The first 200 lines.
...آنچه در بتوومن گذشت
بروس هیچوقت از گشتن دنبال جسد خواهرت دست نکشید
بازرس های کاترین همیلتون تکههای
جمجمهٔ یه دختر بچه رو پیدا کردن
مال بثه
تو هیچقوت ازش نمیگذشتی
اگه فکر نمیکردی که بث مُرده
من به تحلیلگر دیانای پول دادم تا گزارش رو بنویسه
هر چقدر تلاش میکنم که تو رو فراموش کنم، نمیتونم
این اصلاً برای تایلر منصفانه نیست
شاید بهترین چیز این باشه که از این به بعد فاصلمو حفظ کنم
!بابایی
بنظرم کاترین گولِشو خورده
ما میزبان
به یاد موندنی ترین مهمونی چای خوری هستیم
که گاتهام تا حالا به خودش دیده
!ها ها ها
میگن انتخاب های ما مارو تعریف میکنن
ولی علارغم همه تاریکی ها همه اونایی که شَک کردن
و علارغم ترس خودم که خواهرمو برای همیشه از دست دادم
من اُمید رو انتخاب کردم که بث هنوز اونجاست
به کسی نگو، بروس ولی فکر میکنم این منو یه آدم خوشبین میکنه
کاپشنت رو بده - وایسا ببینم، چی؟ -
!کاپشنت رو بده
این با ارزشه، هرزه
باشه. بگیرش، بگیرش بگیرش
sina :ترجمه subscene: Thunderstruck
کانال هاي مووي امپاير و دي سي امپاير کبير با افتخار تقديم ميکنند @Movie_Empire @Dc_Empire
چیز باارزشیه - ممنون -
نه دقیقاً اندازمه نه بهم میاد
اُوه. این خونه واقعاً نباید این کارو میکردی
جیب جلو سمت راست خرگوشه قبل از فرار
انداختش اونجا
فکر میکنی بتونیم با جیپیاسش، رد آلیس رو بگیریم؟
تلاشمو میکنم - خوبه -
میبینم که اونو هم دوتیکه کردی
مثلاً متوجه نمیشم؟
ببخشید. محض اطلاع خیلی بهتر میشد اگه
اگه واقعاً از هم جدا میشد
...نمیشه، خب، پس
باشه. این تمام نقاطیه که این گوشی توی هفت روز گذشته بوده
این کجاست؟
پیتزای گاتهام. بد ترین نون ساندویجی های شهرو داره
ولی مکان دوم میشه بیشتر بهش امیدوار بود
یه انبار توی بَوِریه
و این جاییه که هست
منتظر من نمون
آه، خیلی غمانگیز، بلند، خیلی بی احساس
چرا هیچی برای پوشیدن ندارم؟
اگه دوباره میخوای منو بدزدی
صبر کن قبلش یکم بیشتر
به خودم برسم
تو تفنگدار رو اجیر کردی تا منو بکُشه؟
اینو دختری که راه میره و حرف میزنه و زنده هم هست میگه
اون یکی شلیک کرد و فکر میکرد بتوومنه
با اون شتاب دهنده کویل
...یه سلاحی که تنها دلیل ساخته شدنش
کُشتن منه
آدمی که طراحیش کرده بود رو هم
با یه چاقو پروانهای توی قلبش پیدا میشه
آره. هممم. بزار بهت بفهمونم
یه آدم شرور میخواست که خواهر دوقلوی من رو بکُشه
و منم مطمئن شدم که این اتفاق نیفته
این چیه؟
آمم، یه تکه تکنولوژی ملیون دلاری
که شتاب دهنده کویل رو قادر به عبور از لباس تو میکنه
این تنها دونشه که روی سیاره وجود داره
هرکسی که میدونست چطور ساخته میشه
خب، آمم، دقیقاً همون فعل گذشته
پس... قابلتو نداشت
خودتو تسلیم کن، آلیس
بزار کمکت کنم
میدونم که خواهرم هنوز اونجاست
آه، باز شروع شد
...تو اینو نگه داشتی
از جشن تکلیفمون
بردارش و برو
خیلی سرم شلوغه و چیزی هم برای پوشیدن ندارم
کین هستم. آخرای امشب برمیگردم گاتهام
نقشه های محل مراسم رو فردا اول کار بررسی میکنیم
پس حرف میزنیم
پس از اونجایی که میبینم میتونی شب جمعتو
اینجا با نفس کشیدن این آزبستا بگذرونی
یا اینکه با من بیای و این
سکسی ترین هات کوتیور رو بپوشی، ها؟
جدی میگم، جیجی و بلا هنوز دستشون هم به این نرسیده
ازم میخوای که امشب به اون چیز بیام
همون چیز مراسم انسان دوستانه گاتهامه
محض اطلاع مهم ترین مراسم فصل
که از مامانت قدردانی بشه کسی که به بابام گفت، بث مُرده
پس همون آزبست
میفهمم که بزودی از هم جدا میشیم
همم. کاملاً مطمئنم که درست وسطشیم
میدونم که این برات مهم نیست
ولی برای من مهمه، باشه
پس چرا چیزی که برای من مهمه نمیتونه برای تو مهم باشه؟
چون فکر میکنی اگه گاتهام ما رو به عنوان یه خانواده ببینه
ما هم بهش باور میکنیم
و این جوری نیست که اتفاق میفته
نه بعد از کاری که کاترین کرد
ولی تو به آلیس یه شانس دوم دادی
و سوم چهارم هم
چجوری میتونی مامان منو شیطان بدونی
ولی به نظر هیچ مشکلی با
اُمید داشتن برای شیطانی ترین آدم گاتهام نداشته باشی؟
چون اون خانوادمه
.و من نیستم؟ گرفتم
فکر میکنم اون دیوونه منم پس، میدونی که
برای فکر کردن به اینکه تو و من هنوز میتونیم خواهر بمونیم
البته که تو خانوادمی
...فقط اینکه
فرق داره؟ آره. به خودت یه لطفی بکن دیگه تلاش نکن
گوش کن. اگه من میخواستم بیام
هیچوقت نمیتونستم این کارو با بابام بکنم
...نمیدونی؟ اون قراره که امشب بیاد
به خاطر من
ببخشید اگه فکر میکردم تو هم همین کارو میکنی
به مراسم انسان دوستانه میری؟
آره، میخواستم درموردش باهات حرف بزنم
انگار نه انگار کاترین یجوری مرگ بث رو جعل کرد
پس من نمیدونم چی هست که دربارش بحث کنیم
میخوای دوباره برگردی پیشش؟
وقتی برای یه دهه و نیم با یکی باشی
همینجوری نمیذاری و بری
پس میذاری دوباره راهشو به زندگیت پیدا کنه
برگشتنی نیست، کیت
ما یه مدت رو باهم گذروندیم
کی؟ تو بیرون از شهر بودی
اُه، میدونی. وقتی برگشتم صبحونه خوردیم
جدی جدی داری اونو میبخشی؟
از کاری که کاترین کرد دفاع نمیکنم خودش هم نمیکنه
ولی کم کم دارم میفهمم که چرا اون کارو کرد
به عنوان یه مادر
به عنوان یه همسر
فکر میکرد داره بهمون کمک میکنه ازش رد بشیم
بیدار شو، پدر عزیزم
چرا، چه خواب طولانی داشتی
فکر کردم خیلی وقتی هست که من و تو
بالاخره یه صحبت پدر دختری داریم
تنها چیزی که میخوام همینه
بیخیال، نه اینجوری
منو از این زنجیرا آزاد کن - هیشش -
...اینجا دیگه فرمانده نیستی
.فرمانده
کیت میفهمه که من گُم شدم
میفهمه؟ آمم
چون دیشب دیدمش
و حتی یه حرف هم از تو نزد
فکر کنم توی گُم شدن اعضای خانواده صفر به دوئه
میخوای چی بگم؟ متأسفم؟
کلمهای برای حسی که دارم پیدا نمیشه
برای دونستن اینکه تو رو پشت سرم رها کردم
پس کلمهای برای توجیهاش
پیدا کن که چرا هیچوقت تکه های جمجمه رو آزمایش نکردی
هیچ دلیلی برای اینکه فکر کنم اون دروغ میگه نداشتم
ولی دخترت گُم شده بود
و این فقط یه مشت استخون بود که توسط
زنی پیدا شده بود که کمتر از یکسال بود میشناختیش
شاید باور کردن به اینکه مُردی
راحت تر از بیدار شدن هر روز با اُمید بود
یاهر شب رفتن به خواب با قلبی شکسته
البته، باید بیشتر میگشتم
باید بیشتر اُمید داشتم باید... باید
دی انای رو خودم آزمایش میکردم
ای کاش... ای کاش برای پونزده سال
...گذشته پدرت بودم، ولی
شکست خوردم
تو رو نااُمید کردم
ممنون برای گفتن اینا
و ممنون ازت
برای اینکه من رو کسی که الان هستم کردی
نقشه چیو میکشی؟
بگو چیکار کنم تا جلوشو بگیرم
امروز روز مهمونی چای خوری دیوونه کننده منه
که تو هم دعوت شدی
کاملاً مطمئنم که میری
کاترین خوشهال میشه
ولی چطوری میشه، وقتی تو اینجا گیر افتادی
و هنوز مهمون مایی؟
فکر کنم وقتی داریم چاییمونو میخوریم میبینی
و یکی هم آخرش
از بین میره
کاترین پدرم رو پونزده سال پیش بازی داد
و حالا دوباره داره همون کارو میکنه
بابام سر دسته کروزه
یعنی، چجوری اصلاً گول این رو میخوره؟
از وقتی که برگشتی آلیس درحال کشت و کشتار بوده
و این باعث شده از چیزای خوب بروس بخوری؟
آلیس به خواسته خودش شستشوی مغزی شده
این فرق داره. بابام داره خودش انتخاب میکنه
انتخاب میکنه که زنی رو ببخشه که
درباره مُردن دخترش بهش دروغ گفته
کاترین به یه گروه دانشمند پول داد
تا نتایج دیانای رو تغییر بدن
بابام یه بار تو کیفم علف پیدا کرد و
برای یه تابستون کامل خونه نشینم کرد
با عقل جور درنمیاد. این بابام نیست
این بابام نیست - چیو نگرفتم؟ -
اگه برای سخنرانی زنگ زدی، وقتشو ندارم
برعکسش درواقع
No comments yet. Be the first to leave one.