Cape Fear

Cape Fear

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Cape Fear S01E05 1080p WEB dl RMT-Fa
A Commentary by Srt_hub

Tags

webdl
Published on: 2026-06-26
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« تقدیم به جانفدایان راه آزادی »

‫ زغال‌سنگ. آتیش جهنم.

‫ قضیه اینه که قراره اون رو ‫باهوش فرض کنی.

‫ تو از فکر کردن به اینکه کجا داری می‌ری ‫منع شدی

‫ وقتی که این دنیا رو ترک می‌کنی.

‫یه چیزی هست که کاملاً قطعیه ‫و باید این رو بدونی،

‫باید بدونی و باهاش روبرو بشی،

‫تو قراره بمیری.

‫ یه روزی، آخرین نفست رو می‌کشی،

‫ قلبت برای آخرین بار می‌تپه،

‫ دیگه هیچ جونی توی بدنت باقی نمی‌مونه.

‫ آماده‌ای؟

‫ می‌دونم که خونه‌ت رو آماده کردی،

‫ می‌دونم که درآمدت رو جور کردی،

‫ می‌دونم که حجله‌ت رو آماده کردی...

‫اون ناهار منه.

‫همه چی مرتبه؟

‫خداحافظ، مامان.

‫ توی جهنم خبری از بخشش نیست.

‫ چون هر کی بره به جهنم، همون‌جا موندگار می‌شه.

‫ببخشید، این فیلم برای بچه‌هاست.

‫پس تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫می‌رم مدیر رو بیارم.

‫باشه. باشه.

‫مشکلت چیه؟

‫می‌دونم «مکس کیدی» پدرته.

‫و می‌دونم اون مجبورت کرده که «زک» رو تعقیب کنی.

‫تعقیب...

‫منظورت اینه که مثلاً ‫یکی بیرون خونت بشینه

‫و بعدش تا سینما دنبالت بیاد

‫و بعد برای همون فیلم بلیط بخره؟

‫داره ازت سوءاستفاده می‌کنه.

‫برو گمشو.

‫می‌دونی، درکت می‌کنم.

‫می‌دونی، منم یه بابای ترسناک داشتم.

‫زندگیمون رو جهنم کرد ‫و بعدش هم ولمون کرد و رفت.

‫ولی اگه برمی‌گشت خونه،

‫هر کاری می‌کردم تا خوشحالش کنم.

‫فکر کردی من چیم؟ مثلاً...

‫عروسک خیمه‌شب‌بازیِ کوچیکشم؟

‫من خودم تصمیم می‌گیرم.

‫و می‌خواستم دهن اون وکلای ریاکار رو سرویس کنم ‫که بابام رو انداختن پشت میله‌ها.

‫نمی‌دونم فکر می‌کنی چی می‌دونی،

‫ولی اشتباه می‌کنی.

‫می‌دونم کی هستی.

‫و می‌دونم چیکار کردی.

‫هی. هی!

‫نمی‌ذارم به خونواده‌م صدمه بزنی.

‫اونی که داره به خونواده‌ش صدمه می‌زنه تویی، مرتیکه‌ی کلاهبردار عوضی.

‫شوهرت ازت متنفره.

‫اوضاع پسرت خیلی خرابه.

‫و ناتالی، که می‌خوای سگِ دست‌آموزت باشه؟

‫خب، می‌دونی چیه؟ اون الان دیگه سگِ منه.

‫تو دختر منو نمی‌شناسی.

‫- چرا، می‌شناسم. ‫- نه.

‫حتی تا اون پیرسینگ روی سینه‌ی چپش.

‫می‌دونی چی عجیبه؟

‫نوک سینه‌ی دخترت مزه‌ش خیلی شبیه مالِ پسرت بود...

‫اسم بچه‌هامو تو اون دهنِ کثیفت نیار.

‫اونا دیگه بچه‌های تو نیستن...

‫یا خدا.

‫اوه، خدای من... وای، خدای من.

‫تکون نمی‌خوره.

‫حالت خوبه؟

‫- تو... ‫- برو گمشو!

‫خیله‌خب، بذار ببینم اینجا چی داریم...

‫ولگردی، دزدی از مغازه،

‫و ظاهراً با یه ماهی یخ‌زده به یه زن حامله حمله کرده.

‫این دیگه از اون جدیداشه.

‫هی، می‌دونی چیه؟ یه لحظه صبر کن.

‫- هی، نِد. ‫- سلام.

‫- هی رفیق. تام بودِن رو می‌شناسی؟ ‫- تام؟

‫راستش با اینکه آدم بدنامی بودم، قبلاً منو می‌فرستاد پای جایگاه شهود.

‫ایشون نِد کارسونه.

‫رفیق، امروز صبح گزارش گم شدن یه دختر رو گرفتی.

‫اسمش چی بود دوباره؟

‫نِوایا ولنتاین.

‫- دارم همین الان با مامانش حرف می‌زنم. ‫- برو بیرون.

‫- اوضاع چطوره؟ ‫- عجیبه.

‫گزارش مفقودی دخترش رو داده،

‫بعدش آوردیمش اینجا. ‫اصلاً همکاری نمی‌کنه.

‫خب، آنا دیروز با این دختره ‫حرف زده.

‫اصلاً خبری داری کجاست؟

‫اون دخترِ مکس کیدیه.

‫اگه می‌خوای بدونی کجاست، ‫باید از اون بازجویی کنی.

‫وقتی باهاش حرف زدی چی گفت؟

‫خب...

‫ما قبلاً همه‌ی اینا رو ‫به گریسون گفتیم.

‫- آره. ‫- آنا رفت سمت دختره.

‫دختره یه سری حرفای زشت ‫درباره‌ی بچه‌هامون زد.

‫بعدشم گذاشت رفت.

‫مگه نه؟

‫درسته.

‫اون جیم شد.

‫ اوه لعنتی!

‫- دیدی چی شد؟ ‫- حالت خوبه؟

‫ اون فقط... ‫مثل یه بز کوهی پرید بالا.

‫اون چی بود؟

‫این فیلمِ مامانه که داره ‫به دوستم «امبر» حمله می‌کنه.

‫دوستت؟

‫امبر...

‫می‌دونی از چیه این‌جا خوشم می‌آد؟

‫تا دفتر راهی نیست.

‫- اون‌جا می‌بینمتون بچه‌ها. ‫- می‌بینمت.

‫خب، اون شب حرفمون نیمه‌تموم موند

‫توی خونه‌ت...

‫حتی اگه اون‌طوری هم نبود، ‫من بیخیال می‌شدم.

‫تام.

‫- تام. هی. ‫- هی...

‫قضیه‌ی این دختره ‫اون‌جوری که فکر می‌کنی نیست، خب؟

‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم.

‫یه لحظه، لکس.

‫بیا دنبال من.

‫دخترت داشت خونواده‌م رو تعقیب می‌کرد.

‫آره. کاری که کرده غیرقابل‌قبوله تام، ‫اما من اصلاً روحمم از این ماجرا خبر نداشت.

‫اون رسماً دیوونه‌ست، ‫مشکلات روحی داره

‫و قسمت جالبش،

‫اینو گوش کن، من حتی نمی‌دونم ‫که اون واقعاً دخترم هست یا نه.

‫- بی‌خیال بابا. ‫- من تا حالا ندیدمش.

‫- اون وقتی زندان بودم برام نامه نوشت... ‫- باور نمی‌کنم.

‫- و... صبر کن، صبر کن. ‫- هی...

‫تام. ولی منو کنار نذار.

‫نه، این دفعه نه.

‫خواهش می‌کنم، به حرفم گوش بده.

‫- من به شواهد گوش می‌دم، مکس. ‫- شواهد.

‫برات مدرک دارم.

‫وارد سیستم ایمیل زندان می‌شمت

‫- و می‌تونی همه پیام‌ها رو ببینی. ‫- لعنتی.

‫همه‌شون اونجا هستن تا بخونیشون.

‫گوش کن، اون با من تماس گرفت،

‫متقاعد شده بود که تو و آنا در حق من بدی کردید،

‫منو انداختید زندان، پدرش رو ازش دزدیدید، ‫یا هر جوری که خودت می‌خوای اسمشو بذاری.

‫اون وسواس فکری پیدا کرده بود.

‫و من بهش گفتم دست از سرت برداره.

‫پیام‌ها رو بخون.

‫پیام‌ها رو بخون، تام.

‫یه لحظه صبر کن.

‫گفتی باهاش حرف زدی،

‫نه اینکه صورتشو بگیری و هلش بدی ‫جلوی یه ماشین در حال حرکت.

‫نمی‌فهمی، اون حرفای وحشتناکی زد...

‫برام مهم نیست چی گفت، ‫اون ویدیو یه فاجعه‌ی لعنتیه!

‫بحث سر یه ویدیو نیست، تام!

‫بحث سر یه روانیه‌ ‫که افتاده دنبال خانواده‌مون!

‫آره، و الان خودت ‫شبیه اون روانی شدی.

‫و من نمی‌دونم که مکس ‫تحریکش کرده باشه که این کارا رو بکنه.

‫چی، به خاطر اون پیامای لعنتی؟

‫آره، همون پیامای لعنتی.

‫واقعاً فکر می‌کنی ‫این تنها راه ارتباطیشون بوده؟

‫فکر می‌کنی یه سال تمام ‫پیامای الکی واسه هم می‌فرستادن؟

‫آره، چرا که نه؟

‫تو حرف مکس رو بیشتر از زنت باور می‌کنی؟

‫بازم داری مشروب می‌خوری؟

‫باورم نمی‌شه همچین حرفی بهم می‌زنی.

‫می‌دونی چی فکر می‌کنم؟

‫فکر می‌کنم ترسیدی

‫چون اگه حق با من باشه، ‫اون‌وقت نمی‌دونی باید چیکار کنی،

‫اون‌وقت چی، هوم؟

‫بعدش چی؟

‫مامان. کجایی؟

‫باید با ناتالی حرف بزنیم.

‫تو باید با ناتالی حرف بزنی.

‫ناتالی، اون یه اتفاق بود.

‫و هر کاری بتونم می‌کنم ‫تا اون رو پاکش کنن.

‫می‌دونم اشتباه کردم، اما ‫یه چیزایی هست که باید بدونی.

‫- امبر... ‫- خیلی خب.

‫می‌خوام بدونم چرا سعی کردی اولین دختری رو که واقعاً می‌خواستم باهاش برم سر قرار، بکشی.

‫چی؟

‫اون دختره، اسمش «نِوِیا»ست.

‫چی؟

‫- داری چی می‌گی؟ ‫- اون دخترِ «مکس کیدی»ئه.

‫رفتی یه...

‫پیرسینگ زدی؟

‫مجبورت کرد پیرسینگ نوک سینه بزنی؟

‫اون منو مجبور به کاری نکرد.

‫اوه، خدای من.

‫اون بدنت رو ناقص کرده،

‫- بدن «زک» رو هم ناقص کرده... ‫- ناقص چیه؟ فقط یه پیرسینگه.

‫درباره‌ی «زک» چی گفتی؟

‫«نِوِیا» همون دختریه که ‫«زک» داشت آنلاین باهاش حرف می‌زد.

‫متاسفم.

‫اون فقط به خاطر این سراغت اومد ‫چون «مکس» می‌خواد به ما صدمه بزنه.

‫چون اون حتی نمی‌تونست از من خوشش بیاد، مگه نه؟

‫اما حق نداری باهاش حرف بزنی.

‫نباید بری سراغش.

‫فهمیدی؟

‫به «زک» چیزی در این مورد نگو، باشه؟

‫من و پدرت ردیفش می‌کنیم.

‫خب حالا چی، «مکس»؟

‫تو آزادی، می‌تونی هر کاری بکنی.

‫رویای تو چیه؟

‫من؟ هیچی. آره، من آدم ساده‌ای هستم.

‫فقط فکر نکنم متوجه باشی...

‫که «مکس کیدی» الان چقدر شناخته‌شده و مثلاً ‫پول‌سازه.

‫آره.

‫می‌دونی، بابای دوستم...

‫کلی هتل توی «آتلانتا» داره.

‫و گفت اگه اسمت رو بذاری روی یه رستوران، ‫اون پولش رو جور می‌کنه.

‫اما...

‫گذشته‌ها گذشته.

‫و... نه، نه.

More Farsi Persian subtitles for Cape Fear

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left