The first 150 lines.
!فایر بولت
.میخوام بکشمت
.و بعدش با ریو - سان برم خونه
.بیا جلو
. . .آلیس
. . .بالاخره وقتش شده به دوستام بپیوندم
شاید سرم داد بیداد کنن، یا . . .حرفای طعنه دار بهم بزنن
.ولی در آخر، میدونم که من در آغوش میگیرن
.رویام بالاخره داره به حقیقت میپیونده
.وقتش شده که کفاره گناهام رو بدم
. . .حداقل، باید
.نه، اینطور نیست
.از این جلوتر نیا، لیون
.اصلاً و ابداً. حق اعتراضم نداری
آلیس. . .؟
،نمیفهمی؟ اگه الان بهمون بپیوندی .بعداً حسرتش میخوری
. . .دیگه نمیتونی اینکار کنی
.دیگه نمیکشم، آلیس
نمیتونم بجنگنم. . .نمیتونم کاری .که کردم رو جبران کنم
!میترسم
. . .ترس از روبهرو شدن با اون موجود. روبهرو شدن با گذشته
. . .واسه همینم آمادهام که
.دروغگو
.عدالتت اینه که سرت داد بزنیم که اون پسر رو از دست ندی
!عدالتت صحیح و سالمه
.خاندانمون به دنباله آرامش و هارمونی بوده
!میخواستیم که همه خوشحالم
.هیچوقت اینو فراموش نکن
،همیشه به اسلحهت میچسبیدی و کار درست رو میکردی .همیشه میدونستم که اینکار میکنی
.چون عدالت تو اینه، لیون
.امید به آیندهای درخشانتر داشته باش
امید. . .؟
میخوای کاری که شروع کردیم رو تموم کنی، نه؟ .تا تلاشهامون هدر نره
!فقط به آدمایی که بهشون کمک کردی فک کن
و تمام لبخندهایی که روی .صورتهاشون ساختی
. . .بچهها
.عدالت پاسخ درستی نداره
.باید پاسخی که در خور خودته رو پیدا کنی
!و اون امید بود
بااینحال به خودت قبولوندی که از .عدالت درست شستی
.چقدر حس " لیونی" میده
بزن به چاک! مگه یه هیولا نیست که باید تیکه پاره کنی؟
.بترکون، لیون
!برو درش بذار
.دووم بیار
!تشویقت میکنیم
!نشونش بده رئیس کیه
!همـــ. . .همیشه میخواستم عذرخواهی کنم
!سالها صبر کردم تا بگم که متاسفم
،همیشه میخواستم از اینکه ولتون کردم تا بمیرید !از اینکه در کمک کردن بهتون عاجز بودم، ازم متنفر باشید
!میخواستم قضاوتم کنید! بهم حمله کنید! فحش کشم کنید
.اوه، مشکب همینه. . .ته قلبم میدونستم
.شماها سرزنشم نمیکنید
. . .من تنها کسی هستم که نمیتونم خودم ببخشم
فقط بخاطر این خودم مجازات میکردم . . .چون فک میکردم که دردم رو تسکین میده
. . .لیون
عدالتت، امید در قلبت. چی بهت میگه؟
.میخوام. . .نجاتش بدم
. . .میخوام باهاش به میخونه برم
!تا شیره و بقیه رو یه بار دیگه ببینم
.لیون، باهاش روبهرو شو
!نذار از چنگت بره
.مراقب خودت باش، لیون
.میبینمتون. . .ارزشمندترین دوستانم تو کل دنیا
. . .بل
،نمیتونم اون اِلف توی قصهها باشم .اونی که توی دریاچه زندگی میکنه
!نمیخوام منتظر شوالیهای با اسب سفید باشم
!بل! تا تهش منم و تو
. . .ریو - سان
!قراره بگامت
از قبل کندتره، ولی بازم نمیتونم راهم رو . . .باز کنم، اگه ادامه پیدا کنه، ما
. . .حال در افلاک جنگل بعید
!به سمت اختران مسکون بالای گنبد آسمان شب. . .
. . .این حقیر
!شعلههای الهی محفاظ اختران را طلب میکند. . .
. . .یه بار با این طلسم یه دوست رو به کام مرگ کشوندم
. . .نور رحمتت را بتابان بر کسانی که تو را رها کردهاند
!ولی این دفعه قراره فرق کنه
!میخوام از کسایی که برام عزیزم حفاظت کنم
!به پیش آی باد سرگردان. . .همپیمان من
.ریو - سان ماناش به اندازه یه بار استفاده از جادوشه «مانا: عنصر لازم برای استفاده از جادو»
!باید اول پوستش رو شکاف بدم
!فایر بولت
!افلاک را دور بزن، در زمینهای لمیزرع اوج بگیر
!آرگو. . .وستا
. . .اگه اون موقع انجامش میدادم !هرگز آلیس رو از دست نمیدادیم
!فایر بولت
!سریعتر از هرکس دیگری قدم بردار
!بگذار نور اختران مرا فرا بگیرند و دشمنم را ساقط کنند
!لیومینوس ویند
حمله رو. . .جاخالی داد؟
.از سرعتت خبر دارم
!بهتر از هر کس دیگهای
!نوئین! نِسه
!آستا! راینا
!لطفاً، بچهها. قدرتتون رو بهم بدید
!سلتی! ایسکا! ماریو
.میدونم که فقط فکرهای دلخوش کنندهن
!چیزی بیشتر از عواطف. . .فانتزیهای تخیلی نیستن
!ولی اهمیتی نمیدم
!کاگویا
!لایلا
. . .آلیس
.دیدار به قیامت
!لوویا
!ریو - سان
. . .ریو - سان؟ ریو - سان
. . .ریو - سان
. . .فک کنم. . .بردیم
. . .اوهوم
. . .حالا میتونیم. . .بریم خونه
. . .بل
. . .فقط. . .میخواستم بگم
!لعنتی
چرا پیداشون نکردیم؟ !همه جا رو گشتیم
. . .همین طبقهست. خیلی وسیعه
!یالا، کجایی، بلچی؟
!ریدو
!ریدو
چی شده؟
!صداهایی شنیدم! بل و دوستش
!جداً؟
!یالید، بیاید دنبالم
همینجاست، وینه؟
!بل
!بل. . .بل
.نگران نباش، نفس میکشه
.اِلفه هم زندهست
.بیاید، سریعاً لیلیچی و بقیه رو خبر کنیم
.گرفتم
.بیا، یکی از اینا رو بهش بده
.از ماریا گرفتمشون
!چشم
.گروس، اون یکی رو تو بهش بده
وینه. . .؟
!بل
!بل - ساما؟! بل - ساما
!ریو! کجایی؟
!اگه صدامون رو داری بگو میـــــــــــو
.وقت رفتنه. بهتره فلس رو خبر دار کنیم
. . .اوهوم
.سریعاً. بذارید سطح نشینها بهش رسیدگی کنن
.به زودی میبینیش
. . .هوم
!بل - ساما
ریو؟
. . .خدا رو شکر. خیالمون راحت شد
. . .شیره
!نگاه کنیدـــــــــیَو! از خواب گربهایش پاشدـــــیَو
. . .یه لحظه فک کردیم از دستت دادیم
No comments yet. Be the first to leave one.