The first 200 lines.
باید راجع به چیزهایی صحبت کنیم
دوستمون جیمی مککاورن درخواست کرده
کنترل پیستهای اسبسواری شمال وینکنتون بهش واگذار بشه. قبول کردم
در ازای چی؟ - هیچی -
هیچی
خوشحالم بهت شلیک نکردم
وگرنه در حقت لطف کرده بودم
حالا برو بیرون
این یه تضمین چکه که مازلی امضاش کرده
از جانب مردی به نام جیمی مککاورن
عواقب نیتهای خوب
نیتهای خوب من
دکمه رو بزن
در رو باز کن و بیا خونه پیشم
یه کاری برات دارم
میام سراغت
بعد از نیمه شب چهارشنبه
بارنی توماسون
قراره اُسوالد مازلی رو بکشه
وقتی روی استیجه
وقتی کنارشم
و بعد من میشم رهبر حزب
قراره چند هفتهی شلوغی باشه، برادر
illusion ترجمه از: امــیــرعــلــی
ایرلندی رو به اسکاچ ترجیح میدی؟
بله، آقای چرچیل
ایرلندی بالاتر از اسکاچ
سیگارت بالاتر از سیگار هاوانایی
و احتمالاً مادرت توی یه چادر به دنیا اومده
مادربزرگم چرا
ولی مادرم توی یه کرجی به دنیا اومده
و همیشه خوشحال میشی که جوابهای بچه زرنگی به مردهایی که ازت بهتر زاده شدن بدی
یه مرد باید ثابت کنه که از من بهتره
جای اینکه گواهی تولدش رو نشونم بده
ببین، من ندارم پس برام خیلی کم ارزش دارن
توی مجلس زیبا حرف میزنی
ممنون
و یه کلمه از حرفت رو هم باور نداری
عقیده محکم باعث احساسات میشه که اون هم دشمن سخن پردازیه
فرهنگ یونانی میخونی
مشکل خواب دارم
دلیلی برای ملاقاتتون هست، آقای چرچیل؟
داری با یه فاشیست متحد میشی
پس بین بدترین مردم وایتهال پرس و جوهایی کردم
و فهمیدم که اصلاً باهاش متحد نمیشی
داری جاسوسیش رو میکنی
بله
چرا؟
جواب صادقانه اینه که
دیگه مطمئن نیستم
باغچهی خودت رو بیل میزنی، آقای شلبی؟
باغبون دارم
در واقع، سه تا باغبون دارم
سه نسل از مردم که هیچ جاهطلبیای ندارن
که تا ابد از من خوشحالتر خواهند بود
خب، اگه ازشون بپرسی، بهت میگن
انواع خاصی از علف وجود داره
که مهم نیست چقدر درشون بیاری بهشون سم بزنی
باز رشد میکنن
در آخر، تنها راهحل شخم زدن لایهی خاک رویی
ایجاد یه زمین گلی
و بالا آوردن و سوزوندن ریشههای بیرون افتاده است
من و تو توی فرانسه اینکار رو کردیم
ولی وقتی حرف زدن اون مازلی رو میبینم
میبینم رگههای سبز جنگی دیگه اطراف پاش رشد میکنه
و تو هم دقیقاً چیزی که من میبینم رو میبینی
واسه همین باهاش مخالفی
آره
رازت حل شد
استراتژیت چیه؟
نمیخوام زحمتش رو به دوشت بندازم
قراره قانونشکنی کنی
باید بخوابم
گفتی نمیخوابی
گفتم واسه خوابیدن مشکل دارم
منم
منم
آقای شلبی
شک ندارم زمانی در فلاندرز بوده
که وقتی تو زیر زمین بودی و من روی زمین
هر دو به یک هدف کار میکردیم
اینجا در وستمینستر توی یک موقعیت مثل هم هستیم
کاری که لازمه رو بکن، آقای شلبی
و اگه چیزی نیاز داشتی، بهم زنگ بزن
گاهی اوقات هست بعضی شبها
که هدف تحمل کردن چیزی رو نمیبینم
اون روال قدیمی
یه سیگار رو که خاموش میکنم یه ساعت بعد یکی دیگه میخوام
گاهی، پل بینمون در همین حد شکننده است
ولی به هر حال ازش استفاده کن
یه چادر
بعد یه قایق
بعد خونه
حالا عمارت
نشون دهندهی چیزیه، نه؟
آره، هست
در ضمن
تو بودی که اون افسر اطلاعاتی اولتسری رو کشتی؟
اسمش رو یادم رفته
سرگرد کمبل
بله، کمبل
نه
خالهام بود
واقعاً باید یه روز بیام بیرمنگام
و یه شب رو با خانوادهات بگذرونم
به نظر آدمهای جالبی میان
بله
خوشحال میشیم
هارولد فرنچ، داور لیورپول رو قانع کردم فقط پول میخواد
تام ژندهپوش، داور شفیلد ونزدی پول میخواد
و کتک زدن یه یارو که با زنش میخوابه
دکتر جنسی گفت تو ویسکی خوردن آروم بگیری، باشه؟
فین
در نمیزنی؟
نه، فین
نمیزنم
باشه
سلام، بیلی
چطوری، رفیق؟
خوبم، آقای شلبی
آره، ظاهرت خوبه
کت شلوار خوبیه
ممنون، آقای شلبی
حقشه
توی مسابقات فوتبال بیشتر از سود شنبه روی مسابقات اسبسواری به جیب زدیم
وارده
آره، میدونم
داری پیشرفت میکنی، خوشم اومد
خانومت چطوره؟
به قول کاکنیها که بهش میگن بار زحمت و بدبختی
رفته
باعث تأسفه
میشه بهت ملحق بشم؟
میشه به مهمونیتون ملحق بشم؟ نگاه کن، خوش میگذرونید، ها؟
تو آدم خوبی هستی، بیلی
آدم خوبی هستی
میتونی مثل یه پرندهی توی قفس آواز بخونی
و ما چیکار کردیم، ها؟
اون قفس رو باز کردیم و مرد واقعی پرواز کرد بیرون
خودش رو نشون داد
حقیقت جوانه، بیلی جون
آره
بیا، ببین
اینجا چی داریم؟ ببین
نگاش کن، بیلی جون
اینجا هم یکم کوکائین دارم، ببین
بازم کوکائین هست، بیلی
حالا، میدونم که دوست داری؟ خب، منم دارم
پس، یه چیز بهت میگم چطوره با همدیگه یه خط بزنیم
چطوره یکم کوک با هم بزنیم؟
ریخته شد رو سر و صفتت که
چشمهام نمیبینه شرمنده، رفیق
هی، چیکار میتونم بکنم؟ شلختهام بیلی، نه؟
عذر میخوام
و تو
تو رو ببین
اینجا پیش رفیقت نشستی رفیق صمیمیت
خب، وقتی شما اینجا نشستید راجع به کارمون حرف میزنید
ویسکی میزنید سیگار میکشید و کوک میرید بالا
و کار میکنیم
یادت باشه، اگه به این مرد بگی
کار خانوادگیمون چیه
داری جونش رو به خطر میاندازی چون مردم دهن لقن، فین
فقط از فوتبال و زنها حرف میزنیم آقای شلبی
فوتبال و زنها، همیشه فقط
از فوتبال و زنها حرف میزنیم
نه بابا؟ - آره -
باشه
زودباش
جلسهی خانوادگی داریم بریم
درست نمیخوری درست نمیخوری
املاح طبیعی وارد بدنت نمیشه، پسر
قضیه اینه، همیشه
سختیها رو میگذرونی، آرتور؟
واسه چی؟
میگذرونم تا آزاد باشم، پال
یه لیوان دیگه، ها؟
یه لیوان دیگه از خب که چی
حالت خوبه، چارلی؟
بارنی حرومزاده زد تو ساق پام وقتی بیدارش کردم
اون حرومزادهی دیوانه کجاست؟
با سه تا از پسرهای لی به یه چراغ برق بسته شده
که دارن به خودشون میرینن
یه مشروب بزن
اولاً، از طرف لیزی عذر میخوام نمیتونه بیاد
چارلز کنسرت ویولن داره
همچنین، به آقای آبراما گلد خوشآمد میگم
اون و پالی قراره سه هفته دیگه ازدواج کنن، با دعای خیر من
از الان به بعد، آبراما میتونه به جلسههامون بیاد
اولین موضوع کاری، یه عذاداری
کلنل بن یانگر
که شاید بشه عضو این خانواده
رو چهار روز پیش ازمون گرفتن
توسط نیروهای تاریک
یه سری تحقیقات کردیم
و فکر کنیم میدونیم کی بمب رو کار گذاشته
در این بین با آیدا همدردی میکنیم
و بچهی داخل شکمش
که شاید روزی توی این جلسات باشه
ولی امیدوارم با شرایط مثبتتر
No comments yet. Be the first to leave one.