنار من باشی

‫بخاطر ترکِ وظیفه ام، عذرمیخوام

‫من غافلگیر شدم

‫دیگه تکرار نمیشه

‫و سنگِ ابدی؟

‫دستِ منه

‫تنها چیزی که باقی مونده ‫آخرین تیکه ی سنگ ــه،

‫که بدون کمک تو، نمیتونم پیداش کنم

‫درجریانم مالکوم

‫خوبه

‫خب بیا از اینجا بریم ‫از جهنم هم گرم تره

‫یه فرضیه که تصمیم دارم بعد از ‫امروز هرگز نتونم تجربه اش کنم ‫(منظورش رفتن به جهنمه)

‫(روستای سلیپی هالو - جمعیت 146 هزار و 169 نفر)

‫حتماً برگشتنت به اینجا ‫واست سخته

‫خب حداقلش رو که بخوام بگم

‫خیلیا رو تو سلیپی هالو از دست دادم

‫ستوان...

‫همسرم...

‫پسرم

‫ولی درمقابل همه ی غم هایی که تجربه کردم،

‫دوستی بی نظیر، شراکت

‫و البته آشنایی ام با

‫این دنیای مدرنِ به شدتِ مرموز، هم بود

‫اینجا جایی بود که برای اولین ‫بار فهمیدی یه شاهد هستی، درسته؟

‫درسته

‫ژنرال واشنگتن یه انجیلی به جا گذاشته بود که مسئولیتی ‫که من و ابی میلز باید به دوش میکشیدیم رو تشریح میکرد

‫صبرکن ببینم، واشنگتن میدونست که ‫تو یه شاهدی و بهت نگفته بود؟

‫زمانِ جنگ بود

‫شکی ندارم که فرمانده ام دلیل خیلی خوبی ‫برای پنهان کردن این راز داشت

‫تو سربازِ خوبی هستی

‫یه جورایی...

‫جای خوبیه

‫به نظر ناامید میای

‫با همه ی اون وقایع فراطبیعی ایی ‫که سال ها در اینجا شکل گرفت،

‫انتظار داشتم یه جور جَوِ "استیون کینگ" ایی اینجا باشه ‫(نویسنده آمریکایی معروف و خالق بیش از ‫دویست اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی)

‫یه جورایی شبیهِ شهریه که توش بزرگ شدم

‫و اون شهر هم تو چراغ عقبی ‫ماشین بهترین نما رو داشت ‫(یعنی وقتی که شهر رو ترک میکردی)

‫کرین و دیانا بزودی پیداشون میشه

‫بهتره راه بیفتیم

‫ظاهرش بماند،

‫ولی اینجا، یه میدونِ وحشتِ فراطبیعیه که وقتی ‫اصلاً توقعش رو نداری، خودش رو نشون میده،

‫پس حواستون جمع باشه

‫به سلیپی هالو خوش اومدید

‫جایی که جادو اتفاق می افتد

‫رسماً

‫و اگه همه چی طبق نقشه پیش بره ‫این باید بهمون کمک کنه

‫که جای آخرین تیکه ی سنگ رو پیدا کنیم

‫ممنونیم که تونستین تو همچین وقتِ کمی ‫"عصای یهودا" رو بیارین خانمِ جنی

‫انگار یه دیاپازونه که اشتباه درست شده ‫(ابزار موسیقی)

‫دراصل یه میله ی یابنده است،

‫ولی به جای آب، به جادو کشیده میشه

‫هرچی جادو قوی تر باشه ‫کشش بیشتری حس میکنی

‫یه ضربه، چشماتون رو ببندین

‫یه چیزی رو پیدا کرد

‫سیگنالش...قویه ولی متغیره

‫خیلی خب

‫انگاری...نزدیکه،

‫ولی...

‫من رو اینور و اونور میکشونه

‫مطمئنی که داری درست ازش استفاده میکنی؟

‫دستورالعمل که نداشته

‫فکر کنم سیگنال رفت

‫امکانش هست که یه جور تداخل وجود داشته باشه؟

‫منظورم اینه که، مغازه های عتیقه به کنار،

‫این شهر یه جور سرچشمه ی ‫فعالیت فراطبیعی نیست؟

‫یه نقشه ی خطوط لای قوی و متقاطع بود،

‫که جای تیکه ی سنگ رو تو ‫سلیپی هالو بهمون نشون داد

‫شاید انرژی قابل توجه شون داره ‫با عکس العملِ عصا، تداخل میکنه

‫اگه جدولِ لای مون رو با یه نقشه ی ‫"توپوگرافی" تطابق بدیم، شاید بتونم ‫(نقشه‌ای برای نمایاندن ویژگی‌های فیزیکی سطح زمین)

‫ناحیه ی تداخل رو ازش جدا و تصحیحش کنم

‫خوبه. من تو "بایگانی" ام نقشه های ‫دقیقِ خیلی خیلی زیادی دارم

‫دنبالم بیاین

‫درست همونطور که "دوروتی گیل" با شوق زیاد گفت، ‫(شخصیتِ کارتونی سرزمین اوز)

‫"هیچ جا مثل خونه ی آدم نمیشه."

‫گفتی یه سری نقشه برام داری؟

‫بله دقیقاً، از این طرف خانم الکس

‫تا شما مشغولِ توپوگرافی میشین،

‫من میرم دنبال اطلاعاتی در ‫رابطه با تداخل خطِ لای بگردم

‫خیلی هم خوب

‫پس این غارِ کرین ــه؟

‫آره. چی بگم؟

‫طرف کتاباش رو دوست داره

‫کتابخونه

‫آزمایشگاه

‫پُشت اون چارچوب یه ورودی مخفی ‫هست که به تونل هدایت میشه

‫مگه میشه یه پایگاه مخفی ‫بدون این، کامل باشه؟

‫میزِته؟

‫جای همیشگی ــه خواهرم بود

‫قهوه ش رو دوست داشت

‫طوری که کرین راجبش حرف میزنه اون...

‫اون یه چیز خاص بود

‫اونا یه چیز خاص داشتن

‫هممون داشتیم

‫متاسفم...میخوای یکم تنهات بذارم؟

‫نه من خوبم

‫ارواح زیادی اینجا هست ‫که البته دوست شون دارم

‫عالی!

‫این از این

‫- ایناها ‫- فکر کنم بتونم یه قفس فارادی ردیف کنم

‫که جلوی انرژی خطِ لای رو بگیره ‫و عصا، سیگنال واضحی داشته باشه

‫فقط یه چند تا چیز لازمه،

‫سیم مسی، یه باتری 4.5 ولت،

‫و مادربردِ یه TRS-80 ‫(یک ریزرایانه یا میکروکامپیوتر قدیمی)

‫یه انبار نزدیکیای اینجا هست که همه ی ‫این وسایل و بیشتر هم داره...میبرمت اونجا

‫خیلی خوبه. تا شما عصای یهودا رو اصلاح کنین،

‫من و مامور توماس به جستجومون برای ‫پیدا کردن اطلاعاتی از سنگ فلاسفه، ادامه میدیم

‫این قسمتی از کاره که ‫دلم براش تنگ شده بود

‫آره، پیچک سمی، پشه...چی بشه!

‫آه دست بردار، تو هم به اندازه ی من ‫این کار رو دوست داری

‫تو این یه ماه گذشته، اولین باریه که حس ‫میکنم کاری که میکنیم، تغییری ایجاد میکنه

‫حالا بازم بیا تیکه بنداز

‫نه رفیق، راستش باهات موافقم

‫کمک خواستن یه چیز

‫آماده بودن براش هم یه چیز دیگه

‫اگه بخواین ساده و بی فکر باشین ‫یا صدمه میبینین یا میمیرین یا بدتر

‫و تو این خطِ کاری، سرنوشت هایی ‫هستن که مرگ رو بی اهمیت میکنن

‫خب، پس یه "منحنی یادگیری" داریم اینجا ‫(سطح پیشرفت شخص در به دست آوردن تجربه یا مهارت جدید)

‫منظورم اینه که، دست بردار

‫تو که با استایل "فیوریوسا" ‫(اشاره به فیلم مد مکس، جاده ی خشم)

‫با کفش جنگی،

‫و یه مبارزِ سرسخت به دنیا نیومدی، اومدی؟

‫خیلی خب، شایدم آره

‫من فقط میگم باید دررابطه با خطراتی ‫که باهاشون مواجه ایم، واقع بین باشین

‫مامور توماس،

‫یه چیزی هست که شاید بخواین ببینین

‫این نامه ها توسط ‫ژنرال واشنگتن نوشته شدن

‫البته من قبلاً همشون رو خوندم...

‫ولی یه چیزی رو از قلم انداخته بودم...

‫یه رمزی که اطلاعات جدیدی نشون میده

‫اینا سال 1781 نوشته شدن،

‫چندین روز قبل از اینکه برای اولین بار ‫اسب سوارِ مرگ رو ملاقات کنم

‫اون موقع بود...

‫که من...مُردم

‫این نامه ها میتونن اون ‫حوادث رو بهتر نشون بدن

‫و اطلاعاتِ حیاتی ایی راجب سنگ فلاسفه هم همینطور

‫دقیقاً. این نامه ی رسمی بخصوص ‫حاوی اطلاعات مخفی

‫دررابطه با ملاقاتِ پنهانی واشنگتن ‫و بنجامین بنکر، هست

‫ آقای بنکر، پیداش کردی، نه؟

‫ بله. بعد از سال ها جستجو، تیمِ بررسی ام ‫ مکان سنگ فلاسفه رو پیدا کرده

‫میدونین ژنرال، مشکل اینجاست که...

‫سنگ در مکانی هستش که بزودی ‫جنگی با انگلیسی ها درش رُخ میده

‫اومدم ازتون اجازه بگیرم که تا زمانی که ‫وقت هست "بخش" رو وارد عمل کنیم

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left