The first 200 lines.
...و حالا
عشق تو رو تموم مي کنم
نميخوام درش بيارم
ميخوام همينجوري عاشقت باشم
اين تصميم خودمه
سرنوشتمون از قبل مقدر شده
من صداي ناقوس عشقُ شنيدم
ميخواي باهام ازدواج کني؟
پس حتي اگه گوم گانگ گو رو در بياري، نميتوني ازم فرار کني
جين سون مي، منو محکم تر نگه دار
سون او گونگ، قدرت اعظم، هم پايه ي خدايان، تا آخرش از محافظت کن
فکر کنم الان ديوانه وار عاشقتم
چرا بايد دلت برام تنگ بشه؟ - چون به خاطر اين لعنتي، عاشقتم -
عاشقتم، جين سون مي
اين چيه؟ - گوم گانگ گو -
اومدي نجاتم بدي؟
نه، اومدم بخورمت
احيانا، تا حالا داشتي دنبالم ميگشتي؟
بلاخره پيدات شد، پري؟
اگه وقتي که سختي مي کشي، ترسيدي يا توي خطري، اسممُ صدا کني
هر موقعي باشه ميام و ازت محافظت مي کنم
اگه ما که با گوم گانگ گو به هم پيوند خورديم، سرنوشت مرگباري داريم
پس دوباره ازم فرار کن، سون اوگونگ
اين چيه؟
خون اين بچه جون آدما رو نجات مي ده
چيزي که داري ميبيني، زمان تولد سام جانگه
پس تو محافظي هستي که تو اين دوره از سام جانگ مراقبت مي کنه
ميخواستم تولد يه سام جانگ جديد رو بهت نشون بدم
چون ازت مي خوام تا آخرش از اين بچه محافظت کني
هيچوقت ولش نکن
داري چکار مي کني؟ - ميخوام گوم گانگ گو رو دربيارم -
بهت گفتم که نميخوام درش بيارم
بهت يه فرصت ميدم که از دستم فرار کني
نميخوام
اشکال نداره براش غذا ببرم؟
اوه. يه لک لک سفيد اومده سوريوم دونگ
اونکارو نکن - مي کنم -
چرا؟ ميترسي منو بکشي؟
آره. هيچ جور ديگه اي نميتونم ازت محافظت کنم
واسه همين توي تابوت در بسته خوابيدي؟ مگه احمقي؟
!آره. من احمقم. عوضي
کار من نبود
من بودم؟
کار من بود؟
مهم نيست چقدر عصباني بشم، اين چيزا رو نميشکنم
فقط چيزاي گرون شکستن
يعني من همچين قدرتي دارم؟
از کِي؟
يعني وقتي آسانيو از بدنت رفت بيرون
يه مقدار از قدرتشو جا گذاشته؟
واقعا؟
ولي بازم، همه ي کارايي رو هم که اون اينجا انجام داده، يادمه
اينجا هيچ شرابي نخورد و تو شمعا رو روشن نکردي، درسته؟
!درسته. همه چيزو يادته
...و
تو دارو خوردي - ...درست -
نه
درسته، ولي اونجوري نيست
...اون زنيکه ... با مرد من
!واي. خيلي باحالي
آره. فکر کنم يکم باحال تر شدم
قدرتمُ گرفته
او جونگ براي آماده کردن اينجا خيلي زحمت کشيده، ببين چقدر بهم ريخته شده
ميدونم. اون اينجا رو خيلي قشنگ تزئين کرده
حيف شد
...ميدوني
معلوم شد که ما توي بهشت براي هم ساخته نشديم
اون ناقوس... ناقوس مرگ بود
اينکه برگردم و تو رو ببينم، خيلي برام دردناک و ترسناک بود
حتي حالا؟
ميدونم چرا نميخواستي از اونجا بيرون بياي
ميخواستم به روش خودم ازت محافظت کنم
چون هيچ قدرتي نداشتم
منظورت چيه قدرتي نداري؟ تو سام جانگي
چون تو يه سام جانگ خاصي، ميتوني يه نفر به بزرگي منو بکشي
حالا که ميدونم چطور قراره منو بکشي، از اين به بعد گوش به زنگ ميمونم
و ميخوام خيلي خوب ازش دوري کنم تا نميرم
پس نترس
باشه. هيچوقت به خاطر من نمير
همين حالا، حس ميکنم به خاطر تو دارم ميميرم
اولين شب با تو بودنم، به خواب گذشت، اونقدر ناراحتم که ميتونم بميرم
وقتي اونجوري ميخندي، خيلي دوست داشتني ميشي
ها؟ ديگه نخند. واقعا داره منو ميکشه
اينجوري فايده نداره
اگه همينجا پيشت بمونم، ذوق مرگ مي شم
ميرسونمت خونه. بريم
چطوري اينو شکستم؟
سام جانگ رفت؟
آره. تو اينجا چکار مي کني؟
براتون غذا اوردم و داشتم توي باغ ميگشتم
اگه غذا اورده بودي بايد ميومدي داخل. چرا داري علفاي هرزُ مي کني؟
چيز زيادي هم نيست
ولي به نظر ميومد که نبايد بيام داخل
چيز خاصي نبود که به خاطرش نتوني بياي داخل
حالا که اينجايي، اتاق سوريوم دونگُ هم تميز کن
چشم. تميزش مي کنم
به هر حال ، داداش يه لک لک سفيد اومده بود سوريوم دونگ
لک لک سفيد؟ - بله -
اومده بود سوريوم دونگ؟
پس نميتونه يه پرنده ي معمولي باشه
احتمالا همينطوره
اين نحوه ي تولد سام جانگه
اون کسي که اون چيزو بهم نشون داد
خودش بود؟
چي ديدين؟
اوه. اون گفت سام جانگ متولد شده
ولي عجيبه
بهم گفتن اون به خاطر مجازات آزاد کردن من، سام جانگ شده
ولي اون تولد چي بود؟
همونطور که شنيدين، شايد اون از موقع تولدش سام جانگ بوده
اونوقت عجيب تر ميشه
گفتي يه لک لک سفيد
اون چي بود که بهم نشون داد؟
صداي گريه ي بچه مياد
درسته. اون موقع صداي گريه ي بچه ميومد
واقعا دارم ميشنوم
واقعا يه بچه س
حتما اون لک لک اوردش
يه شبه
بچه دار شدين؟
گفتم که نه
يه لک لک سفيد اونو توي باغ سوريوم دونگ گذاشته بود
ولي يه چيزي، چرا اين بچه
اينقدر شبيه توئه؟
اصلا اين منطقيه؟ اصلا مگه يه شبه ميشه؟
و ديروز، به خاطر اون دارويي که به آسانيو دادم، همش خواب بودم
اوه، درسته. چه اتفاقي براش افتاد؟
آه، آسانيو رو گم کردم
گمش کردي؟ واقعا؟ چطور ممکنه؟
ضعيف تر شدم
اونقدر حالت بده؟
درسته. و هنوزم عوارض جانبي دارم
از سرما مي لرزم. اوه خيلي سرده
حالا ديگه يه گاو بدون شاخم
من ميگيرمش. ما وانگ، استراحت کن تا شاخت دوباره رشد کنه
دوباره در مياد، پس نگران نباش
واي، بچه. هي، بايد بچه رو ببري
با اين بچه چکار کنم؟
هميشه چيزاي مزاحم با خودش مياره و مسئوليتشونُ ميندازه گردن من
آه، واقعا که
اگه سون او گونگ آسانيو رو بگيره، ميفهمه که شما از عمد گذاشتين بره
فکر ميکنين بچه ي شاهزاده بادبزن آهني مُرده؟
تا موقعي که بفهمم حرف آسانيو راسته يا دروغ، زنده نگهش مي دارم
اون حقه باز يه شک الکي توي ذهنتون کاشته
اين شک ميتونه به حقيقت تبديل بشه
با اينکه احتمالش خيلي کمه، ولي بازم ممکنه اون بچه هنوز زنده باشه
تا موقعي که شکم برطرف بشه، نميتونم به کسي اعتماد کنم
حتي قدرت اعظم؟
درسته، حتي اون يارو
بايد به همه چيز مشکوک باشم
تو هم ... اومدي گولم بزني؟
اگه جرات داري با اون قيافه ت گولم بزن. عمرا بتوني
!من ما وانگم
دالي! واي، دستمُ گرفتي؟
هي، منشي ما، برو يه جغجغه بخر. ميخوام هر چي لازم داره براش انجام بدم
اي جون، داري مي خندي. اي جون، واقعا؟ داري چکار مي کني؟ زودباش برو بخرش
جونم، خيلي بامزه اي. حتي دستاتم بامزه س. اي جانم، ميخندي
چقدر بايد منتظر بمونم؟
فکر کنم بايد حرف بزنيم
چيزاي زيادي هست که درباره شون کنجکاوم بدونم
درباره ي چي کنجکاوي؟
درباره ي اينکه تو چي هستي و چکار مي توني بکني. چيزاي زيادي هست که دلم ميخواد بدونم
اگه همشو بهت بگم، کسل کننده ميشه
بايد مشکلي رو که اون بچه ي کنارت نگرانشه، حل کنم؟
اون ميگه بايد از شر کسي که درباره ي آکيکو ميدونه، خلاص بشه
جلسه صنعت گران سفال و سراميک
واقعا ازتون ممنونم که نذاشتين مشکلات خانوادگيم
فاش بشه
پدربزرگتون، کسي که ما به عنوان يه مبارز آزادي خواه ميشناختيم
از امپراتور ژاپن مدال افتخار دريافت کرده بود... منم از اين موضوع شوکه شدم
من هيچي نميدونم
بذاريد گذشته همينجوري باقي بمونه
لطفا بهم قول بده که به پست و مقام خوبي ميرسم
وقتي وارد سياست بشين
اگه فاش بشه که در گذشته خانواده تون به ژاپن خدمت مي کرده، اونوقت جلوي پيشرفتتونُ مي گيره
هيچ چيز نبايد مانعم بشه. بيايد يه فنجون چاي با هم بخوريم
يه گنجينه هم دارم که ميخوام نشونتون بدم
اين رو توي محل ساخت و ساز پيدا کردند
يه تابوت سنگي قديميه
درباره ي اينکه چي ام، و چه کاري ازم برمياد... تا حدودي بهش جواب دادم؟
خودت اينجا رو تميز کن. من ديگه ميرم
تابوت سنگي آسانيو توي زميني پيدا شده که مالکش بنياد کره س که متعلق به کانگ دسونگه
حتما تابوت پيش اونه. پس يعني آسانيو رفته اونجا؟
کانگ دسونگ يه آدم معمولي نيست
چند ساله که همه اون رو به عنوان بهترين چهره ي کشور مي شناسن
باشه
حتي تو اين دنيا هم، ميخوام دوباره اژدها رو احضار کنم
و بعدش، ميخوام يه پادشاه بسازم
اون وقتي توي بدن سام جانگ بود همچين حرفي زد. يعني اون آدمُ انتخاب کرده؟
به هر حال، خيلي خوبه که به اون آدم نزديک شده
اين زنگ گروه چته
جديدا هيچ گفتگويي نداشتم. ها؟
اين چيه؟ - بوجا توي گروه چت پيام فرستاده -
چي؟
سلام به همگي
سلام؟ اين ديگه چه مزخرفيه؟
واي خدا، خيلي خوشگلي. خيلي خوشگلي
يک پيام دريافت شد
يه لحظه وايسا
سلام به همگي
No comments yet. Be the first to leave one.