The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
برخی تماسها مثل یه چاقو به دل میزنن
۵۱ یعنی هرگز بار رو تنهایی به دوش نکشی
میخوام امتحان ستوانی رو بدم
بالا رفتن تو برای ماشین 81 عالیه
من احمقانه عاشق تو شدم
اما تو همه کارا رو کردی که منو دور کنی
فکر میکنم واقعاً خرابش کردم
تغییر اجتنابناپذیره - هیچ چیزی برای همیشه ثابت نیست -
تصمیم گرفتم وارد بازی بشم
برای معاون کمیسیونر
تو مرد این لحظهای، رئیس، بدون شک
تبریک، معاون کمیسیونر
تو ۵۱ رو به یه خانواده تبدیل میکنی رئیس، و این ایستگاه رو به خونه
بدون او که ما رو کنار هم نگه میداره، چه کار کنیم؟
میخوام تو این صندلی بشینی به عنوان جانشین من
زندگی واقعاً درباره خانوادهست افرادی که دور و برت هستن
بنی سووراید، اون پدر من بود
دیمون میدونست
و از وقتی اومد دروغ گفت
نمیدونم چطور میتونم اون رو تو ماشین نگهدارم
اگه بمونه تو ایستگاه
شاید بتونم معلمش بشم
این ماشین توئه، تصمیم توئه
NESTED با افتخار تقدیم میکند
مترجم مرتضی راکی کانال تلگرام : @nestedsub
صبح بخیر، رئیس
صبح بخیر
ستوان هرمن - آره -
میخواستم مطمئن شم که ما دو تا معرفی بشیم
قبل از اینکه بقیه رو ببینم
خب، خوبه که تو رو میبینم، رئیس پاسکال
تو تازه از میامی اومدی، ها؟
خب، من از سی اف دی شروع کردم، اما آره
ده سال اخیر تو آتشنشانی میامی-نجات بودم
باشه، خوش اومدی
رئیس بودن گفت تو تو مسیر بودی که یک رئیس دسته بشی
با هدف نشستن رو این صندلی
خب میخواستم مطمئن شم که هیچ کدوم حس بدی نداریم
که من الان اینجا هستم
نه، نه
مشکلی نیست
من ... من فقط بدشانس بودم
قبل از امتحان کاپیتانی بـیمار شدم
چند هفته پیش و به همین خاطر از دستـش دادم
اما من دور بعدی امتحان میدم
و بعد از اون امتحان رئیس رو
.... پس من
هنـوز راه زیادی دارم
خب، برای اون موفق باش
ممنون
هیچوقت اون رو ملاقات نکردم اما شنیدم در میدون هیولاست
لطفاً، تو میامی، این فقط یعنی پارتیهای ساحلی رو بهم زدن
و حموم آفتاب گرفتن
فیلم اسکارفیس رو دیدی؟
بایواچ رو هم دیدی؟
میدونم شانک تو ۴۸ میگه اون به شدت محکم هست
فکر کنم خواهیم دید
دلم میخواد بدونم چرا از میامی برگشت
شاید بازنشستگـیاش رو نگه داشته پس باید اینجا تمومش کنه؟
کسی هنوز اون رو دیده؟ - نه -
اونو تو دفتر بودن قفل کردن
حالا دفـتر رئیس پاسـکال هست
دارم برای دومین بار میرم
کارور کجاست لعنتی؟
اولین روز برگشت بعد از مرخصی شش هفتهای
فکر میکردی زودتر بیاد
ازش خبری داری؟
نـه، هیچ خبری
فقط فکر میکردم با خانوادهش تو تگزاسه
میخواستم بهش کمی فضا بدم
آره، امیدوارم که اونجا کارهایی رو حل کرده باشه
حالا که میدونم داره برمیگرده
چند تا چـیز دارم که باید بگم
مثل چی؟
میخوام عذرخواهی کنم
و میخوام توضیح بدم
که دوری من به خاطر اون نبوده
من به خاطر احساساتم نسبت به اون دوری کردم
آره میخوام این کار کنه
خوبه که حرفتو زدی
خیلی خب، جلسه صبحگاهی داره شروع میشه
جمع بشید
وقتشه که با رئیس جدید آشنا بشیم
داری دیر میکنی
اوه، اینجا بودم، ستـوان
فقط چند لحظه تو رختکن نشستم تا همه چیز رو بپذیرم
خوشحـالم که برگشتم
پس آمادهای که دوباره وارد عمل بشی؟
قطعاً، آمادهام
باشه، خوبه
پس نمیذاری ببرمت بیرون برای نوشیدنی؟
متوجهام من ترسناک هستم
آره - آره، همینه -
ولی داشتم فکر میکردم
.من باید چند ساعت دیگه آموزش اورژانس ببینم
و دیدم که تو برای اون کلاس اضطراری روانی ثبتنام کردی
شاید منم بیام، بعدش میتونیم
بریم یه قهوه بگیریم
مـــمـــم
فکر میکنی برادرت چی میـگه؟
،اگه دقت نکرده باشی
سوراید زیاد تو کار بقیه دخـالت نمیکنه
صبح بخیر، ۵۱
صـبح بخیـر، رئیس
همونطور که احتمالاً میدونین من رئیس دسته دام پاسکال هستم
۲۷ سال در این شغل
چند تا چیز دارم که میخوام از ابتدا روشن کنم
من احترام زیادی به
معاون کمیسیونر والاس بودن دارم
و واقعاً افتخار میکنم که اینجا در صندلی قبلی اون هستم
ولی من رئیس بودن نیستم
من نمیخوام باشم
من سبک رهبری خودم رو دارم کارها رو به روش خودم انجام میدم
پس باید همه شما انتظار داشته باشید که تغییراتی در ایستگاه آتشنشانی ۵۱ صورت بگیره
همه واحدها، انفجارهایی در ۱۱۳۴ خیابان ۳۱ گزارش شده
ادامه داره
بریم، تیم
"تغییراتی خواهد بود" به نظر میاد یه تهدید باشه
باید بپرسم دقیقاً درباره چی صحبت میکنه
توجه، همه واحد های پاسخگو به خیابان ۳۱
انفجارها در حال حاضر درون ساختمان ادامه داره
واحدها باید با احتیاط نـزدیک بشن
دریافت شد، مرکز
بریم جلو ولی حواسمون جمع باشه
بزن بریم
خانم
انبار اصلی آتش گرفت
و یهدفعه همهچی دیوونه شد
همه از ساختمان بیرون اومدن
اما چند نفر بیرون ساختمان گیر کردن
باشه
باشه
!شُرد و ترکش داره میاد سمتمون
پشت آمبولانس پناه بگیرین
و بذارین امدادگرها نگاهی بهتون بندازن، باشه؟
برو
اگه اونجا وسایل ویپ باشه
یعنی مخازن نیتروس اکسید و بوتان در هر سایزی داریم
حـمله تدافعی
هیچکس وارد ساختمون نشه
رانندهها، این ماشینها رو پشتبهپشت
تو یه نیمدایره بچینید
و یه منطقه امـن ایجاد کنید
قربانیها رو اونجا ببرید
ماشین و واحد، از ماشین ۸۱ جکها رو بیارین
از اونا بهعنوان سپر محافـظ استفاده کنین
هر کی نزدیک آتبش بود رو بکشین بیرون
انجامش میدم - بله، رئیس -
بـزن بریم
توپهای آبپاش خودکار و لولههاتون رو آماده کنین
مطمئن بشین خطهای آب تأمین شدن
بـاشه
رئیس - من خوبم -
قربانیها رو بیرون بکش
باشه سـاپورتم کن
میتونی راه بری؟ - نمیدونم -
باشه، کمکت میکنم - باشه -
آروم، آروم
باشه، گــرفتــمت
....انفجارها - یه چیزی خورده به پشتم -
میدونم، میدونم، میدونم - آروم باش -
باشه - پشتت، پشتت -
شماها، بیاین با ما
فکر کنم این یکی ژن ترس نداره
تـنظيـم زيـرنویـس از .:: Aren Zohrabi ::.
بیاین بچهها، زود باشین
میخوایم توپ آبپاش قابلحمل رو راه بندازیم
دکتر - گرفتمش برو داخل -
باشه، ما مراقبتیم، میکشیمت بیرون
بیا بلندت کنیم
یه قربانی بگیر
قربانیها رو سفت زیر حفاظ بگیرین
گزارش اصابت گلوله در اوگدن و نورث
گزارش اصابت گلوله در پنجم و ایندیانا
قرارگاه ۲۵ به مرکز
ترکشها از محدوده آتش خیلی دور شدن
دستور پناهگیری میدم
نیم مایل در همه جهتها
کارور، بهش کمک کن - باشه -
خوبی؟ بیا
نزدیک بمون
گرفتمت - بیا بلند شو -
دیمن
میخوای بری اونجا؟ - گرفتمشون -
نه، نه - ادامه بدیم -
هی
خوبی؟ هی
بیا
گرفتمت
نفس بکش
رئیس، این آخرین قربانی بود
ساختمون تخلیه شده
آتیــش کنین - توپها رو راه بندازین -
یکی اینجا میگفت دیروز
یه محموله بوتان واسه مغازه ویپ اومده
نگهداریش اونجا نمیشه قانونی باشه
نه عمراً
ترکشها یه مایل در همه جهتها پخش شدن
پاکسازی منطقه توسط پاسکال خیــلیها رو نجات داد
No comments yet. Be the first to leave one.