The first 150 lines.
جین جین
بیا پشت همدیگه رو بشوریم
نه، متشکرم
بذار سینه هاتو بمالم
ببخشید
از آشنایی باهات خوشحالم
من لاتیما ام
همه شما تا سفر بعدی ما اینجا تو این ویلا میمونین
لیدی لیدی به من خبر داده
همتون می تونین از این خونه مثل خونه ی خودتون ازش استفاده کنین
لطفا استراحت کنین و از خودتون پذیرایی کنین
ممنونیم
مثل خونه خود آدم ، ها؟
و با این حال من یه نفر و نفله کردم که غیر قابل اجتناب بود
من دیگه حق دارم بهش بگم دوست صمیمی؟
این حس
این حجم
اونها بهترین هستن
سینه هام و دست نزن
اون هنوزم ی شیطونه
بزرگترین لرد شیطان به عنوان یک هیچ کس معمولی دوباره متولد می شه
داره شروع میشه، نه؟
ن-خوب میشیم؟
ارتش وردای ما تو حالت آماده باشه
یه جایی دور از خط مقدم
ما وارد درگیری رو در رو با دشمن نمیشیم
حتی اگه رو در رو هم بشیم
تجهیزات جادویی از شما دوتا محافظت می کنه
با توجه به صحبت های وردا و لیدیا،
ما الان تو عصر گذشته ایم که من،
یعنی دیو لرد وارواتوس در حال گسترش نیروهای خودش بوده
و نبرد با شیاطین و بیرونی ها آخراشه
به علاوه، اون چیزی که میشه فهمید
اینه که احتمالاً نبرد دشت آرالیاس
شیاطین به دشت های آرالیا حکومت کردن
و نیروهای ترکیبی ارتش لیدیا و ارتش وردا
خیلی از قلعه ها و شهرهای قلعه ساخته شده اونجا رو از بین برد
ساختن پایه ای برای کنترل ما تو این قاره.
بازم، یادم نمیاد این نبرد مشکلی داشته باشه
پیشرفت
معده ام درد میکنه
داروها! با پزشکا حرف بزن
به این کم برنگرد
تو خوبی؟
برگردین خط مقدم
میدونم
ارگ، پای من
آه، من اون جنازه رو عمدا تنها گذاشتم
این برای مجموعه تحقیق های لیدی ورداس
خانم ایرینا
ما باید این کانتینر رو به تیم تامین حمل کنیم
می دونم
اون چی بود؟
هوم، به نظر حمله دشمنه
اشک
سوگواری
بزار دل و رودت تو کل زمین پخش بشه
من-فکر کردم دشمن به عقب نمیاد؟
انگاری یه عقل کلی پشت این ماجراس
درهم شکستن تدارکات و پزشکان دشمن یه تاکتیک استاندارد جنگیه
پیشبینی من برا اینکه ما اینجا امنیت داریم، اشتباه بود،
ولی این برای ما حتی بهتره
این ممکنه برای ملاقات با شیطان لرد کافی نباشه
ولی یه برد هنوزم یه برد حساب میشه
چیزی خاموشه
من نمی تونم باور کنم که اون خودشو نشون نداده حتی بعد از اینکه ما تا اینجا پیشروی کردیم
من خبرهایی دارم
ارتش وردا که پشتیبان ما بود مورد حمله غافلگیرانه دشمن قرار گرفت
نیروهای مخفی؟ چند تا؟
تعدادشون زیاد نبود
با این حال، کسی که اونها رو رهبری می کنه
فرمانده دشمن، بولگان عه
چی؟!
غیر ممکنه
من نمی تونم -
من حدس می زنم اون همش نقش بازی میکرد
همه خوبن؟
هوم؟
لیدیا سیس بزرگ؟
ظاهراً قبل از رسیدن ما تموم شده بود
خوب، اون حتی ارزش کشتن رو نداشت،
اما حتی یه ژنرال به این ضعیف هنوز یه ژنراله
پس مطمئن شدم که اونو زنده دستگیر کردم
این ضعیفه؟
این ژنرال بزرگیه که ما سعی کردهیم سرنگونش کنیم
ها؟ ژنرال بزرگ؟
افتخارش رو از ما دزدیدی
ای تازه کار اشگول
آرد خیلی عالیه
آرد منه
خوب، در هر صورت
تاثیر گذاری سید
الان فقط مسئله زمانه
تا وقتی که با واروی ملاقات کنی
واروی؟
درسته؟
البته
من در مورد وارواتوس صحبت می کنم
ا-این قلعه هزاره است؟
این یه قلعه شگفت انگیزه
شایسته اون مرد بزرگ
زیباست، نه؟ حماسه، اینطور نیست؟ و بالاتر از همه، جالبه، اینطور نیست؟ قلعه من
ا-ا داخل هم باورنکردنیه
من هیچوقت ساختمونی رو بیشتر از این ندیده ام که مجلل تر و پشم ریزون تر از این باشه
هومف
هیچ چیز جالبی در مورد این قلعه نیست! فقط بزرگه
قلعه ای که بیگ سیس ساخته یه میلیون بار بهتره
چ-چی؟
چیزی روی صورتم هست؟
نه هیچی نیست
من-بالاخره داره اتفاق میفته
من نمی تونم باور کنم که ما می تونیم اونو شخصا ببینیم
به نظر می رسه که این خیلی آروم پیش میره، و من می ترسم
درسته، واقعنی
وقتی که تو اوج خودم بودم، یعنی وقتی که وارواتوس تو این قلعه بودم،
ه چنین شاهکاری به طور طبیعی رخ می ده
ولی خب الان من آرد شهابم
اگه یه سرباز معمولی و بی نام به راحتی یه ژنرال بزرگ را شکست بده، مشکوکه
براوو، براوو
اوه، معذرت می خوام
لطفاً اونو به عنوان تحسین من برای تلاش هات در نظر بگیر
بالاخره این تنها راهیه که می تونم احترام خودمو ابراز کنم
من دربارتون زیاد شنیدم، سر آلوارتو.
تو مثل همیشه هستی، نه؟
اگه به این شدت دعوا میخوای، من طرف دعوات میشم
من هیچ شکایتی در مورد مبارزه با چمپیون ندارم
ولی بازم،الان می خوام از ارتفاعات ناشناخته لذت ببرم
لیدیا، آلوارتو، چرا شما دوتا همیشه مشکل درست میکنین؟
خیلی وقته که ندیدمت، واروی
امروز مثل همیشه دوست داشتنی هستی، سرورم
این
ا-این...
من نمیتونم...
جینی؟! گرفتن!
سلام! جینی، بیا! جینی
یادم نیست تو رو احضار کرده باشم، آلوارتو
چند نفر از استخدامکننده های آیندهدار رو از این روش شکست دادی؟
به همین خاطر می خواستم این مخاطب و مخفیانه نگه دارم، ولی طبق معمول...
من خیلی خیلی تحسینتون میکنم
در هر صورت، باید همین الان اینجارو ترک کنین
در غیر این صورت...
که اینطور
فعلا مرخصی میگیرم
من خیلی وقته که زندم
ولی این اولین باریه که به خودم حسادت می کنم
پس تو شهاب ارد هستی؟
بله، اعلیحضرت ، هستم
بیا دنبالم
با این حال، واقعاً زمان زیادی گذشته، نه؟
هی، تا الان دلت برای من تنگ نشده بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.