Absentia

Absentia

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Absentia S03E03 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E03 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E03 2160p AMZN WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-POKE
Absentia S03E03 HDR 2160P WEB H265-POKE
Absentia S03E03 720p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E03 1080p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E03 720p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E03 1080p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E03 WEBRip x264-ION10
Absentia S03E03 WEB H264-RBB
A Commentary by Morteza_Lkz
📮 Lkz مرتضی 📮

Tags

web
HD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
1080
webrip
x264
BRip
Published on: 2020-09-04
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ هکری که باهاش کار می‌کردی ‫ کجاست؟

‫ و بهت چی گفت؟

‫ فقط بهمون بگو کجاست ‫ دیگه این ماجرا تموم میشه

‫ فلین

‫هی. باهام حرف بزن

‫برام سواله که چرا بابا ‫جواب پیامکم رو نداده؟

‫ شاید تلفنش در دسترس نیست ‫ یعنی ممکنه...

‫و اگه زنگ نزنه چی؟

‫- اگه اون... ‫- هی، هی، منو ببین

‫ازت می‌خوام به حرفم گوش کنی، ‫فلین وارن دورند، باشه؟

‫ممکنه یه پیامک دریافت کنی

‫ممکنه یه چیزی توی تلویزیون ببینی،

‫یکی قراره بهت بگه یه اتفاق بد ‫برای بابات افتاده،

‫ولی تا زمانی که شخصاً از خودم نشنیدی،

‫نباید چیزی رو باور کنی

‫گرفتی؟

‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

‫باور دارم که اون زنده‌ست ‫و تو هم باید باور داشته باشی

‫تو هم دنبالشی؟

‫آره

‫و تا وقتی پیداش نکردم ‫بی‌خیال نمیشم

‫بهت قول میدم

‫دوستت دارم، می‌دونستی؟

‫منم دوستت دارم

‫همه‌چی درست میشه

‫همه‌چی درست میشه

تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz

‫ممنون که اومدی، امیلی

‫ - چیزی نمی‌خوای؟ قهوه؟ آب؟ ‫ - نه، مرسی

‫می‌دونم 48 ساعتِ سختی بوده

‫اگه هرجور کمکی خواستی،

‫لطفا از درخواستش مردد نباش

‫ممنون

‫اف‌بی‌آی خانواده‌ی توئه

‫ من و معاون مدیر وب می‌خوایم ‫ بهت اطمینان بدیم که شبانه‌روز داریم کار می‌کنیم

‫ تا کسایی که نیک رو دزدیدن ‫ یا احتمالا کشتن،

‫ پیدا کنیم

‫جولیان، تو که این چیزا رو ‫باور نمی‌کنی، مگه نه؟

‫موافقم که احتمالش کمه،

‫اما باید بذاریم شواهد ‫ما رو به سمت نتیجه‌گیری هدایت کنن

‫به هوای ظن و گمان پیش نمی‌ریم

‫اون انفجار برای انحراف بود

‫- هیچ مدرکی نیست که بگه نیک مُرده ‫- نه

‫اما پزشکی قانونی تعداد زیادی ‫تکه‌های استخوان رو از محل پیدا کرده

‫بر این باوریم که شاید این گروه

‫باقی‌مانده‌های قربانی‌هاشون رو ‫توی کوره آتیش زدن

‫حالا ما داریم شبانه‌روز کار می‌کنیم ‫تا تمام باقی‌مانده‌ها رو شناسایی کنیم،

‫و داریم هر سرنخی رو برای ‫پیدا کردنِ نیک و داوکینز دنبال می‌کنیم،

‫با این فرضیه که اونا هنوز زنده‌ن

‫باشه. خوبه

‫پس کلی کار داریم

‫بله. همینطوره

‫اما تو نه. دلم نمی‌خواد اینو بگم، امیلی،

‫ولی این تجسس ماست، نه تو

‫حتی اگه رسماً به کار برمی‌گشتی،

‫از جایی که خیلی به نیک نزدیکی، ‫نمی‌تونستم بذارم کار کنی

‫جو...

‫احساس می‌کنم این به سود همه‌س ‫که تو توی این پرونده نباشی

‫امیدوارم متوجه باشی

‫جولیان، من می‌تونم کمک کنم

‫فقط ازم استفاده کن ‫هرکاری انجام میدم

‫نه، متاسفم

‫نمی‌تونم قربانیِ دیگه‌ی چاقوخورده رو تماشا کنم

‫از زمانت برای رسیدگی ‫به خودت و پسرت استفاده کن

‫هر پیشرفتی داشته باشیم ‫بی‌خبرت نمی‌ذاریم

‫خبر جدید؟

‫خب، داوکینز توی لیست ‫تحت تعقیب‌های اینترپل‌ـه

‫یه مامور انتقاله، به‌نظر با ‫پاسپورت‌های جعلی سفر می‌کنه

‫و چندین اسم مستعار داره، ‫هم در اینجا هم اروپا

‫مرد سفیدپوست، 40 تا 60 ساله. ‫اما قطعا هیچ چیز محسوسی در هویت اصلیش نیست

‫لعنت بهش

‫با اینترپل پیگیری می‌کنم

‫امیلی

‫امیلی. ببین، ما همه می‌خوایم ‫بدونیم چه اتفاقی برای نیک افتاده

‫باید باهم کار کنیم تا برش گردونیم

‫آره، گانرسون اینو می‌دونه؟

‫- چون الان منو کنار گذاشت ‫- اون یه مامور اداریه

‫چاره‌ای بجز پیروی از دستورات نداره

‫- بی‌خیال ‫- بهم گوش کن

‫من می‌تونم تو رو در جریان ماجرا بذارم

‫اگه گانرسون بفهمه که داری ‫بهم کمک می‌کنی،

‫شغلت از دست میره

‫می‌تونم مراقب خودم باشم

‫می‌خوام نیک برگرده و ‫فکر می‌کنم تو بهترین شانسشی

‫پس گوش کن

‫اسم کسی که بهش چاقو زدی ‫کریستوف شارف‌ـه

‫از بیمارستان عمومی بوستون ‫داره مرخص میشه

‫شارف ترسیده

‫ترجیح میده به زندان بره ‫تا اینکه با ما همکاری کنه

‫ممنون

‫فقط می‌خوام گپ بزنم

‫اگه سروصدا کنی ‫اوضاع برات دردناک میشه

‫می‌فهمی؟

‫خوبه

‫هیس

‫ساکت

‫گور بابات...

‫همه‌چی اونجا مرتبه؟

‫آره، همه‌چی خوبه

‫از جونم چی می‌خوای؟

‫ازت می‌خوام یه پیغام به داوکینز برسونی،

‫بهش میگی من "کای" و ‫فایل‌هایی که دزدیده رو دارم

‫می‌خوام در ازای جونِ نیک دورند ‫یک مبادله بکنم. همین امروز

‫تا الان، اون می‌دونه کی هستی

‫ می‌دونه کجا زندگی می‌کنی ‫ به‌زودی پیدات می‌کنه

‫بهش بگو جای اغذیه "هدفیلد" ‫ساعت 3 منو ببینه

‫برای یه معامله میام، ‫نه اینکه دستگیرش کنم

‫لعنتی

‫هی. قبلا با "تامی گیبز" بودی، درسته؟

‫- آره. چرا؟ ‫- مرد خوبی بود

‫بهترین بود

‫مواظب باشین

‫خواهش می‌کنم، به کمکت نیاز دارم

‫اسمم نیک دورنده

‫ من... مامور اف‌بی‌آی هستم ‫ میشه بگی من کجام؟

‫حداقل میشه بگی چه روزیه؟

‫چند وقته که اینجام؟

‫اونا... اونا ازم چی می‌خوان؟

‫اگه بهم کمک کنی، ‫دولت بهت پاداش میده

‫ این بیمار برای ام‌آرآی هست؟

‫ - آره. خودشه ‫ - خیله خب

‫خب فقط باید یه سری چیزا رو ‫وارسی کنم

‫اسم کامل و تاریخ تولد، جناب

‫کریستوف شارف ‫متولد 10 آگوست، سال 1981

‫- همه‌چی خوبه. می‌تونه بره ‫ - حله

‫ - ممنون، افسر. روز خوش ‫ - همچنین

‫ می‌برمت پایین، دوست من

‫امم...

‫مرد، هکری که دنبالشی،

‫اون هرزه دیوونه که بهم چاقو زد، ‫اونو مخفی کرده

‫و می‌خواد با فایل‌های دزدیده‌شده ‫یک معامله بکنه

‫در ازای مامور اف‌بی‌آی ‫که گرفتین

‫کِی؟

‫ساعت 3، جای اغذیه هدفیلد

‫نه، نه، نه، کریستوف، کریستوف ‫همونجا بمون، تو زخمی شدی

‫ فقط آروم باش. عجله نکن و نفس بکش

‫فقط نفس بکش

‫جزئیات یا اطلاعات دیگه‌ای نداد؟

‫گفت تو رو نمی‌خواد، ‫فقط ماموره رو می‌خواد

‫- تنها میاد ‫- فقط درباره همینا حرف زدین؟

‫ببین، من با اف‌بی‌آی همکاری نکردم

‫نه، نه، چیزی نیست

‫تو اطلاعات بیشتری از ‫همکارای مُرده‌ت دادی

‫پس حالا بذار تشکر صمیمانه‌م رو ‫به‌خاطر کار خوبت، بکنم

‫مقاومت نکن، عزیزم. آروم

‫مقاومت نکن، عزیزم ‫مقاومت نشون نده

‫خودتو رها کن

‫یک خدمتکار به افسر پلیس بوستون میگه

‫داره کریستوف شارف رو برای ایکس-ری می‌بره

‫با ویلچر اونو به یه اتاق خالی می‌بره

‫و چند دقیقه بعد، میاد بیرون ‫در حالیکه افسر حواسش پرت شده

‫بعد افسر کریستوف شارف رو ‫روی یه تخت معاینه، مُرده پیدا می‌کنه

‫با استفاده از تشخیص چهره،

‫یک تصویر بهتر از اون خدمتکار رو ‫با تصویری از اینترپل مقایسه کردیم،

‫و همونطور که انتظار می‌رفت، ‫اون داوکینز بود

‫خب، این عکس رو به اداره پلیس بوستون ‫و تمام آژانس‌های فدرال بفرستین

‫می‌خوام این مرد پیدا بشه

‫اگه داوکینز رو بگیریم ‫امیدواریم ما رو به سمت نیک ببره

‫کارت خوب بود

‫یه چیز دیگه هست

‫ از "کنتو" و "تامپسون" خواستم

‫ اینو با بقیه افراد به اشتراک نذارن

‫چقدر اون داخل بوده؟

‫نزدیک پنج دقیقه

‫بهش گفتم عقب بکشه

‫آره، و اون عادتشه که ‫به دستورات عمل نکنه

‫چطوری انقدر سریع شارف رو پیدا کرده؟

‫ - نمی‌دونم ‫ - پیداش کن

‫می‌خوام بدونم برن و شارف ‫درباره چی حرف زدن

‫اگه قبول نکرد که حرف بزنه، ‫تحویلش بده

‫و اینطوری، اگه بازم چیزی نگه،

‫به‌خاطر مانع شدن در تجسس ‫دستگیرش می‌کنم

‫یه‌کم غذا از یخچال برداشتم

‫ولی قبل اینکه عصبانی بشی، ‫مستقیم برگشتم پایین

‫گفتم توی دید نباشم ‫امن‌تره، می‌دونی

‫اون فایل‌ها رو می‌خوام

‫اونا رو به کسی نمیدم

‫برای برگردوندن نیک ‫به اون فایل‌ها نیاز دارم

‫من چی؟

‫تو براشون مهم نیستی. اونا فقط ‫فایل‌هایی که دزدیدی رو می‌خوان

‫خب، اون فایل‌ها تنها اهرمیه که دارم

‫و دلیل اینکه هنوز زنده‌م

‫باشه. پس بذار ببرمت اف‌بی‌آی ‫تا وقتی تمام این ماجرا تموم بشه

‫به محض اینکه اف‌بی‌آی از من ‫چیزی بفهمه، همه‌چی به فنا میره

‫مریدین همه‌جا رو می‌بینه. باشه؟ ‫امکان نداره بتونم برم

‫باشه ‫پس، تو اینجا بمون

‫تا وقتی که نیک رو پیدا کنیم

‫و بعد وقتی برش گردوندم،

‫یه جای امن برات پیدا می‌کنیم

‫نیک پیش داوکینزه

‫باهاش یه قرار گذاشتم

‫تا فایل‌های تو رو ‫در ازای جونِ نیک معاوضه کنم

‫دیوونه شدی؟

‫- تو نمی‌تونی با این آدما معامله کنی ‫- چاره دیگه‌ای ندارم

‫تو چاره‌ای نداری، ‫ولی من دارم

‫لعنتی

‫- بذار کمکت کنم ‫- نه. فقط...

‫فقط همون الکل رو بیار

‫می‌تونم کاری که شروع کردم رو ‫درست کنم

‫چطوری؟

More Farsi Persian subtitles for Absentia

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left