The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس
لباستو در بيار - چي ؟ -
گفتم لباستو در بيار
ولي تو که ديشب همه چيز رو ديدي
درسته ، ولي مي خوام يه چيزي رو بازديد کنم
فقط سه ثانيه
حرومزاده - چطور اين کارو مي کنه ؟ -
... يک ، دو
سه
بايد برم
تا حالا تمام شب رو تو خونه يه زن گذرونده بودي ؟
نه اصلا
تو خونه خودت چي ؟
بهشون ميگم بي خوابي گرفتم
همين
تازه ، تخت خونه من هم خيلي کوچيکه
تو از زنها مي ترسي ، دکتر ؟
البته که مي ترسم
ازت خوشم مياد توماس
تو دقيقا خلاف احساسات هستي
... در پادشاهي احساسات
تو يک هيولا به حساب مياي ...
نه ، صبر کن
سابينا ، من بايد برم
نه ، نرو صبر کن
الان ... مگه من چي هستم ؟
هيولا
اتاق شماره شش
از اينجا داخل ميشيم
اوه ، کونياک
مي تونين بيارينش تو اتاقم ؟ - بله ، البته -
اوه ، چه با مزه
شماره اتاق شما شيشه
خب ؟
و شيفت من هم ساعت شيش تموم ميشه
ولي من ساعت شيش بايد برگردم
... خب
حدود شيش خوبه
صبر کن ، الان بر مي گردم
صبر کن
مي دونستي که اين نيمکت منه ؟ - نيمکت تو ؟ -
آره ، من هر روز ميام اينجا و روي همين نيمکت کتاب مي خونم
با مزه نيست ؟
چي مي خوني ؟
آنا کارنينا ، اثر لئو تولستوي
بله ، درسته
... دوست داشتم زودتر بيام
... ولي مادرم
با مادرت زندگي مي کني ؟
بايد يه سري به اتاقم بزنم
مي خواي بري ؟ - آره ، داره ديرم ميشه -
براي يه عمل جراحي اومده بودم
... قرار بود يکي از همکارهام بياد
... ولي يه مشکلي براش پيش اومد
... خب
شايد باز هم اومدم
چرا مي خواي برگردي اينجا ؟
اينجا خيلي دلگيره
هيچکس کتاب نمي خونه هيچکس حرف نمي زنه
مي فهمي چي ميگم ؟
آره مي فهمم
... خب
از ديدنت خوشحال شدم
توماس
تو فقط دنبال لذت بردني ؟
.. يا اينکه هر زني يه سرزمين جديد حساب ميشه
چي رو مي خواي کشف کني ؟
... مي خواي بدوني ، يه زن موقع عشق بازي
چي دوست داره بگه ؟...
يا اينکه چطوري مي خنده ؟
چطوري دم گوشت نجوا مي کنه ؟
ناله مي کنه ... جيغ مي زنه ؟
... شايد يک سري جزئيات خيلي کوچيک و غير قابل تصور باشه
... که باعث ميشه يک زن ...
با زنهاي ديگه فرق داشته باشه ...
خصوصيات من چيه ، دکتر ؟
کلاهت ، سابينا
... کلاه
از پدربزرگ پدربزرگم بهم رسيده
مال خيلي وقت پيشه
خيلي وقت پيش
به چي نگاه مي کني ؟
چشمهات
(تو اومدي پراگ ( پايتخت چک
تازه رسيدم
اومدم چند تا از دوستهامو ببينم و يک کارهايي هم بايد انجام بدم
دنبال کار مي گردم
چرا نمياي تو ؟
تنهايي ؟
لباسهاتو در بيار
ببخشيد
حتما تو قطار سرما خوردم
شايد بهتر باشه يه نگاهي بهت بکنم
بيا اينجا
دستهام سرده ؟
نه ، من خيلي قلقلکي هستم
اينجا درد داري ؟
بالا رو نگاه کن ، پائين
چپ ، راست
نگران نباش
من دکترم
يکم بالاتر
خوبه
نفس بکش
دوباره
سرفه کن
خوبه
يکم بالاتر
همه چي به نظر خوبه
خوبه
دهنت رو باز کن
زبون
از ژنو تماس گرفتند
هنوز هم مي خوان که تو اون کار رو قبول کني
براي چي بايد برم ژنو ؟ اينجا همه چيز خوبه
خب ... اميدوارم
فکر مي کني که روسها مزاحمتي ايجاد نمي کنند ؟
به اتفاقاتي که تو مجارستان افتاده فکر کن
نمي تونند اين کارو بکنند دنيا بهشون اين اجازه رو نميده
گذشته از اينها ما يک جامعه سوسياليستي با چهره انساني داريم
کي مخالف اين نوع جامعه هست ؟
مريض من هم که اينجاست
کدوم يکي ؟ خوکت رو نمي توني بياري اينجا
منم بهش گفتم که تو کاميون منتظر بمونه
حالا شايد بتونيم يه استثناء قائل بشيم
سلام دکتر ... تو که به خاطر اينکه مفيستو رو آوردم
از دستم ناراحت نيستي ؟
ببين دکتر ، برات يه هديه آوردم - عاليه -
ممنون
خب ... پاول
عمل جراحيت يک ماه پيش بود
درد داري ؟
سرگيجه يا سر درد چي ؟
خوبه حالا مي توني برگردي به مزرعه ات
فقط يه مرحله کوچيک براي جايگزيني بافت استخواني باقي مونده
امشب چه ساعتي منتظرت باشم ؟
متاسفم ، امشب نمي تونم بيام
خيلي بد شد
فردا بعد از ظهر خوبه ؟
فردا شب
پس چيزهايي که شنيدم درسته
يه نفر اومده پيش تو
من هم جاسوسهاي خودم رو دارم دکتر خداحافظ
اينجا نيست
حتما جورابت رو پات نکرده بودي
آخه چطوري بدون جوراب اومدم اينجا ؟
من هيچوقت يه لنگه جوراب نمي پوشم
جديدا خيلي حواس پرت شدي هميشه عجله داري
دائم به ساعتت نگاه مي کني
يکي از جورابهامو بهت قرض ميدم
اينو بايد بپوشم ؟
بيرون سرده دکتر
فکر مي کني دارم کار احمقانه اي انجام ميدم
شايد اينطوري باشه ، از کجا بدونم ؟
در مورد چي داري حرف مي زني ؟
ترزا
... اگه من دو تا زندگي داشتم
...با اولي مي تونستم اون رو دعوت کنم به خونه ام
و تو زندگي دوم از خونه مي انداختمش بيرون ...
.... اينطوري مي تونستم ببينم و مقايسه کنم
که کدوم يکي کار درسته
ولي ما فقط يکبار زندگي مي کنيم
... زندگي خيلي سبکه
درست مثل يک طرح کلي ... که ما حتي نمي تونيم
پرش کنيم درستش کنيم
و يا حتي بهترش کنيم
وحشتناکه
....اون تو پراگ دنبال کار مي گرده
... حالا
مي خواي من کمکش کنم ؟
... هيچ کار خاصي بلد نيست
ولي عکسهاي خوبي مي گيره
تعجب مي کنم اگر تو اجازه بدي ... نمي دونم
... منظورت اينه که
مي خواي که به تو کمک کنم
بيا تو ترزا
با چايي موافقين
بله چرا درست نمي کني ؟
بله ، البته
اينجا چقدر شلوغه
... هيچوقت دوست نداشتم خودم رو پايبند جايي بکنم
يا پايبند چيزي
يا کسي
ترزا ، بيا اينجا
مي خوام چند تا عکس بهت نشون بدم
مان ري ) رو مي شناسي ؟ )
... از اين يکي
خيلي خوشم مياد ...
( اين هم ( لي ميلر
... اون خيلي
خيلي خوشکله ...
توماس ميگه که تو عکاسي
... خب ، از عکاسي خوشم مياد
ولي دوست دارم از چيزهايي که تو خيابون اتفاق ميفته عکس بگيرم
مي تونم کمکت کنم اونها رو منتشر کني
ممنون سابينا من عاشق اين عکسهام
دارن دنبال يه چيز متفاوت مي گردن
يه زن زيباي جديد
يه چيز بهتر
اين هم چايي که من درست کردم
No comments yet. Be the first to leave one.