The first 200 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
. باید بدون زحمت میدادیشون به ما
عجیبه ، یه چیزی درباره . چهره این یارو منو عصبی میکنه
. انگار داره بهتون خوش میگذره
. بزارین ماهم بهتون بپیوندیم
شماها کی این لعنتیا ؟
. افرادی که نظم عمومیو حفظ میکنن
ها ؟
لعنتی همینه ؟
! این یه دعواست
. اونا واقعا توی یه دنیای متفاوت از من زندگی میکنن
. واقعیته که غیر واقعی به نظر میرسه
. یه بخش هایشش انگاری دروغه
به همین دلیله که ما توی مه غلیظی که محاصرمون کرده . دنبال یه ستون میگردیم
، توی سال 2118
، بیگانگانی از فضا . به زمین حمله کردن
. و 9%99 از بشریت رو نابود کردن
بیگانه ها هسته جدیدی تو زمین قرار دادن و شروع به تغیر محیطی زمین کردن
دونات زمین
. اینجوری شناخته شده بود
، انگار نماد از دست رفته آینده بشریته
. ولی همچنان توی فضا شناور بود
! لعنتی ! منو باز کن
قسمت پنجم
! من یکی از متحداتونم
. منو نخندون
حرومزاده هایی مثل تو که قصد آسیب به آرشم ساما رو دارن . به اعدام محکوم میشن
، با این حال به لطف رحم شاهزاده خانم
. اون توی آخرین گزارشش از جنایت تو چیزی نگفت
... آرشم
اون دختر، دختر ملکست ؟ ...
. باید ممنون باشی که زنده ای
! همینجا بایست
! هوی ، منو پرتاب کن
عــه ؟
! خفشو و دستاتو باز کن
! بریم
! ضربه یاماتو
. انگار دوستات همه فرار کردن
اونا به هم اهمیت میدن ، نه ؟
. صبر کن ، جایی نمیتونی بری
! لعنتی ، ولم کن
اوه ، پس تویی ؟
. این بار جای مخفیگاه کی جی رو بهم بگو
کی جی ؟
پادشاه و کوجر ها "King and Jokers"
. اسم گروهشونه
چی باعث شده عصبانی بشی ؟
. اینا یه جورایی شبیه دشمنای فانیه منن
... این یارو حاضر نشد صندلیشو بده به یه خانم مسن
. درحال که داشت با گوشیش ور میرفت
جلوی دهنشو بگیر
! بیا اینجا
! بزن بریم
به نظرم سرسخته
آدمای زیادیو بیارین
باشه باشه
... دنبالش از اتوبوس خارج شدم و خواستم ببینم چه خبره
. اما اون به همه دوستاش زنگ زده بود
پس اونارو به دشمن فانیت تبدیل کردی ؟
! لعنتی
. هنوز یادمه بعدش چی گفتن
نمیدونی تموم این شهر قلمرو ماست ؟
. رئیسمون نمیتونه آدمای قدیمی مثل شماهارو تحمل کنه
دیگه از مد افتاده ؟
. خیلی خوبه
! کسی از تو نپرسید
از اون موقع میخوام یا این حرمزاده ای که . بهش میگن رئیس ملاقات کنم
! خب ، امروز مارو ببر پیش رئیست
. به همین خیال باش
چه زری زدی ؟
به اندازه کافی نزدمت ؟
. نیازی بهش نیست
ها ؟
. قبلا خفیگاهشونو پیدا کرد
. ماموریت انجام شد
. اینجاست
... پس یه دستگاه ردیاب روشون نصب کردی
تو یه حرومزاده حیله گری ...
اونه ؟
عــه ؟
. انگار سه تا پسر بد کوچولو رو گرفتیم
تو رئیس کی جی ای ؟
. اون آشنا به نظر میاد
رئیس ، عه ؟
. آره انگار شما میتونین اینو بگین
. کیریشیما جون ، توی کلاس منه
. تو توی مدرسه عملا به آیدلی
اما هویت واقعیت یه روباه باهشه . که با همه گرم میگیره
! چقدر بدجنسی ! نباید درباره بقیه انقدر بد حرف بزنی
... توی مدرسه من یه دختر خوب و دوست داشتنی ام
! اما همشون بازیه ...
! بریم بگیریمشون
. هی ، تو خیلی خوبی
. خب پس انگار نوبت منه
. اینو بسپار به من
. وقتشه مشکلمو با دشمن فانیم حل کنم
. من طعم تنده جون چانو بهت میدم
! اومدم
خب پس الان متوجه شدی ، نه ؟
، بیاید این موضوع رو تموم کیند . هرکدومتون میتونه باهام بیاد
ها ؟
مشکلی چیه ؟ ترسیدی ؟
آمیمیا؟
... گوش گربه
آمیمیا کون چرا اینجایی ؟
... آــه
. گربم فرار کرد و من گم شدم
... این به تو ربطی نداره -
پس چرا وانمود نکنی چیزی ندیدی و بری ؟
اما ... تو مثل خود همیشگیت نیستی . کیریشیما سان
، موافقم، برای آدم حسابگری مثل کیریشیما جون
. این نوع خشونت بی معنی و غیر طبیعیه ...
یه دختر محبوب مدرسه ای با ما چیکار داره ؟
چی ؟! من از کی بدجنس اینجا شدم ؟
مهم نیست چجوری فکر کنی توی الان توی این موقعیت شرورش ، نه ؟
. خب ، شرایطمو برات توضیح میدم
، وقتی راهنمایی بودم . چون چهره بامزه ای داشتم اذیتم میکردن
. من تنها بودم
چون ناز بودی ؟
ناپدید شو
پاهات چاقن
زشت
عقب مونده
هی کاسپلی ای ؟
الهه فقر و اینجوری چیزا ، درسته ؟
واقعا ؟
. بعد از اون به توضیه اونا توی یه مسابقه شرکت کردم
. رتبه اولو گرفتم
با پیشرفت کار ، اونا تبدیل به ارتشم شدن . و افراد بیشتری پیوستن
. و اینجوری من به عنوان آیدل مدرسه محبوب شدم
. بعدش قلدرها نتونستن به محبوبیتم دست بزنن و محبوبیت بیشتری پیدا کردم
... پس دوباره محبوب بوده
و قبل اینکه بفهمی ارتش شخصیت ... تبدیل به یه مشت دزد شدن
راست میگم ؟...
ها ؟
پسرها فقط بهم کمک میکنن . که تردید هایی رو که احساس میکنمو برطرف کنن
تردید ؟
. این شهر یه جورایی عجیبه
. مردم یهو ناپدید میشن
. مردم دیوونه میشن و شورش میکنن
. انگار یه چیز ناشناخته ای زیر همه ایناست
خب خیلی طبیعیه که چنین اتفاقاتی توی یه شهر بی افته ، درسته ؟
. آره آره درسته
. آره آره درسته
اگه اینجوری چجوری میشه اسم کاری که اون حرومزاده های جی کی انجام میدنو تحقیق گذاشت ؟
. اونا اینطرفو اونطرف میرن و درباره چیزای مختلف تحقیق میکنن
. گاهی هم مردم باهاشون دعوا میکنن
و به قلدر هایی که به ضعیف تر ازخودشون . زور میگن یه درس حسابی میدن
، اما به همین دلیل ، قبل از اینکه بدونم
... مردوم بهشون میگفتن شاه و جوکر و ازشون میترسیدن
اولش قرار بود جی کی کیریشیما جون باشه
... حالا که گفتی ، جی می
. به هرحال باید تحقیقاتتونو متوقف کنین
. نه
تازشم شما بچه ها یه چیزیایی میدونین ، نه ؟
. گاهی هم شما هستین که ناپدید میشین
. همتون مشکوک رفتار میکنین ، میدونم
. اگه میخوای انقدر اصرار کنی نمیتونیم کمکی کنیم
! بهت میگیم
! یاماتو
! هوی
! چرا واقعیتو نگیم
! خفه شو احمق ! این رازه
راز ؟ ممکنه چی باش ؟
وقتش نرسیده بهش اعتراف کنی ؟
... گاهی وقتا شماها میرید اتاق پشتی آرکید
. میرن و فیلم های خاک بر سری میبینن و جشن میگیرن
!اصلا این قانونیه ؟
! فوق العادست
چی ؟ واقعا ؟
. آ - آره درسته
. برای همینه گاهی ناپدید میشیم
. آهــه ، آرهــه
. مچمو گرفتی
. دـدرسته
. این رازمونه
. باید غرورمون هم در نظر بگیریم
ها ؟
دلیل ناپدید شدن شما پسرا اینه ؟
. آره ، همینه
. آره ، همینه
. آره ، همینه
! فعال ، کیریشیما
! یادم اومد باید یه کارایی انجام بدم
! آه ! منم باید تکالیفمو انجام بدم
. وقت کلاس تقویتیه
. امروز باید برم جایی
. آره ، یه چیز مشکوک درباره اونا هست
احراز هویت خلبان: ایچیدایجی یاماتو.
. قفل سیستم آزاد شد
آمیمیا بود ؟
. اون مارو نجات داد
... اما برای اینکه اونم خلبان بشه
فکر میکنی واقعا بتونه مبارزه کنه ؟ ...
... چیزی که هنوز ندیدم
. اون توی روگ هانگر شمار 2عه
یکی دیگه گرفتیم ؟
. زودی برمیگردم ، منتظرم باش
. ریجی
No comments yet. Be the first to leave one.