The first 30 lines.
قلب یخ زده ام دوباره به تپش افتاده
نور خورشید توی چشم های تو میرقصه
دنیاهامون باهم یکی شد دروغ هامون پشت اشک ها پنهون شد
دنیاهامون باهم یکی شد دروغ هامون پشت اشک ها پنهون شد
چشمهام رو به یه دنیای دیگه باز شد
چشمهام رو به یه دنیای دیگه باز شد
همه چیز برام تازگی داره
تمام روز بخاطر تو
خنده روی لب های منه
من هیچوقت همچین آدمی نبودم
انگاری هر روز دارم خواب میبینم
زندگی همیشه اینقدر شیرین بوده؟
زندگی همیشه اینقدر شیرین بوده؟
من همیشه اینقدر آدم خنده رویی بودم؟
من همیشه اینقدر آدم خنده رویی بودم؟
حالا هر کاری که میکنم
خیلی واضحه
آروم دارم نرم میشم
قلبم داره خودشُ میبازه
قلب یخ زده ام دوباره به تپش افتاده
قلب یخ زده ام دوباره به تپش افتاده
یه بخشی از وجودم که هرگز نمیدونستم وجود داره حالا داره خودشُ نشون میده
یه بخشی از وجودم که هرگز نمیدونستم وجود داره حالا داره خودشُ نشون میده
وقتی بهت نگاه میکنم اونقدر احساساتی میشم که اشکام سرازیر میشن
وقتی بهت نگاه میکنم اونقدر احساساتی میشم که اشکام سرازیر میشن
مثل یه صحنه از یه رمان
چشم هام رو به یه دنیای دیگه ای باز شده
بازتابشُ روی مهتاب میبینم
لرزش های قلب من
هی داره قلبمُ پر و پرتر میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.