The ABC Murders

The ABC Murders

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The ABC Murders S01 720p HDTV x264-MTB
The ABC Murders S01 HDTV x264-MTB
The ABC Murders S01 XviD-AFG
The ABC Murders S01 480p x264-mSD
The ABC Murders S01 INTERNAL 1080p HDTV x264-FaiLED
The ABC Murders S01 WEBRip x264-TBS
A Commentary by mohamadm
█► Caped Crusader , MohammadM | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Tags

x264
480p
480
XviD
Published on: 2019-02-01
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ تنها هستی؟

‫ تنها نمون

‫ من اینجام

‫ تحت نظر گرفتمت

‫ بای‌بای

‫ ای‌بی‌سی

«: مـتـرجـمـ: محمد.م :» .:: Mohamadm ::.

‫ لندن، 1933

‫خانوم ماربری؟

‫"کاست" هستم

‫اجاره هفته‌ای 2.6 شیلینگه، ‫اجاره‌ی کامل یه هفته رو از قبل پرداخت میکنی

‫چندتا بسته برات رسیده، بردیمشون بالا

‫امیدوارم انتظارِ این سرویس رو ‫ به طور مرتب نداشته باشی

‫حمل کردن بسته‌ها

‫فکر میکنی من چی‌ام، اسب بارکش؟

‫باید میذاشتیشون واسه خودم که حملشون کنم

‫و بذارم جعبه‌های قهوه‌ای لابی رو اشغال کنن؟

‫اینجا اداره پست نیست

‫من خیلی متاسفم که ‫باعث زحمت شدم، خانوم ماربری

‫در جلو سر ساعت 10 قفل میشه

‫خوش ندارم هیچ‌کدوم از ‫ آقایون مهمون تا نیمه‌شب

‫بیرون باشن و عیاشی کنن. ‫نه با دائم‌الخمر کنار میام

‫و نه با بددهنی، فحاشی و ناسزا و امثال اینها.

‫چیزی که میپسندم رفتار محافظه‌کارانه‌س

‫مواظب رفتارت باشی به خوبی با هم کنار میایم

‫مستراح داخل حیاطه

‫ترجیح میدم آقایون مهمون زیاد از حد

‫دستمال توالت استفاده نکنن. ‫لوله‌ها رو کپ میکنه

‫اونوقت کی باید بره اون تو و ‫با یه تیکه چوب بازش کنه؟

‫منم که باید برم.

‫گذری اومدی اینجا

‫یا انتظار داری که بلند مدت اینجا سکونت کنی؟

‫بستگی داره

‫به چی؟

‫موفقیت کسب و کارم

‫اینجا ساس داره؟

‫اینجا رو تمیز نگه میدارم، آقای کاست. ‫خیلی تمیز. خارجی راه نمیدم

‫نه مثل بعضی مسافرخونه‌های اطراف ‫که همه‌جور آدمی پذیرش میکنن

‫که نمیدونی کنار چجور افرادی سکونت داری

‫آقای تردگلد. یکی از مسافرای بلند مدته

‫پشتش اذیتش میکنه. دخترم لیلی داره کمکش میکنه

‫برای آقایونی که درد دارن، ‫خیلی تو کارش ماهره

‫یک شیلینگ برای کار معمول

‫از طریق من رزرو میکنی، پول هم به خودم میدی

‫کارش رو بلده، جای بحث باقی نمیذاره

‫میرم که وسایلت رو باز کنی

‫اون روز تعقیبت کردم

‫خسته و پیر به نظر میومدی

‫طوری راه میری انگار پاهات اذیت میشه

‫تا حدی نگرانت شدم

‫خیلی نزدیک بهت وایسادم

‫نفسم رو روی گردنت حس کردی هرکول؟

‫خیلی‌ها میگن این خودبینی‌ـه

‫میگن "پوارویِ متکبرِ خودنمایِ خودبزرگ‌بین"

‫و پشت سرت بهت میخندن

‫ولی من نمیخندم

‫چون این تکبر نیست

‫من فکر میکنم داری تلاش میکنی زمان رو به وقتی

‫که کارآگاهِ مشهوری بودی عقب بکشونی

‫وقتی که مورد تجلیل بودی، ‫وقتی که میخواستنت

‫وقتی که دوستت داشتند

‫هیچوقت کسی دوستم نداشته

‫ولی ازم خواهند ترسید

‫هیولای بی‌چهره‌ای خواهم بود

‫که بره‌ها رو به کشتار میکشونه

‫مرکز پلیس

‫باید با بازرس "جپ" درباره‌ی ‫موردی اضطراری صحبت کنم

‫-خودم مسیر رو بلدم ‫-اون اینجا نیست

‫کجاست؟

‫باغچه کلم‌ش رو بیل میزنه، احتمالا

‫الان دیگه یه شخص غیرنظامیه

‫-بازنشست شده؟ ‫-اهوم ‫-کی جایگزینش شده؟

‫بازرس "کرومِ" جوان، قربان

‫-پس با اون حرف میزنم ‫-در حال حاضر برای یه پرونده رفته بیرون

‫لطف کنید کنار بقیه مردم عادی بشینید

‫بازرس کروم، قربان

‫هرکول پوآرو

‫هیولای بی‌چهره‌ای خواهم بود ‫که بره‌ها رو به کشتار میکشونه

‫بازرس جپ

‫"میخوام برای دوتاییمون یه کاری بکنم، هرکول"

‫"به قول معروف دارم ‫مقدمات کار رو فراهم میکنم"

‫"وقتی آماده شم خبرت میکنم"

‫"تا اون موقع بای‌بای، ای‌بی‌سی"

‫هر نامه‌ای از طرف ای‌بی‌سی تمبر متفاوتی داره

‫پاکت‌هاش رو نگه میدارم. ‫با بقیه نامه‌ها متفاوتن

‫-کدوم بقیه؟ ‫-بقیه

‫مجموعه‌ای کوچک، که فقط برای ‫مقایسه لحن و منظور انتخاب کردم

‫"تو از ما بهتر نیستی. گورتُ گم کن، وزغ"

‫نوزده ساله که اینجا زندگی میکنم، ‫و مردم هنوز فکر میکنن فرانسوی هستم

‫-همه مثل همینن؟ ‫-اهوم

‫باید میگفتی داری بازنشست میشی

‫اگه میدونستم به سلامتیت مینوشیدم

‫نمیخواستم خیلی شلوغش کنم. ‫بی سر و صدا انجامش دادم

‫جپ، چرا بازرس کروم نخواست منُ ببینه؟

‫خب، تو که میدونی مردای جوان چطورن. ‫میخوان واسه خودشون اسم در کنن

‫گرچه آدم خوبیه. فقط بهش زمان بده

‫چرا اینا رو نگه میداری؟

‫باید پرتشون کنی تو سطل آشغال، ‫جایی که بهش تعلق دارن

‫هرروز میاد، جپ

‫نامه‌های ای‌بی‌سی مودبانه هستن، دلسوزانه

‫تقریبا دوستانه

‫اونا بیشتر از همه منُ میترسونن

‫و یه ایرادی درباره‌شون وجود داره

‫نمیتونم دقیق مشخص کنم ‫ایرادشون چیه

‫یه ایرادی دارن؟ ‫همه چیزشون ایراده

‫"هیولای بی‌چهره‌ای خواهم بود" ‫این بابا زده به سرش

‫تو حالت خوش نیست

‫زیادی تنها بودی

‫حالا، اگه مشغول بودی اینا رو ‫همون طوری که هستن میدیدی:

‫افرادِ بی‌رحم و زننده

‫و یه یارویِ دیوانه که ‫بازی شرورانه‌ای باهات میکنه

‫و همه‌ی این نامه‌های رقت‌انگیز رو دور مینداختی

‫گوشت پختم

‫کمی سیب‌زمینی دارم

‫کلم قرمز خوب

‫بیا غذا بخور

‫دسر شیرینی مربایی و کاستر درست کردم

‫- چه ترسناک ، غذای انگلیسی ‫-یالا

‫کلی گپ میزنیم

‫حتی کمی برندی(نوعی شراب) از کریسمس مونده

‫راستش منم به هم‌صحبت نیاز دارم

‫اگه خوشحال میشی، پس قبول میکنم

‫عالیه

‫ولی اول اینا رو میسوزونم

‫تک تکشون رو

‫جپ

‫ممنون، دوست من

‫در انبار رو ببند تا سریع بریم

‫جپ؟

‫جپ؟ جپ؟

‫ صبح بخیر هرکول

‫ امیدوارم خوب باشی

‫ هیجان‌زده‌ام. در پوست خودم نمیگنجم

‫ مقدمات کار رو فراهم کرده‌م. من آماده‌م

‫ امیدوارم تو هم آماده باشی. 31 مارس. انداور

‫ شروع شد

‫انداور

‫صبح شما بخیر خانوم

‫افتخار صحبت با خانوم آلیس اشر رو دارم؟

‫بله، ولی وقتت رو با ‫حرف زدن تلف نکن، بچه خوشگل

‫من هیچی نمیخرم و میخوام برم ‫ساندویچمُ بخورم پس برو رد کارِت

‫شما هنوز نمیدونین چی میفروشم خانوم اشر

‫خداوند زندگی میدهد و خداوند عمر را میگیرد

‫بازرس کروم، مجبورم نکن تو یه ‫قبرستان دنبالت کنم

‫برای دوتامون کسر شأنه

‫-آقای پوارو ‫-ازتون میخوام با همکارانتون در انداور صحبت کنین

‫در چه مورد؟

‫قتل

‫اینجا دفترِ جپ بود

‫بله

‫هنوزم از اون مهمونی‌های قتل ‫برگراز میکنین؟ تو خونه‌های بزرگ

‫مثل وقتی که مشهور بودین

‫کار عجیبیه

‫افراد پولدار که وانمود میکنن به قتل رسیدن

‫وحشتناکه

‫دیگه درخواستش نیست

‫آقای پوارو

‫به نظر اینجاتون داره آب میشه

‫حتما نشاط آور بوده

‫با اصیل‌زاده‌ها پریدن

‫بچه پولدارای باحال

‫نجیب‌زاده‌ها

‫که نقش مرده بازی میکنن

‫زمانِ خودش باحال بود

‫بازرس کروم، من باعث رنجش‌تون شدم؟

‫منظورتون شخصِ من هست یا ‫مجموعه‌ی من، یعنی پلیس؟

‫هردو

‫فکر میکنین ممکنه باعث ‫چه رنجشی شده باشین آقای پوارو؟

‫شما کارآگاه بزرگ هستین، ‫حل‌کننده‌ی سرنخ‌های غیرقابل‌فهم

‫خودتون جوابشُ پیدا کنین

‫"یلند"

‫با همکارانمون در انداور به دقت ‫صحبت کردم، قربان

‫و جزئیات تمام جنایاتی که روز 31 مارچ 1933

‫رخ دادن رو دریافت کردم که شرح میدم:

‫سگی با چند تکه لباس فرار کرده، ‫یه دوچرخه داخل رودخونه انداخته شده

‫-یه درگیری شامل یک دست دندان مصنوعی ‫-دندان مصنوعی؟

‫بله قربان، مقصر هربرت موریسِ گوژپشت بوده، که

‫از یه خانم رهگذر درخواست کرده ‫براش لبخند بزنه که اونم با

‫الفاظ رکیک جواب داده، که در نتیجه ‫موریس دندان مصنوعیش رو براش پرت کرده

‫خانومه پا گذاشته رو دندان مصنوعی ‫و دیگه آشوب به پا شده

‫-دیگه چی؟ ‫-موضوعاتِ معمولِ افراد مست و مخل آسایش، و اخلال

‫در آرامش، زد و خورد، فاحشه‌بازی، ‫و یه پسر پنجره‌ی

‫تنباکوفروشی اشر رو شکسته ‫ولی خانوم اشر در رو باز نکرده

‫بنابراین افسر پلیس نتیجه ‫گرفته که اون تو میخونه بوده

‫چون که معمولا میرفته اونجا، ‫و افسر پنجره شکسته رو

‫با مقوا پوشونده و با یه ‫پس‌گردنی پسر رو ول کرده

‫-قتلی در کار نبوده ‫-خیر قربان

‫جسدی در کتابخونه نبوده

‫شمعدان نقره درون کاسه چشم ‫ورثه‌ای فرو نرفته

‫و دل و روده‌ی کسی کف هنرستان ریخته نشده

‫خیر قربان

‫خب، تحویل بگیرین

‫امیدوارم این باعث آرامش خاطرتون بشه

‫میدونید امروز چه روزیه، نه؟

‫اول آوریل (13 بدر)

‫روز دروغ شاخدار

‫فکر کنم فریبِ دروغ سیزده خوردین

‫از وقت و تلاشی که ‫بابت این موضوع گذاشتین ممنونم

‫چرا چونه‌ش خاکستریه؟

‫نپرس

More Farsi Persian subtitles for The ABC Murders

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left