The Getaway

The Getaway

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Getaway 1994 1080p BrRip YIFY
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
🟣| t.me/SubAvaliHa | دریافت زیرنویس‌های تبدیل‌شده بیشتر در کانال ما |🟣

Tags

brrip
1080
Published on: 2023-10-03
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫کار هدف ها رو ساخت, داک.

‫این پی کی اس سلاح

کوچیک و خوش دستیه.

‫سعی کن ماشه رو زیاد نکشی .

‫اینجوری به هدف هات

نمیزنی. فقط باید تمرین کنی .

‫- سی و هشت خیلی

کمه - میگه خیلی کمه .

‫چی میگی داک ؟

‫سیصد هزار دلار پول زیادیه

. ‫رک و راست دارم بهت میگم .

‫- راحت به نظر میاد .

‫- همینطوره .

‫کاری که باید بکنیم اینه که ‫تن

لشش رو از زندان بیاریم بیرون.

‫و ببریمش . سمت الد ریو گرند .

‫- سختترین قسمت کار چیه ؟

آدم جمع کردنه دیگه .

‫نه این دفعه ‫این سری

دایی مکزیکیه هم. ‫هست

‫يالا كارول, کمکم کن.

داک بگو که معامله خوبیه

‫پول رو پنجاه پنجاه

با هم تقسیم میکنیم .

‫داری شوخی میکنی . ‫میدونی

که منم تو این کار هستم .

‫یه زن باهوش میاری اونجا,

داک واقعا خوب باهاش کار کردی .

‫فک کنم اون تصور میکنه من و اون بیشترین ‫کار

رو میکنیم پس سهم بیشتری از پول گیرمون میاد.

‫خوب, من کاری به این حرفا ندارم.

‫نقشه و معامله با منه .

‫بدون اون هیچی گیرتون نمیاد .

‫- کدومش رو دوست

داری عزیزم ؟ ‫کلته رو .

‫کلته مال منه

‫اما من میخوامش .

‫شرمنده, دلم نمیخواست همچین

لحظه قشنگی رو قطعش کنم

‫اما باید بدونم چی کارهای داک

‫هستی یا نه ؟

‫فک کنم این یعنی

نظرت مثبته, هان ؟

‫در موردش فک میکنم.

‫زیادی لفتش نده!

‫خودم باید راضیش کنم .

‫- وكيل من ‫کجاست؟ ‫- مندوزا !

‫بیا بیرون !

‫به خط شو . برگرد.

‫نهصد و بیست و پنج ‫از

سمت راستت دارم میام, تمام.

‫باشه می بینمت

‫برو جلوی اون , سمت

چپ ‫بهترین جاست .

‫سه دقیقه بیشتر وقت ندارها .

‫- میدونم قبلا هم سوار ون بودم .

‫- درسته

‫- جان ؟ ‫دردسر هم یه راهی

واسه ساختن یه زندگیه, داک

‫تو باید با یه دندون

پزشک ازدواج میکردی.

‫میخوای به گیبسون

زنگ بزنی, درسته ؟

‫نمیدونم .

‫هي, مندوزا

‫- دنبالم بيا .

‫- یادت نره قاضی رو بترکونیش !

‫هی, مندوزا قبل از اینکه

‫بری یه ماچ به ما میدادی

‫زود باش بریم, قاضی منتظره.

‫یالا, حرکت کن

‫هزار و دویست و هشت..

‫اونا دارن خارج میشن . ‫تمام.

‫.. ‫هزار و دویست و

هشت راه بیفت, همین الان.

‫چی کار داره میکنه ؟

‫- يالا, تکونش بده !

‫از سر راه برو کنار عزیزم .

‫لعنتی چی میخوای ؟

‫- عجله کن !

‫- سرکار اونا از ونت رفتن بیرون !

‫بریم پسر!

‫همینجا بپیچ به چپ ‫بعدش

هم دوباره برو به چپ .

‫محموله تون رفت, عوضی ها

‫روشن نگهش دار .

‫- بهتره اینو نگهش داری.

‫- خوشحال شدم دیدمتون .

‫- سر افراز شدم !

‫- برو.

‫پسر تو پیش دایی من یه قهرمانی

‫- چطوری خوزه - لوييس !

‫- لوييس .

‫کار رو تر تمیز انجام دادی.

‫میدونی, کارت حتی باعث میشه

برای اخبار ساعت ۵ اینجا باشی

‫همش تو اونه . ‫اگه

میخوای میتونی چکش کنی

‫ازت ممنونم که خواهر

زاده ام رو آوردی پیشم .

‫کی میتونست با خواهر زاده ام

همچین ‫کار وحشتناکی بکنه ؟ هان؟

‫لوییس آدم عیالوار خوبی بود

‫اما حسابهای بانکیش از

۱ میلیون پزو کمتر بودن .

‫معامله خوبی بود.

‫لعنت به من یالا برو !

لعنتی! ‫—

‫از اینجا میریم رییس.

‫- میتونم کمکتون کنم, خانوم ؟

‫اومدم شوهرم کارتر مک کوی رو ببینم.

‫خیلی خوب . ‫از در بیا تو .

‫- سلام داک .

‫- سلام عزیزم .

‫روبراه شدی ؟

‫خیلی خوبم .

‫من

‫رفتم برادرم و بچه هاش

رو تو ‫اوکلاهاما ببینم

‫ای خدا, داک.

‫فک کنم یه راهی برای

خروج از اینجا پیدا کردم .

‫یه بابایی هست که

‫بیرون فونیکس کار میکنه.

‫اسمش جک بنیونه .

‫همه چیز رو خیلی خوب کنترل میکنه

‫درست و حسابی برنامه ریزی میکنه .

‫دنبال کسیه که بتونه

بهش اطمینان کنه.

‫برای اینکه یه آدم کار درست

رو پیدا کنه ‫به هر دری میزنه

‫بنیون منو میشناسه.

‫باهاش تماس بگیر .

‫بهش بگو براش کار میکنم

‫بهش بگو منو از این

خراب شده بیاره بیرون .

‫این کار رو میکنی ؟ ‫این

کار رو بخاطرم میکنی ؟

‫بیست سال بعدی عمرم

رو ‫بدون تو نمیگذرونم.

‫به ‫ه آریزونا بیلتمور خوش اومدین.

‫اه, اه اه.

‫تو همسر مک کویی دیگه ؟

‫- درسته

‫حیم دیر جکسون . ‫. ‫میشه

کیفت رو بدی به من ‫؟

‫من برای آقای بنیون کار میکنم .

‫خانوم مک کوی . باید بگردمت .

‫معذرت میخوام آقای بنیون, قربان

‫مهمونتون رسیده .

‫دوباره باهات تماس میگیرم

‫- شرط میبندم روزت رو ساختی !

‫- صبحم رو حالا هر چی

‫سلام خانوم مک کوی

. ‫من جک بنیون هستم .

‫- خوشحالم که میبینمتور

‫- منم خیلی خوشحالم . ‫.

‫بابت جیم دیر متاسفم . ‫.

‫بعضی وقتها دیگه زیادی

از کارش لذت میبرد

‫آقای بنیون, من اومدم اینجا تا

در مورد شوهرم صحبت کنم.

‫- چرا نمی شینی ؟

حتما متشکرم .

‫نوشیدنی چی میل داری ؟

‫ويسكى لطفا .

‫- یخ می ریزی؟

خوبه

‫شوهرت چطوره ؟

‫حالش میتونه بهتر باشه .

‫زندانهای مکزیک

زیاد هم خوب نیستن .

‫مخصوصا برای یه

خارجی, درست میگم ؟

‫برای یه همچین مردی با

این همه ‫استعداد, خجالت آوره

‫میفهمم تو هم یه شغلی داری.

‫شاید بتونی هر کسی

رو کمک کنی بیاد بیرون

‫ممکنه

‫ممنونم .

‫داک تو مکزیک زندانیه

‫پیچیده است .

‫من میتونم برم یکی دیگه رو بیارم. ‫چرا

بخاطر همسرت خودم رو تو دردسر بندازم ؟

‫داک بهترینه

‫تو مگه دنبال همچین کسی نیستی ؟

‫چرا همون چیزیه که من میخوام

‫خوب ببینم حالا مک کوی

‫چقدر راغب به همکاریه ؟

‫خیلی .

‫- میدونی تو شایستگی از این بهترش

رو داری . ‫راه تو از اون جداست .

‫چند وقته زندانه ؟

‫- بیشتر از یکساله . ‫– اه . ‫ol

‫مدت زمان زیادیه, مگه نه؟

‫خیلی زمان زیادیه

‫آره.

‫اسمت چیه ؟

‫مک کوی .

More Farsi Persian subtitles for The Getaway

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left