Anger Management

Anger Management

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Anger Management S01E07 By VMiLaD
A Commentary by vmilad
هماهنگ با تمامی نسخه های HDTV

Tags

TS
Published on: 2012-08-03
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب ادامه مي ديم

داناوان" شنيدم که تو و "کلئو" سر" زماني که تو کتابخونه ميگذروني، مشکل داشتين

مي خواي در موردش صحبت کني؟

آره، "کلئو" اخيراً خيلي هواي من رو داشته

اون درک مي کنه که من بايد مدرک وکلاتم رو بگيرم

تا بتونم بدون هيچ شکي ثابت کنم که من بيگناه بيگناه هستم

اونا فيلمت رو دارن که داشتي در کمال خونسردي سه نفر رو با چاقو تو مغازه مي کشتي

نگفتم کار راحتيه

خب، "کلئو" مي دونم بخاطر اين ناراحتي چون نمي توني مثل قديم وقت زيادي رو با "داناوان" بگذروني

مي خواي بهمون بگي چجوري اين موضوع رو قبول کردي؟

من نمي خواستم، مجبور شدم، مي فهمي؟

داناوان"، يادته که قديما" مي گفتيم اگه يکي از ماها

قبل از اون يکي آزاد بشه بايد بکشيمش؟

فکر کنم بايد روش تجديد نظر کنيم

چي؟

من امروز آزاد مي شم

...هفته پيش يه نامه گرفتم که

.زندان جا نداره و اينا

چي؟

الان يه هفته است که مي دوني؟ - داناوان"، "داناوان"، تو مشخصاً ناراحت شدي" -

تو بايد اين احساست رو به "کلئو" نشون بدي

وگرنه اين ناراحتي تبديل به عصبانيت ميشه

...و عصبانيت تبديل به خشم ميشه و خشم مي تونه

!خداي من

نه، نه، مشکلي نيست

چرا بهم نگفتي؟

گفتم ممکنه عصباني بشي

خب، اون بخاطر کمتر از اين سه نفر رو کشته بوده !پس خيلي فکر خوبي کردي

شرمندتم، هيولاي من - !نه -

من ديگه هيولاي تو نيستم

"تو قلب من رو شکستي، "کلئو

من مي تونستم تورو با کلي ژله" عوض کنم اما اينکارو نکردم"

بيا داداش گلم -

الان چطور؟

الان وقتشه

خيلي خب، مي دونم که خودتون بهتر مي دونين

اما بايد اينو بهتون بگم

ما هيچوقت نبايد يه صندلي ديگه بديم دست کسي که عصبانيه

MiLaD تقديم مي کند

حالا يادت باشه که وقتي زننده ضربه بهت نزديک ميشه

بايد يه کاري کني که حواسش رو پرت کني

بهش چشمک بزن انگار تو چيزي رو مي دوني که اون نمي دونه

مثل اين نکته که نسل امروز اولين نسليه که

از پدر و مادرشون هم بدترن و محکومن به شکست خوردن؟

فقط سعي کن به توپ ضربه بزني و لذت ببري - باشه -

اين مسابقات داره من رو ديوونه مي کنه

من حتي نمي دونم "سم" با توجه به وسواسش و باقي چيزا تا اونجا چجوري مي خواد دووم بياره

اون از دستشويي هاي بين راهي مي ترسه

هي، من واقعاً دلم مي خواد که دختر جوونم

!از دستشويي هاي بين راهي بترسه

نکته خوبي بود. هي، حالا که اينجاييم

ميشه به اين يه نگاهي بندازي؟

اين يه کار جديديه که مي خوام راه بندازم

خدايان سبز؟ - يه شرکت خدماتي نظافته -

که فقط مستخدم هاي خوشگلي رو استخدام مي کنه که از محصولات دوستدار طبيعت استفاده مي کنن

مستخدم خوشگل؟

از کجا مي خواي زن هاي خوشگلي رو پيدا کني که برات توالت بشورن؟

مردها الان هزاران ساله که دنبال همچين چيزي هستن

اونا کمکت مي کنن

فقط کافيه که به خدايان سبز ده هزار دلار بدي

اونا هم در مقابل علامتشون، وسايل تميز کننده و دامن کوتاهشون رو بهت مي دن، اين عاليه

يعني تو ده هزار دلار مي دي که يه وايتکس با يه نشان دلفين سوتين بسته و جارو بگيري؟

اول از همه اون يه پري درياييه

که سر دلفيني شکلي داره که دوست دار طبيعته

و چرا هميشه اينقدر منفي هستي؟

،مرکز سگ ها رو يادته

...که يه مرکز "يوگا" بود

واسه سگ ها؟

"کلئو" - بيرون "درک" صدام مي کنن -

سلام، فکر نکنم همديگه رو ديده باشيم

اه، اين "درک"ه، يه دوست قديمي از دوران بازي

اين همسر سابق من "جنيفر"ه

سلام - سلام -

چرا همچين چيزي رو طلاق دادي؟

خب، کي گفته که اون اين کارو کرده؟

من نشناختمت، تو و "چارلي" کجا باهم بازي مي کردين؟

اون تو "اکرون" بازي مي کرد

عجب بازيکني بود. تقه هاي خوبي مي زد

مامان، بيا بريم سمت اتوبوس. ديرمون ميشه

خيلي خب - خداحافظ، دخترم -

خداحافظ. از آشناييت خوشحال شدم

تو اينجا چه غلطي مي کني؟ - رفتم که زنم رو ببينم -

.وايسا، وايسا، وايسا ببينم تو زن داري؟

هستم، پسر PG من يه

يعني فقط تو زندان هم جنس بازم

اتفاقاتي که تو زندان ميفته همونجا هم مي مونه

حالا زنت چي شد؟

بهم گفته بود منتظرم مي مونه

اما يه عروسک بيشتر جاي خونه ام نبود

"زنيکه با يه مرد چيني رفته بودن "سان ديگو و سه تا بچه هم دارن

و يه سگ لعنتي که اسمش "کلئو"ئه

واو، اين خيلي بده

حالا مي خواي بهت آبي چيزي بدم؟

خودت مي دوني براي چي اومدم اينجا - واسه آب؟ -

بخش عفو مشروط گفته که اگه تا امشب نتونم جايي رو پيدا کنم

بايد برگردم زندان

يه جايي واسه موندن مي خوام

ببين، ببين، "درک"، من خيلي دوست دارم کمکت کنم

اما بايد رابطمون رو کاملاً حرفه اي نگه دارم

اما اگه بخواي مي توني تو جلسات مديريت خشم من شرکت کني

خيلي خوشحال مي شم اينکارو بکنم

جلسه بعدي چه زمانيه؟ - فردا، ساعت دو بعد از ظهر -

عاليه! من همين جا رو مبل منتظر مي شم

بچه ها، اين "درک"ه

درک" عضو سابق گروه من تو زندانه"

مي خوام به همتون ياداوري کنم که مثل هميشه

زندگي خصوص همه محرمانه است

هيچ خبري نبايد از اين اتاق بيرون بره - مگر اينکه اون بدزدتش -

خيلي خب، بياين از جايي که جلسه پيش تموم شد شروع کنيم

پاتريک"؟" - ...درسته، خب -

من تو يه رستوران با دوستم داشتم شام مي خوردم

و اين احمقي که بغل دستم نشسته بود گفت که من زيادي بلند حرف مي زنم

و منو تهديد کرد که به مدير رستوران خبر مي ده

براي منم يه اتفاق مشابه افتاده

يه زماني با يه گانگستتر روسي هم سلول بودم و اون ميگفت زيادي بلند صحبت مي کنم

و اگه صدام رو نيارم پايين، اون تخمام رو به گردنم گره مي زنه

"بهش مي گفت، "پاپيون تخمي روسي

مي بينيد همه ما چقدر مشترکات داريم

خب بعدش چي شد "پاتريک"؟ - زياد مهم نيست -

ليسي" اوضاع تو با مادرت چطوره؟"

اون ديوونه است

ميگه اگه مي خوام بازم بهم خرجي بده بايد يه کار پيدا کنم

من فکر مي کردم پدر و مادرها بايد بدون قيد و شرط به بچه هاشون پول بدن

اون دوست داشتن بدون قيد و شرطه

اونا حتي به سگ ها هم همچين اجازه اي نمي دن

خب، اون به سگم خرجي مي ده ولي بهش کار نمي ده

درکت مي کنم، دختر

والدين بعضي وقت ها خيلي آزار دهنده مي شن

پدر و مادرم من رو با سيگار ميسوزوندن

اينجوري خيلي سريع ياد مي گيري نزديک ميز غذا هم نشي

اد"، فکر نکنم ديگه دلت بخواد داستانت رو در مورد" آدامس خوردن بقيه بگي، نه؟

اه، درسته

مي دوني، اون دوست فرار از زندانمون که اونوره

تنها کسي نيست که زندگي سختي داشته

ببخشيد، اسمت رو يادم رفت

مادر من هم من رو ميسوزوند

اونم با کنايه هاي بي موقع و نيش دارش در مورد لباس هام

ممکنه جاي زخم هاش معلوم نباشه اما وجود داره

خب، فکر کنم هممون بتونيم از اين موضوع درس بگيريم

،وقتي که دارين فکر مي کنين مشکلاتتتون خيلي بزرگن

يادتون باشه که حداقلش در موقعيتي نيستين که کسي بخواد آلت تناسليتون رو دور گردنتون گره بزنه

بعداً اينو ازم نقل قول نکنين

سلام "درک"، حالت چطوره؟ - خوبم، خوبم -

چارلي" اجازه داده چند روزي سرش خراب شم"

براي همين فکر کردم يه کم کمکش کنم

خب، به من توجه نکن من فقط مي خوام ماشين لباسشويي "چارلي" رو براي رخت چرکها قرض بگيرم

ماشين لباسشويي من حالت تعادليش رو از دست داده

وقتي روشنش مي کنم حس مي کنم داره مسخره ام مي کنه

مي دوني چيه؟ بذار من برات انجامش بدم

"در هر صورت مي خوام لباس هاي خودم و "چارلي رو هم بشورم

واو، ممنون

به اون شورت هاي پيرزني توجه نکن اونا مال من نيستن

خودشون از قبل تو سبد بودن

اگه ماشين لباسشوييت خراب شده من کارهاي فني رو خوب بلدم

مي تونم يه نگاهي بهش بندازم - واقعاً؟ -

آره - باشه. عالي ميشه -

خيلي خوب ميشه. ممنون

اون چرا داره لباس هات رو مي شوره؟

چون خودش پيشنهاد داد، مثل "يه مرد با شخصيت، "چارلي

آقاي باشخصيت خانم هم داره؟

...واو. خيلي خب، من

احتمالاً بايد يه چيزي رو در مورد "درک" بهت بگم اون بازيکن نيست

اون يکي از اعضاي گروه زندانيه که داوطلبانه قبول کرده بودم

شوخي مي کني - نه -

يه مجرم سرسخته. دوازده سال زندان بوده به جرم ماشين دزدي

و تکرار جرم، همه چي تمومه

پس يعني اون يه آدم خوش تيپه که از تعهد نمي ترسه

و هميشه ماشين هاي خوشگل مي رونه؟

"اين کارو نکن، "جن - ببخشيد؟ -

"با اين طرف قاطي نشو، "جن

واقعاً فکر مي کني من اونقدر احمقم که با يه خلافکار قرار بذارم؟

چرا هميشه در مورد هر کاري که من مي کنم قضاوت مي کني؟

تو مطمئني که مي خواي اين سوال رو بپرسي؟

...چطوره يه نگاهي هي، تمومش کن

به محض اينکه چک خرجيم رو نوشتي

و بهم يه کم از اون پيتزا دادي و اونم لباس هام رو شست

من از اينجا مي رم. خودم مي تونم از خودم محافظت کنم

برنامه "پروژه فرار" رو ضبط کردي برام؟

آره - مي رم اونو ببينم -

سلام - سلام -

اونو اونجا مي بيني؟؟

اون مريض منه

اه، اين همونه که نمي تونه عصباني شه؟ - آره، خودت خواهي ديد -

يخاطر اين اومده چون فکر مي کنه من مي خوام بهش يه دختر معرفي کنم

اما ازت مي خوام هرکاري در توانته بکني که به مرز عصبانيت برسونيش

چطوره باهاش ازدواج کنم؟

نه، ما مي خوايم سعي کنيم عصبانيش کنيم نه اينکه به کشتنش بديم

اه، من خيس شدم - اه، خيلي متاسفم -

اميدوارم اينا لباس خوبات نباشن

نه، اومدم به ديدن يه دختر اما مشکلي نيست

اشتباه عمدي نبود

اين يه کم عمدي بود

شايد بهتر باشه من فقط بادوم بخورم

خب، حداقل چندتاش رفت اونجايي که توش هيچي نداري

اسمت چيه؟

و من احساس بدي دارم که رفت و فکر کرد من بهش گفتم احمق

تو واقعاً فکر مي کني "جن" احمقه؟ - نه، نه -

منظورم اينه که تو و من رفتيم دانشگاه

کتاب خوانديم، ما در سطح دانشگاهي ها باهوشيم

...جن" بيشتر"

More Farsi Persian subtitles for Anger Management

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left