The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.نگهبانها رو خبر کنيد .مورد ناشناسمون ربوده شده
.دستها بالا
.اينم تحويليتون، طبق قول قبلي
اون ديگه کيه؟
.شما نگران اون نباش
.شما سر دختره با من توافق کردي
.من خودم ترتيب اين يکي رو ميدم
.شنيدي آقاي مور چي گفت. جلو نيا
.بدون مأمور نوابي جايي نميرم، اوني که داخله
.بذار بره - .نميدونم مأمور نوابي کيه -
.مأموري اينجا نيست
اينجا کجاست؟
...بيد
.بيدار شدي. ترسونديام
دختره که توي بيمارستان بود. کجاست؟
.آره
،گرفتن جون آدما ،فقط چند دفعه انجامش دادم
.و هيچ لذتي هم ازش نميبرم
،همين که مُردي
.حلش ميکنيم
،برت ميگردونيم به زمين .همونطور که خدا ميخواسته
« شمارهي 26 »
.يه اسم بهم بده
.نميشناسمش
اون مأمور فدرالي رو ربوده که
داشته رو پروندهي تو کار ميکرده
.فکر کنم بشناسيش - .نميشناسم، بهخدا قسم -
تنها چيزي که ميدونم اينه که .تحت قرارداد بوده
.اسمشُ نميدونم
يعني چي، "تحت قرارداد"؟
قرارداد براي انجام چه کاري؟
...اون تميزکنندهي
.ريختوپاشها بود - منظورت آدماست؟ -
من از کجا بدونم؟
بزرگان ما رو کاملاً جدا .از هم نگه ميداشتن
.و اين يارو از اين کار مطمئن ميشد
،هر کي اين پادگان شما رو پيدا کنه
،اين يارو از شرش خلاص ميشه ترتيبشُ ميده؟
روال کاريش چطوريه؟
يکي سر از اين ،مدينهي فاضلهتون در مياره
...تبديل به يه تهديد ميشه، و بعد چي
اين مرده ميکشدشون؟ از شرشون خلاص ميشه؟
اين مرد توي عکس
از اين موضوع اطمينان حاصل ميکرد .که اجساد هيچوقت پيدا نشن
،اگه اين يارو واقعاً هم وجود داشته باشه .من هيچوقت ملاقاتش نکردم
بههرحال که مور فقط اسمشُ ميدونست
واقعاً بنظرت ممکنه مقور بياد؟
،اگه اسم اين مرده به ياد من بياد
و بتونم توي پيدا کردن مأمور مفقوديتون کمک کنم، چي؟
ميذارين برم پي کارم؟
و چرا بايد همچين توافقي کنيم؟
چونکه دارم شانس اينُ بهتون ميدم
...که جون اين خانم جوون رو نجات بدين
.زندگي خودم در عوض زندگي اون
.فقط بايد بذارين من برم
.بعد برميگرده پيشتون
.آره
.بشين تا بذاريم بري
اسمشُ ميدوني؟ - ،نه -
ولي ميتونم يهکاري کنم زندانيتون .اسم يارو رو بهم بده
با شکنجهدادنش؟
طبق تجربهي من، شکنجههاي متداول
.خيلي حقيقت رو نميکنن
براي همين هم هست که مردي رو استخدام ميکنم
که شيوههاي کُلنگريتري براي .بازجويي پيشرفته داره
،اگه کپسول اکسيژنش پر باشه
.ميتونه يه ساعته خودشُ برسونه - يه ساعت؟ -
?مأمور نوابي همينالانشم ?24 ساعت ميشه که گم شده.
ديگه چي از آدمرباش ميدونين؟
.اون يکي از اعضاي کيش نيو هيون نيست
هر کي که هست، پيمانکاري .باهاش قرارداد بستن
،که يعني يه رد کاغذيبازياي هست
.يهجور شواهد پرداختي
بگو واحد کلاهبرداري مالي افبيآي
.حسابهاي مور رو رديابي کنن
بوستون و آلباني دارن .دنبال سرنخ ميگردن
تا ما منتظر بازجوي آقاي ردينگتون ميمونيم؟
.وقتش رو نداريم
...اون مرد توي اتاق بازجوييمون
،يهچيزايي ميدونه ،و بايد به حرف بياريمش
.يعني همينالان
.ريموند
.از پيشنهادم استفادهي کافي رو ببر، هارولد
،بريملي يه دوست قديميه .و خيلي برام عزيزه
.آدم هميشه در دسترسي نيست
،اگه موضوع ثمر نبود .اصلاً خدماتش رو پيشنهاد نميکردم
.قربان. بذارين من باهاش صحبت کنم
بذارين ببينم ميتونم نظرشُ عوض کنم يا نه
آخه چي ميتوني تو بهش بگي که ما خودمون قبلاً نگفتيم؟
،نميدونم، ولي، خواهش ميکنم
فقط دو دقيقه کنار مردي که
.پشت قضيهي آدمربايي ثمره وقت بدين
.تنها خواستهام همينه
.آروم باش، اسموکي .يه نفس عميق بکش
رد آدرسي رو که
،گاروي بعد اينکه رسيد به سنخوزه .رفت اونجا رو زدم
،يه شرکت قايقهاي سفارشيه
.بهشدت محافظتشده
.کاميونهاي تدارکاتي بهش رفت و آمد دارن
چي ميبرن؟ - ،چياش رو نميدونم -
.ولي يه چيزايي از دليلش ميدونم
با چندتا از راننده کاميونهاش گرم گرفتم و مست کردم
و فهميدم که مالکش
...يهجور مزايدهي ماهانه برگذار ميکنه
،يهسري اقلام قانوني .يهسري مربوط به جنايتکارها
.ظاهراً، خيلي سختگير نيست
يه مزايدهست، و اگه گاروي با اون
،کيف جنابعالي اومده باشه اينجا .اون هم براي فروش گذاشته ميشه
باتوجه به اينکه تمام فکر و ذکرت پس گرفتن اون کيفه، فکر کنم
اين آخرين اتفاقيه که ميخواي بيفته ديگه... نه؟
.ميخوام يه دعوتنامه به اون مهموني برام جور کني
.اين که مهموني نيست - .وقتي مطمئن شدي باهام تماس بگير -
آوردمت اينجا که
،تو پيدا کردن ثمر کمک کني
.نه دنبال کيف دستيه بگردي
.من که کمکم رو به هارولد پيشنهاد دادم
...حالا هم دارم
.کارامُ راست و ريست ميکنم
.آقاي مور
.نميدونم منُ به ياد ميارين يا نه
.بنده مأمور آرام مجتبايي هستم
.منتظرت بودم
چي؟
...تو بودي که
.واسه جون اون دختر التماس کردي
خيلي دوستش داري، مگه نه؟
.بله
.يه چيزي تو وسايل شخصيام هست
.مطمئنم ليست شدن
.برام بيارش
.منم چيزايي که ميدونمُ بهت ميگم
ميدوني، يهجورايي تو فکر
.خفه کردنتام
،ميدوني... خيلي طبيعيتره
.که با همين دستام به خواب فرو ببرمت
.چه باملاحظه
،خدا رو قبول داري؟ ميدوني، مثلاً
،بهعنوان يه محافظ يهجور فرشتهي محافظ؟
.بله، دارم
.من ندارم
...طبيعت
.خداي من طبيعته
خب، به گمونم بايد توافق کنيم .که نظرهاي متفاوتي داريم
.من يه فرشته دارم
مهم نيست. حتي اگه باور داشته باشي ،که اون مارو روي زمين قرار داده
.اين طبيعته که ما رو با خودش ميبره
،هيولاها و حشرات
.لاشخورها و نيتروژن
.پروسهاي زيبا
.اساس خود زندگيايه، اصلاً
،بدون مرگ
.زندگياي هم وجود نداره
اصلاً کنجکاو نيستي؟ - .يهذره هم نه -
مأمور نوابي... بايد بهم بگي که راجب
.مردي که دزديدش چي ميدوني
هر ساله، تعدادي زن و مرد ...راهشون به نيو هيون ميخورد
،زوجي که داشتن پيادهروي ميکردن ،يکي دو تا شکارچي
حتي همسر سابق .يکي از بزرگانمون
استيون کسيه که باهاش تماس ميگيرم .تا از شر اضافيها خلاص بشه
استيونِ چي؟ فاميل... فاميلياش چيه؟
.فلتماير
.تقلبيه. اسم واقعيشُ نميدونم
ميدوني الان کجاست؟
فقط اينُ ميدونم که به کي زنگ بزنم
.اگه ميخوام فلتماير رو واسه کار استخدام کنم
.شرمنده. دارن بيقراري ميکنن
مشکل، ميدوني، بيشتر دندونهاشونه .تا گرسنگيشون
چطور؟
.اينها موشهاي صحرايي هيماليايي هستن
،هر کدوم 12 تا دندون آسيايي دارن
.و دندونهاشون همينطوري بزرگ و بزرگتر ميشه
،سالي پنج اينچ .اگه باورت بشه
براي همين يهچيز بزرگ ميخوان
،که بجوئنش، ميدوني .تا دندونهاشونُ آروم کنن
.و امروز منُ قراره بجوئن
.آره، تو رو
!لعنتي
!وايسا
.راست ميگي، هارولد
.اين راسو نيست، گورکنه
اين گورکنه. ميره دنبال حشرات و کرمها
ولي بيشتر ديوونهي .پرندههاي زمينيه
.زنداني ما که پرندهي زميني نيست
.از نظر برنيس که هست
،هارولد، ببين
.برنيس يه کارکشتهي باتجربهست
که به تازگي بازنشسته شده اونم بعد از سالها
،بازي توي صنعت فيلمسازي و تلويزيون
که توش با بازي توي نقشهاي متفاوتي
.حرفهي سودزايي ساخته بود
.با "ايلاي والک" کار کرده ."با "فِي دانوي
فکر کنم با جورج کندي هم ...دو تا فيلمي بازي کرده باشه
.آره - ولي گولِ اين -
.رفتار پشت دوربيناش رو نخور
اين يه پا شيطونه که هرگز تيرش خطا نرفته
و هر سکانسي که بخوايم .رو برامون اجرا ميکنه
باور کن... ده دقيقه ،با برنيس و بريملي
بعد اين زندانيتون اسم آدمرباي .ثمر رو بهمون ميده
.اسمش رو به خودم داد - به حرف آورديش؟ چطوري؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.